عکس پروفایل 👑 زن و زندگــے 👑👑
۸.۶ هزار عضو

👑 زن و زندگــے 👑

وقتی حال یه زن خوبهundefined حال یه زندگی خوبهundefinedاینجا با آموزشهای کانال و تجربیات خانمها یاد میگیریم چطور یه زندگی شاد داشته باشیم.هم آموزش هم خنده و سرگرمیundefined
کانالی شاد ومتفاوت🥰
شرایط ارسال تجربه،خاطره ،سوتی،و...undefinedundefinedhttps://ble.ir/khateratee_man
👑 زن و زندگــے 👑
🤍undefined پوزخندی زدم و گفتم: هنوز برای این حرفا زوده وقتی حکم اعدامش اومد باید بیای بگی حالش خوب نیست.. هوتن دستی توی موهاش کشید و گفت :چه ربطی داره؟؟؟ چرا همه چیزو با هم قاطی می‌کنی.. +چون همه چیز با هم قاطی هست اگه باباتو هول داده بودم و می‌مرد این حرفو می‌زدی؟؟؟ _کتایون حاملست و حالشم خوب نیست شونه‌ای بالا انداختم و گفتم :برام مهم نیست اون دیگه مشکل شماست نه من.... _چطور می‌تونی انقدر بی‌رحم باشی؟؟ با عصبانیت نگاهی بهش کردم و گفتم: منو ببین حال و روزمو نمی‌بینی؟؟؟ اون وقت به من میگی بی رحم ؟؟؟ زنت بابامو کشته و مطمئن باش به سزای عملشم می‌رسه.... همون لحظه ضربه‌ای به شیشه ماشین خورد با دیدن آیت که با خشم داشت نگاهمون می‌کرد گفتم: از اینجا برو دیگه دیگه هم اینورا نیا هوتن سری تکون داد و گفت: حال و روز کتایون چی میشه؟؟ ادامه دارد...
🤍undefined


+ قانون بهش رسیدگی می‌کنه_ من میرم براش وکیل می‌گیرم سری تکون دادم و گفتم:
کار خوبی می‌کنی برو براش بهترین وکیلای تهران رو هم بگیر بلکه بتونی از چوبه دار نجاتش بدی..
هوتن با عصبانیت نگاهم کرد و گفت: کی می‌خواد همچین کاری بکنه ؟؟؟+قانون مطمئن باش قانون پشت ماست و آیت هیچ وقت از خونه بابا نمی‌گذره منم نمی‌گذرم...
پس به جای اینکه یکسره بیای اینجا و مزاحم من بشی برو بیفت دنبال کارایه زنت تا بلکه بتونی نجاتش بدی..
از ماشین پیاده شدم که آیت با اخم گفت: چیکار داشت ؟؟نفس عمیقی کشیدم تا یکم آروم بشم...
آیت با زومو گرفت و گفت: خوب بگو چیکار داشت؟؟+ هیچی داداش چرا خودتو اذیت می‌کنی اومده بود که بگه رضایت بدیم...
زنش از اونجا آزاد بشه هوتن با خشم گفت: تو بهش چی گفتی؟؟؟ با تعجب نگاهش کردم و گفتم:به نظرت چی باید بهش می‌گفتم؟؟؟؟
آیت شونه‌ای بالا انداخت که گفتم : نگران نباش بهش گفتم که ما رضایت نمی‌دیم و تقاصه خون بابا رو هم از زنش می‌گیریم...

ادامه دارد...
undefined۴۳
undefined۷

۲.۸K

۱۴:۵۰