عکس پروفایل 👑 زن و زندگــے 👑👑
۸.۷ هزار عضو

👑 زن و زندگــے 👑

وقتی حال یه زن خوبهundefined حال یه زندگی خوبهundefinedاینجا با آموزشهای کانال و تجربیات خانمها یاد میگیریم چطور یه زندگی شاد داشته باشیم.هم آموزش هم خنده و سرگرمیundefined
کانالی شاد ومتفاوت🥰
شرایط ارسال تجربه،خاطره ،سوتی،و...undefinedundefinedhttps://ble.ir/khateratee_man
👑 زن و زندگــے 👑
undefined🪽 دیدم داشتی با نیلوفر حرف می‌زدی با تعجب نگاهی به کیان کردم و گفتم: پس ما رو زیر نظر داشتی؟؟ کیان خنده آرومی کرد و گفت :نه عزیزم خیلی اتفاقی توی حیاط دیدمت که داشتی با نیلوفر می‌رفتی سمت کافه برام جایه تعجب داشت... حالا چیکارش داشتی ؟؟ابرویی بالا انداختم و گفتم: من با اون کاری نداشتم _منظورت چیه ؟؟ شونه‌ای بالا انداختم و گفتم : اون با من کار داشت _خوب چی گفت؟؟ +هیچی اولش که با کلی مظلوم نمایی خاست دله منو به دست بیاره که از تو فاصله بگیرم... کیان ابروهاش رفت بالا که با خنده گفتم: و در آخر وقتی دید قانع نمی‌شم تهدیدم کرد -تهدیدت کرد چی گفت؟؟ + زیاد مهم نیست حرفاش کیان با تعجب گفت : چه دختر عجیبیه.... + آره به من می‌گفت پریدم وسط زندگیتون _وسطه زندگیه ما ؟؟؟مگه من و نیلوفر چه صنمی با هم داشتیم؟؟؟؟ ادامه دارد... °°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°
undefined🪽

با خنده گفتم: نمی‌دونم حتماً توی فکرش کلی برای خودش رویا پردازی کرده و تو رو شوهره خودش میدیده..
کیان پوزخندی زد و چیزی نگفت جلوی یه رستوران نگه داشت و گفت :پیاده شو عزیزم
از ماشین رفتم پایین کیان ماشین و یه گوشه پارک کرد و اومد کنارم با هم وارد رستوران شدیم...
سر یه میز نشستیم که گارسون اومد سمتمون بعد اینکه غذا رو سفارش دادیم کیان برگشت سمتم و گفت:
آلا مراقب نیلوفر باش با تعجب گفتم: چرا؟؟؟_ فکر می‌کنم دختر خطرناکیه نیشخندی زدم و گفتم :
به نظر من همه تهدیدهاش تو خالی بود کیان سری تکون داد و گفت: امابه نظر من اینجوری نیست... بازم احتیاط کن
+ در مورد چی؟؟؟ من و تو که توی دانشگاه با هم رابطه نداریم کیان سری تکون داد و گفت:
می‌دونم ولی اینو کلی گفتم +باشه تو نگران نباش کیان برای خودش یکم سالاد کشید و گفت: چه خبر از وکیلت ؟؟
ادامه دارد...°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°
undefined۳۴

۲.۸K

۱۵:۱۳