عکس پروفایل 👑 زن و زندگــے 👑👑
۸.۶ هزار عضو

👑 زن و زندگــے 👑

وقتی حال یه زن خوبهundefined حال یه زندگی خوبهundefinedاینجا با آموزشهای کانال و تجربیات خانمها یاد میگیریم چطور یه زندگی شاد داشته باشیم.هم آموزش هم خنده و سرگرمیundefined
کانالی شاد ومتفاوت🥰
شرایط ارسال تجربه،خاطره ،سوتی،و...undefinedundefinedhttps://ble.ir/khateratee_man
👑 زن و زندگــے 👑
🤍undefined با گریه سری تکون دادم که گفت : همین الان با مامان رسیدیم اصلاً باورم نمی‌شه... اشکامو پاک کردم که آیت رو به میثم گفت :همین جا مراقب آلا باش.. میرم ببینم مامانم چیکار می‌کنه... میثم سری تکون داد و گفت: باشه برو مامان منم پیششه آیت که رفت میثم اومد سمتم بغلم کرد و گفت: نترسی‌ها آلا هیچ اتفاقی براش نمی‌افته..زیر لب گفتم: همش تقصیره منه احمقه همش به خاطره منه که این اتفاق افتاده _بس کن حرف دیگه‌ای نداری که بزنی؟؟؟ اشکامو پاک کردم و گفتم: بدونه بابا باید چیکار کنم؟؟ میثم با تعجب گفت: همین الان سند مرگ بابات رو هم امضا کردی؟؟؟ این چه حرفیه که می‌زنی آلا؟؟؟ به هوش میاد چند روز دیگه. بیا تورو می‌برمت خونه سری تکون دادم و گفتم: اصلاً.... من خونه نمیام هیچکس حق نداره بهم بگه برم خونه‌ها گفته باشم... ادامه دارد... 🩷🩷🩷🩷🩷🩷🩷🩷🩷🩷🩷
🤍undefined

می‌خوام همین جا پیش بابام بمونم میثم سری تکون داد و گفت :خیلی خوب فعلاً نمی‌خواد خودتو اذیت کنی بگیر یکم بشین....
رویه صندلی نشستم که میثم گفت :میرم برات یه چیزی بگیرم بخوری رنگت بدجوری پریده حوصله کل کل باهاش رو نداشتم میثم که رفت...
سرمو بین دستام گرفتم و شروع کردم به گریه کردن

نفس عمیقی کشیدم و نگاهمو از بابا که روی تخت بود گرفتم با صدای آیت برگشتم عقب که گفت هنوز اینجایی نمیری خونه ؟؟
سری تکون دادم و گفتم :نه آیت بهت که گفتم تا بابا از روی تخت بلند نشه من هیچ جا نمیرم...
_الا اینجوری خودتو از پا در میاری سری تکون دادم و گفتم :اگه بابا از روی تخت بلند نشه از پا در میام آیت...
آیت اخمی بهم کرد و گفت اینا چه حرفاییه که می‌زنی؟؟؟؟ یکم حرف‌هایه امیدوار کننده بزن با بغض نگاهی به بابا کردم و گفتم:
نمی‌دونم چرا نمی‌تونم حسه خوبی به این قضیه داشته باشم آیت خاست حرفی بزنه که با صدای هوتن وحشت زده برگشتم عقب...


ادامه دارد...🩷🩷🩷🩷🩷🩷🩷🩷🩷🩷🩷
undefined۱۹
undefined۱۶

۳.۱K

۱۴:۰۸