عکس پروفایل 👑 زن و زندگــے 👑👑
۸.۷ هزار عضو

👑 زن و زندگــے 👑

وقتی حال یه زن خوبهundefined حال یه زندگی خوبهundefinedاینجا با آموزشهای کانال و تجربیات خانمها یاد میگیریم چطور یه زندگی شاد داشته باشیم.هم آموزش هم خنده و سرگرمیundefined
کانالی شاد ومتفاوت🥰
شرایط ارسال تجربه،خاطره ،سوتی،و...undefinedundefinedhttps://ble.ir/khateratee_man
👑 زن و زندگــے 👑
undefined🪽 هوتن با حرص گفت: اگه شماها زودتر رضایت می‌دادین و کتایون آزاد می‌شد می‌تونستیم بچه رو بندازیم... چون خود کتایون هم راضی به نگه داشتنش نبود +خوب بعدش چی می‌شد ؟؟ هوتن با تعجب گفت: بعدی نداشت دیگه کتایون می‌رفت پی زندگیش من و تو هم به زندگیمون ادامه می‌دادیم... ابرویی بالا انداختم و گفتم : اون وقت فکر نمی‌کنی که خیلی پررو تشریف داری ؟؟ الا چرا داری این حرفو می‌زنی من واقعاً دوست دارم +چون دوستم داری دلیل نمی‌شه هر کاری بکنی ولی من پای زندگیم بمونم فهمیدی تو بهم خیانت کردی و از نظر من همون جا اون زندگی تموم شد... هوتن کلافه دستشو داخل موهاش کشید و گفت: الا برای بار آخر میگم فکراتو کردی؟؟ + آره _نمی‌خوای برگردی سر زندگیمون؟؟ نه نمی‌خوام مطمئنی دیگه ؟؟ با عصبانیت گفتم: چرا انقدر سوال می‌پرسی آره مطمئنم هوتن با تهدید گفت: طلاقت که بدم دیگه هیچ وقت نمی‌ذارم پاتو بزاری توی زندگیم... ادامه دارد... °°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°
undefined🪽

از شدت عصبانیت دلم می‌خواست بلند بلند بخندم اما خودمو کنترل کردم و گفتم:
باشه بیا بریم بیرون حاج آقا منتظره.. بدون توجه بهش از اتاق رفتم بیرون و رو به حاج آقا گفتم :
ما حرفامونو زدیم..حاج آقا لطفاً صیغه طلاق رو بخونین_ هیچ راه برگشتی نیست دخترم؟؟ سری تکون دادم و گفتم: نه حاج آقا
_بسیار خوب اول بیاین اینجا رو امضا کنین نگاهی به هوتن کردم و رفتم.. سمت میز خودکارو برداشتم و شروع کردم به امضا کردن...
امضا که کردم عقب وایسادم و حاج آقا رو به هوتن گفت: بیا پسرم نوبت تویه..
هوتن نگاهی بهم کرد با ناراحتی رفت جلو خودکارو برداشت و برگشت سمتم و گفت: آلا واقعا می‌خوای تمومش کنی؟؟
بدون اینکه جوابشو بدم نگاهمو ازش گرفتم که هوتن گفت: با توام؟؟ واقعاً می‌خوای تمومش کنیم با حرص گفتم:
معلوم نیست برگه رو امضا کن زودتر ...من حوصله این ادابازی‌ها رو ندارم...


ادامه دارد...
undefined۳۱
undefined۱۰

۳.۲K

۱۷:۴۰