عکس پروفایل 👑 زن و زندگــے 👑👑
۸.۶ هزار عضو

👑 زن و زندگــے 👑

وقتی حال یه زن خوبهundefined حال یه زندگی خوبهundefinedاینجا با آموزشهای کانال و تجربیات خانمها یاد میگیریم چطور یه زندگی شاد داشته باشیم.هم آموزش هم خنده و سرگرمیundefined
کانالی شاد ومتفاوت🥰
شرایط ارسال تجربه،خاطره ،سوتی،و...undefinedundefinedhttps://ble.ir/khateratee_man
👑 زن و زندگــے 👑
undefinedundefined ⋞ –––––––––– ღ –––––––––⋟undefinedundefined با تعجب نگاهی به شماره ی غریبه کردم.. حتما هوتن بود تماسو بیصدا کردم و گوشیمو زدم به شارژ و رفتم پایین... حوصله ی مزاحمتاشو نداشتم آلما نگاهی بهم کرد که از وضعیتش خندم گرفت... علاوه بر ظرفایه کثیفه کیک مامان ظرفایی هم که برا آشپزی کثیف شده بود رو انداخته بود گردنش با خنده رفتم طرفش و گفتم : بیا کمکت میکنم باهم. بشوریم آخ قربونت برم......من کفی میکنم تو آب بکش +چشم.....تعارف زدما آلما چشمکی بهم زد و خندید ظرفا رو باهم شستیم که برام چایی ریخت.. بابا که از بیرون رسید کنارش نشستم و چاییمو گذاشتم جلوش و گفتم : بفرمایید ...داغه مرسی عزیزم . +بابا؟؟ _ جان‌؟؟؟؟ +دانشگاه یه تور گذاشته... دو سه روزه بابا ابرویی بالا انداخت و گفت : به کجا؟؟؟ +میگن اصفهان و شیراز.... ادامه دارد...undefined ⋞ –––––––––– ღ ––––––––––⋟
undefinedundefined ⋞ –––––––––– ღ –––––––––⋟undefinedundefined

_ خوبه .....میخای بری؟؟؟+نمیدونم.....دوستم خیلی اصرار داره بابا سری تکون داد و گفت :
اگه مایلی بروحال و هواتم عوض میشه...+مرسی....خاستم اول از شما اجازه بگیرم.. بابا لبخندی زد و چاییشو برداشت..
آیت نگاهی بهم کرد و گفت : کاره خوبی میکنی عزیزم چقدر از درک و شعورش خوشم میومد..
خودشو تو کارایه من دخالت نمیداد..میتونست مثله خیلی از داداشا غیرتی بشه و بگه حق نداری بری...
به موقع پشتم بود و تصمیمایه مهمه زندگیمو میذاشت به عهده ی خودم...البته اینا همه بخاطره رفتارهدرسته بابا بود..
کیکه آلما که درست شد گذاشتش بیرون تا سرد بشه..موزا و گردو هارو خورد کردم و با خامه ای که آلما آماده کرده بود قاطی کردم..
کیکو از وسط برش زد و خامه رو ریخت وسطش ....نگاهی بهش کردم که داشت با تمرکز اینکارو میکرد....

ادامه دارد...undefined⋞ –––––––––– ღ
undefined۳۸

۱.۹K

۹:۴۰