عکس پروفایل 👑 زن و زندگــے 👑👑
۸.۷ هزار عضو

👑 زن و زندگــے 👑

وقتی حال یه زن خوبهundefined حال یه زندگی خوبهundefinedاینجا با آموزشهای کانال و تجربیات خانمها یاد میگیریم چطور یه زندگی شاد داشته باشیم.هم آموزش هم خنده و سرگرمیundefined
کانالی شاد ومتفاوت🥰
شرایط ارسال تجربه،خاطره ،سوتی،و...undefinedundefinedhttps://ble.ir/khateratee_man
👑 زن و زندگــے 👑
undefined🪽 _ معلومه که نداره هرجا می‌خوای بری برو اما قبل رفتنت طلاهایی که سر عروسیت برات خریدیم رو باید پس بدی... ابرویی بالا انداختم که آلما گفت: قرارمون این نبود حاج خانوم ما با هوتن حرفامونو زدیم... مهین خانم با داد و قال گفت : شماها بیخود کردین پسر ساده منو گیر آوردین و دورش کردین باید هرچی تا الان برای آلا گرفتیم رو پس بدین... آلما با اخم گفت :برین خداتون رو شکر کنین که مهریه‌اش رو اجرا نذاشت... مهین خانم پوزخندی زد و گفت: اجرا هم می‌ذاشت برای ما فرقی نمی‌کرد.. آلما با اخم گفت: منظورتون چیه؟؟ مهین خانوم پوزخندی زد و گفت : دختر جون من دوتا عروس دارم سال‌های ساله که بلدم چه جوری رفتار کنم تا زبون عروسام برام کوتاه بشه.. حالا مطمئن باش نمیام به خواهر نیم وجبی تو باج بدم آلما پوزخندی زد و گفت: ادامه دارد... °°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°
undefined🪽

حالا شما چه راضی باشین چه نباشین پسرتون امضا کرد و همه چی تموم شد الا بیا بریم..
دستمو گرفت و از محضر رفتیم بیرون که سروشم پشت سرمون اومد رفتم سمت ماشین آلما که هوتن دوون دوون اومد سمتم و گفت: آلا صبر کن
با عصبانیت برگشتم و گفتم: چیه چی میگی _قرار بود بیای برای کتایون رضایت بدین
آلما اومد جلو بازومو گرفت و گفت: نگران نباش خودم باهات هماهنگ می‌کنم...
هوتن با اخم سری تکون داد که مهین خانم با عصبانیت اومد طرفمون و رو به هوتن گفت :
از کی تا حالا انقدر سرخود شدی که بدون اجازه من همچین تصمیمی گرفتی؟؟
هوتن کلافه گفت: بس کن مادر سروش اومد جلو و گفت: با همدیگه حرفاشونو زدن و معامله کردن...




ادامه دارد...°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°
undefined۴۰

۳.۱K

۱۵:۵۲