👑 زن و زندگــے 👑
🤍
مثلاً میخواد چیکار کنه ؟؟ _نمیدونم فکر کن دستتو بگیره و پرتت کنه داخل ماشین و تو رو با خودش ببره... بیحوصله خندهای کردم و گفتم: خواهش میکنم چرت و پرت نگو از خونه رفتم بیرون هوتن دم در کنار ماشینش منتظر بود.. با اخم رفتم جلو و گفتم : اینجا چی میخوای؟؟ سرشو آورد بالا و با دیدنم گفت؛ سلام حالت خوبه؟؟؟ سری تکون دادم و گفتم : بهت میگم اینجا چی میخوای؟؟ _بشین تو ماشین باهات حرف دارم سری تکون دادم و گفتم: یک قدم هم از اینجا دور نمیشم... مخصوصاً با تو.. بهم بگو چیکار داری هوتن کلافه گفت: بهت میگم.. حرفای مهمی دارم بشین توی ماشین دستمو آوردم بالا و گفتم : سوئیچ رو بده... هوتن با تعجب گفت :سوئیچ ماشینم رو میخوای برای چی؟؟ شونهای بالا انداختم و گفتم: به تو ربطی نداره بهم بده هوتن کلافه سوئیچ رو گرفت طرفم و گفت: بگیر.... ادامه دارد... 🩷🩷🩷🩷🩷🩷🩷🩷🩷🩷🩷
🤍
سری تکون دادم و سوار ماشین شدم حرفهای میثم یه جورایی دلمو ترسونده بود هوتن هم سوار ماشین شد که گفتم :
زود حرفتو بزن کار دارم باید برم ببین الا میدونم از من متنفری
از کتایون بدت میاد اصلاً همه اینا رو
میفهمم اما بزار یک چیزی بهت بگم..
من با کتایون حرف زدم اون فقط یه
اتفاق بوده پوزخندی زدم و گفتم: منظورت کشتن بابای منه؟؟؟
یک جوری حرف نزن که انگار چاقو دستش گرفته و باباتو کشته با همدیگه بحث و دعوا کردین..
اونم عصبی شده و باباتو هول داده همین اصلاً قصدش کشتنه پدرت نبوده
+ اما بابام الان دیگه نیست و مرده اینو نمیفهمی؟؟؟؟_ اما همش یه اتفاق بوده
+ اگه بابای خودتم میمرد همین حرفو میزدی؟؟ میگفتی همش اتفاق بوده؟؟
هوتن سری تکون داد و گفت :خواهش میکنم کتایون حالش خوب نیست...
ادامه دارد...🩷🩷🩷🩷🩷🩷🩷🩷🩷🩷🩷
سری تکون دادم و سوار ماشین شدم حرفهای میثم یه جورایی دلمو ترسونده بود هوتن هم سوار ماشین شد که گفتم :
زود حرفتو بزن کار دارم باید برم ببین الا میدونم از من متنفری
از کتایون بدت میاد اصلاً همه اینا رو
میفهمم اما بزار یک چیزی بهت بگم..
من با کتایون حرف زدم اون فقط یه
اتفاق بوده پوزخندی زدم و گفتم: منظورت کشتن بابای منه؟؟؟
یک جوری حرف نزن که انگار چاقو دستش گرفته و باباتو کشته با همدیگه بحث و دعوا کردین..
اونم عصبی شده و باباتو هول داده همین اصلاً قصدش کشتنه پدرت نبوده
+ اما بابام الان دیگه نیست و مرده اینو نمیفهمی؟؟؟؟_ اما همش یه اتفاق بوده
+ اگه بابای خودتم میمرد همین حرفو میزدی؟؟ میگفتی همش اتفاق بوده؟؟
هوتن سری تکون داد و گفت :خواهش میکنم کتایون حالش خوب نیست...
ادامه دارد...🩷🩷🩷🩷🩷🩷🩷🩷🩷🩷🩷
۲.۸K
۱۴:۱۰