عکس پروفایل 👑 زن و زندگــے 👑👑
۸.۵ هزار عضو

👑 زن و زندگــے 👑

وقتی حال یه زن خوبهundefined حال یه زندگی خوبهundefinedاینجا با آموزشهای کانال و تجربیات خانمها یاد میگیریم چطور یه زندگی شاد داشته باشیم.هم آموزش هم خنده و سرگرمیundefined
کانالی شاد ومتفاوت🥰
شرایط ارسال تجربه،خاطره ،سوتی،و...undefinedundefinedhttps://ble.ir/khateratee_man
👑 زن و زندگــے 👑
🫀ꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹ🫀 راحت باشین ...کیان که رفت دره خونه رو باز کردم و رفتم داخله خونه برگه هایه کیانو گذاشتم رو میز و لباسامو عوض کردم.... آرایشمو پاک کردم و رو تخت دراز کشیدم....تمامه فکرم پیشه کیان بود.. اگه امشب یهویی پیداش نمیشد معلوم نبود اون پسره چقدر اذیتم میکرد..نگاهش از جلو چشمام دور نمیشد .... با فکر کردن به چشماشم دلم یجوری میشد...غلتی زدم و دستمو دراز کردم و برقو خاموش کردم نفسه عمیقی کشیدم و سعی کردم بخابم.... کلافه گوشیو پرت کردم رو تخت و از جام بلند شدم...از صبح برایه باره دهم به هوتن زنگ زده بودم ولی جواب نمیداد.... هم نگران شده بودم و هم اینکه اعصابم بهم ریخته بود.... یه هفته ای از رفتنش میگذشت و هر وقت میگفتم کی میاد جوابه سر بالا بهم میداد.... ادامه دارد...undefined 🫀ꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹ🫀
🫀ꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹ🫀

امروز هم نوبته کنفرانسه منو کیان بود...آرایش کردم و لباس پوشیدم مقنعمو سرم کردم و کولمو برداشتم و از خونه زدم بیرون...
تو کله راه سعی میکردم خودمو آروم کنم و تمرکزمو بذارم رویه درس وارده کلاس شدم و کناره نازی نشستم....
_سلام عزیزم خوبی؟؟+سلام.خوبم...تو چطوری؟؟؟نامزدت خوبه؟؟_خوبه....
+کو شادی؟؟_میاد...منتها یکمی دیر تر خواب مونده بود تنبل خانوم...
خندیدم و گفتم : بس که شبا تا دیر وقت با طاها حرف میزنه نازی نیشخندی زد و گفت :
مثلا میگفت من از دوست پسر بدم میادبه حرفش خندیدم که کیان وارده کلاس شد و پشته سرش استاد...
اسمامونو خوند که باهم رفتیم جلوکیان شروع کرد درس دادن و چنان با قدرت و تمرکز حرف میزد که همه ی بچه ها تو سکوت زل زده بودن بهش...








ادامه دارد...undefined🫀ꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹ🫀
undefined۲۶
undefined۱۷

۱.۸K

۱۷:۳۶