👑 زن و زندگــے 👑
جدی میگی آش نمیخوری؟؟ + نه زیاد دوست ندارم اصلاً از غذاهای آبکی خوشم نمیاد کیان خنده کرد و گفت: درست برعکس من که عاشق هر نوع آش و سوپی هستم +پس تو میشی بچه مورد علاقه مامانم کیان نگاهی بهم کرد که گفتم: من اصلاً اینجور چیزا رو دوست ندارم و وقتی مریض میشم به زور یه قاشق سوپ میخورم... اما مامانم معتقده که باید هفتهای دو یا سه بار آش و سوپ درست کنه و همیشه ما یک بهونهای باید برای دعوا کردن داشته باشیم... کیان سری تکون داد و گفت : از این به بعد بیار برای من با خنده گفتم: آره فکر کن یه قابلمه آش دستم میگیرم و میارم دانشگاه.. کیان از دکه کوچیکی که کنار پارک بود دو کاسه آش گرفت روی نیمکت که همونجا بود نشستیم یه قاشق خوردم که کیان گفت: خوشمزه است؟؟؟ سری تکون دادم و گفتم: بد نیست مزه آش میده دیگه.. کیان خنده بلندی کرد و گفت :منظورم اینه که آشش چطوره خوبه یا بده ؟؟؟ وگرنه باید مزه آش بده دیگه.. ادامه دارد...
+ اصلاً تا وقتی پیتزا و فست فود باشه چرا باید یک همچین غذای شل و ولی رو بخوریم؟؟؟
تا وقتی آشمون تموم شد من و کیان سر اینکه کدوم غذا بهتره کل کل میکردیم..
هوا تاریک شده بود که گفت: پاشو تا تو رو برسونم خونتون× ممنون مرسی تو برو به کارت برس من خودم میرم خونه.
کیان اخمی کرد و گفت: از اون حرفا بودها بلند شو ... سوار ماشینش شدیم و کیان راه افتاد نزدیک رسیدن به خونه بودیم که کیان یهویی گفت :
الا یه چیزی ازت بپرسم جوابمو میدی؟؟؟ نگاهی بهش کردم و گفتم: راحت باش_ تو تصمیمتو گرفتی در مورد طلاقت؟؟؟
سری تکون دادم و گفتم: آره برای چی این سوالو میپرسی؟؟؟ابرویی بالا انداخت و گفت: فقط خواستم بدونم که طلاق گرفتنت به خاطر اینه که بهت خیانت کرده؟؟
با تعجب گفتم :آره خوب مگه دلیل دیگهای باید داشته باشه؟؟؟
_منظورم اینه که دوسش داری و فقط به خاطر اینکه بهت خیانت کرده میخوای ازش جدا بشی یا اینکه دیگه دوسش نداری؟؟؟؟
مکثی کردم و گفتم: مسلماً طلاق گرفتنم به خاطر خیانتشه اما دیگه مهرش از دلم رفته هیچ احساسی نسبت بهش توی قلبم ندارم...
ادامه دارد...
۲.۱K
۱۶:۳۳