عکس پروفایل 👑 زن و زندگــے 👑👑
۸.۶ هزار عضو

👑 زن و زندگــے 👑

وقتی حال یه زن خوبهundefined حال یه زندگی خوبهundefinedاینجا با آموزشهای کانال و تجربیات خانمها یاد میگیریم چطور یه زندگی شاد داشته باشیم.هم آموزش هم خنده و سرگرمیundefined
کانالی شاد ومتفاوت🥰
شرایط ارسال تجربه،خاطره ،سوتی،و...undefinedundefinedhttps://ble.ir/khateratee_man
👑 زن و زندگــے 👑
undefinedundefined ⋞ –––––––––– ღ –––––––––⋟undefinedundefined دستمو گذاشتم رو دهنم و دویدم سمته سرویسه بهداشتی آلا خوبی.؟؟؟چیشدی یهو؟؟ +خوبم آلما....یهو حالم بهم خورد آبی بصورتم زدم و از سرویس اومدم بیرون... بیا بشین اینجا...یکم حالت جا بیاد . سری تکون دادم و رو مبل نشستم که یهو مامان زد رو گونش و گفت : یا ابوالفضل....... دوید بیرون که هممون نگران دویدیم بیرون.. آیت رو زمین خم شده بود و بهزادم با هوتن درگیر بود هوتن با دیدنم عربده ای کشید و گفت : آلا...بیا ... ولم کن...ولم کن ..... آلا بیا خونه بیا باهم بریم خونمون..با چشمایه گشاد شده نگاهم رو آیت بود که افتاده بود رو زمین و تیشرتش خونی بود.... آلما با جیغ گفت : فشار بده...فشار بده خونریزی نکنه زنگ بزنم آمبولانس وا رفته رو زمین نشستم و گفتم:آ...آیت؟؟؟،آیت؟؟؟؟ آیت رنگش سفید شده بود و رو پیشونیش دونه هایه درشته عرق بود بابا و بهزادم هوتن و بزور گرفته بودن... گیج و منگ شده بودم... ادامه دارد...undefined ⋞ –––––––––– ღ ––––––––––⋟
undefinedundefined ⋞ –––––––––– ღ –––––––––⋟undefinedundefined


باورم نمیشد همه ی این اتفاقا بخاطره من افتاده بود..آمبولانس زود رسید و آیت و بردن بیمارستان و مامان و باباهم رفتن...
همون لحظه پلیس هم رسید...هوتن و دستگیر کردن و انداختن تو ماشین و بردنش..
سریع یه شال و مانتو تنم کردم و با بهزاد و آشوب رفتیم بیمارستان. همه نگران پشته دره اتاق عمل بودیم انقدر پامو تکون دادم که درد گرفته بود...
نگاهم به ساعت بود که بهزاد با یه پلاستیک وارده سالنه انتظار شد به همه یه آبمیوه داد..بهزاد:بگیر آلا ... یکم بخور
+نمیخورم.میخای خودتو عذاب بدی؟؟؟
با این حرفه بهزاد اشکام راه افتادن
رو گونم...

_هی هی ...چرا گریه میکنی؟؟
+همش تقصیره منه بهزاد....
همش من....
چرا این فکرو میکنی...تو که اونجا نبودی...آیت باهاش دست به یقه شد

و اون بیشرف یهو چاقو رو در اورد و زد تو پهلویه آیت.. نگاهی به بهزاد کردم که گفت : ببخشید که گفتم بیشرف ...یعنی منظورم....





ادامه دارد...undefined⋞ –––––––––– ღ ––––––––––⋟
undefined۳۶
undefined۶
undefined۳

۱.۸K

۱۶:۳۶