عکس پروفایل 👑 زن و زندگــے 👑👑
۸.۶ هزار عضو

👑 زن و زندگــے 👑

وقتی حال یه زن خوبهundefined حال یه زندگی خوبهundefinedاینجا با آموزشهای کانال و تجربیات خانمها یاد میگیریم چطور یه زندگی شاد داشته باشیم.هم آموزش هم خنده و سرگرمیundefined
کانالی شاد ومتفاوت🥰
شرایط ارسال تجربه،خاطره ،سوتی،و...undefinedundefinedhttps://ble.ir/khateratee_man
👑 زن و زندگــے 👑
undefinedundefined‍🩹 چون هوتن توانایی پرداخت مهریت رو داره دادگاه یکجا ازش مهریه رو می‌گیره و خب طبیعتاً برای اون سخته که بخواد نصف اموالش رو از دست بده... می‌تونیم با بخشیدن نصفی از مبلغ مهریه حق طلاق رو ازش بگیریم سرمو تکون دادم و گفتم : خب اگه مهریمو کامل داد اما طلاقم نداد چی؟؟ مامان با تعجب گفت: چرا این حرفو می‌زنی کسی چیزی بهت گفته؟؟ سری تکون دادم و قضیه تماس کتایون رو برای مامان تعریف کردم مامان با حرص گفت: غلط کرده اول اینکه به تو زنگ زده دوماً اون خواسته حرفی بزنه به پدرت میگم با وکیل حرف بزنه سری تکون دادم و گفتم: آره حتماً این کارو بکنه من خیلی نگرانم از اینکه هوتن بخواد اذیتم بکنه... _ تو نگران نباش عزیز دلم فقط فکراتو بکن و تصمیم قطعیتو بگیر +من فکرامو کردم مامان ادامه دارد... undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined
undefinedundefined‍🩹


هوتن آدم زندگی من نیست.. مامان سری تکون داد و گفت: خوشحالم که به این نتیجه رسیدی...
در مورد این هم نگران نباش به بابات میگم با وکیل حرف بزنه دفعه دیگه هم بهت زنگ زدن جوابشونو نده...
سری تکون دادمو آهسته گفتم :چشم..بعد از اینکه ناهارو خوردیم آماده شدم تا برم دانشگاه نمی‌خواستم کلاس بعد از ظهر رو از دست بدم...
آلما هم داشت آماده می‌شد تا بره به کلاسش برسه... از خونه زدن بیرون که آلما صدام زد+ بله چی شده ؟؟
_صبر کن من می‌رسونمت نگاهی به ساعتم کردم و گفتم ؛دیرت میشه آلما بدو بدو از خونه اومد بیرون و گفت :
نه دیدم نمی‌شه سوار شو برسونمت سوار ماشین شدیم و آلما راه افتاد منو رسوند دانشگاه و خودشم رفت...
وارد محوطه شدم و نگاهی به کل حیاط کردم تعداد زیادی نبودند اکثر بچه‌ها به خاطر سردی هوا می‌رفتند تو سالن..



ادامه دارد...undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined
undefined۴۳

۲K

۴:۴۳