یا اخی المُصطفیٰ لديّ ذنوبٌ
هی عینُ القـذا و أنتَ جلاها
ای برادرِ محمد مصطفی!کولهباری از گناه با خود دارمکه مثل خاری در چشم استو تو جلا دهندهٔ آن هستی...
بیتی از قصیدهٔ هائیه اُزریه که شیخ عباس قمی در زیارت مطلقه امیرالمؤمنین علیهالسلام آورده و از همه زوار حضرتش طلب دعای خیر نموده...
شیخ عباس قمی قبل از ذکر قصیدهٔ مذکور، جملهای آورده که نشان از ارادت خاص ایشان به زیارت امیر مؤمنان دارد! تنها جایی که در کل زیارات معصومین علیهمالسلام در کتاب مفاتیحالجنان، در اوج فروتنی، مرحوم شیخ از زائر طلب دعا داشته و خواسته از طرف او سلام بدهند همین جاست...
جمله شیخ عباس: رجاء واثق که سلامی از جانب این صاحب صحیفهٔ سوداء، به آن صاحب قبهٔ بیضا بنماید و از دعای خیر فراموشم نفرماید...
ble.ir/hichbetavanebinahayat
هی عینُ القـذا و أنتَ جلاها
ای برادرِ محمد مصطفی!کولهباری از گناه با خود دارمکه مثل خاری در چشم استو تو جلا دهندهٔ آن هستی...
بیتی از قصیدهٔ هائیه اُزریه که شیخ عباس قمی در زیارت مطلقه امیرالمؤمنین علیهالسلام آورده و از همه زوار حضرتش طلب دعای خیر نموده...
شیخ عباس قمی قبل از ذکر قصیدهٔ مذکور، جملهای آورده که نشان از ارادت خاص ایشان به زیارت امیر مؤمنان دارد! تنها جایی که در کل زیارات معصومین علیهمالسلام در کتاب مفاتیحالجنان، در اوج فروتنی، مرحوم شیخ از زائر طلب دعا داشته و خواسته از طرف او سلام بدهند همین جاست...
جمله شیخ عباس: رجاء واثق که سلامی از جانب این صاحب صحیفهٔ سوداء، به آن صاحب قبهٔ بیضا بنماید و از دعای خیر فراموشم نفرماید...
۱۳:۵۷
20250816_162939.jpg
۲.۴۸ مگابایت
قسمتی از محل قرار گرفتن کتب ادعیه و قرآن کریم در حرم مولا که با ذکر شریف یاعلی، مشابه طرح ضریح مبارک حضرت، منبتکاری شده و بسیار زیبا و چشم نواز است. نوش جان دیدگانتون... 
#تصویر_پس_زمینه
ble.ir/hichbetavanebinahayat
#تصویر_پس_زمینه
۱۴:۰۵
من از بچگی عاشق شعر و شاعری و مشاعره و این بازیا بودم و هنوزم هستم... از شهریور پارسال، یه کانال شعر و البته بیشتر تکبیت برای خودم راه انداختم که توی این یکسال فقط یه عضو داشت!اون یه عضوم خودم بودم!
الان بعد از گذشت این مدت دارم ازش رونمایی میکنم. میدونید که خیلی هم اهل شلوغکاری و هر دقیقه مطلب گذاشتن نیستم.اگر اهل شعر و تکبیتهای ناب بودید عضوش بشید و حتی بهم کمک هم بدید که باهم بهتر پر بارش کنیم. 

اسم این کانال «باء» هستش؛ب حرف اول بیتو مولا فرمود:أنا نقطة تحت باء بسمالله...
@baebesmellah
اسم این کانال «باء» هستش؛ب حرف اول بیتو مولا فرمود:أنا نقطة تحت باء بسمالله...
۱۲:۲۹
اوایل رفاقتم با حاج آقا کاشانی*، شاید حدودا ۲۰ سال پیش، توی یه دبیرستان باهم همکار بودیم. حاجی حسابان درس میداد و من عربی؛
یه وقتایی هم برای بچهها کرسی *تاریخ اسلام داشت. ماهام میخکوب بودیم موقع منبرش. هنوزم معمم نشده بود... برای بچهها خیلی جذاب بود که یه معلم شیکپوش و جَوون حسابان، اینجوری تاریخ اسلام بلد باشه و سؤالایی که تا حالا توی هیچ کتابی جوابش رو پیدا نکردن یا هیچ معلمی درست جوابشونو نداده، براشون با سند و مدرک، مثل آب خوردن جواب بده....حتی اون دانشآموزایی که هر روز یه جوری دنبال بهونه بودن که نماز رو بپیچونن هم روزای دوشنبه نمازخون میشدن!خلاصه که منبر آقا کاشانی، بعد از نماز ظهر و عصر روزای دوشنبه، توی نمازخونه دبیرستان پیام امام منطقه سه تهران، یکی از جذابترین اتفاقات اون سالهای مدرسه بود...
یه بار به حاجی گفتم من خیلی تاریخ اسلام دوست دارم، پیشنهاد میکنی با چه کتابی شروع کنم؟! گفت شبهای پیشاور سلطان الواعظین رو بخون...بعدها کتاب صوتیش رو پیدا کردم. با اینکه بهش میخورد خیلی قبلاً ضبط شده باشه، ولی واقعاَ ارزش شنیدن داشت و تا حالا چندبار گوشش دادم.برا همین نمیخوام شمار رو از شنیدنش محروم کنم. اینجا میفرستم براتون که شمام این ۱۰ جلسه رو بشنوید و لذت ببرید و دعام کنید.شادی روح همه عاشقای امیرالمؤمنین مخصوصاً مرحوم سلطان الواعظین شیرازی صلوات هدیه کنیم...
ble.ir/hichbetavanebinahayat
یه وقتایی هم برای بچهها کرسی *تاریخ اسلام داشت. ماهام میخکوب بودیم موقع منبرش. هنوزم معمم نشده بود... برای بچهها خیلی جذاب بود که یه معلم شیکپوش و جَوون حسابان، اینجوری تاریخ اسلام بلد باشه و سؤالایی که تا حالا توی هیچ کتابی جوابش رو پیدا نکردن یا هیچ معلمی درست جوابشونو نداده، براشون با سند و مدرک، مثل آب خوردن جواب بده....حتی اون دانشآموزایی که هر روز یه جوری دنبال بهونه بودن که نماز رو بپیچونن هم روزای دوشنبه نمازخون میشدن!خلاصه که منبر آقا کاشانی، بعد از نماز ظهر و عصر روزای دوشنبه، توی نمازخونه دبیرستان پیام امام منطقه سه تهران، یکی از جذابترین اتفاقات اون سالهای مدرسه بود...
یه بار به حاجی گفتم من خیلی تاریخ اسلام دوست دارم، پیشنهاد میکنی با چه کتابی شروع کنم؟! گفت شبهای پیشاور سلطان الواعظین رو بخون...بعدها کتاب صوتیش رو پیدا کردم. با اینکه بهش میخورد خیلی قبلاً ضبط شده باشه، ولی واقعاَ ارزش شنیدن داشت و تا حالا چندبار گوشش دادم.برا همین نمیخوام شمار رو از شنیدنش محروم کنم. اینجا میفرستم براتون که شمام این ۱۰ جلسه رو بشنوید و لذت ببرید و دعام کنید.شادی روح همه عاشقای امیرالمؤمنین مخصوصاً مرحوم سلطان الواعظین شیرازی صلوات هدیه کنیم...
۲۱:۲۷
شبهای پیشاور 1 و 2.mp3
۱۶:۴۳-۲.۴۶ مگابایت
#آرشیو_صوتی
۲۱:۳۲
شبهای پیشاور 3.mp3
۲۷:۱۰-۳.۹۶ مگابایت
#آرشیو_صوتی
۲۱:۳۳
شبهای پیشاور 4.mp3
۲۰:۱۰-۲.۹۶ مگابایت
#آرشیو_صوتی
۲۱:۳۳
شبهای پیشاور 5.mp3
۲۸:۳۲-۴.۱۶ مگابایت
#آرشیو_صوتی
۲۱:۳۴
شبهای پیشاور 6.mp3
۳۷:۲۴-۵.۴۳ مگابایت
#آرشیو_صوتی
۲۱:۳۴
شبهای پیشاور 7.mp3
۳۲:۵۸-۴.۸ مگابایت
#آرشیو_صوتی
۲۱:۳۴
شبهای پیشاور 8.mp3
۰۱:۱۳:۴۷-۸.۵۱ مگابایت
#آرشیو_صوتی
۲۱:۳۴
شبهای پیشاور 9.mp3
۵۰:۳۲-۷.۳۲ مگابایت
#آرشیو_صوتی
۲۱:۳۵
شبهای پیشاور 10.mp3
۴۲:۵۵-۶.۲۳ مگابایت
#آرشیو_صوتی
۲۱:۳۵
یکی از پیچیدهترین و شاید بشه گفت، سختترین آرایه ادبی ادبیات فارسی و عربی از جهت ساخت، آرایه لَفّ و نشر هست که به نظر من، درست اجرا کردنش، مخصوصاً در شعر، نشونه تبحّر و قدرتنمایی و زورآزمایی شاعره.
لفّ در لغت یعنی پیچیدن و بستنو نشر یعنی باز کردن و گستردن*.
یعنی نویسنده یا شاعر ابتدا مفهومی رو درهم و پیچیده بگه، به طوری که با نگاه اول، غرض اصلی مشخص نباشه، ولی در ادامه با آوردن کلمات بعدی، معلوم بشه که ارتباط معنادار و دقیقی با مفاهیم قبلی توی متن یا شعر وجود داره.
بهتره مثال بزنم تا بهتر منظورم رو برسونم:
مثلاً این بیت از *شاطر عباس صبوحی رو ببینید:
منعم مکن از دیدن قدّ و رخ و چشمشمن اُنس به سرو و گل و بادام گرفتم
سرو در ادبیات نماد بلندبالاییه و به قد و قامت نسبتش میدنگل نماد زیباییه که به رخ نسبت میدنو بادام هم نمادی از چشم درشت و زیباست.
در اینجا شاعر برای تعریف از یار، به ترتیبقد رو به سرو*،
*رخ رو به گل*،
و *چشم رو به بادام نسبت داده.
شاید بهترین و شورانگیز ترین نمونه این آرایه در ادبیات فارسی، در دو بیت معروف از فردوسی باشه، که من هر وقت و سر هر کلاسی این ابیات رو توضیح دادم، دانشآموزا به وجد اومدن و بیاختیار برای فردوسی کف زدن و لذت بردن و من بارها این رو در سالهای مختلف تدریسم تجربه کردم و به عینه دیدم که بچهها چه کیفی میکنن از خلاقیت حکیم ابوالقاسم فردوسی... .پس برای شما هم میگم که لذتش رو ببرید...
فردوسی میگه:به روز نبرد آن یل ارجمند
به شمشیر و خنجر به گرز و کمند
بُرید و درید و شکست و ببست
یلان را سر و سینه و پا و دست
توی نگاه اول شاید بگید خب، اینجا چه چیز جذابی وجود داره؟!ولی وقتی یه کم دقیقتر نگاه میکنیم میفهمیم که انگار این کلمات یه ارتباط ثانویهای هم باهمدیگه دارن؛ یعنی در واقع جناب فردوسی اینجوری گفته:
به روز نبرد آن یل ارجمندبا شمشیر*، برید *سر یلان،با خنجر درید سینهٔ یلان،با گرز شکست پا ی یلان،و با کمند بست دست یلان را.
حالا یه دور دیگه شعر رو برای خودتون بخونید تا لذتش رو ببرید... به به...خداوکیلی برای *فخر ادب فارسی*، جناب فردوسی به خاطر همین یه شاهکار که هنوز به عنوان بهترین نمونه لف و نشر مثال زده میشه، باید ایستاد و کف زد و سر تا پاش رو طلا گرفت.چه بهونهای بهتر از این، برای تقویت حس امید و وطن پرستی در نسل جدیدمون برای افتخار به ایرانی بودن و حرف از تمدن زدن. بیش از ۱۰۰۰ سال پیش، یک شاعر فارسی زبان، همچین خلاقیت شگرفی رو توی ذهنش ساخته و پرداخته و به نظم کشیده... روحش شاد...
ble.ir/hichbetavanebinahayat
لفّ در لغت یعنی پیچیدن و بستنو نشر یعنی باز کردن و گستردن*.
یعنی نویسنده یا شاعر ابتدا مفهومی رو درهم و پیچیده بگه، به طوری که با نگاه اول، غرض اصلی مشخص نباشه، ولی در ادامه با آوردن کلمات بعدی، معلوم بشه که ارتباط معنادار و دقیقی با مفاهیم قبلی توی متن یا شعر وجود داره.
بهتره مثال بزنم تا بهتر منظورم رو برسونم:
مثلاً این بیت از *شاطر عباس صبوحی رو ببینید:
منعم مکن از دیدن قدّ و رخ و چشمشمن اُنس به سرو و گل و بادام گرفتم
سرو در ادبیات نماد بلندبالاییه و به قد و قامت نسبتش میدنگل نماد زیباییه که به رخ نسبت میدنو بادام هم نمادی از چشم درشت و زیباست.
در اینجا شاعر برای تعریف از یار، به ترتیبقد رو به سرو*،
*رخ رو به گل*،
و *چشم رو به بادام نسبت داده.
شاید بهترین و شورانگیز ترین نمونه این آرایه در ادبیات فارسی، در دو بیت معروف از فردوسی باشه، که من هر وقت و سر هر کلاسی این ابیات رو توضیح دادم، دانشآموزا به وجد اومدن و بیاختیار برای فردوسی کف زدن و لذت بردن و من بارها این رو در سالهای مختلف تدریسم تجربه کردم و به عینه دیدم که بچهها چه کیفی میکنن از خلاقیت حکیم ابوالقاسم فردوسی... .پس برای شما هم میگم که لذتش رو ببرید...
فردوسی میگه:به روز نبرد آن یل ارجمند
به شمشیر و خنجر به گرز و کمند
بُرید و درید و شکست و ببست
یلان را سر و سینه و پا و دست
توی نگاه اول شاید بگید خب، اینجا چه چیز جذابی وجود داره؟!ولی وقتی یه کم دقیقتر نگاه میکنیم میفهمیم که انگار این کلمات یه ارتباط ثانویهای هم باهمدیگه دارن؛ یعنی در واقع جناب فردوسی اینجوری گفته:
به روز نبرد آن یل ارجمندبا شمشیر*، برید *سر یلان،با خنجر درید سینهٔ یلان،با گرز شکست پا ی یلان،و با کمند بست دست یلان را.
حالا یه دور دیگه شعر رو برای خودتون بخونید تا لذتش رو ببرید... به به...خداوکیلی برای *فخر ادب فارسی*، جناب فردوسی به خاطر همین یه شاهکار که هنوز به عنوان بهترین نمونه لف و نشر مثال زده میشه، باید ایستاد و کف زد و سر تا پاش رو طلا گرفت.چه بهونهای بهتر از این، برای تقویت حس امید و وطن پرستی در نسل جدیدمون برای افتخار به ایرانی بودن و حرف از تمدن زدن. بیش از ۱۰۰۰ سال پیش، یک شاعر فارسی زبان، همچین خلاقیت شگرفی رو توی ذهنش ساخته و پرداخته و به نظم کشیده... روحش شاد...
۱۴:۲۹
میخواستم به بچههای کلاس ادبیات فارسی پایه نهم امسالم تکلیف املا بدم، به ذهنم رسید که لغات مهم فصل اول رو بهشون بدم و ازشون بخوام باهاش یه متن، قصه یا انشا بنویسن که ۷۰ درصد لغات یا همخانوادهش رو داخل نوشته به کار ببرن. این متن قُدمایی رو هم به عنوان توضیحش نوشتم و گذاشتم اول برگهشون...نظرتون چیه؟ 

به نام خالق لوح و قلم
شاگرد نور چشمیام، ................. درود و تحیّت؛
الفاظی را که بر دنباله این سیاهه از برایت نبشتهام، در مکتوبی ذیل همین صحیفه گرد هم آر، آنگونه که کم از ثلث آن بلا استفاده ماند. اگر خواهی از مادّه این لغات در نامهات بهرهجویی میکن؛ لکن افضل آن که نفس واژهها را به کار بندی. امّید دارم که بدین نسق، در فنّ نوشتار قوّت یابی و متسلّط شوی و فردا، سرآمد کاتبان و دبیران و منشیان زمانهات باشی... .
تصدّقت، میرزا مهدی دقیقی
ble.ir/hichbetavanebinahayat
به نام خالق لوح و قلم
شاگرد نور چشمیام، ................. درود و تحیّت؛
الفاظی را که بر دنباله این سیاهه از برایت نبشتهام، در مکتوبی ذیل همین صحیفه گرد هم آر، آنگونه که کم از ثلث آن بلا استفاده ماند. اگر خواهی از مادّه این لغات در نامهات بهرهجویی میکن؛ لکن افضل آن که نفس واژهها را به کار بندی. امّید دارم که بدین نسق، در فنّ نوشتار قوّت یابی و متسلّط شوی و فردا، سرآمد کاتبان و دبیران و منشیان زمانهات باشی... .
تصدّقت، میرزا مهدی دقیقی
۱۶:۳۴
امام زمان ارواحنا فداه*، یه عبارت دارن خیلی زیبا و درس آموزه:
*في ابنة رسولالله لي أسوة حسنة...یعنی دختر رسول خدا برایم الگویی نیکوست...عبارت فاطمةُ أسوةُ الحُجّة از این روایت اقتباس شده بود که به پیشنهاد دوستان *هیئت عبدالله بن الحسن علیهماالسلام*، هیئت برادر خوبم حاج آقا *حنیف طاهری*، برای کتیبه دکور فاطمیه امسال، طراحی شد.امیدوارم مورد پسند بیبی دو عالم و امام زمان ارواحنا فداه قرار گرفته باشه.
ble.ir/hichbetavanebinahayat
*في ابنة رسولالله لي أسوة حسنة...یعنی دختر رسول خدا برایم الگویی نیکوست...عبارت فاطمةُ أسوةُ الحُجّة از این روایت اقتباس شده بود که به پیشنهاد دوستان *هیئت عبدالله بن الحسن علیهماالسلام*، هیئت برادر خوبم حاج آقا *حنیف طاهری*، برای کتیبه دکور فاطمیه امسال، طراحی شد.امیدوارم مورد پسند بیبی دو عالم و امام زمان ارواحنا فداه قرار گرفته باشه.
۲۱:۵۱
فاطمة اسوة الحجة.pdf
۱۲۲.۶۶ کیلوبایت
از دوستان خوب هیئت عبدالله بن الحسن علیهماالسلام اجازه گرفتم و فایل کتیبه دکور فاطمیه اول رو جهت استفاده و انتشار به نیت شادی روح شهدای مدافع حرم تقدیم میکنم.
#فایل_باکیفیت#دکور_فاطمیه
ble.ir/hichbetavanebinahayat
#فایل_باکیفیت#دکور_فاطمیه
۱۰:۰۵
مرحوم مجلسی از زبان مولا این طور نقل کرده، که:
وقتی خواستم بندهای کفن فاطمه را ببندم، بچههای فاطمه و فضه را صدا زدم که(*هلمّوا تزوّدُوا مِن امّکم!...*) بیایید و از مادرتان توشه برگیرید که این آخرین وداع است و دیدار به بهشت... ؛
اما من، بیچارهٔ این یک کلمه ام!فضه...فضهٔ خادمه وسط این داستان چه کار دارد؟!مولا همه بچهها را صدا زده و فضه را! یعنی فضهٔ خادمه را هم بین بچههای فاطمه صدا زده!همان فضهٔ منّای فاطمه را که بعد از جراحت، پشت آن در نیمسوخته، اول صدایش زده بود... یعنی آی نوکر، اگر خوب نوکری کنی، منّا میشوی... در اوج سختی هم جزو بچههایشان حسابت میکنند مولا و خانوم، همین...
عبارت هلمّوا تزوّدوا من امّکم...دکور فاطمیه هیئت عبدالله بن الحسن علیهماالسلام که با اجازه دوستان خوبم برای استفاده محبین اهلبیت علیهمالسلام منتشر شد.
ble.ir/hichbetavanebinahayat
وقتی خواستم بندهای کفن فاطمه را ببندم، بچههای فاطمه و فضه را صدا زدم که(*هلمّوا تزوّدُوا مِن امّکم!...*) بیایید و از مادرتان توشه برگیرید که این آخرین وداع است و دیدار به بهشت... ؛
اما من، بیچارهٔ این یک کلمه ام!فضه...فضهٔ خادمه وسط این داستان چه کار دارد؟!مولا همه بچهها را صدا زده و فضه را! یعنی فضهٔ خادمه را هم بین بچههای فاطمه صدا زده!همان فضهٔ منّای فاطمه را که بعد از جراحت، پشت آن در نیمسوخته، اول صدایش زده بود... یعنی آی نوکر، اگر خوب نوکری کنی، منّا میشوی... در اوج سختی هم جزو بچههایشان حسابت میکنند مولا و خانوم، همین...
عبارت هلمّوا تزوّدوا من امّکم...دکور فاطمیه هیئت عبدالله بن الحسن علیهماالسلام که با اجازه دوستان خوبم برای استفاده محبین اهلبیت علیهمالسلام منتشر شد.
۲۱:۳۴
پیشنهاد هدیه روز مادر و پدر برای والدین فرهیخته 

به نظرم فرصت رو از دست ندیم و این اثر حاج حامد کاشانی رو تهیه کنیم و به همدیگه هدیه بدیم...
راستی عیدتون مبارک...

لینک خرید پایین تصویر هستش. به پیج اینستاگرامی که آدرسش قید شده مراجعه کنید.
ble.ir/hichbetavanebinahayat
به نظرم فرصت رو از دست ندیم و این اثر حاج حامد کاشانی رو تهیه کنیم و به همدیگه هدیه بدیم...
راستی عیدتون مبارک...
لینک خرید پایین تصویر هستش. به پیج اینستاگرامی که آدرسش قید شده مراجعه کنید.
۱۸:۳۶