عکس پروفایل 👑 زن و زندگــے 👑👑
۸.۵ هزار عضو

👑 زن و زندگــے 👑

وقتی حال یه زن خوبهundefined حال یه زندگی خوبهundefinedاینجا با آموزشهای کانال و تجربیات خانمها یاد میگیریم چطور یه زندگی شاد داشته باشیم.هم آموزش هم خنده و سرگرمیundefined
کانالی شاد ومتفاوت🥰
شرایط ارسال تجربه،خاطره ،سوتی،و...undefinedundefinedhttps://ble.ir/khateratee_man
👑 زن و زندگــے 👑
🫀ꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹ🫀 شادی نگاهی بهم کرد و گفت : شیرینی میخوری؟؟ +باشه بعدا ...میخورم... شادی یه بشقاب گذاشت جلوم و گفت : چرا بعدا الان بخور خب دیسه شیرینی که رو میز بود رو گرفت طرفم و یدونه برداشتم... کیان خم شد طرفم که بیشتر هول شدم بشقابو برداشت و گفت : با اجازه من ظرفمو بردارم... +خواهش میکنم راحت باشین عروس و داماد باهم رقصیدن که دی جی اعلام کرد همه ی دوستاشون برن دورشونو بگیرن... بچه ها با هیجان بلند شدن و شادی دستمو گرفت و رفتیم جلو دورشون جمع شدیم که دی جی یه آهنگه شاد گذاشت و همه با ذوق و هیجان شروع کردن رقصیدن و بالا پایین پریدن... فقط کیان بود که اون وسط خیلی شیک و مردونه میرقصید... منم ترجیح میدادم آروم برقصم تا اینکه بخام دیوونه بازی در بیارم.... آهنگ که تموم شد.. همه برگشتیم سره میزمون.. شادی اماکناره نازی بود و داشت باهاش حرف میزد.... ادامه دارد...undefined 🫀ꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹ🫀 J
🫀ꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹ🫀

از جام بلند شدم تا برم سمته سرویس..._ببخشید سرویس بهداشتی کجاست؟؟
خدمه ای که داشت ظرفایه کثیفو از رو میز جمع میکرد گفت : ته باغه.....سمته راست.. سری تکون دادم گفتم :
ممنونم .. از جام بلند شدم و رفتم سمته راست..با نورهایه کمی روشن بود ولی خلوت بود....
همین یکمی میترسوند منو قدمهامو تند کردم و رفتم داخله سرویس دستشویی کردم .دستامو شستم و نگاهی تو آینه بخودم کردم ...
رژم همچنان سره جاش بود یکم موهامو مرتب کردم و دستی به لباسم کشیدم و از دستشویی رفتم بیرون...
چند قدم رفتم که یهو یه نفر از پشته درخت بیرون اومد...با دیدنش ترسیدم و جیغی کشیدم و یه قدم رفتم عقب که کفشم رو سنگ فرشا لیز خورد و افتادم...
_ببخشید نمیخاستم بترسونمتون دستشو دراز کرد طرفم و گفت : میتونم کمکتون کنم....

ادامه دارد...undefined🫀ꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹ🫀
undefined۴۲

۱.۸K

۱۵:۳۷