👑 زن و زندگــے 👑
⋞ –––––––––– ღ –––––––––⋟
نازی با تعجب برگشت سمتم که گفتم :چیه؟؟؟ واقعا؟؟ +خب آره.....خودت گفتی یه چیزیم هست... آره ولی بقوله معروف یه دستی زدم بهت فکر نمیکردم با هوتن مشکل داشته باشی... پوزخندی زدم از اینکه انقدر راحت خودمو لو داده بودم ولی دیگه مهم نبود شونه ای بالا انداختم و گفتم : موندم بینه دوراهیه طلاق یا سازش.. مشکلت سره چیه؟؟ سر بسته یه سری چیزارو تعریف کردم که گفت : الهی قربونت برم..... چقدر اذیت شدی؟؟ چجوری دلش اومد کتکت بزنه +قشنگ.... دستش بشکنه +حالا موندم...... نمیتونم تصمیم بگیرم _ تصمیم گرفتن داره؟؟؟ معلومه که باید جدا بشی +هه .....همه میگن طلاق.. اگه قرار باشه یه آدم بخاطره یه کتک خودن از شوهرش طلاق بگیره الان نصفه جامعه مطلقه بودن.. ادامه دارد...
⋞ ––––––––––
نه....این فرق داره گلم...داری میگی وقتی عصبی میشه رفتاراش غیره قابله کنترل میشه...
خب اینا خطرناکه.. فکر کن یبار بزنه به یه جاییت و ناقصت کنه....بزنه به سرت ...اینجوری بهتره؟؟؟؟
بعدم طلاق گرفتن الان مثله قدیم نیست که بخای انقدر سخت بگیری..+نمیدونم.....موندم تو زندگیم
فکراتو بکن....
+تو ...جایه من بودی
نازی پرید وسطه حرفم و گفت :
مطمئن باش طلاق میگرفتم....مطمئن باش
اصلا موندم چجوری این همه
مدت باهاش سر کردی...
ته دلم پوزخندی زدم و گفتم
هنوز خبر نداری مادرش باهام
چیکار کرده
+همش با خودم میگم شاید
درست بشه اونوقت مجبور نیستم طلاق بگیرم و یه عمر حرفه مردمو بشنوم...
تو از حرفه مردم میترسی؟؟؟؟بیخیاله مردم عزیزم .....خودتو بچسب الان جوونی و بر و رو داری...میخای بمونی به پایه کی؟؟؟
ادامه دارد...
۱.۷K
۱۹:۴۶