👑 زن و زندگــے 👑
🫀ꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹ🫀 سری تکون دادم و رفتم جلو ..وارده خونه شدم که با دیدنه هدی و سالومه سلامی بهشون کردم... باباجون داشت تلویزیون نگاه میکرد رفتم جلو و گفتم : سلام ... _سلام دخترم خوبی؟؟ خوش اومدی +ممنون _چیزی شده ؟؟؟ راه گم کردی اومدی اینطرف.. +چیزه ....خاستم ببینم شما خبری از هوتن ندارین؟؟ _واسه چی؟؟؟ +دو روزه ازش بیخبرم....زنگ میزنم جوابمو نمیده . _مگه نرفته گمرک؟؟ +چرا ولی باید تا الان برمیگشت دیگه..... مگه چند روز اونجا میمونن؟ حتی جوابمو نمیده..نگرانش شدم نکنه اتفاقی براش افتاده؟؟ مهین خانوم تلفنو برداشت وهمونجور که شماره میگرفت گفت: من دیشب باهاش حرف زدم.... حالشم خوب بود نگاهش کردم و گفتم :دیشب؟؟؟ _آره ...چطور میگی دو روزه ازش بیخبری خاستم جوابشو بدم که گفت : ادامه دارد...
🫀ꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹ🫀
🫀ꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹ🫀
الو هوتن؟؟؟؟سلام خوبی مادر؟؟با تعجب نگاهش کردم که پشته چشمی برام نازک کرد و گفت : هیچی ...
زنگ زدم حالتو بپرسم خوبی؟؟؟خب خداروشکرنه مادر کاره خاصی باهات نداشتم.... کاری نداری؟؟؟
باشه پسرم...مراقبه خودت باش خدافظ.. سلمان خان با اخم گفت :چرا نگفتی آلا نگرانشه و بهش زنگ بزنه ؟؟؟
_وا.....خب خودش بخاد زنگ میزنه دیگه به من چه بخام دخالت کنم سلمان خان اخمی کرد و استغفراللهی زیره لب گفت....
بغض گلومو گرفته بود پس حالش خوب بود منه احمق چقدر نگرانش بودم چقدر حرص خورده بودم...
از جام بلند شدم و گفتم : من ....میرم دیگه _کجا دخترم...شام بمون سری تکون دادم و گفتم : نه.ممنون.....خونه کار دارم..
مهین خانوم با لبخندی گوشه ی لبش زل زده بود بهم...میدونستم خوشحال بود....
ادامه دارد...
🫀ꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹ🫀
الو هوتن؟؟؟؟سلام خوبی مادر؟؟با تعجب نگاهش کردم که پشته چشمی برام نازک کرد و گفت : هیچی ...
زنگ زدم حالتو بپرسم خوبی؟؟؟خب خداروشکرنه مادر کاره خاصی باهات نداشتم.... کاری نداری؟؟؟
باشه پسرم...مراقبه خودت باش خدافظ.. سلمان خان با اخم گفت :چرا نگفتی آلا نگرانشه و بهش زنگ بزنه ؟؟؟
_وا.....خب خودش بخاد زنگ میزنه دیگه به من چه بخام دخالت کنم سلمان خان اخمی کرد و استغفراللهی زیره لب گفت....
بغض گلومو گرفته بود پس حالش خوب بود منه احمق چقدر نگرانش بودم چقدر حرص خورده بودم...
از جام بلند شدم و گفتم : من ....میرم دیگه _کجا دخترم...شام بمون سری تکون دادم و گفتم : نه.ممنون.....خونه کار دارم..
مهین خانوم با لبخندی گوشه ی لبش زل زده بود بهم...میدونستم خوشحال بود....
ادامه دارد...
۲K
۱۷:۱۳