عکس پروفایل 👑 زن و زندگــے 👑👑
۸.۶ هزار عضو

👑 زن و زندگــے 👑

وقتی حال یه زن خوبهundefined حال یه زندگی خوبهundefinedاینجا با آموزشهای کانال و تجربیات خانمها یاد میگیریم چطور یه زندگی شاد داشته باشیم.هم آموزش هم خنده و سرگرمیundefined
کانالی شاد ومتفاوت🥰
شرایط ارسال تجربه،خاطره ،سوتی،و...undefinedundefinedhttps://ble.ir/khateratee_man
👑 زن و زندگــے 👑
undefinedundefined‍🩹 کیان برگشت طرفم و نگاهش مستقیم نشست رو من که نیلوفر گفت : کولتو بذار اینجا ... بشین کنجکاو بودم که ببینم کیان چی جوابشو میده ولی در کماله ناباوری کیان سری تکون داد و نشست کناره نیلوفر... با سقلمه ای که شادی بهم زد بخودم اومدم.. نگاهی بهش کردم و گفتم : جان؟؟ _کجایی؟؟ +چی؟؟؟ _میگم کجایی +هیچی ...یه لحظه حولسم پرت شد شادی که خیلی تیز بود نگاهی سمته کیان کرد و گفت : والا همه حواسشون پرت شد.. منتها تو روشون قفلی زدی سری تکون دادم و گفتم : منظورت چیه؟؟ _هیچی +پس چرا همچین حرفی رو زدی شادی زل زد تو چشمام و گفت: بخاطره اینکه بدونی من دوستتم و نمیتونی چیزیو ازم پنهون کنی.. +من هیچی ازت پنهون نکردم دیدم اوضاع خطریه دستشو اورد جلو و گفت : هی هی...بچه ها خواهش میکنم آرومتر... ادامه دارد... undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined
undefinedundefined‍🩹

+نه بذار بگه ببینم چی میخاد بگه شادی پوزخندی زد و گفت : من و تو دوستیم....از همه ی زندگیه من با خبری.....
اونوقت میری حرفاتو به نازی میزنی؟؟با تعجب نگاهی به نازی کردم و گفتم : تو بهش گفتی؟؟؟نازی خجالت زده نگاهم کرد و گفت :
بخدا...چیزه یهو از دهنم پرید نمیخاستم بگم +من بهت اعتماد کرده بودم شادی با حرص گفت :
من چیکار کردم که قابله اعتمادت نبودم +بحثه اون نیست..._ پس بحثه چیه؟؟؟؟
+ببین تو هم دوستمی...اونروزی که با نازی حرف زدم تو نبودی ...به بعد هم فرصتی پیش نیومد که بگم...
انقدر ذهنم درگیر بود و حالم خراب بود ترجیح دادم حرفی نزنم...دلخور نگاهی به نازی کردم و گفتم : که نازی خانوم زحمتشو کشید....
نازی لبشو گاز گرفت و گفت : ترو خدا اینجوری نگو آلا....شادی با ناراحتی گفت : حتی الانم از اینکه من فهمیدم ناراحتی...

ادامه دارد...undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined
undefined۹

۱.۹K

۱۷:۵۹