عکس پروفایل 👑 زن و زندگــے 👑👑
۸.۶ هزار عضو

👑 زن و زندگــے 👑

وقتی حال یه زن خوبهundefined حال یه زندگی خوبهundefinedاینجا با آموزشهای کانال و تجربیات خانمها یاد میگیریم چطور یه زندگی شاد داشته باشیم.هم آموزش هم خنده و سرگرمیundefined
کانالی شاد ومتفاوت🥰
شرایط ارسال تجربه،خاطره ،سوتی،و...undefinedundefinedhttps://ble.ir/khateratee_man
👑 زن و زندگــے 👑
undefined undefined undefined undefined undefined undefined اما تمام بدنم سرد شده بود و می‌لرزیدم تا به حال توی همچین موقعیتی قرار نگرفته بودم نگاه سنگین خواهر سروش داشت اذیتم می‌کرد و کم کم واقعیت جلوی روم نمایان می‌شد... خانواده‌ها که یکم با هم آشنا شدن پدر سروش اجازه گرفت تا بچه‌ها برن توی اتاق و با هم حرف بزنن... آلما از جاش بلند شد و سروش با اجازه‌ای که از بابا گرفت پشت سر آلما از پله‌ها رفت بالا... ماهک داشت از مهمونا پذیرایی می‌کرد حتی حوصله نداشتم از جام بلند شم و کمکش کنم مادر سروش که نزدیکم نشسته بود رو بهم گفت: عزیز دلم از حرفم ناراحت شدی من قصد بدی نداشتم + نه این چه حرفیه اصلاً...... خودتونو ناراحت نکنین من حالم خوبه مادر سروش لبخندی زد و گفت: از اینجور مشکلات توی زندگی همه جوونا هست زیاد خودتو ناراحت نکن زمان که بهش بخوره همه چی حل می‌شه... لبخندی زدم و گفتم: ببخشید من برم کمک ماهک _ راحت باش عزیزم رفتم تو آشپزخونه و نفس عمیقی کشیدم ماهک نگاهی بهم کرد و گفت :حالت خوبه؟؟ ادامه دارد...
undefined undefined undefined
undefined undefined
undefined



سری تکون دادم که آهسته گفت: شنیدم مادر سروش چی گفت... اصلاً یهو قیافت وا رفت
با صدای لرزون و آهسته گفتم: اصلاً ما هک نمی‌دونستم که باید جوابش رو چی بدم؟؟
ماهک با خونسردی شونه‌ای بالا انداخت و گفت: به نظرم اصلاً نیازی نبود که خودتو ناراحت کنی بهش می‌گفتی دارم جدا می‌شم
با تعجب گفتم: خیلی زشته خجالت می‌کشم ماهک با حرص گفت: چرا خجالت بکشی؟؟
مگه تو خیانت کردی که داری جدا می‌شی اون کسی که باید خجالت بکشی هوتنه....این وسط به تو ظلم شده اون وقت تو خودت رو خجالت زده می‌بینی سری تکون دادم و گفتم:
جای من نیستی حالم خیلی بده ماهک_ یکم همین جا بشین تا حالت بهتر بشه
+کاش می‌تونستم برم بالا توی اتاقم ماهک لبشو گاز گرفت و گفت: اون وقت مادر سروش کاملاً می‌فهمه که از دستش ناراحت شدی خیلی زشته..
سری تکون دادم و گفتم: می‌دونم ماهک ظرف میوه رو داد دستم و گفت: فعلاً بلند شو اینو ببر برای مهمونا نمی‌خواد زیاد فکر و خیال کنی...

ادامه دارد...
undefined۴۳

۴.۹K

۵:۱۰