عکس پروفایل 👑 زن و زندگــے 👑👑
۸.۷ هزار عضو

👑 زن و زندگــے 👑

وقتی حال یه زن خوبهundefined حال یه زندگی خوبهundefinedاینجا با آموزشهای کانال و تجربیات خانمها یاد میگیریم چطور یه زندگی شاد داشته باشیم.هم آموزش هم خنده و سرگرمیundefined
کانالی شاد ومتفاوت🥰
شرایط ارسال تجربه،خاطره ،سوتی،و...undefinedundefinedhttps://ble.ir/khateratee_man
👑 زن و زندگــے 👑
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined undefinedundefinedundefinedundefinedundefined undefinedundefinedundefinedundefined undefinedundefinedundefined undefinedundefined undefined خود کیانم بهم گفته تا وقتی طلاق نگیرم رابطمونو علنی نمی‌کنه نازنین سری تکون داد و با جدیت گفت: درستشم همینه چون الان تمام بچه‌های کلاس می‌دونن که تو شوهر داری.. سری تکون دادم و گفتم :خودمم همین نظرو دارم دلم نمی‌خواد بچه‌های کلاس برام حرف در بیارن نازنین با خنده گفت: مخصوصاً نیلوفر.. کاملا مشخصه که دلش نمی‌خواد سر به تنت نباشه پوزخندی زدم و گفتم: از اون دختره ایکبیری حرف نزن... نازنین خواست چیزی بگه که گوشیش زنگ خورد نگاهی بهش کردم که با عصبانیت تماس رو ریجکت کرد + کیه داره بهت زنگ می‌زنه؟؟ نازنین اخم می‌کرد و گفت: دانیال + خب چرا جوابش رو نمیدی؟؟ نازی با عصبانیت نگاهم کرد و گفت: باید جوابش رو بدم؟؟ + خب آره شاید باهات کاری داره نازی پوزخندی زد و گفت : من دیگه باهاش کاری ندارم +باهاش حرف زدی؟؟؟ ادامه دارد...
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined


نازنین سری تکون داد و گفت: نه از روزی که فهمیدم داره خیانت می‌کنه حتی جواب پیاماشو هم ندادم ..
+یه چیزی بهت میگم امیدوارم ناراحت نشی نازنین با کنجکاوی نگاهم کرد و گفت: چی می‌خوای بگی ؟؟
+من نمی‌گم دانیالو ببخشش خوب اما تو از کجا مطمئنی که داشته بهت خیانت می‌کرده؟؟
نازی پوزخندی زد و گفت: از اونجایی که وقتی بهش گفتم حتی انکار نکرد با تعجب نگاهش کردم که نازنین گفت:
حالا فهمیدی چرا باهاش حرف نمی‌زنم و جوابش رو نمیدم؟؟ سری تکون دادم و دیگه حرفی نزدم..
بعد تموم شدنه کلاس‌ها نازی ازم سریع خداحافظی کرد و رفت خونشون حوصله‌ی خونه رفتن رو هم ندارم... آهسته تو پیاده رو شروع کردم به قدم زدن..
نمی‌دونم چرا استرس داشتم .گوشیمو برداشتمو دوباره شماره کیان رو گرفتم که خاموش بود...
با حرص گوشیمو قطع کردم وگذاشتم تو جیبم که یهو دوست کیان رو دیدم بدون فکر کردن سریع رفتم طرفش و گفتم: سلام خوب هستین؟؟

ادامه دارد...
undefined۳۵

۲.۶K

۱۴:۳۱