عکس پروفایل 👑 زن و زندگــے 👑👑
۸.۵ هزار عضو

👑 زن و زندگــے 👑

وقتی حال یه زن خوبهundefined حال یه زندگی خوبهundefinedاینجا با آموزشهای کانال و تجربیات خانمها یاد میگیریم چطور یه زندگی شاد داشته باشیم.هم آموزش هم خنده و سرگرمیundefined
کانالی شاد ومتفاوت🥰
شرایط ارسال تجربه،خاطره ،سوتی،و...undefinedundefinedhttps://ble.ir/khateratee_man
👑 زن و زندگــے 👑
🫀ꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹ🫀 کیان لبخنده با نمکی زد که انگار کشی قلبمو گرفت و فشار داد.. تا حالا لبخندشو ندیده بودم... بیشتره مواقع ساکت و تو دار بود زیاد با بچه ها صمیمی نمیشد و سرش به کاره خودش گرم بود و همین اخلاقش منو نسبت به خودش کنجکاو تر میکرد... _خب من...باید برم دیگه خدافظ. +خدافظ. از نازی و شادی هم خدافظی کردم و رفتم بیرون... یه تاکسی گرفتم و رفتم سمته خونه ی مهین خانوم زنگه آیفونو زدم که در باز شد و رفتم داخل طبق معمول بچه ها تو حیاط داشتن بازی میکردن... بچه ی هدی هم بود نگاهی به سدنا کردم و گفتم :بابا جون خونس؟؟ _اره زنعمو لبخندی بهش زدم و رفتم سمته خونه که مهین خانوم درو باز کرد با دیدنم با تعجب گفت : سلام عروس ...از این طرفا.. +سلام....اومدم باباجون رو ببینم کارش دارم مهین خانوم با اخم گفت : خونس....بیا برو داخل.. ادامه دارد...undefined 🫀ꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹ🫀
🫀ꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹ🫀

سری تکون دادم و رفتم جلو ..وارده خونه شدم که با دیدنه هدی و سالومه سلامی بهشون کردم...
باباجون داشت تلویزیون نگاه میکرد رفتم جلو و گفتم : سلام ..._سلام دخترم خوبی؟؟خوش اومدی
+ممنون_چیزی شده ؟؟؟راه گم کردی اومدی اینطرف..+چیزه ....خاستم ببینم شما خبری از هوتن ندارین؟؟
_واسه چی؟؟؟+دو روزه ازش بیخبرم....زنگ میزنم جوابمو نمیده ._مگه نرفته گمرک؟؟
+چرا ولی باید تا الان برمیگشت دیگه.....مگه چند روز اونجا میمونن؟حتی جوابمو نمیده..نگرانش شدم نکنه اتفاقی براش افتاده؟؟
مهین خانوم تلفنو برداشت وهمونجور که شماره میگرفت گفت: من دیشب باهاش حرف زدم....
حالشم خوب بود نگاهش کردم و گفتم :دیشب؟؟؟_آره ...چطور میگی دو روزه ازش بیخبری خاستم جوابشو بدم که گفت :


ادامه دارد...undefined🫀ꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹ🫀
undefined۴۷

۲K

۱۷:۱۲