عکس پروفایل 👑 زن و زندگــے 👑👑
۸.۷ هزار عضو

👑 زن و زندگــے 👑

وقتی حال یه زن خوبهundefined حال یه زندگی خوبهundefinedاینجا با آموزشهای کانال و تجربیات خانمها یاد میگیریم چطور یه زندگی شاد داشته باشیم.هم آموزش هم خنده و سرگرمیundefined
کانالی شاد ومتفاوت🥰
شرایط ارسال تجربه،خاطره ،سوتی،و...undefinedundefinedhttps://ble.ir/khateratee_man
👑 زن و زندگــے 👑
undefined🪽 کار خوبی کردین رفتم بالا و لباسامو عوض کردم.. نگاهی به گوشیم کردم هیچ خبری از طرف هوتن نبود گوشیو گذاشتم و رفتم پایین... ۱۰ دقیقه بعد آیت رسید و ماهک به کارن شربت داد که کم کم دل دردش خوب شد و خوابش برد.. _می‌برمش توی اتاق بزارمش بخوابه بچه‌ام خیلی اذیت شد.. آیت از جاش بلند شد و گفت : بدش به من خودم می‌برمش. کارن رو برد داخل اتاقه مامان اینا گذاشت و خودش برگشت... مامان داشت شام درست می‌کرد رفتم پیشش و گفتم: کمک نمی‌خوای؟؟ نه دیگه تموم شد زنگ بزن بهزاد و آشوب هم بیان + خوب آشوب که استراحت مطلقه براش خطرناکه... مامان سری تکون داد و گفت : نه دیگه ماه‌های اولش گذشته بچه‌ام دلش توی اون خونه می‌گیره بیا دیگه هفته‌ای اینجا بمونن تا حال و هواش عوض بشه... سری تکون دادم که آلما گفت : باشه من بهش زنگ میزنم... ادامه دارد... °°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°
undefined🪽




سوار ماشین شدم و رو به آلما گفتم: اما من از آخر این قضیه می‌ترسم آلما آلما با عصبانیت گفت:
اینقدر بگو که یه اتفاقی بیفته با حرص نگاهش کردم و گفتم :اصلاً هوتنو بی‌خیال شو...
فکر کردی اگه آیت و مامان بفهمن این کارو کردیم چیکار می‌کنن؟؟ مثلاً می‌خوان چیکار کنن ها؟؟؟ کتکمون بزنن؟؟
بسه دیگه انقدر لوس نباش اصلاً
آیت هم که بخواد چیزی بگه خیلی
رک و راست خودم بهش میگم..

خودش نشسته با زنش و بچه‌اش
زندگیشو می‌کنه اصلاً به فکر تو نیست
که این وسط یه لنگه پا موندی...

سری تکون دادم که آلما ماشینو
روشن کرد و راه افتاد هنوز بدنم از
استرس داشت می‌لرزید با شماره
کیان که روی گوشیم افتاد به خودم
اومدم و تماس و وصل کردم...

+ الو سلام
سلام آلا جان خوبین کجایین؟؟
نیم نگاهی به آلما کردم و گفتم :
داریم میریم سمت خونه_ چی شد با هوتن قرار گذاشتین؟؟+ آره باهاش حرف زدیم



ادامه دارد...
undefined۳۸

۳K

۱۵:۳۰