👑 زن و زندگــے 👑
ابرویی بالا انداخت و گفت : تازه از خواب بیدار شدم اومدم هنوز آپدیت نشدم....بذار قهومو بخورم... کلافه دست به سینه نشستم که قهومونو اوردن... بخور +میل ندارم.... قهوشو در کماله آرامش خورد که گفتم : حالا بگین بابا چه عجله ای داری..... نشستیم دیگه حرفم میزنیم.. پوزخندی زدم و بلند شدم و گفتم : شما مثله اینکه وقت برا مسخره بازی زیاد داری...منتها شرمنده من ندارم خاستم برم که گفت : بیا...بیا قهر نکن میگم. با اخم نگاهش کردم که گفت : جدی ام....بشین دیگه...میگم بهت نشستم که گفت : میدونستی شوهرت زن داره؟؟؟ +چی داره؟ زنه دوم.... +تو از کجا میدونی؟؟؟ ببین ...وقتی اسمه شوهرتو میدونم....اسمه تو رو میدونم یعنی آماره همه چیو دارم اوکی؟؟؟؟ پس الکی سوال نپرس +یعنی چی زن داره؟؟ _ یعنی از بعده سقطت بچه براش زن گرفته..... درست همون مدتی که خونه ی بابات بودی تا حالت خوب بشه.. با تعجب گفتم : زن گرفته؟؟؟ اصلا باورم نمیشه.....مگه میشه آخه؟؟؟ ادامه دارد..

متاسفانه بله
+ اصلا.....تو کی هستی؟؟؟
برایه گفتنه حرفات مدرکم داری؟؟؟؟؟
_دارم
+ببینم
پوزخندی بهم زد و پاکتو از جیبه
کتش در اورد و انداخت رو میز..
با دستایه لرزون پاکتو برداشتم و
باز کردم ...
داخلش کلی عکس بود و برگه فتوکپی از شناسنامه ی هوتن که داخلش غیره اسمه من یه اسم
بود بنامه کتایونه تهرانی...
یکی یکی عکسارو نگاه میکردم
با دیدنه هوتن کناره کتایون
داشتم دیوونه میشدم
تورستوران.....کافه....محضر...
پارک....خیابون...پاساژ...
همه جا بودن...
+باورم نمیشه
متاسفانه باید بشه + آخه......من گیجم بگو تا من از گیجی درت بیارم..
+ تو کی هستی؟؟
هر سوالی غیره این + چرا باید زن بگیره؟؟؟ چون مادرش میگه تو دیگه
حامله نمیشی و نازایی
+اینم خبر داری ؟؟
گفتم که من از همه چی خبر دارم..+آخه....چجوری
ادامه دارد..
۱.۹K
۱۷:۲۱