عکس پروفایل 👑 زن و زندگــے 👑👑
۸.۶ هزار عضو

👑 زن و زندگــے 👑

وقتی حال یه زن خوبهundefined حال یه زندگی خوبهundefinedاینجا با آموزشهای کانال و تجربیات خانمها یاد میگیریم چطور یه زندگی شاد داشته باشیم.هم آموزش هم خنده و سرگرمیundefined
کانالی شاد ومتفاوت🥰
شرایط ارسال تجربه،خاطره ،سوتی،و...undefinedundefinedhttps://ble.ir/khateratee_man
👑 زن و زندگــے 👑
undefined    undefined     undefined     undefined    undefined    undefined     undefined     undefined undefined    undefined     undefined undefined    undefined undefined    undefined undefined undefined به زور خنده‌ای کردم و گفتم: نه اصلاً ناراحت نیستم ببخشید من باید برم سریع از جام بلند شدم و کولمو برداشتم... که کیان دستاشو تو جیب شلوارش کرد و گفت: یهو یادت افتاد که باید بری و کار داری؟؟؟ با اخم نگاهش کردم و گفتم آره کار دارم کیان خنده‌ای کرد و گفت یادت نره که من یه روانشناسم و رفتارهای آدما رو می‌فهمم... نگاهمو ازش گرفتم که گفت: حالا می‌دونم که ازم دلخوری سری تکون دادم و گفتم: واقعاً ناراحت نیستم... کیان یه تایه ابروشو داد بالا و گفت: اینو جدی میگی ؟؟ سری تکون دادم که کیان گفت اگه ناراحت نیستی بعد کلاس با هم بریم بیرون... با تعجب نگاهش کردم و گفتم: بریم بیرون ؟؟ کیان سری تکون داد و گفت: آره مثل دوتا دوست با هم میریم بیرون... ادامه دارد..‌undefinedundefined
undefined    undefined     undefined     undefined   undefined    undefined     undefined     undefinedundefined    undefined     undefinedundefined    undefinedundefined    undefinedundefinedundefined

با من من گفتم: چیزه آخه من باید برم خونمون. کیان خنده کم رنگی کرد و گفت :دیدی گفتم ازم دلخوری؟؟
کلافه نفس عمیقی کشیدم و گفتم: چرا انقدر برات مهمه که ازت دلخور باشم یا نه ؟؟؟کیان با تعجب نگاهم کرد و دستی داخل موهاش کشید و گفت: نمی‌دونم ...
پوزخندی بهش زدمو گفتم: باید یک چیزی رو بهت بگم _خوب بگو...... +بعد کلاس که با هم بریم بیرون بهت میگم...
کیان خوشحال نگاهی بهم کرد و سری تکون داد و گفت: باشه پس بعد کلاس تو پارکینگ منتظرتم...
سری تکون دادم که کیان رفت و ته کلاس نشست کم کم بچه‌ها وارد کلاس شدن و شلوغ شد...
با ورود استاد همه صداها خوابید و استاد شروع کرد به درس دادن تمام مدت مدتی که استاد داشت درس می‌داد فکرم پیش کیان بود...
اگه علاقه‌ای بهم نداشت پس پافشاری امروزش برای چی بود بعد کلاسی که خیلی طولانی گذشت از کلاس زدم بیرون و رفتم سمت پارکینگ....


ادامه دارد..‌undefinedundefined
undefined۵

۱.۹K

۱۴:۴۸