عکس پروفایل 👑 زن و زندگــے 👑👑
۸.۶ هزار عضو

👑 زن و زندگــے 👑

وقتی حال یه زن خوبهundefined حال یه زندگی خوبهundefinedاینجا با آموزشهای کانال و تجربیات خانمها یاد میگیریم چطور یه زندگی شاد داشته باشیم.هم آموزش هم خنده و سرگرمیundefined
کانالی شاد ومتفاوت🥰
شرایط ارسال تجربه،خاطره ،سوتی،و...undefinedundefinedhttps://ble.ir/khateratee_man
👑 زن و زندگــے 👑
undefinedundefined‍🩹 کیان سری تکون داد و گفت: آره خوب ولی بالاخره مجبور شد که باهاش کنار بیاد.. منم هر روز بهش زنگ می‌زدم و حالشو می‌پرسیدم الانم تا چند روز تعطیلی پیش بیاد و بیکار باشم سریع میام دیدنش... +کار خوبی می‌کنی ...... هرچی به طرف ته پارک نزدیک‌تر می‌شدیم درخت‌های بلند باشاخه‌های زیاد بیشتر می‌شدند... که همشون لخت شده بودند و برگاشون ریخته بودن پایین آهی کشیدم و گفتم : چیزی تا شب یلدا و شروع زمستون نمونده کیان نگاهی به درختا کرد و گفت: آره دیگه کم کم باید خودمونو برای زمستون آماده کنیم.. بریم اون طرف دکه‌های آش فروشی اون طرفن.. با هم رفتیم سمت راسته پارک.... کیان از یه دکه دو کاسه آش گرفت و روی یه نیمکت نشستیم یه قاشق خوردم که کیان گفت : ادامه دارد... undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined
undefinedundefined‍🩹

چطوره؟؟؟ +خیلی خوشمزه است واقعاً طعم خوبی داره _آره من خودمم اینجا رو خیلی دوست دارم...
منتها تا وقتی عمه برام درست کنه از بیرون آش نمی‌خرم.. یکم توی پارک گشتیم و کیان ازم چند تا عکس گرفت....
و با هم رفتیم سمت بازاری که نزدیک پارک بود.. یکی یکی مغازه‌ها رو نگاه می‌کردم که توجهم به پیرمردی جلب شد...
که روی زمین نشسته بود جلوش یک تخته بود که روش چند تا دستبند گذاشته بود جلوش وایسادم و نگاهی به دستبندا کردم.
پیرمرد نگاهی بهم کرد و گفت :سلام بابا جان دستبند می‌خوای ؟؟؟لبخندی بهش زدم و گفتم :
سلام...چقدر قشنگه سری تکون داد و گفت :متولد چه ماهی هستی؟؟؟ با تعجب نگاهش کردم و گفتم :
برای چی؟؟ پیرمرده خنده کرد و گفت: این سنگ‌ها هر کدوم مخصوص یک ماهه +آها....متولد مردادم

ادامه دارد...undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined
undefined۳۶

۲.۱K

۱۰:۰۸