👑 زن و زندگــے 👑
🫀ꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹ🫀 نفسه عمیقی کشیدم و گفتم : مثلا قهر کردی؟؟؟ نه .... رفت تو اتاق که برنجو دم کردم... ظرفایه کثیفو شستم و رفتم تو اتاق هوتن لباس پوشیده بود و داشت موهاشو سشوار میکشید... رو تخت نشستم و نگاهش کردم که سشوارو خاموش کرد و گذاشت سره جاش کرمه مرطوب کننده رو برداشت و مالید به دستاش ... دوست نداشتم باهاش حرف بزنم و منت کشی کنم منتها بعده هشت روز اومده بود خونه و دلم نمیخاست باز قهر باشیم.. +خب...چی برام خریدی تو چمدونه +خب چی؟؟؟؟ _ برو ببین دیگه.....همه چی نگاهش کردم که دره کرمو بست و خاست از اتاق بره که پوزخندی زدم و گفتم : الان شدم مقصر کار؟؟؟ تو گوشیتو جواب نمیدادی و منو تو نگرانی گذاشتی .... الان تو باید جواب پس بدی هوتن برگشت سمتم و گفت : ادامه دارد...
🫀ꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹ🫀
🫀ꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹ🫀
لابد نتونستم که جوابتو بدم.....لابد یه جایی بودم که نشده .یا نخاستم باید برایه اینم توضیح بدم؟؟
+نخاستی؟؟؟یعنی چی که نخاستی؟؟_اووووووف آلا......بس کن خستم خب؟؟؟
+بس نمیکنم باید جوابمو بدی....یهو هوتن عصبی لگدی به در زد و با داد گفت : اصلا خوب کاری کردم که جوابتو ندادم....
نمیخاستم جواب بدم....ببند دهنتو بشین سره جات.خستم کردی آلا.....
با ترس نگاهش کردم که سوییشرتشو برداشت و رفت تو حال پشته سرش رفتم که با عصبانیت یه چندونو باز کرد و محتویاتشو ریخت بیرون...
یه پلاستیکه بزرگه آبی رنگو برداشت و گفت : اینارو بشور همونجور نگاهش میکردم که با داد گفت :
با توام......جوابمو بده با ترس سری تکون دادم که از خونه زد بیرون و درو محکم کوبید بهم احساس میکردم که ضربان قلبم رو هزار میزنه..
ادامه دارد...
🫀ꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹ🫀
لابد نتونستم که جوابتو بدم.....لابد یه جایی بودم که نشده .یا نخاستم باید برایه اینم توضیح بدم؟؟
+نخاستی؟؟؟یعنی چی که نخاستی؟؟_اووووووف آلا......بس کن خستم خب؟؟؟
+بس نمیکنم باید جوابمو بدی....یهو هوتن عصبی لگدی به در زد و با داد گفت : اصلا خوب کاری کردم که جوابتو ندادم....
نمیخاستم جواب بدم....ببند دهنتو بشین سره جات.خستم کردی آلا.....
با ترس نگاهش کردم که سوییشرتشو برداشت و رفت تو حال پشته سرش رفتم که با عصبانیت یه چندونو باز کرد و محتویاتشو ریخت بیرون...
یه پلاستیکه بزرگه آبی رنگو برداشت و گفت : اینارو بشور همونجور نگاهش میکردم که با داد گفت :
با توام......جوابمو بده با ترس سری تکون دادم که از خونه زد بیرون و درو محکم کوبید بهم احساس میکردم که ضربان قلبم رو هزار میزنه..
ادامه دارد...
۲.۱K
۱۵:۱۳