عکس پروفایل 👑 زن و زندگــے 👑👑
۸.۶ هزار عضو

👑 زن و زندگــے 👑

وقتی حال یه زن خوبهundefined حال یه زندگی خوبهundefinedاینجا با آموزشهای کانال و تجربیات خانمها یاد میگیریم چطور یه زندگی شاد داشته باشیم.هم آموزش هم خنده و سرگرمیundefined
کانالی شاد ومتفاوت🥰
شرایط ارسال تجربه،خاطره ،سوتی،و...undefinedundefinedhttps://ble.ir/khateratee_man
👑 زن و زندگــے 👑
undefined undefined undefined undefined undefined undefined سلام نازنین جان خوبی؟؟؟ نازی هم که با دیدن دانیال کلاً همه چیز یادش رفت با ذوق رفت سمت ماشین و گفت: سلام عزیزم مرسی خوبم.... تو اینجا چیکار می‌کنی؟؟ اومدم دنبالت برسونمت خونه هوا سرده.. نازی با لبخندی گفت: مرسی عزیزم چقدر مهربونی دانیال از ماشین پیاده شد و رو بهم گفت: سلام خوب هستین ؟؟ +ممنون متشکرم بفرمایید سوار شید می‌رسونیمتون سرمو تکون دادم و گفتم: نه نه مرسی من مزاحمتون نمی‌شم.. _تعارف می‌کنین؟؟ بفرمایین اینجوری نازی هم خوشحال‌تره... نازنین اومد سمتم دستمو گرفت و گفت: الا عادت داره الکی تعارف کنه بشین بریم..معذب داخل ماشین نشستم که دانیال راه افتاد از آینه نگاهی بهم کرد و گفت: آدرسو بهم بدین لطفاً نازی سری تکون داد و گفت: ۵ ۶ کوچه بالاتر از ما می‌شینن عزیزم.. دانیال سری تکون داد و گفت: بسیار خوب... ادامه دارد...
undefined undefined undefined
undefined undefined
undefined



کل مسیر نازنین داشت از آرایشگاهی که برای عروسیش انتخاب کرده بود حرف می‌زد و دانیال هم با صبر و حوصله حرفاشو گوش می‌کرد و نظر هم می‌داد.
چقدر پسر با ادب و متشخصی بود وقتی رسیدیم از ماشین پیاده شدم و گفتم :خیلی ممنون لطف کردین بفرمایین بریم داخل خونه...
دانیال لبخندی بهم زد و گفت :نه مرسی باید بریم آرایشگاهی که خانم دیده ببینم چه جوریه...
سری تکون دادم و گفتم :بازم ممنون برین به سلامت خداحافظ.. دانیال بوقی زد که نازنین گفت:
خداحافظ عزیزم بچه‌ها که رفتن با صدای آیت برگشتم عقب _کی بود؟؟؟
+ علیک سلام خانداداش _سلام خوبی؟؟ سری تکون دادم و گفتم: آره اما مثل اینکه تو زده به سرت اومدی در حیاط وایستادی
آیت خنده‌ای کرد و گفت: نه توی حیاط بودم صداتو شنیدم درو باز کردم... یه لحظه ترسیدم فکر کردم کسی مزاحمت شده...
سری تکون دادم و گفتم :دوستم همراه نامزدش بودن و منو رسوندن.. _خیلی خوب بیا بریم داخل

ادامه دارد...
undefined۴۳

۴.۵K

۵:۴۶