عکس پروفایل 👑 زن و زندگــے 👑👑
۸.۷ هزار عضو

👑 زن و زندگــے 👑

وقتی حال یه زن خوبهundefined حال یه زندگی خوبهundefinedاینجا با آموزشهای کانال و تجربیات خانمها یاد میگیریم چطور یه زندگی شاد داشته باشیم.هم آموزش هم خنده و سرگرمیundefined
کانالی شاد ومتفاوت🥰
شرایط ارسال تجربه،خاطره ،سوتی،و...undefinedundefinedhttps://ble.ir/khateratee_man
👑 زن و زندگــے 👑
undefined🪽 بهتره برگردیم تا برسیم خونه هوا تاریک میشه... سری تکون دادم و از جام بلند شدم... نگاه آخرو به سنگ بابا انداختم به عکسش لبخندی زدم و گفتم: خوب بخوابی بابا جون خداحافظ.. دست آلما رو گرفتم و رفتیم سمت پارکینگ.. سوار ماشین شدیم و آلما راه افتاد وقتی رسیدیم خونه... صدای گریه کارن تا توی حیاط میومد با عجله رفتم داخل و گفتم : سلام چی شده چرا کارن گریه می‌کنه؟؟ ماهک با نگرانی گفت : نمی‌دونم دلش درد می‌کنه +خب ببرینش دکتر ماهک سری تکون داد و گفت: آیت رو فرستادم داروخونه شربتش رو بهش بدم آروم‌تر می‌شه +خب بدش به من _نه بغل هیچکس واینمیسته... نگاهی به مامان کردم که داشت اسپند دود می‌کرد +سلام مامان خوبی؟؟ مامان نگاهی بهم کرد و گفت : سلام عزیزم خوبم شما کجا بودین؟؟ + هیچی با آلمان ناهار رفتیم بیرون و یه دوری زدیم... ادامه دارد...
undefined🪽


کار خوبی کردین رفتم بالا و لباسامو
عوض کردم.. نگاهی به گوشیم کردم
هیچ خبری از طرف هوتن نبود گوشیو
گذاشتم و رفتم پایین...

۱۰ دقیقه بعد آیت رسید و ماهک به
کارن شربت داد که کم کم دل دردش
خوب شد و خوابش برد..

_می‌برمش توی اتاق بزارمش بخوابه
بچه‌ام خیلی اذیت شد.. آیت از جاش
بلند شد و گفت :

بدش به من خودم می‌برمش. کارن رو
برد داخل اتاقه مامان اینا گذاشت و
خودش برگشت...

مامان داشت شام درست می‌کرد
رفتم پیشش و گفتم:
کمک نمی‌خوای؟؟

نه دیگه تموم شد زنگ بزن بهزاد و
آشوب هم بیان+ خوب آشوب که استراحت مطلقه براش خطرناکه...
مامان سری تکون داد و گفت :نه دیگه ماه‌های اولش گذشته بچه‌ام دلش توی اون خونه می‌گیره بیا دیگه هفته‌ای اینجا بمونن تا حال و هواش عوض بشه...
سری تکون دادم که آلما گفت :باشه من بهش زنگ میزنم...

ادامه دارد...°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°
undefined۳۱

۳K

۱۵:۱۱