👑 زن و زندگــے 👑
🫀ꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹ🫀 سری تکون دادم و گفتم : میشه فراموش کنین هر چی گفتمو؟؟؟ چرا آلا؟؟؟؟ +اشتباه کردم سرمو انداختم پایین که کیان لبخندی زد و گفت : میبرمت یه جایی خب،؟؟؟ +کجا؟؟؟ میخام یه چیزیو نشونت بدم ..... با تعجب نگاهش کردم که راه افتاد حدوده یه ربع بعد جلو یه ساختمون نگهداشت و گفت : پیاده شو... از ماشین پیاده شدم که گفت : رو این تابلو رو بخون نگاهی به تابلو کردم "کیانه فروزان مشاوره خانواده و کودک " با تعجب نگاهش کردم و گفتم :مشاور؟؟؟؟ _آره مشاور.. +ولی....ولی تو هنوز درس میخونی _آره ...منتها برایه گرفتنه بورسیه ی تحصیلیه... وگرنه من مدرکمو گرفتم.. مطبمم زدم +اوووو باورم نمیشه کیان چشمکی بهم زدو گفت:..... ادامه دارد...
🫀ꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹ🫀
🫀ꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹ🫀
بشه اوردمت اینجا که ببینی من بیخودی تو زندگیت فضولی نمیکنمفقط متوجه شدم که حالت اصلاخوب نیست و خاستم کمکت کنم همین...
نشستیم تو ماشین که کیان گفت : هر زمان....هر وقت که احتیاج به کمک داشتی میتونی بهم.زنگ بزنی ...
من برایه تو همیشه وقت دارمبا این حرفش انگار قلبم از جاکنده شد...سری تکون دادم که ماشینو روشن کرد و راه افتاد...
+نمیفهمم چرا داری خودتو میکشی که بورسیه بگیری بری .._ واسه چی؟؟
+آخه تو که درستو خوندی و دکترم هستی....پولدارم هستی....خب برو خارج اونجا برا خودت یه مطب بزن زندگی کن...
کیان خندید و گفت :مگه بههمین راحتیه ....بعدم کی گفته من پولدارم.؟؟؟؟
+از ماشینایه رنگ و وارنگت مشخصهکیان نیشخندی زد و گفت : هیچوقت آدما رو از رو ظاهر قضاوت نکن..
ادامه دارد...
🫀ꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹ🫀
بشه اوردمت اینجا که ببینی من بیخودی تو زندگیت فضولی نمیکنمفقط متوجه شدم که حالت اصلاخوب نیست و خاستم کمکت کنم همین...
نشستیم تو ماشین که کیان گفت : هر زمان....هر وقت که احتیاج به کمک داشتی میتونی بهم.زنگ بزنی ...
من برایه تو همیشه وقت دارمبا این حرفش انگار قلبم از جاکنده شد...سری تکون دادم که ماشینو روشن کرد و راه افتاد...
+نمیفهمم چرا داری خودتو میکشی که بورسیه بگیری بری .._ واسه چی؟؟
+آخه تو که درستو خوندی و دکترم هستی....پولدارم هستی....خب برو خارج اونجا برا خودت یه مطب بزن زندگی کن...
کیان خندید و گفت :مگه بههمین راحتیه ....بعدم کی گفته من پولدارم.؟؟؟؟
+از ماشینایه رنگ و وارنگت مشخصهکیان نیشخندی زد و گفت : هیچوقت آدما رو از رو ظاهر قضاوت نکن..
ادامه دارد...
۲K
۱۷:۳۲