۱۷:۵۹
پیامبر رحمت (که درود خدا بر او و اهلش باد) فرمود:
۷:۳۹
🫀 شبیهسازی عملکرد قلب در کلاس
به همین سادگی میشه آموزش رو برای دانشآموزان ملموس و جذاب کرد؛ فقط کافیه کمی خلاقیت داشته باشیم!
منبع در تلگرام: @TeacherasLLL
@edu_mehrestan
۴:۱۶
۱۱:۴۱
همهٔ مشکلات برای «حل شدن» نیستند. بعضی فقط باید پذیرفته شوند، تا یاد بگیری در حضورشان رشد کنی و قوی بشوی.زندگی بدون سنگ نمیشود؛ اما میشود مثل درخت، در اطراف سنگ رشد کرد. نه با پاک کردن سختیها، بلکه با قویتر شدن از دلشان.
۱۷:۴۶
#الگوی_مدرسه_زندگی
شعار مدرسه زندگی «*یادگیری از زندگی*» و «*یادگیری برای زندگی*» است. اما چگونه یادگیری را به زندگی واقعی پیوند بزنیم؟
تأکید بر مهارتافزاییفعالیتهای تربیتی در مدرسۀ زندگی باید منجر به افزایش سطح مهارتهای عملی و کاربردی رهپویان متناسب با سن و جنسیت آنان شود.
ارتباط مدرسه با جامعهمدرسۀ زندگی باید جزئی از جامعه و در پیوند نزدیک با آن باشد و دیوارهای نامرئی نباید بین مدرسۀ زندگی و جامعه فاصله بیندازد.
شبیهسازی محیطهای واقعیدر مواردی که امکان تجربه در محیطهای واقعی وجود ندارد، میتوان موقعیتهای واقعی را برای رهپویان شبیهسازی کرد تا از این طریق درک بهتری نسبت به زندگی واقعی پیدا کنند.
تنوع محیط یادگیریمحیط یادگیری رهپویان محدود به کلاس درس نیست و تمام فضاهای داخل و خارج از مدرسۀ زندگی محلی برای یادگیری محسوب میشوند.
استفاده از روش حل مسئلهیکی از روشهای مناسب برای ایجاد پیوند بین یادگیری و زندگی واقعی این است که رهپویان مسائل زندگی واقعی را شناسایی و برای حل آنها تلاش کنند.
تمرینهای عملکردیتمرینهایی که برای تثبیت یادگیری به رهپویان داده میشود، باید تا حد امکان با زندگی واقعی آنان مرتبط باشد، بهگونهای که بتوانند در عمل از آموختههای خود استفاده کنند.
مسئولیتسپاری به رهپویانوقتی در خانه، مدرسه، محله، شهر و... مسئولیتی به رهپویان سپرده میشود، برای انجام کارِ خواستهشده باید دانش خود را بهکار گیرند و بر موانع و محدودیتها غلبه کنند.
مثالهای هر بند را در کتاب مدرسهای برای زندگی ببینید.
@edu_mehrestan
۱۷:۳۲
۱۵:۳۷
مدرسه عالی تربیت مهرستان
باید زورت به خودت برسد...
خاطرهای از جبار باغچهبان در ماه مبارک رمضان
ده سالم بود و ماه رمضان روزه میگرفتم. یک روز دلم از گرسنگی ضعف رفت. دزدانه رفتم توی آشپزخانه. یک تکه نان از سفره برداشتم و یکی دو لقمه خوردم. تا دم افطار به پدر و مادرم نزدیک نشدم. شنیده بودم از لبهای آدم معلوم میشود که روزهخواری کرده یا نه. وقت افطار با نگرانی سر سفره نشستم و زیرچشمی مواظب پدر و مادرم بودم، اما بو نبرده بودند. بعد از آن، دو سه بار دیگر همان کار را کردم و باز هم نفهمیدند. اما چند روز بعد ترسی به جانم افتاد. به خودم گفتم «اما خدا چی؟ خدا هم ندید و نفهمید؟» ترسم بیشتر و بیشتر شد. در آن شرایط تنها کسی که میتوانستم به او پناهنده شوم مادرم بود که گرچه سواد خواندن و نوشتن نداشت، اما زنی روشن و روشنفکر بود.
مادرم از وضع و حال من متوجه شده بود که اتفاقی افتاده. پرسید: «چرا نگرانی؟ از چه میترسی؟» اعتراف کردم. به او گفتم حتماً خدا دیده و فهمیده و روز قیامت مرا توی جهنم خواهد انداخت. مادرم با خندهرویی مرا دلداری داد و گفت «بیخودی میترسی، خدا با تو کاری نخواهد داشت، خدا هیچ بچهای را آتش نمیزند». از صدا و نگاهش معلوم بود که به آنچه میگفت اعتقاد داشت. راحت شدم. مادرم به حرفش ادامه داد و گفت «نه به جهنم خواهی رفت، نه مجازات دیگری خواهی دید. اما گیرم کسی ندید و نفهمید، تو که خودت را دیدهای و میدانی چه میکردی. تو باید از خودت خجالت بکشی، برای اینکه زورت به خودت نرسیده و عهدشکنی کردهای. تو بزرگ خواهی شد. مَرد خواهی شد و هزار جور سختی و بلا به تو رو خواهد آورد. تو باید زورِ جنگیدن با آنها را داشته باشی و مردی که زورش به خودش نرسد، زورش به هیچ چیز دیگر هم نخواهد رسید.»
سالها گذشت و من بزرگ شدم، مرد شدم. آمدم تبریز. کارم سخت بود. زباندار کردن لالها و آموختن خواندن و نوشتن به آنها در شهری که کسی مرا نمیشناخت، کار آسانی نبود. جنگی سخت و طولانی را در برابر خودم میدیدم. فارسیام آنچنان نبود. لهجۀ ترکی داشتم. هنوز نتوانسته بودم تابعیت ایران را بگیرم. مهاجر قفقازی بودم و گذرنامهی آذربایجانی داشتم. یاد حرف مادرم افتادم که میگفت «*اگر مرد زورش به خودش برسد، به خیلی چیزهای دیگر هم زورش خواهد رسید.*» تصمیم گرفتم سالی یک ماه روزه بگیرم. غیر از این تصمیم گرفتم در این ماه از خشم و عصبانیت هم روزه باشم؛ چون تدریس به کر و لالها صبر و حوصله میخواهد. گاهی فهماندن یک کلمه ممکن است از یک ساعت هم بیشتر طول بکشد و آدم بدون این که دستش پر باشد ممکن است عصبانی شود و تشر بزند.
منبع در تلگرام: @atrafpublication
دربارهٔ جبار باغچهبان بیشتر بدانید.
@edu_mehrestan
۱۷:۱۷
۸:۰۶
#تجربه_عملی
۱۷:۰۷
۱۸:۲۹
School Safety and Security.pdf
۸۰۴.۶۷ کیلوبایت
۱۸:۱۵
«*من تردید ندارم که اگر مدیر مدرسه اراده کنه چیزی رو در مدرسهاش عوض بکنه با وجود همهٔ پیچیدگیهای اداری بالادستی، یه جوری میتونه این کار رو بکنه!*»
۱۶:۵۶
۱۱:۱۴
۱۷:۳۹
مدرسه عالی تربیت مهرستان
اگر فرزند شما حاضر نیست به ماسه، نمک، مربا، آرد، ماست، گل، رنگ انگشتی و... دست بزند، و یا اگر دستش کثیف شد با اصرار از شما میخواهد که دستش را بشویید، نشانهٔ تمیزی و بهداشت کودک نیست!
این رفتار نشانهٔ حساسیت لمسی کودک است و اگر ادامه پیدا کند، میتواند منجر به وسواس شود.
بازیهایی مثل ماست بازی، رنگ بازی، شن بازی، گل بازی و... میتواند در درازمدت این واکنشهای لمسی را از بین ببرد.
منبع در ایتا: @moshavereh_et
@edu_mehrestan
#ارسالی_مخاطب
پیرو انتشار مطلبی دربارهٔ حساسیت لمسی کودکان، دو نفر از مخاطبان عزیز کانال توضیحی را ارائه کردند که ضمن تشکر از دقتنظرشان، این نظرات را عیناً نقل میکنیم. سایر مشاوران و روانشناسان گرامی هم اگر نکتهای در ارتباط با این محتوا دارند، آماده دریافت و انتشار نظراتشان هستیم.
«ارتباط مستقیم و قطعی بین حساسیت لمسی و وسواس فکری-عملی (OCD) از نظر علمی اثبات نشده؛ برخی کودکان با حساسیت لمسی در صورت مدیریت نشدن ممکنه در آینده رفتارهای اجتنابی، کنترلگرایانه و اضطرابی نشان دهند.»
«دربارۀ این مطلب هم لزوماً نشانۀ مشکل لمسی نیست. سن مواجهه بچه خیلی مهم است. خیلی وقتها بچههای ۱ تا ۲ سال به دلیل احتیاط اولش دست نمیزنند و بعد راحت بازی میکنند. اما سایر علائم حتمأ باید در آنها چک شود و میتواند زنگ خطری باشد که مامان بیشتر نوع مواجهۀ بچه به موارد لمسی را چک کند. و نکته مهمتر: خیلی وقتها این مشکل از SID (ناهماهنگی حسی) است که یک اختلال عصبی و ناهماهنگی در حس لامسه است.»
@edu_mehrestan
۱۴:۰۱
کاش قدر این فرصتها را بدانیم!
#مدرسه_زندگی
۷:۴۸
۱۹:۳۲
روایتهای تاریخی که تفسیربردار نیستند!
وقتی در برههای از تاریخ حادثهای رخ میدهد، این مهم است که آن حادثه چگونه روایت میشود. روایتهای تاریخی گزارشی است که از یک واقعه یا جریان ارائه میشود و این روایت، لزوماً منعکسکنندهٔ واقعیت نیست. مثلاً با وجود اينکه افراد زیادی شاهد واقعهٔ غدیر خم بودهاند، امروز روایت واحدی از این واقعهٔ تاریخی وجود ندارد.
اما بعضی از وقایع تاریخی چندان تفسیربردار نیستند؛ یا باید از اساس آنها را انکار کنیم یا اگر وقوع آنها را پذیرفتیم، دیگر نمیتوانیم آنها را تفسیر و توجیه کنیم و روایتی مطابق با آنچه دوست داریم، از آنها ارائه کنیم. پیام این نوع وقایع تاریخی، به صورت زلال و شفاف در تاریخ ثبت و به نسلهای بعد منتقل میشود و قابل تحریف نیست.
مثلاً ممکن است بعضی قیام امام حسین علیه السّلام را حرکتی سیاسی و با انگیزهٔ تصاحب حکومت روایت کنند؛ اما این انگیزه هرچه باشد، این سؤال مطرح میشود که حضرت علی اصغر علیه السّلام در این میان چه نقشی داشت که مظلومانه به شهادت رسید. برای همین است که شهادت حضرت علی اصغر علیه السّلام را سند مظلومیت امام حسین علیه السّلام میدانند.
مثال دیگر جریانات بعد از رحلت پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله است. دلیل اختلافات صحابهٔ پیامبر بر سر جانشینی آن حضرت هرچه باشد و هر روایتی که از آن برههٔ تاریخی ارائه شود، یک پرسش بزرگ در برابر دیدگان نسلهای بعد وجود دارد: چرا حضرت فاطمهٔ زهرا سلام الله علیها وصیت کرد که شبانه دفن شود و قبر دختر رسول خدا باید مخفی باشد؟
این قاعده در جنگ تحمیلی آمریکایی- صهیونی علیه کشور ما هم وجود دارد. رسانهها آنطور که دوست دارند و منافع آنها ایجاب میکند، این جنگ را روایت میکنند و همین روایتها در حافظهٔ تاریخ ثبت میشود. رسانهها ممکن است تصویری داعشگونه از ایران به جهان مخابره کنند. اما در این میان یک اتفاق وجود دارد که تفسیربردار نیست؛ اتفاقی که سند مظلومیت ملت ایران و خوی وحشیگری و درندگی دشمنان آمریکایی- صهیونی است.
کدام حادثه در جنگ تحمیلی حاضر تفسیربردار نیست و برای همیشه سند مظلومیت ملت ایران و روشنکنندهٔ ماهیت پلید دشمنان ما محسوب میشود؟ به نظر میرسد فاجعهٔ مدرسهٔ شجرهٔ طیبهٔ میناب چنین خصوصیتی دارد. فاجعهای که حتی ضایعهٔ شهادت رهبر عزیزمان از این نظر همانند آن نیست. رسانهها میتوانند شهادت رهبرمان را آنگونه که میخواهند برای افکار عمومی روایت کنند؛ ولی شهادت مظلومانهٔ ۱۶۸ کودک بیگناه با شلیک مستقیم موشک چیزی نیست که جنایتکاران بتوانند با روایتسازی، دامن ننگین خود را از آن پاک کنند.
فاجعهٔ مدرسهٔ میناب انعکاس زیادی در افکار عمومی جهان داشته است. مردم دنیا میپرسند این کودکان بیگناه چه خطری برای امنیت بینالملل داشتهاند که باید اینگونه مظلومانه کشته شوند. در جنگ روایتها، فاجعهٔ مدرسهٔ میناب یک برگ برنده و سند مظلومیت ملت و فاشکنندهٔ ماهیت پلید دشمنان ما محسوب میشود؛ به شرطی که بتوانیم از ظرفیت رسانهای خود برای رساندن پیام این سند به افکار عمومی جهان به خوبی استفاده کنیم.
سید مهدی نوابی
@edu_mehrestan
۱۲:۰۷
۱۲:۰۸