عکس پروفایل 👑 زن و زندگــے 👑👑
۸.۶ هزار عضو

👑 زن و زندگــے 👑

وقتی حال یه زن خوبهundefined حال یه زندگی خوبهundefinedاینجا با آموزشهای کانال و تجربیات خانمها یاد میگیریم چطور یه زندگی شاد داشته باشیم.هم آموزش هم خنده و سرگرمیundefined
کانالی شاد ومتفاوت🥰
شرایط ارسال تجربه،خاطره ،سوتی،و...undefinedundefinedhttps://ble.ir/khateratee_man
👑 زن و زندگــے 👑
undefined    undefined     undefined     undefined    undefined    undefined     undefined     undefined undefined    undefined     undefined undefined    undefined undefined    undefined undefined undefined کلافه رو تخت دراز کشیدم فکرم حسابی مشغول بود... اگه این پیام واقعی بود مثلا طرف چه حرفه مهمی در مورده هوتن داشت که بخاد بهم بزنه؟؟؟؟ کلافه غلتی زدم و هندزفری هامو از بالایه تخت برداشتم و وصله گوشیم کردم تا آهنگ گوش کنم.. حداقل اینجوری دیگه فکر و خیال نمیکردم... با صدایه گوشیم چشمامو باز کردم گیج نگاهی به اطرافم کردم سیمه هندزفریو که پیچیده بود دوره گردنم و موهام باز کردم و رو تخت نشستم... گوشیم همچنان داشت آهنگ میخوند و درصده باتریش کم بود..آهنگو قطع کردم و دستی به چشمام کشیدم... رفتم تو اتاقه آلما و گوشیو زدم به شارژ...دست و صورتمو شستم و رفتم پایین...مامان تو آشپزخونه داشت میزه صبحانه رو میچید.... + سلام....صبح بخیر. سلام عزیزم ....بیا بشین + اووو چه خبر.. آشوب گفت امروز میاد منم گفتم پس با بهزاد بیان صبحانه بخورن بهزاد بره سره کار.... ادامه دارد..‌undefinedundefined
undefined    undefined     undefined     undefined   undefined    undefined     undefined     undefinedundefined    undefined     undefinedundefined    undefinedundefined    undefinedundefinedundefined

آها ....پس داماده عزیزت داره میاد...مامان چشم غره ای بهم رفت که خندیدم...
نگاهم افتاد به ظرفه پنیری که کنارش چند تا گردو و گوجه گیلاسی گذاشته بود و رو پنیرو یکم کنجد ریخته بود...
همیشه عاشقه این سلیقه و کد بانو گریش بودم...ورقه هایه کالباسو دوره لیوان چید و لیوانو تو ظرف برعکس کرد که شکله گله رز در اومد...
+بابا خوابه؟؟ نه رفته نون بگیره امروز
کلاس نداری؟؟
خاستم بگم نه که یاده پیامایه
مشکوکه دیشب افتادم و گفتم ؛

نمیدونم....قراره یه کلاسی
تشکیل بشه اگه بهم خبر بدن میرم..
چه ساعتی؟؟
+نمیدونم دیگه...خبر میدن
مامان با تعجب گفت: وا . ...چه دانشگاهیه که معلوم نیست هیچیش...
+چیزه اینو بچه ها گذاشتن..امتحانا کم کم داره شروع میشه برا رفعه اشکال....چند تا از شاگرد اولایه کلاس هستن..

ادامه دارد..‌undefinedundefined
undefined۴۲

۱.۹K

۱۸:۲۸