راستیبچه های حسینیه حاج همت اعلام آمادگی کردن که کارهای خیر مشابه رو در حد توانشون حاضرن با همین قاعده انجام بدن.
۲۲:۰۹
۲۲:۱۰
☘️کانال تحلیلهای اقتصادی دکتر حمیدرضا مقصودی
ایران بیش از ۴۰۰ شهر موشکی و بیش از ۶۰۰ هزار موشک بالستیک دارد
شاید این اعداد و ارقام برای بسیاری از افراد غیرقابل باور باشد، اما وقتی که یک بار یکی از فرماندهان بلندپایه کشور که امروز در خیل شهدا قرار دارد سالها پیش (سال 1388) به من گفت که آنچه از توان نظامی کشور میبینی یا خبر داری، فقط نوک قله کوه یخ است! حرفهایی زد که امروز دیگر راز نیست و بیشتر مردم از آن خبر دارند، اما واقعیتی که کمتر کسی میداند و کمتر کسی خبر دارد، حقیقت قدرت نظامی کشور در حوزه موشکی است. وقتی در سال 1388 فهمیدم که کشور بیش از 40 هزار موشک شهاب 3 دارد و خط تولید این موشک هم از سال 1383 بسته شده تا به جای آن موشک سجیل و دیگر موشکها تولید شود و تا همان سال فهمیدم که کشور دارای بیش از 50 هزار موشک خانواده فاتح 110 است، امروز خیلی از اعداد و ارقام برایم چندان پیچیده نیستند، هر چند پذیرش آن برای بسیاری سخت خواهد بود.
به گفته سردار شهید امیرعلی حاجیزاده پروژه ساخت شهرهای زیرزمینی موشکی سپاه از سال ۱۳۶۳ و حداقل یک دهه پیش از دستیابی نیروی هوافضای موشکی به تکنولوژی ساخت موشکهای بالستیک شروع شده است. شهرکهای زیرزمینی موشکی نیروی هوافضا به لحاظ طراحی و ساخت و صرف نظر از جغرافیا و مناطقی که در آن ساخته شدند، به دو دسته لانچرپرتاب و سیلوپرتاب تقسیم بندی میشوند: دسته اول این شهرها که لانچرپرتاب هستند از سال ۱۳۶۳ تا اوایل دهه ۹۰ شمسی ساخته شدند دارای دربهای قطور و فولادی ضدانفجار جهت ورود و خروج لانچرهای شلیک هستند.
@SyrianKhabar
این عدد برای کشوری که توان تولید #سالانه ۲ میلیون خودرو را دارد اصلا عجیب نیست. حالا ممکنه شروع کنید به خود تحقیری و بگید خودرو فلان است و بیسار. اما همین فلان و بیسار رو چند تا کشور می تونه انجام بده؟
۲۲:۱۱
شهید لاجوردی:مبارزه با لیبرالیسم مذهبی دشوارتر از مبارزه با لیبرالیسم از غرب برگشته است!
کانال تحلیلهای اقتصادی دکتر حمیدرضا مقصودی@hamidrezamaghsoodi
۲۲:۱۱
• اگر می شد سکوت کرد، مثل تمام این مدت از مساله تک نرخی کردن ارز و آزاد سازی قیمت ها می گذشتم!
• راستش «دهک های اقتصادی»، ادبیات محترمانه همان «جامعه طبقاتی» است! وقتی «دهک»، بین نسلی می شود و بچه دهکِ پایین، هم رتبه با پدر است، نمی تواند تحصیل بهتر و شغل و موقعیت بهتر از پدر کسب کند، دیگر«کلمه دهک»، بازی با الفاظ است؛ همان طبقه اجتماعی است.
• اگر «دور زدن تحریم» ، به وضعیت اضافه شود، آن نوکِ مخروط، کوچکتر می شود و رانت، «فساد» هم می زاید! همین که می شنوی ارز را پس نمی دهند و...
اصولا تک نرخی کردن ارز + آزاد سازی قیمت ها + حذف نظارت دولت + تجارت آزاد جهانی(به تعبیر imf:«گشودن اجباری درهای بازارهای ملی به سود تجارت و سرمایه») یک بسته سیاستیِ به هم مرتبط و توصیه بانک جهانی و صندوق بین المللی پول است که به «سیاست های نئولیبرال» معروف اند.
وقتی به خاطر تحریم، تجارت آزاد جهانی ممکن نباشد و فقط عده ای محدود امکان تجارت ارزی داشته باشند، طبعا دور زدن تحریم،«کاسب تحریم» هم می سازد!
• اگر بخواهی همه زنجیره ها را مثل یارانه نان تا مصرف کننده، تعقیبش کنی، «اقتصادی دولتی» می شود که سه دهه است به نام «کمونیست»، دولت از زیر بارش شانه خالی کرده است!
• اگر در انتهای زنجیره و محصولات مصرفی، «قیمت گذاری» صورت گیرد، آن حلقه زنجیره صدمه خواهد دید. تولید آن محصول مقرون به صرفه نخواهد بود؛ پس تولید آن تعطیل یا کاهش می یابد. اینبار کمیابی، موجب افزایش قیمت و گرانی می شود!
• در این وضعیت توصیف شده، قیمت ارز نیز واقعی و ثابت نخواهد ماند. چون باز به خاطر شرایط تحریم، وارد کنندگان محدودی دارد؛ پس «بازار واقعی ارز» شکل نمی گیرد و با «تبانی» در تالارها و کانال ها، قیمت گذاری می شود! دوباره و چند باره افزایش قیمت ها بعد از «شوک اول» اتفاق خواهد افتاد!
«خنثی سازی تحریم» و «دور زدن تحریم» دو بدیلِ «سازش» بود.«راهبردِ» خنثی سازی تحریم، با مشارکت عموم در تولید و افزایش تجارت با همسایگان و مجموعه «سیاستهای اقتصاد مقاومتی» ممکن بود؛ که تعقیب شایسته نشد! «تاکتیکِ» دور زدن تحریم هم به کاسبانی انجامید که وزیر هم می گوید: ارز را پس نمی دهند! و همین بهانه تک نرخی شدن ارز شد.
#عدالت#پیشرفت_مردم_پایه
۲۲:۱۲
۸:۵۵
تداوم یک رویه مرسوم نئولیبرال با یک استراتژی تر و تمیز:
مرحله اول: به بهانه حذف رانت و قاچاق، کالاها را گران می کنیم. طبیعتا اعتراضاتی در میان فعالان اقتصادی شکل می گیرد.
مرحله دوم: اعتراضات را با ورود اغتشاش گران به آشوب می کشیم. چون بخشی از مردم از گرانی ها عصبانی هستند، زمینه گسترش وجود دارد.
مرحله سوم: اغتشاشات را به گردن آنهایی بیاندازیم که رانتهایشان حذف شده است. منتقدین به گران سازی را هم عاملان عصبانی کردن مردم معرفی کنیم. لذا زمینه برای تداوم گرانی ها و تداوم سیاست های نئولیبرال فراهم می شود.
و الان در مرحله سوم هستیم.
مرحله چهارم: عوامل دور زدن تحریم ها و تامین کنندگان کالا و صرافی های بین المللی همکار با ایران را با اسم تراستی و قاچاقچی بین المللی افشا کنیم. حملاتی از سوی آمریکا و اذنابش مثل حملات آمریکا به قایق ها و کشتی های ونزوئلا در آب ها و کشورهای دیگر علیه این افراد و شرکت ها آغاز خواهد شد. این مرحله در حال آغاز است.
مرحله پنجم: زمینه برای حرکت های پارتیزانی یا گسترده نظامی در شرایط سرمایه اجتماعی حداقلی آماده است. این بار نقطه قوت نظام جمهوری اسلامی، یعنی مردم از آن گسسته شده اند و می توان تا عمق نظامی بیشتری حمله کرد.
هر چند دشمنان کور خوانده اند و بخشی از مردم که هنوز از این بازی آگاه نیستند به سرعت آگاه خواهند شد. اما تا همینجا هم باید از فرصت استفاده کرد و شبکه نفوذ جریانی و فکری در حوزه هایی مثل اقتصاد را شناسایی کرد و از کار انداخت.
کانال تحلیلهای اقتصادی دکتر حمیدرضا مقصودی@hamidrezamaghsoodi
مرحله اول: به بهانه حذف رانت و قاچاق، کالاها را گران می کنیم. طبیعتا اعتراضاتی در میان فعالان اقتصادی شکل می گیرد.
مرحله دوم: اعتراضات را با ورود اغتشاش گران به آشوب می کشیم. چون بخشی از مردم از گرانی ها عصبانی هستند، زمینه گسترش وجود دارد.
مرحله سوم: اغتشاشات را به گردن آنهایی بیاندازیم که رانتهایشان حذف شده است. منتقدین به گران سازی را هم عاملان عصبانی کردن مردم معرفی کنیم. لذا زمینه برای تداوم گرانی ها و تداوم سیاست های نئولیبرال فراهم می شود.
و الان در مرحله سوم هستیم.
مرحله چهارم: عوامل دور زدن تحریم ها و تامین کنندگان کالا و صرافی های بین المللی همکار با ایران را با اسم تراستی و قاچاقچی بین المللی افشا کنیم. حملاتی از سوی آمریکا و اذنابش مثل حملات آمریکا به قایق ها و کشتی های ونزوئلا در آب ها و کشورهای دیگر علیه این افراد و شرکت ها آغاز خواهد شد. این مرحله در حال آغاز است.
مرحله پنجم: زمینه برای حرکت های پارتیزانی یا گسترده نظامی در شرایط سرمایه اجتماعی حداقلی آماده است. این بار نقطه قوت نظام جمهوری اسلامی، یعنی مردم از آن گسسته شده اند و می توان تا عمق نظامی بیشتری حمله کرد.
هر چند دشمنان کور خوانده اند و بخشی از مردم که هنوز از این بازی آگاه نیستند به سرعت آگاه خواهند شد. اما تا همینجا هم باید از فرصت استفاده کرد و شبکه نفوذ جریانی و فکری در حوزه هایی مثل اقتصاد را شناسایی کرد و از کار انداخت.
۸:۵۷
چرا اعتراضات در مناطق لرنشین به اوج رسید؟ من به عنوان یک اقتصاددان تلاش میکنم توضیحی در این زمینه ارائه کنم تا احیانا برای سیاستمداران مفید باشد و بتواند با سیاستهای جبرانی، حداقل وجوه اقتصادی این ماجرا را کنترل کند. هر چند ممکن است این پدیده وجوه دیگری نیز داشته باشد. مناطق لرنشین کشور، عموما کوهستانی است. در تاریخ تطور اقتصادی معاصر، این مناطق هرگز نتوانسته است به مناطق صنعتی تبدیل شود. از منظر بخش خدمات نیز این مناطق تفاوت معناداری با دیگر مناطق کشور ندارند بلکه بخش خدمات در این مناطق نسبت به مناطق فلات مرکزی، ضخامت کمتری دارد. کوهستانی بودن مناطق لرنشین مانع از آن است که کشاورزی چندان وسیعی در این مناطق شکل بگیرد. لذا لرنشینان معاصر عموما با دامداری و دامپروری امرار معاش میکنند. لرها در طول تاریخ، زندگی عشایری داشتند که از زمان رضاخان میرپنج و با اجرای سیاست اسکان عشایر تا امروز، عموما یکجا نشین شدند. این یکجانشینی با ممانعت از دسترسی آنها به مراتع سرسبز لرستان همراه شد. لذا زندگی عشایری کوچنشینی که همراه بود با بهرهبرداری طبیعی از مراتع مناطق، به زندگی دامداری با وابستگی به علوفه وارداتی تبدیل شد. لذا بزرگترین شوک به زندگی اقتصادی در این مناطق، شوک در نهاده دام است. از سال ۱۳۹۸ تا امسال، دامداران با دو شوک بزرگ در قیمت نهاده دام مواجه شدند که همین شوکها را میتوانیم در جهش قیمت گوشت هم مشاهده کنیم. این دو شوک که در سالهای ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱ رخ داد، موجب شد که دامداران مناطق لرنشین دو بار تا کشتار دامهای مولد خود برسند و هر بار تلاش کردند زندگی خود را احیا کنند. در انتخابات ۱۴۰۱ که تیم اندیشکدهای ما حضور میدانی در استان لرستان داشت، کاهش شدید سرمایه اجتماعی کشور به وضوح پدیدار بود و این کاهش سرمایه اجتماعی در کاهش مشارکت مردم در انتخابات و همچنین در نوع انتخاب در بعضی از شهرستانها که اتفاقا امروز محل درگیری هستند نمایان بود. اما مناطق لرنشین از چه روزی صحنه اعتراضات شد؟ با دقت در جدول زمانی اتفافاتی که در ماههای اخیر در اقتصاد کشور رخ داد میتوان دریافت که در مناطق لرنشین، اعتراضات نه از گران شدن قیمت بنزین و نه از گران شدن دلار تا بیش از ۱۰۰ هزارتومان، بلکه از لحظه جدی شدن حذف ارز ترجیحی کالاهای اساسی آغاز شد. این در حالی است که اعتراضات در بازار تهران، محصول گران شدن ارز بازار سیاه بود و پیش از مناطق لرنشین رخ داد. این همزمانی، گمانه بنده در موضوع اثر گذاری معیشتی بر نظام دامداری را تقویت میکند. لذا آنچه برای جبران در مناطق لرنشین باید انجام شود، ارائه تضمینهایی در موضوع دامداری و تامین علوفه برای دامهای مردم است. ارائه تسهیلات ارزان قیمت برای خرید علوفه، ارائه تسهیلات اختصاصی یارانهای برای خرید علوفه، تضمین خرید محصول و ارائه تسهیلات حوادث غیرمترقبه به دامداران این مناطق، از ضرورتهای امروز این مناطق است. امید که دولتمردان، این فرضیه را بررسی کنند و در صورت صحت، در جبران پیامدهای آن بکوشند. هرچند باز هم بهترین راه، اجرای سیاست تقویت پول ملی با هرگونه تشویق نظام تولیدی و همچنین تلاش در جهت جلوگیری از سیگنالدهی بازار ارز بر زندگی مردم است.
کانال تحلیلهای اقتصادی دکتر حمیدرضا مقصودی @hamidrezamaghsoodi
۱۵:۳۹
پیام مخاطب
۱۵:۴۱
آقای پزشکیان در تاریخ ۱۱ دیماه و در سخنرانی خود در استان چهارمحال و بختیاری، حذف ارز ۲۸۵۰۰ را اعلام کردند. مستقیمترین اثر حذف این ارز در مناطق بختیاری و مناطق لرنشین، اثر بر قیمت نهاده دام و طیور است. ایشان در این سخنرانی فرمودند:«دیگر بنا نداریم دلار ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومانی به وارد کننده نهادهها بپردازیم. با ارز آزاد وارد کنند و ما ارز را به مصرفکننده نهایی پرداخت خواهیم کرد. یارانه را حذف نمیکنیم بلکه آنرا به مصرفکننده نهایی پرداخت خواهیم کرد». جهش قیمت نهاده، تا پیش از این اعلام، دوبار زیان اساسی به زندگی عشایر و دامداران زنده بود. یکی در سال ۱۳۹۸ و دیگری در سال ۱۴۰۱.اثر این اعلام در مناطق لرنشین و بختیاری قابل انکار نیست. این یک انتخاب بسیار اشتباه بود که اعلام حذف ارز ترجیحی و در اوج عدم رضایت مردم از جهش قیمت ارز، از نقطهای آغاز شود که بیشترین اثر منفی را بر آن منطقه دارد. بختیاریها که اتفاقا ریشه در این منطقه دارند و زندگی آنها عموما دامداری و عشایری است بیشترین ضربه را از افزایش قیمت نهاده دام میخورند. لذا به نظر میرسد در این موضوع نیز، دولت، حداقل سلیقه را در اجرای یک سیاست به خرج داده است.
کانال تحلیلهای اقتصادی دکتر حمیدرضا مقصودی @hamidrezamaghsoodi
۱۸:۰۴
توزیع دام و دامداری در استان ایلام را ملاحظه فرمایید. در میان شهرستانهای این استان، آبدانان با اختلاف دارای بیشترین تعداد دام گوسفندی در استان است. یک شهرستان کوچک دارای ۵۵۷ بهرهبردار دام بزرگ است. بیش از ۲۵۰۰ بهرهبردار در این شهرستان، دامدار هستند. شوک قیمت نهاده، میتواند چنین شهرستانی را با مشکل حیاتی مواجه کند. حال وقتی چنین مشکلی پدید آید، هر جریان معاندی میتواند از این وضعیت سوء استفاده کند. پس با نگرش اقتصادی به راحتی میتوان علت آغاز اعتراضات در آبدانان را شناسایی کرد. لذا حداقل یکی از ارکان حل مسئله در این شهرستان، جبران زیان مردم از محل افزایش قیمت نهاده است که میتواند به کشتار دام مولد در این شهرستان منجر شود. داده فوق، آخرین داده موجود در مرکز آمار است. لذا ایراد نگیرید که دادهها قدیمی است.
کانال تحلیلهای اقتصادی دکتر حمیدرضا مقصودی @hamidrezamaghsoodi
۱۹:۲۲
دیشب ترکیب جمعیتی اغتشاشگران متفاوت شد. علی الخصوص در شهرهای بزرگ. همان ترکیب ۱۴۰۱. در کنار کلونی های آموزش دیده توسط گروه های معاند، سیاهه لشکر را جوانان و نوجوانان گسیخته شده از نظم فرهنگی تاریخی ایرانی تشکیل می دادند که امروز در ساخت زندگی مجازی و گیمرها و کافه ها روزگار می گذرانند. اینها مقوله ذهنی اصلی شان نه معیشت است نه سیاست. این ها نه ایده ای برای تغییر دارند و گفتمانی برای تنظیم وضعیت معیشتی. نفس خشونت، رویت پذیری و هیجان را به شدت دوست دارند و حاضرند برای قرار گرفتن در این موقعیت هزینه بدهند. اینها نه شعاری برای تغییر دارند و نه ایده ای برای حکمرانی. تنها خود خشونت است که می تواند ارضا کننده باشد. نتیجه زندگی کنترل نشده در میان گیمرها و فضای مجازی و رهاسازی شهوات این نوجوانان و جوانان در موقعیت مرجع غیر دینی شده است این. بر خلاف جامعه ایرانی در دهه های قبل که مرجعیت فرهنگی بر عهده مسجد و مدرسه بود. مسئله ما در این اتفاقات، همین جوانان و نوجوانان هستند که می شوند آتش بیار معرکه برای گروه های معاند. از قرار هم قربانی خشونت، همین ها خواهند بود. چرا که از یک سو هدف پروژه کشته سازی قرار می گیرند و از سوی دیگر، چون خشونت کنترل نشده و آموزش ندیده دارند، به تحریک گروه های آموزش دیده، دست به رفتارهای هیجانی می زنند و تصمیمات غیرمعقولی مثل هجوم به مراکز امنیتی و نظامی را انجام می دهند که نتیجه اش مشخص است.برنامه ریزی برای رساندن بلاغ مبین به این جامعه اولویت بالایی دارد. و البته بسیار سخت است. این گروه از جوانان و نوجوانان، ظرف دیالوگ با نظم فرهنگی تاریخی ایرانی را شکسته اند و ابزار چندانی برای گفتگو با آنها باقی نمانده است. الا بارقه ای از باقیمانده های نظم خانوادگی، محلی و دوستانه. اینها پیام پدرانه را معمولا دریافت نمی کنند. در میانه رنگها، لیبل های روی لباس و تتوهای سلبریتی ها مسیر خود را انتخاب می کنند که چیزی جز بی مسیری نیست. برای گفتگو با آنها باید بتوانیم به لایه های درونگرای ذهن آنها نفوذ کنیم و البته کار سختی است. از خانواده ها، معلمان و اساتید دانشگاه خواهش می کنم از همین بارقه های باقیمانده برای گفتگو با این نوجوانان و جوانان استفاده کنند و باب گفتگو را باز کنند. البته معنا این نبود که همه نوجوانان و جوانان کشور این ها هستند. خیر. بخشی از بدنه اجتماعی کشور که اقلیت جمعیتی هم هستند دچار این پدیده شده اند.
کانال تحلیلهای اقتصادی دکتر حمیدرضا مقصودی @hamidrezamaghsoodi
۹:۰۱
فکر می کنید آمریکا آرام هست و از سر سیری داده اینطور دست و پا می زنه؟
دنیا وارد فاز جدیدی شده…
نشانهها یکییکی ظاهر میشن: فشار اقتصادی، افزایش فقر و تردید درباره آینده دلار.
همزمان، بلوکهای قدرت در حال جابهجاییاند و صحبت از تغییر نظم مالی جهان جدیتر از همیشه شنیده میشه.
کانال تحلیلهای اقتصادی دکتر حمیدرضا مقصودی @hamidrezamaghsoodi
۹:۰۲
رئیسجمهور آمریکا:
پینوشت:این هم شکل عریان استعمار. همان که دهههاست برای ما آرزو دارند. همان چیزی که انقلاب اسلامی در اختیارشان نگذاشته اما کشورهای نفتی اطراف ما با تمام وجود آن را پذیرفته اند. مازوخیستهای غربپرست علیرغم این همه دشمنی پیدا و پنهان، این استعمار را دوست دارند. چون به تنها برخی از آنها اجازه میدهد پورشه سوار شوند و در حمام شیر استراحت کنند. تنها اندکی از آنها. سایر مردم البته باید برده استعمار باشند. حق واسطه گری مستعمره کردن کشور میشود آن پورشه و حمام شیر. باز هم میگویم. تنها برای اندکی از واسطه گران. سایر واسطهگران هم باید برده شوند. ما باید این را بفهمیم و بفهمانیم. اگر این را متوجه نشویم، راه میدهیم به این سگ استعمارگر. کاش برخی از مردم ما دست بر میداشتند. سرشان را در چاه مسموم اینترنشنال وارد کردهاند و سم میخورند و ذهنشان را مسموم میکنند و تصور میکنند لذتبخش است. اما قاطبه مردم ما این استعمار پیر را میشناسند. خوب میشناسند.
۱۰:۴۹
بازارسال شده از دکتر حجتالله عبدالملکی
سرمایهگذاری برای تولید و فرار از دام انفعال جنگی
حجت الله عبدالملکی
انقلاب اسلامی با قدرت به پیش می رود. علت تشدید تنشها و خصومت دشمنان قسم خورده مردم و نظام در ماههای اخیر هم به همین جهت است. البته ماجراجویی خوک زرد آمریکایی هم بی تاثیر نیست.
اما محور جهش در گام دوم انقلاب و حرکت به سمت تمدن نوین اسلامی در افق 1437، مساله اقتصاد و جهش در تولید است، موضوعی که سالیان متمادی مورد تاکید رهبر حکیم انقلاب قرار داشته است. امسال نیز با عنوان «سرمایهگذاری برای تولید» نامگذاری شد تا توجه مسئولین و مردم بیش از گذشته به اهمیت تولید ملی و جهت دهی منابع سرمایهای کشور به آن جلب شود؛ لکن اتفاقات چند ماه اخیر (جنگ 12 روزه، اغتشاشات و ...) باعث به حاشیه رفتن موضوع شد.
این روزها و هفتهها هم دائما صحبت از درگیری نظامی آمریکا با جمهوری اسلامی ایران مطرح است و مباحث رسانهای و سیاستی بیشتر بر این موضوع تمرکز یافته است؛ غافل از اینکه هر اقدام آمریکا، قطعا با هدف متوقف کردن برنامه پیشرفت جمهوری اسلامی- از جمله در حوزه تولید- طراحی و دنبال میشود.
خلاصه کلام اینکه: تجریه قریب به 5 دهه انقلاب اسلامی نشان داده دشمن بر خصومتورزی به اشکال مختلف مداومت دارد و تلاش میکند ذهن مردم و مسئولین کشور را از پیگیری مسیر پیشرفت و حرکت به سمت قلههای تمدنی منحرف کند. در چنین شرایطی ضمن تاکید بر هوشیاری و آمادگی همه جانبه قوای امنیتی و نظامی برای مقابله با تهدیدات، لازم است سایر بخشهای کشور- به خصوص در حوزه اقتصاد و تولید- به افقهای بلند پیشرو توجه کرده و با پرداختن بیش از اندازه به تهدیدهای دشمن، از برنامههای اصلی برای پیشرفت کشور غافل نشوند و برای جهتدهی بیشتر منابع سرمایهای به تولید، دو ماه پیشرو را غنیمت بشمارند.
@drh_abdolmaleki
@drh_abdolmaleki
۷:۲۲
بازارسال شده از دانشگاه امام صادق علیهالسلام
موسسه بردار تمدن اسلامی با همکاری مرکز آموزش های آزاد دانشگاه امام صادق علیه السلام برگزار می کنند:
دوره کارآفرینی در رشته های علوم اجتماعی و انسانی
مدرس دوره دکتر حجت الله عبدالملکی
زمان برگزاری: دوشنبه ها ساعت ۱۶
مدت دوره: ۱۴ جلسه
به صورت مجازی در بستر اسکای روم
به صورت حضوری در دانشگاه امام صادق (ع)
همراه با گواهینامه پایان دوره
آخرین مهلت ثبت نام: ۲۰ بهمن ماه
برای کسب اطلاعات بیشتر به پیام رسانهای ایتا یا بله به شناسه @ibordar و یا ارسال عدد ۲ به شماره ۰۹۲۰۹۰۰۳۱۳۱ پیام ارسال نمایید.
تکمیل فرم ثبتنام
#رویداد
️
️
️
️
️
دانشگاه امام صادق علیهالسلام
️ بله | ایتا | اینستاگرام | تلگرام
#رویداد
۱۶:۰۸
بازارسال شده از محمود کریمی بیرانوند
نبود عینیت یا غلبه ذهنیت؟
آیت الله اراکی در گردهمایی طلاب و اساتید خوزستان:« در همه عرصههای فقه نظام، طرح تولید شده آماده برای اجرا داریم – نه اینکه فقط حرفی زده شده باشد – اما باید کسانی باشند که در عرصه اجرا، این کارهای کارشناسی حوزه علمیه را در اولویت خود قرار دهند. فقه نظامات اجتماعی در همه ابواب، حرف برای گفتن دارد.»با این حال، در فضای رسانهای و حتی بخشی از گفتمانهای موسوم به انقلابی، ادعایی مکرر مطرح میشود: اینکه جریان اقتصاد اسلامی یا اقتصاد مقاومتی «صرفاً نفیگر» است و فاقد طرحهای ایجابی منسجم برای اداره اقتصاد. این ادعا، با اندکی دقت تحلیلی، از چند جهت اساسی قابل نقد و رد است. ۱. انحصار ساحت اجرا در اختیار اقتصاد غربگرا
نخستین واقعیت بنیادین آن است که ساحت اجرایی اقتصاد ایران، جز در مقاطع بسیار محدود، اساساً در اختیار معتقدان به اقتصاد اسلامی یا اقتصاد مقاومتی نبوده است. دولتهای پس از جنگ تحمیلی از دولت مرحوم هاشمی رفسنجانی تا دولتهای خاتمی، دولت دوم احمدی نژاد، روحانی و اکنون پزشکیان همگی بر مبنای مفروضات نظری اقتصاد متعارف غربی طراحی و اداره شدهاند. حتی در دولتهایی که شعار عدالت یا استقلال اقتصادی داده شده، چارچوبهای سیاستگذاری پولی، مالی، ارزی و تجاری عمدتاً برگرفته از نسخههای نهادهای بینالمللی و پارادایم نئوکلاسیک بوده است. ۲. فقدان تقاضای نهادی از سوی دولتها
برخلاف تصور رایج، هیچگاه دولتها بهطور رسمی و نهادمند از حوزههای علمیه یا اندیشمندان اقتصاد اسلامی نخواستهاند که الگوهای اقتصادی خود را مبنای سیاستگذاری قرار دهند. سخن آیتالله اراکی دقیقاً ناظر به همین خلأ است: طرح وجود دارد، اما «کسی نیست که در عرصه اجرا، این کارهای کارشناسی را در اولویت قرار دهد». بدون تقاضای نهادی و بدون ایجاد سازوکار انتقال نظریه به سیاست، طبیعی است که تولیدات علمی در حاشیه باقی بمانند. ۳. هژمونی معرفتی اقتصاد غربی در دانشگاهها
تسلط تقریباً کامل جریان فکری اقتصاد متعارف غربی بر دانشکدههای اقتصاد کشور است. برنامههای درسی، نظام ارتقا، داوری مقالات، و حتی زبان مسلط پژوهش، عموماً بازتولیدکننده همان پارادایمی است که پیشفرضهای انسانشناختی، معرفتشناختی و ارزشی آن با مبانی انقلاب اسلامی در تعارض قرار دارد. به تعبیر دقیقتر، در بسیاری از دانشکدههای اقتصاد ایران، گویی «انقلاب اسلامی هنوز رخ نداده است». در چنین فضایی، انتظار شکلگیری جریان غالب اقتصاد اسلامی، بدون تغییر در ساخت قدرت علمی، انتظاری غیرواقعبینانه است. ۴. بیاعتنایی به تولیدات ایجابی موجود
این در حالی است که طی چهار دهه گذشته، آثار نظری و سیاستی قابلتوجهی توسط اساتید برجسته اقتصاد اسلامی در حوزه و دانشگاه تولید شده است؛ از الگوهای بانکداری بدون ربا و مالیه اسلامی گرفته تا نظریههای عدالت توزیعی، مالکیت، تولید و مصرف. پرسش اساسی آن است: کدام دولت یا مجلس این تولیدات را بهطور جدی مبنای تصمیمسازی قرار داده است؟ فقدان استقبال نهادی از این آثار، خود گواه روشنی بر نادرستی اتهام «فقدان ایجاب». ۵. قیاس ناعادلانه با اقتصاد متعارف غربی
ناظر به یک خطای روششناختی مهم است. اقتصاد متعارف غربی محصول حداقل چهار قرن تطور نظری و بیش از یک قرن تجربه عملی و نهادسازی است تا به هژمونی جهانی برسد. در مقابل، اقتصاد مقاومتی و اقتصاد اسلامی، در مقام یک پروژه تمدنی نوین، هنوز در مراحل اولیه استقرار نهادی قرار دارد. عجله برای قضاوت، و منکوبکردن آن در همان گامهای نخست، نه علمی است و نه منصفانه. ۶. بیتوجهی به اقتصاد قانون اساسی
بیاعتنایی ساختاری به اصول اقتصادی قانون اساسی ـ بهویژه اصل ۴۳ بهعنوان زیربنای اصل ۴۴ ـ یکی از ریشههای بحران است. اصل ۴۳، که تضمینکننده استقلال اقتصادی، عدالت اجتماعی و نفی سلطه است، عملاً به حاشیه رانده شده و تنها برخوردهای گزینشی با برخی بندهای اصل ۴۴ جای آن را گرفته است. این وضعیت، به معنای نادیده گرفتن اصول اساسی قانون اساسی است.(28، و 43 تا 55) ۷. سیاستهای کلان رهبری؛ ایجاب روشن و مکرر
در نهایت، مجموعه سیاستهای کلان ابلاغی مقام معظم رهبری در حوزه اقتصاد مقاومتی، تولید، اشتغال، مصرف و دانشبنیانسازی، خود مصادیق روشن «بیان ایجابی» هستند. نادیدهگرفتن این سیاستها یا تقلیل آنها به شعار، نه از فقدان نظریه، بلکه از شکاف اراده و حکمرانی حکایت دارد.
در نهایت باید گفت که مسئله اساسی اقتصاد ایران، فقدان نظریه یا طرح ایجابی نیست؛ مسئله آن است که تا زمانی که در فکر اقتصادی، علم اقتصاد و ساخت تصمیمگیری انقلاب صورت نگیرد، حل پایدار مسائل کشور ممکن نخواهد بود.
@mkarimibeyranvand
آیت الله اراکی در گردهمایی طلاب و اساتید خوزستان:« در همه عرصههای فقه نظام، طرح تولید شده آماده برای اجرا داریم – نه اینکه فقط حرفی زده شده باشد – اما باید کسانی باشند که در عرصه اجرا، این کارهای کارشناسی حوزه علمیه را در اولویت خود قرار دهند. فقه نظامات اجتماعی در همه ابواب، حرف برای گفتن دارد.»با این حال، در فضای رسانهای و حتی بخشی از گفتمانهای موسوم به انقلابی، ادعایی مکرر مطرح میشود: اینکه جریان اقتصاد اسلامی یا اقتصاد مقاومتی «صرفاً نفیگر» است و فاقد طرحهای ایجابی منسجم برای اداره اقتصاد. این ادعا، با اندکی دقت تحلیلی، از چند جهت اساسی قابل نقد و رد است. ۱. انحصار ساحت اجرا در اختیار اقتصاد غربگرا
نخستین واقعیت بنیادین آن است که ساحت اجرایی اقتصاد ایران، جز در مقاطع بسیار محدود، اساساً در اختیار معتقدان به اقتصاد اسلامی یا اقتصاد مقاومتی نبوده است. دولتهای پس از جنگ تحمیلی از دولت مرحوم هاشمی رفسنجانی تا دولتهای خاتمی، دولت دوم احمدی نژاد، روحانی و اکنون پزشکیان همگی بر مبنای مفروضات نظری اقتصاد متعارف غربی طراحی و اداره شدهاند. حتی در دولتهایی که شعار عدالت یا استقلال اقتصادی داده شده، چارچوبهای سیاستگذاری پولی، مالی، ارزی و تجاری عمدتاً برگرفته از نسخههای نهادهای بینالمللی و پارادایم نئوکلاسیک بوده است. ۲. فقدان تقاضای نهادی از سوی دولتها
برخلاف تصور رایج، هیچگاه دولتها بهطور رسمی و نهادمند از حوزههای علمیه یا اندیشمندان اقتصاد اسلامی نخواستهاند که الگوهای اقتصادی خود را مبنای سیاستگذاری قرار دهند. سخن آیتالله اراکی دقیقاً ناظر به همین خلأ است: طرح وجود دارد، اما «کسی نیست که در عرصه اجرا، این کارهای کارشناسی را در اولویت قرار دهد». بدون تقاضای نهادی و بدون ایجاد سازوکار انتقال نظریه به سیاست، طبیعی است که تولیدات علمی در حاشیه باقی بمانند. ۳. هژمونی معرفتی اقتصاد غربی در دانشگاهها
تسلط تقریباً کامل جریان فکری اقتصاد متعارف غربی بر دانشکدههای اقتصاد کشور است. برنامههای درسی، نظام ارتقا، داوری مقالات، و حتی زبان مسلط پژوهش، عموماً بازتولیدکننده همان پارادایمی است که پیشفرضهای انسانشناختی، معرفتشناختی و ارزشی آن با مبانی انقلاب اسلامی در تعارض قرار دارد. به تعبیر دقیقتر، در بسیاری از دانشکدههای اقتصاد ایران، گویی «انقلاب اسلامی هنوز رخ نداده است». در چنین فضایی، انتظار شکلگیری جریان غالب اقتصاد اسلامی، بدون تغییر در ساخت قدرت علمی، انتظاری غیرواقعبینانه است. ۴. بیاعتنایی به تولیدات ایجابی موجود
این در حالی است که طی چهار دهه گذشته، آثار نظری و سیاستی قابلتوجهی توسط اساتید برجسته اقتصاد اسلامی در حوزه و دانشگاه تولید شده است؛ از الگوهای بانکداری بدون ربا و مالیه اسلامی گرفته تا نظریههای عدالت توزیعی، مالکیت، تولید و مصرف. پرسش اساسی آن است: کدام دولت یا مجلس این تولیدات را بهطور جدی مبنای تصمیمسازی قرار داده است؟ فقدان استقبال نهادی از این آثار، خود گواه روشنی بر نادرستی اتهام «فقدان ایجاب». ۵. قیاس ناعادلانه با اقتصاد متعارف غربی
ناظر به یک خطای روششناختی مهم است. اقتصاد متعارف غربی محصول حداقل چهار قرن تطور نظری و بیش از یک قرن تجربه عملی و نهادسازی است تا به هژمونی جهانی برسد. در مقابل، اقتصاد مقاومتی و اقتصاد اسلامی، در مقام یک پروژه تمدنی نوین، هنوز در مراحل اولیه استقرار نهادی قرار دارد. عجله برای قضاوت، و منکوبکردن آن در همان گامهای نخست، نه علمی است و نه منصفانه. ۶. بیتوجهی به اقتصاد قانون اساسی
بیاعتنایی ساختاری به اصول اقتصادی قانون اساسی ـ بهویژه اصل ۴۳ بهعنوان زیربنای اصل ۴۴ ـ یکی از ریشههای بحران است. اصل ۴۳، که تضمینکننده استقلال اقتصادی، عدالت اجتماعی و نفی سلطه است، عملاً به حاشیه رانده شده و تنها برخوردهای گزینشی با برخی بندهای اصل ۴۴ جای آن را گرفته است. این وضعیت، به معنای نادیده گرفتن اصول اساسی قانون اساسی است.(28، و 43 تا 55) ۷. سیاستهای کلان رهبری؛ ایجاب روشن و مکرر
در نهایت، مجموعه سیاستهای کلان ابلاغی مقام معظم رهبری در حوزه اقتصاد مقاومتی، تولید، اشتغال، مصرف و دانشبنیانسازی، خود مصادیق روشن «بیان ایجابی» هستند. نادیدهگرفتن این سیاستها یا تقلیل آنها به شعار، نه از فقدان نظریه، بلکه از شکاف اراده و حکمرانی حکایت دارد.
در نهایت باید گفت که مسئله اساسی اقتصاد ایران، فقدان نظریه یا طرح ایجابی نیست؛ مسئله آن است که تا زمانی که در فکر اقتصادی، علم اقتصاد و ساخت تصمیمگیری انقلاب صورت نگیرد، حل پایدار مسائل کشور ممکن نخواهد بود.
@mkarimibeyranvand
۱۱:۵۳
بازارسال شده از پایگاه خبری بردار
«واکاوی ناآرامی های اجتماعی در ایران؛ پیوستگی عوامل بیرونی و زمینه های درونی»
۱۱:۵۴
بازارسال شده از برنامه تلویزیونی باوطن
۱۱:۱۷