عکس پروفایل 👑 زن و زندگــے 👑👑
۸.۶ هزار عضو

👑 زن و زندگــے 👑

وقتی حال یه زن خوبهundefined حال یه زندگی خوبهundefinedاینجا با آموزشهای کانال و تجربیات خانمها یاد میگیریم چطور یه زندگی شاد داشته باشیم.هم آموزش هم خنده و سرگرمیundefined
کانالی شاد ومتفاوت🥰
شرایط ارسال تجربه،خاطره ،سوتی،و...undefinedundefinedhttps://ble.ir/khateratee_man
👑 زن و زندگــے 👑
undefinedundefined ⋞ –––––––––– ღ –––––––––⋟undefinedundefined مامان ضربه ای به دسته آلما زد و گفت : زبون نزن.....برو کنار برنجمو آبکش کنم شفته شد.. سری تکون دادم و رفتم پیشه آیت بچشو رو سینش خوابونده بود و داشت نوازشش میکرد و اونم با چشمایه گیج به اطراف نگاه میکرد.. سلام خوبی +سلام...مرسی تو چطوری؟؟؟ درد نداری نه خوبم. بوسش کردم و گفتم : عمه قربونش بره نه نکن بیدارش میکنی..... +بیدار هست _خب کم کم میخابه +کو بابا؟؟؟ تو راهه میاد.. . +باشه ....برم بالا لباس عوض کنم میام... کیفمو برداشتم و از پله ها رفتم... بالا لباسامو عوض کردم و موهامو برس کشیدم... تو آینه نگاهی بخودم کردم نازی راست میگفت... عجیب این مدت بهم ریخته بودم صورتم لاغر شده بود و پوستم تیره تر نشون میداد. خاستم برم پایین که گوشیم زنگ خورد... ادامه دارد...undefined ⋞ –––––––––– ღ
undefinedundefined ⋞ –––––––––– ღ –––––––––⋟undefinedundefined


با تعجب نگاهی به شماره یغریبه کردم..حتما هوتن بود تماسو بیصدا کردم و گوشیمو زدم به شارژ و رفتم پایین...
حوصله ی مزاحمتاشو نداشتم آلما نگاهی بهم کرد که از وضعیتش خندم گرفت...
علاوه بر ظرفایه کثیفه کیک مامان ظرفایی هم که برا آشپزی کثیف شده بود رو انداخته بود گردنش با خنده رفتم طرفش و گفتم :
بیا کمکت میکنم باهم. بشوریم آخ قربونت برم......من کفی
میکنم تو آب بکش
+چشم.....تعارف زدما

آلما چشمکی بهم زد و خندید
ظرفا رو باهم شستیم که برام
چایی ریخت.. بابا که از بیرون
رسید کنارش نشستم و چاییمو
گذاشتم جلوش و گفتم :

بفرمایید ...داغه
مرسی عزیزم .
+بابا؟؟_ جان‌؟؟؟؟
+دانشگاه یه تور گذاشته...دو سه روزه بابا ابرویی بالا انداخت و گفت : به کجا؟؟؟+میگن اصفهان و شیراز....



ادامه دارد...undefined⋞ –––––––––– ღ ––––––––––⋟
undefined۶۳

۲.۱K

۱۶:۳۳