👑 زن و زندگــے 👑
🩹 میخواستیم شکایت کنیم اما چون با آیت دست به یقه شدن و آیت هم اونو کتک زد منصرف شدیم. چون در این صورت اون هم شکایت میکرد و پایه آیت هم درگیر این ماجرا میشد. پشت میز نشستم که مامان یه ظرف سالاد الویه گذاشت جلوم و گفت :فعلاً یکم بخور ته دلتو بگیره تا ناهار آماده بشه. سری تکون دادم یه قاشق خوردم و گفتم: مامان به نظرت هوتن میتونه منو طلاق نده ؟؟ مامان با تعجب نگاهم کرد و گفت: منظورت چیه؟؟ + یعنی اینکه هوتن مهریهمو بهم بده اما طلاقم نده... مامان سری تکون داد و گفت : خب آره چون حق طلاق با هوتنه اما بابات با وکیلت حرف زده و اونم گفته راههای قانونی دیگهای هم هست که بتونیم طلاق تو ازش بگیریم... +مثلاً چه راهی؟؟ مامان شونه بالا انداخت و گفت :خوب اونجور که وکیلت میگفت... ادامه دارد... 







چون هوتن توانایی پرداخت مهریت رو داره دادگاه یکجا ازش مهریه رو میگیره و خب طبیعتاً برای اون سخته که بخواد نصف اموالش رو از دست بده...
میتونیم با بخشیدن نصفی از مبلغ مهریه حق طلاق رو ازش بگیریمسرمو تکون دادم و گفتم :
خب اگه مهریمو کامل داد اما طلاقم نداد چی؟؟ مامان با تعجب گفت: چرا این حرفو میزنی کسی چیزی بهت گفته؟؟
سری تکون دادم و قضیه تماس کتایون رو برای مامان تعریف کردم مامان با حرص گفت:
غلط کرده اول اینکه به تو زنگ زده دوماً اون خواسته حرفی بزنه به پدرت میگم با وکیل حرف بزنه سری تکون دادم و گفتم:
آره حتماً این کارو بکنه من خیلی نگرانم از اینکه هوتن بخواد اذیتم بکنه...
_ تو نگران نباش عزیز دلم فقط فکراتو بکن و تصمیم قطعیتو بگیر +من فکرامو کردم مامان
ادامه دارد...
۲K
۴:۴۳