عکس پروفایل 👑 زن و زندگــے 👑👑
۸.۵ هزار عضو

👑 زن و زندگــے 👑

وقتی حال یه زن خوبهundefined حال یه زندگی خوبهundefinedاینجا با آموزشهای کانال و تجربیات خانمها یاد میگیریم چطور یه زندگی شاد داشته باشیم.هم آموزش هم خنده و سرگرمیundefined
کانالی شاد ومتفاوت🥰
شرایط ارسال تجربه،خاطره ،سوتی،و...undefinedundefinedhttps://ble.ir/khateratee_man
👑 زن و زندگــے 👑
🫀ꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹ🫀 با استرس پامو تکون میدادم و تو فکره هوتن بودم...از دیروز هیچ خبری ازش نداشتم.... با شنیدنه اسمم از دهنه کیان بخودم اومدم و گفتم : بله؟؟ کیان اشاره ای بهم کرد و گفت : نوبته شماست گیج سری تکون دادم و گفتم : آها...کجا بودین کیان با حرص نگاهم کرد و گفت : همونجایی که علامت زدیم. حواستون کجاست... نگاهی به نوشته ی دستم کردم و یادم اومد... گلویی صاف کردم و شروع کردم درس دادن وقتی تموم شد نفسه راحتی کشیدم از استرس کله بدنم میلرزید.... میدونستم کلی تپق زده بودم و سوتی دادم ولی اخر تمومش کردم.. استاد از بالایه عینکش نگاهی بهمون کرد و گفت : سوالاتونو طراحی کردین؟؟ کیان سری تکون داد و گفت :بله. _خوبه بدین به من....بررسی میکنم.. ادامه دارد...undefined 🫀ꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹ🫀
🫀ꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹ🫀

اگه همه ی سوالاتتون خوب باشه میتونین هفته ی دیگه از بچه ها امتحان بیگیرین خسته نباشین....
بفرمایید بشینین نفسه راحتی کشیدم و نشستم سره جام...نگاهی به گوشیم کردم که بازم خبری از هوتن نبود....
ده دقیقه بعد کلاس تموم شد و استاد با خدافظیه کوتاهی کلاسو ترک کرد...کلافه کولمو برداشتم و از کلاس زدم بیرون...
نازی و شادی مشغوله حرف زدن بودن و متوجه من نشدن شماره ی هوتن و گرفتم که رفت رو پیغامگیر...
با حرص نفسه عمیقی کشیدم و گفتم : الو هوتن؟؟؟ کجایی؟؟؟چرا هر چی زنگ میزنم جواب نمیدی؟؟؟از دیروز خبری ازت ندارم...
بغض کردم و گفتم : قرار نبود که بی خبرم بذاری.... من اینجا....کلی نگرانتم....
گوشیو قطع کردم و قطره اشکی از چشمم ریخت پایین که کیان گفت : ببخشید .....آلا خانوم..



ادامه دارد...undefined🫀ꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹ🫀
undefined۴۲
undefined۵
undefined۱

۱.۸K

۱۷:۳۷