👑 زن و زندگــے 👑
اولش برات سخته اما قول میدم کم کم برات عادی میشه فقط تو نیستی که داری طلاق میگیری... از هر ۱۰ نفری که ازدواج میکنند ۵ نفرشون جدا میشن این مسئله کاملاً طبیعیه..سریع تکون دادن و گفتم : اما برای من طبیعی نیست بابا میتونست موقع من هم اجازه بده ۶ ماه باهوتن نامزد باشم اون وقت میتونستم توی رفت و آمدی که باهاش داشتم رفتاراش رو بشناسم... اما این اجازه رو نداد یک ماه بیشتر نامزد نبودیم که حق دیدن هوتن رو هم نداشتم حالا زندگیم رو ببین ؟؟ ماهک لبخندی بهم زد و گفت: میفهمم چی میگی اما اینو بدون آلا تا با یه آدم توی خونه زندگی نکنی رفتاراش دستت نمیاد ... حتی اگه ۶ ماه هم با هوتن نامزد میشدی بازم نمیتونستی بفهمی هوتن چه جور آدمیه... الان فقط عصبی هستی و دلت میخواد تقصیر رو گردن یک نفر بندازی من کاملاً بهت حق میدم اما شب خوبی رو انتخاب نکردی... روی تخت نشستم سرمو بین دستام گرفتم و گفتم :حالا باید چیکار کنم ؟؟؟؟آلما خیلی ناراحت شد؟؟ ادامه
_نه عزیزم اون خواهرته و مسلماً درک میکنه که تو چقدر تحت فشاری اما میخوام بهت بگم اگر زندگیت اینجوری شد تقصیره هیچکس نیست...
نه تو نه آیت و نه پدر و مادرت تقصیر هوتن و خانوادهاشه... اینو یادت باشه آلا..
کارن شروع کرد به گریه کردن که ماهک از روی تخت بلندش کرد _جانم عزیز دلم گریه نکن مامانی.. خواست از اتاق بره بیرون که گفت:
اینو یادت باشه آلا که همیشه همه چیز قرار نیست همینجوری بمونه زمان که بهش بخوره درست میشه نگران نباش...
+ از کجا میدونی درست میشه؟؟ ماهک شونهای بالا انداخت وگفت :چون مطمئنم چون یه زمانی توی ناامیدترین حالت ممکن بودم درسته مث تو ...
من خیانت رو تجربه نکردم منتها چند سال انگه نازا بودن رو تحمل کردم هرجا میرفتم نگاه سنگین مردم اذیتم میکرد اینکه پچ پچ میکردن و برام حرف در میآوردن..
منتها الان که به گذشته فکر میکنم به خودم میخندم بابت تمام اون گریهها برای خودم متاسفم چقدر زندگی رو به خودم و آیت زهرمار کردم....
فقط به خاطر حرف مردم به خاطر نگاههای مردم ولی الان منو ببین بچهام بغلمه..
ادامه دارد...
۵.۳K
۶:۵۱