عکس پروفایل 👑 زن و زندگــے 👑👑
۸.۷ هزار عضو

👑 زن و زندگــے 👑

وقتی حال یه زن خوبهundefined حال یه زندگی خوبهundefinedاینجا با آموزشهای کانال و تجربیات خانمها یاد میگیریم چطور یه زندگی شاد داشته باشیم.هم آموزش هم خنده و سرگرمیundefined
کانالی شاد ومتفاوت🥰
شرایط ارسال تجربه،خاطره ،سوتی،و...undefinedundefinedhttps://ble.ir/khateratee_man
👑 زن و زندگــے 👑
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined undefinedundefinedundefinedundefinedundefined undefinedundefinedundefinedundefined undefinedundefinedundefined undefinedundefined undefined تا به خودم اومدم ریختن روی سرم و حسابی کتکم زدن... + از دیروز که جوابمو ندادی کلی نگرانت شدم کیان لبخندی زد و گفت: باور کن منم فقط به تو فکر می‌کردم و متاسفانه نمی‌تونستم به کسی بگم که به تو خبر برسونه... لبخندی بهش زدم و گفتم : حالا که اومدم.. راستی بابت گلای قشنگت هم دستت درد نکنه... نیم ساعتی پیش کیان موندم و بعدم ازش خداحافظی کردم و رفتم سمت خونه... از خیابون رد شدم که با شنیدن اسمم برگشتم عقب و با دیدن هوتن با اخم گفتم: تو اینجا چیکار می‌کنی؟؟؟؟ هوتن همونجور که نفس نفس می‌زد گفت: یه لحظه صبر کن ..کارت دارم با اخم نگاهی بهش کردم چند تا نفس عمیق کشید و گفت : باهات حرف دارم الا +متاسفم من با تو هیچ صحبتی ندارم حداقل یه لحظه وایسا و حرفامو گوش کن.. خواستم برم که از بند کولم گرفت و منو کشید عقب +نکن هوتن داری چیکار می‌کنی ؟؟ _وایسا تا حرفامو بهت بزنم ادامه دارد...
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined


+خوب بگو ببینم چیکار داری اینجا نه بیا بریم بشینیم یک جایی
سری تکون دادم و گفتم:

شرمنده من با تو حتی تا قبرستون هم
نمیام هر حرفی داری همین جا بزن
هوتن با عصبانیت نگاهی بهم کرد و
گفت: رفتین وکیل گرفتین؟؟

سری تکون دادم و گفتم:
آره مگه جرمه؟؟
نه نه جرم نیست اما من بهت که
گفتم بارها با مادرت حرف زدم اون فقط یه اتفاق بود...
کتایون نمی‌خواست همچین اتفاقی بیفته پوزخندی زدم که هوتن گفت: کتایون حاملس و حالش اصلاً خوب نیست خواهش می‌کنم رضایت بدین بیاد بیرون..
+مگه تا الان دو بار احضاریه در خونتون اومده تو به خودت آوردی ؟؟؟مشکل مهریته که من همین فردا
تمام و کمالشو می‌ریزم به حسابت

سری تکون دادم و گفتم: مشکل
مهریم نیست مشکل طلاقیه که تو
نمیای امضا کنی...

آخه چرا باید طلاقت بدم وقتی
دوست دارم با عصبانیت گفتم: اگه منو دوسم داری پس التماس کردنتبرای آزادی کتایون چیه؟؟؟

ادامه دارد...
undefined۳۵
undefined۳

۳K

۱۴:۴۷