بله | کانال شفا | تأملاتی در باب تعلیم و تربیت
عکس پروفایل شفا | تأملاتی در باب تعلیم و تربیتش

شفا | تأملاتی در باب تعلیم و تربیت

۱.۲ هزار عضو
یادداشت میهمان:بازگشایی مدارس(چند کلامی با همکاران عزیزم در وزارتخانه)undefinedشهرام رامشت
سلامالحمدلله که هستید و هستیم و بچه‌ها هم هستند. خداقوت بابت همه زحمت‌هایی که از اول این جنگ برای دانش‌آموزان کشیدید. حتی ممنون از اینکه در بعضی موارد زحمت نکشیدید! چون اگر ورود می‌کردید شاید مدخل کنش مردم بسته می‌شد و وضعیت مردمی فعلی بهم می‌خورد؛ هرچند در مواردی هم جایتان واقعا خالی بود.باری؛ موضوع بحث این کلام کوتاه ستایش #انفعال ستاد تا صف آموزش و پرورش در #جنگ نیست. این از آن موضوعاتی است که إن‌شاءالله بعد از جنگ باید پرونده‌اش باز شود؛ فعلاً در دسته مگوست.مضمون پیام وزارتخانه برای ادامه سال تحصیلی این بود که #آموزش در سراسر کشور تا پایان جنگ به صورت #غیرحضوری برگزار می‌شود. از قرائن بر می‌آید که #جنگ_رمضان حداقل تا پایان سال تحصیلی جاری به طول خواهد انجامید و این بدان معناست که امسال را غیرحضوری به پایان خواهیم رساند.در این تصمیم، من محل مشورت نبودم و از نزدیک اقتضائات شما را لمس نکردم. اما همین‌طور که از دور نگاه می‌کنم، نکاتی درباره این تصمیم به نظرم می‌آید:۱) در حال حاضر استان‌هایی داریم که نیمی از حملات جنگ در آنجاست (مثل #تهران )، استان‌هایی هم داریم که بویی از جنگ به مشامشان نخورده (مانند #خراسان_جنوبی یا دیگر استان‌های شرقی). برخی استان‌ها هم در میانه هستند، بعضی روزها جنگ بوده و بعضی روزها نه. آیا شرایط این استان‌ها اقتضای متفاوتی در #آموزش آن‌ها ایجاد نمی‌کند؟۲) حدود سی تا چهل درصد جمعیت کشور در #روستا زندگی می‌کنند و این جنگ، جز در موارد معدود وارد روستاها نشده. آیا این اقتضای متفاوتی در #آموزش آن‌ها ایجاد نمی‌کند؟۳) کیفیت اینترنت در همه‌جای کشور یکسان نیست، برخی استان‌هایی که درگیر جنگ هم نیستند، به دلایل زیرساختی، اینترنت پایداری ندارند. زیرساخت #شاد و روزی دو ساعت آموزش در آن هم که خودش قصه پر غصه‌ای است. آیا این اقتضای متفاوتی در #آموزش بچه‌ها ایجاد نمی‌کند؟۴) مگر بین خودمان، اصل بر این نبود که آموزش #حضوری باشد و در شرایط اضطرار آموزش، #ترکیبی شود؟ حالا که اضطرار همه شهرها و روستاهای ایران #یکسان نیست. آیا این موضوع اقتضای متفاوتی در #آموزش بچه‌ها ایجاد نمی‌کند؟ #ایران کشور پهناوری با اقتضائات متنوع است و این جنگ هم در این تنوع ضرب شده. اتخاذ یک #خط‌مشی_سراسری برای چنین کشوری با چنین اقتضائاتی، اگر چه از بی‌تصمیمی بهتر است (!) اما لزوماً بهترین تصمیم نیست. راستش را بخواهید با توجه به آگاهی قبلی شما در وزارتخانه از وقوع احتمالی جنگ، و حتی پس از شروع جنگ در اسفندماه، انتظار اتخاذ ساده‌ترین راه در این شرایط را نداشتم. هرچند شاید چیزهایی هم هست که ما از آن اطلاع نداریم. الله اعلم.
@education_policy@ramesht_irپانوشت-۱: با برخی از اظهارنظرها، تصمیمات و اقدامات مسئولان کشور این پرسش در ذهنمان می‌گذرد که «چرا این کار؟ چطور به این تصمیم و نظر رسیده‌اند؟».لازم است که دغدغه‌مندان با جدیت و طنین بیشتری این پرسش‌ها را مطرح کنند تا اظهارات و تصمیمات و اقدامات مسئولان امر پخته‌تر و مفیدتر باشند و از حرف‌ها و کارهای بی‌قاعده پیشگیری شود.پانوشت ۲: به نظر می‌آید که تصمیم اخیر وزارت آموزش و پرورش، از روی دلسوزی و احتیاط حداکثری است که به تعطیلی آموزش حضوری در همه مناطق کشور رسیده‌اند. قاعدتاً این تصمیم، راحت‌تر است و با مسئولیت کمتر. منتها باید این نکته را یادآور شد که وزارت آموزش و پرورش باید برای کیفیت معقول یادگیری و تربیت و دسترسی همه بچه‌ها به آموزش، احساس مسئولیت جدی داشته باشد. با توجه به ماجراهای سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۵، مدارس کشور با تعطیلی زیادی رو به رو بودند و آموزش مجازی جایگزین هم کیفیت و اثر موردنظر انتظار را ندارد. باید گفت مسئولانه‌تر تدبیر کنید و تصمیم بگیرید؛ جعبه ابزار کنش‌گری را متنوع‌تر کنید. «تعطیلی - مجازی شدن همه» تنها راه‌حل ممکن نیست.@sheffa_jo

۶:۱۹

thumbnail
نهال امید بکاریممجتبی همتی فر۱۴۰۵۰۱۱۳پیام جدیدی از سوی ره‌بری به دستمان رسید؛ کوتاه، اما الهام‌بخش و جهت‌دهنده. واژه کلیدی آن «نهال امید» است که به نظر می‌رسد ایهام دارد و لااقل دو معنا برای آن قابل ذکر است: ۱- ره‌بری نخست به سنت ایرانی «روز طبیعت» اشاره و تأکید کرده‌اند که این تأکید در میانه جنگ، چه بسا نشانه لزوم جاری بودن «زنده‌گی» حتی در این شرایط است. منتها در همین توجه، به جای فرم و صورت این سنت که از سنخ گردش است، به باطن این فرهنگ تذکر داده‌اند؛ گسترش آبادانی طبیعت با نماد درخت‌کاری و مراقبت از آنچه کاشته می‌شود. این حضور و ارتباط مسئولانه با طبیعت، خودش می‌تواند تغییردهنده این مناسبت باشد؛ به جای «مصرف کردن طبیعت»، خودمان را مسئول «گسترش کمی و کیفی طبیعت» بدانیم.۲- «ملت ایران به نیّت همه شهدا، ... #نهال_امید را ... غرس می‌کند تا هر یک از این نهال‌ها در سالهای آینده به شجره‌ای طیبه و درختی پرثمر تبدیل شود» (۱۲/ فروردین/ ۱۴۰۵).این روزها، «شجره طیبه» برای ما یادآور مدرسه میناب و دانش‌آموزان معصوم آن است. ضمن اینکه کودکان همچون نهال‌های انسانی هستند که قرار است با رشد، تربیت و تعلیم به درخت‌های طیب و مفید و پربار جامعه تبدیل شوند. با مبنا قرار دادن منظومه انقلاب اسلامی می‌توان از این پیام معنایی باطنی را هم برداشت کرد؛ توجه ویژه به «تعلیم و تربیت ملی ملت» برای «ایران آباد آینده» ضروری است.فرمودند که «هر حرکتی در مسیر گسترش آبادانی و ساختن آینده درخشان ایران، اقدامی شایسته و بایسته است» و ره‌بر شهید آموختیم که راه اصلی پیشرفت درون‌زای ایران از تعلیم و تربیت می‌گذرد.می‌شود و «امید» داریم که می‌شود. «نهال امید» را بکاریم...
پانوشت ۱: امام خمینی (ره) به مناسبت اولین عید نوروز انقلاب اسلامی در بهار ۱۳۵۸، در جلسه با دولت موقت تذکراتی درباره وظایف دولت انقلابی می‌دهند که اولینش درباره تعلیم و تربیت است!فرمودند: «و اما راجع به دولت. در این آستانه سال جدید، البته دولت مشکلاتش خیلی زیاد است... باید در این سال جدید عنایت زیاد بشود، اول به فرهنگ. این فرهنگ باید متحول بشود. فرهنگ استعماری، فرهنگ استقلالی بشود... باید فرهنگ متحول بشود به یک فرهنگ سالم، به یک فرهنگ مستقل و به فرهنگ انسانی» (۲۹/اسفند/۱۳۵۷- ج ۶ صحیفه امام، ص. ۳۹۶).پانوشت ۲: فصل جدیدی از انقلاب شروع شده است و جنگ اخیر هم دیر یا زود تمام خواهد شد. تحول حکمرانی و تحول تربیتی یک ضرورت است که جنگ زمینه آن را فراهم کرده است. مبادا «تحول‌آفرینی» در این عصر جدید، به «بازسازی ساختمان‌ها» (از جمله ساختمان مدارس آسیب ‌دیده) و ادامه «توسعه با نرم‌افزارهای تقلیدی غرب‌زده» تقلیل یابد! و تحول بنیادین فراموش شود.باید نهال‌هایی بکاریم که درخت تناور و مثمر درون‌زا شود... همه ملت موظف شده‌اند...@sheffa_jo

۷:۳۳

thumbnail
ویراستی‌نوشت - ۱۴۰۵۰۱۱۵«بی‌»ها!
پانوشت-۱: برخی از تهدیدهای دشمن «می‌ترسند» و به وعده‌های دشمن «طمع» دارند، «دل‌خوش» به آن، به شرف و غیرت پشت می‌کنند. حتی وطن‌شان را می‌فروشند؛ چه بسا نسیه!از همین روست که امام روح الله (ره) تأکید کرد که «حب الدنیا رأس کل الخطیئه». کسی که دل از این چیزها بریده، نمی‌ترسد و محکم تا آخر می‌ایستد...پانوشت ۲: فکرهای استعمارزده، کوچک و زنگ‌زده‌اند؛ کور و معوج؛ قوت خودمان را و ضعف دشمن را معکوس می‌بینند. می‌خواهند سرمایه‌ها را تحویل بدهند تا شاید کدخداها غرش نکنند! بیش از آنکه سرمایه‌ساز باشد، سرمایه‌سوز است. این سبک را بشناسیم و بشناسانیم و منطقشان را رسوا کنیم.@sheffa_jo

۲۱:۰۷

حواسمان هست که سبک مدیریت آموزش و پرورش باید فرق کند؟مجتبی همتی فر۱۴۰۵۰۱۱۷
سال ۱۴۰۴ و امتدادش در سال ۱۴۰۵، واقعاً ویژه بود؛ دو جنگ تحمیلی و یک کودتای خشن و غیرانسانی. اکنون هم در شرایط جنگی هستیم. فضای عمومی و اداره کشور تحت همین شرایط است. اغلب دستگاه‌ها برای بهترین عملکرد در شرایط پیچیده و غیرعادی کنونی، رویه‌های عادی خود را تغییر داده‌اند و با سیاق‌های دیگری امورشان را پیش می‌برند. مثلاً حوزه امدادی، انرژی و به ویژه برق و آب روزهای متفاوتی را می‌گذارند. حملات بی‌منطق دشمن علاوه بر جان گرامی انسان‌ها، تأسیسات را به صورت غیرمتعارف دچار صدمه می‌کند. نیروهای امدادی فارغ از ساعات و روال کاری متعارف، با سرعت و چابکی صدمات را رفع می‌کنند. دغدغه همه این است که «خدمت به مردم متوقف نشود».برخی از حوزه‌ها همچون امور فرهنگی و آموزشی نیز در این شرایط به جدّ مختل شده‌اند. به دلیل صیانت از جان دانش‌آموزان و دانش‌جویان، فعلاً بنا بر این شده است که «آموزش به شیوه غیرحضوری برقرار باشد». اما گویا مدیریت وزارت آموزش و پرورش فراموش کرده است که وضعیت کنونی، با شرایط مثلاً آلودگی هوا که موضعی و منطقه‌ای و موقت چند روزه است، تفاوت اساسی دارد.بسیاری از حوزه‌ها رویه خود را تغییر داده‌اند و با ابتکار عمل، خدمت‌رسانی به موقع و فراگیر و باکیفیت را در دستور دارند.با این وصف: - آیا وزارت آموزش و پرورش به جز اعلام تکراری اینکه «مدرسه تعطیل، اما آموزش در بستر شاد برقرار خواهد بود» نباید تدابیر دیگری برای ارائه درست خدمات آموزشی و پرورشی بکند که همه بتوانند بهره لازم را ببرند؟ واقعیت این است که متأسفانه بستر شاد کنونی کشش این خدمت و مخاطب را ندارد. جای پرسش است که با توجه به جدیت وزارتخانه برای استفاده از این زیرساخت مهم، چرا هنوز به لحاظ کمی و کیفیت پاسخگوی نیازها نیست و در بزنگاه‌های استفاده، پاسخگو نیست؟- آیا با تعطیلی بسیار زیاد سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۵، نباید برای تغییر تقویم آموزشی تدبیری شود؟ برای جبران ساعات و روزهای از دست رفته آموزش چه فکری شده است؟ متأسفانه اعلام اینکه آزمون‌ها طبق روال در خرداد ماه برگزار می‌شود، امید برای چنین تدبیرهایی را ناامید می‌کند. در این سهل‌انگاری، آسیب اصلی را «نهال امید کودکان و نوجوانان ما» خواهند خورد که قرار است «شجره طیبه تناور آینده» شود. - آیا برای جبران کیفیت یادگیری دانش‌آموزانی که در این شرایط آسیب آموزشی بیشتری دیده‌اند، برنامه‌ای وجود دارد؟ تجربه‌های پیشین کشور و همچنین تجربه‌های مشابه در جهان را دیده‌ایم؟ چه کنیم که تا حد ممکن کاستی‌ها جبران شود؟- آیا ساختار بسیار بروکراتیک و بخشنامه‌ای آموزش و پرورش در شرایط آتش به اختیار کشور، تغییری کرده است؟ در فضای نبرد نامتقارن، جرئتمندی سپردن تصمیم به لایه‌های پایین‌تر آموزش و پرورش وجود دارد؟ مثلاً به مدیران مناطق و مهم‌تر از آن به مدیران مدارس و معلمان آزادی عمل داده شود که اقتضایی عمل کنند و خودشان مبتکرانه و با موقعیتی که دارند، دانش‌آموزان را به نقطه مورد انتظار برسانند.- مهمتر از این‌ها، در هنگامه بعثت ملت، برای استفاده از ظرفیت گروه‌های تخصصی مردمی در حوزه پرورشی و آموزشی که در بسیاری از حوزه‌ها فعال شده‌اند، چه اقدام مهمی مدنظر داریم؟ آیا جز آواربرداری و کارهای کارگری، برای مردم میدان کنشگری دیده‌ایم؟! نمی‌شود از این ظرفیت برای جبران همین دشواری‌ها و کاستی‌ها استفاده کرد؟ چه موانع ساختاری و سازوکاری وجود دارد که باید برشان داریم؟ چه زمینه‌سازی برای کنش آن‌ها شده است؟- آیا تا کنون، وزارتخانه برای راهکاریابی و تدبیر بهتر در این شرایط، از ظرفیت فکری اندیشکده‌ای و مردمی فراخوانی داشته است؟ گروه‌ها و قرارگاه‌های مردمی زیادی در کشور به صورت خودجوش فعال شده‌اند. بی‌توجهی به آن‌ها و انجام آنچه ده‌ها سال به آن عادت کرده‌ایم، نابخشودنی است.پانوشت: ره‌بر شهیدمان همیشه بر لزوم تحول‌آفرینی در این دستگاه راهبردی تأکید داشتند. اکنون بهترین فرصت برای تغییر برخی از سبک‌های کاری و مدیریتی است. باید مطالبه کرد و به کنش کشاند؛ وگرنه مدیریت بروکراتیک و محافظه‌کار سنتی، در شرایط جنگی بسیار محافظه‌کارتر می‌شود و زمین‌گیرمان می‌کند.به فرمان ره‌بر شهیدمان همه آماده‌ایم که به دولت کمک کنیم. این را وظیفه خودمان می‌دانیم...@sheffa_jo

۹:۵۱

thumbnail
ویراستی‌نوشت - ۱۴۰۵۰۱۱۸جان ناقابلی داریم که با افتخار و‌ بدون منت، آماده‌ایم تقدیم کنیم. @sheffa_jo

۱۳:۳۱

... و نبرد همچنان ادامه داردمجتبی همتی فر۱۴۰۵۰۱۱۹سحر چهلمین روز شهادت ره‌برمان، خبر توقف موقت جنگ با پذیرش مذاکره حول شروط ایران را شنیدیم. هم خوش‌حالم، و هم ناراحت و بدبین و هم نگران و‌ البته امیدوار.- خوش‌حالم از اینکه هیمنه آمریکا و اسراییل و‌ تمدن و فرهنگ غرب شکست. آنچنان که امام روح‌الله (ره) یادمان داد، مشخص شد که آن همه ادعا و ترس و ترساندن، پوچ است و قابل خرد کردن و انشاءالله نابودی کامل. حواسمان نیست که با نیروی خودمان - بدون اتکا به هیچ مستشار و سرباز بیگانه - و با سلاح خودمان جلوی چنین دشمنانی ایستادیم. - و ناراحتم؛ ناراحت از اینکه در این حمله ناجوانمردانه و وحشی ۳۹ روزه، ره‌برمان را به خوش‌خیالی «اهالی مذاکره» از دست دادیم. ناراحتم از خون شهدای بزرگ و عزیز ملت ایران و جبهه مقاومت، به ویژه دانش‌آموزان معصوم مینابی که ریخته شد به دلیل زیاده‌خواهی استکبار. - ناراحتم و بدبینم به دشمنانی که به هیچ مرام، قاعده و قانونی پای‌بند نیست و دوباره که جان بگیرند و نفسی بکشند، بازخواهند گشت. برای اسرائیل، این جنگ‌ها وجودی است و برای ما هم نابودی رژیم اسرائیل یک برنامه. کاش خوش‌خیالانه، خوابمان نکنند.- ناراحت و بدبینم به «صلح آمریکایی»؛ بدبین به پرچم سفید صلح‌ کسی که در هفتاد سال اخیر پای ثابت همه جنگ‌های کوچک و بزرگ جهان بوده است! واقعاً خنده‌دار است. رد زخم‌های کودتاهای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و دی ۱۴۰۴ و جنگ تحمیلی اول و دوم و سوم را بر تن داریم. خون مردم افغانستان و عراق و یمن و سوریه و لبنان و فلسطین هنوز تازه است. چنین صلحی عاقبت ندارد.- خوشحالم؛ چه خوب که سرمایه ملی بسیار گرانبها ولی پنهان خودمان را در این ایام کشف کردیم؛ بعثت و پای کار بودن مردم. هر شب شگفت‌زده آن حضور را می‌دیدیم و به آن عادت کرده‌ایم. خیلی زود دلمان برایش تنگ خواهد شد.تلاش کنیم که این ملت بیدار و بیدار شده، در چرخ‌دنده‌های بروکراسی فاسد و سیاسی‌بازی و فرم‌گرایی کنار گذاشته نشود. باید در اداره جامعه این ظرفیت عظیم را جانمایی کنیم. - و البته نگران هم هستم. نگرانم از میدان‌داری «تکنوکرات‌های سازندگی». آن‌ها که افق و آمال ساختن‌هایشان دبی و قطر و کویت و عربستان بود! آنهایی که چه بسا سریع نسخه‌های اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی و سیاسی اقتباسی را برای ساختن و بازسازی ایران با ظاهرهای علمی و موجه به ما حقنه می‌کنند. این میدان کار زیاد دارد. - نگرانم از تریبون‌داری و کیسه‌داری غرب‌زده‌های داخلی؛ کسانی که در این روزها، کراواتشان را هم سفارش داده و آماده شده بودند که با عموهای آمریکایی تقسیم غنیمت کنند. کسانی که این روزها یا ساکت نشسته بودند و منتظر که زودتر «رژیم عوض شود!» و یا مشتاقانه نسخه تسلیم و سازش می‌نوشتند. اینها را باید با یاد داشت، باید پالایششان کرد و گذاشتشان کنار.- و با همه اینها، امید خیلی زیادی به مردم ایران دارم؛ به مردمی که یک چله پای انقلاب پرچم زدند. خدا و صاحب الزمان و شهدای ما ناظر و شاهد بودند. کاش که نام ما را هم در زمره آنها بنویسند.
پانوشت -۱: جهاد و مبارزه تا آمدن فرمانده و صاحب عصر و زمان (عج) ادامه دارد؛ گاهی نظامی و سخت، و همیشه نرم (فرهنگی و شناختی). «جنگ نظامی» برای ما یک فرصت است، هر چند «جنگ‌طلب» نیستیم، اما اگر کسی دشمنی کند، جانانه «می‌جنگیم».و اما کار بسیار سخت «جنگ و جهاد فرهنگی» را اکنون، باید بیشتر و قوی‌تر ادامه داد، به ویژه که دشمن دنبال مسخ و مسموم کردن ذهن‌هاست. علم‌ها را روی زمین نگذاریم. پرچم‌ها همچنان بالا باید بماند که یادمان نرود این سه رنگ همیشگی است. پانوشت-۲: کاش خیلی سریع در هر شهر، نمایشگاه دائمی بر پا شود که در آن نشانه‌های این جنگ را پیش چشم‌ها بگذاریم که یادمان نرود؛ هر نشانه‌ای از ایستادن ما و دشمنی دشمن: برگ‌های قرآن‌های سوخته، پرچم‌های سه رنگ ایران، لباس و عروسک‌های خونین کودکان ایران، کیف و قلم و تکه‌ آجرهایی از مدرسه میناب، گوشه‌ای از کارخانه‌هایی که حاصل علم و فناوری ایرانی بود و دشمن تاب دیدنش را نداشت، تکه‌ای از خانه‌ها و وسایل ویران شده زندگی ایرانی، خودکار و کاغذ و ... دانشگاهی‌ها، تکه‌های پل بی ۱، و البته تکه‌های خرد شده هیمنه نظامی دشمن! و ضمیمه‌ای از عکس توئیت‌های دروغ و شادی‌های خوش‌خیالانه و نامردی‌ها و البته مردانگی‌های این روزها.پانوشت -۳: و چقدر کار داریم... خدا توفیق بدهد که جای درست خودمان، کار درست را انجام بدهیم.پانوشت -۴: به دشمن اعتماد نداریم. پس دست را از روی ماشه نباید برداشت. باید آماده‌تر شد و ضعف‌ها را شناخت و رفع کرد. در عین حال چشممان هم باید به مذاکرات باشد که از خط قرمزهایی که برایش خون داده شده، عبور نکنند. @sheffa_jo

۱:۰۹

نگاهی دوباره به اربعین شهادت‌هامجتبی همتی فر۱۴۰۵۰۱۲۰
۱- چهل روز از شهادت غیرقابل باور ره‌برمان می‌گذرد. هنوز هم برایم دشوار است که از عبارت «شهید سید علی خامنه‌ای» استفاده کنم. دیشب که در حاشیه تجمع، مداح گریز روضه‌گونه‌ای به ماجرا زد و بعد هم نوحه‌ای خوانده شد، دیدم چقدر غم انباشته و عزاداری‌نکرده داریم... منتها... ۲- در زیارت عاشورای سیدالشهدا (س) که مرام‌نامه مبارزه تاریخی ما شیعیان است، یاد گرفته‌ایم که داغ خون شهیدان را باید نگه داریم؛ اما در طول تاریخ، کم نبوده‌اند جریان‌هایی که می‌خواسته‌اند «ردّ خون» این شهادت‌ها گم شود. نه اینکه با سیاه‌پوشی و عزاداری و روضه مشکلی داشته باشند، از قضا شاید هزینه چای نذری و دیگ پلو را هم می‌دادند. مسئله مهم این بود و هست که «شهید» چرا شهید شد؟ توسط چه جریانی؟اینجاست که ماجرا از غم‌گین و سیاه‌پوش بودن فراتر می‌رود:اول - بغض به قاتلان و دشمن: یعنی صرف محبت به امام شهید کفایت نمی‌کند، بلکه بغض و نفرت شدید به آن‌ها و مرگ‌بادا هم داریم و بعد از «سلام» و ابراز ارادت، بلافاصله شروع می‌کنیم به «لعن الله»! دوم - دشمن‌شناسی: «شهید» جانش را از دست داده، اما نه در تصادف رانندگی، برق‌گرفتگی یا بیماری. کسانی عامدانه جان افراد گرامی را می‌گیرند. یقیه چه کسی را به عنوان قاتل خون‌ریز بگیریم؟ساد‌ه‌انگار نباشیم. «دشمن» ما که «خون» به گردن دارد، فقط «قاتل‌ها» و سربازی‌های میدانی نیست (شمرها و عمر بن سعدها و پیاده‌نظامشان). یعنی فرض با دستگیری و محاکمه و اعدام خلبانان بمباران‌کننده، نباید دلمان آرام بشود...دشمن فقط سربازهای میدانی نیست، بلکه همه ساختار سیاسی و اقتصادی و فرهنگی پشتیبان (بنی امیه‌ها، آل زیادها و آل مروان‌ها و معاویه‌ها) و بنیان‌گذاران (ابوسفیان‌ها) و فرمان‌دهان (ابن مرجانه‌ها) و البته «هم‌را‌هان (مشایعت‌کنندگان)»، «هم‌پیمانان (بیعت‌کنندگان)» و «پیروان (تابعان)» و «زمینه‌سازها (ممهدین)» را باید دید؛ از اولین تا آخرینشان تا روز قیامت! پس با یک دشمن جبهه‌ای چندلایه طرفیم که باید یقه همه آن‌ها را بگیریم!سوم - چرخه «خون‌خواهی» و «مبارزه»: «شهادت» یعنی دشمنِ ظالم ما بودن آن عزیز را خطرناک می‌دانسته و خونش را ریخته است تا دیگر نباشد. منتها مسئله فقط اشخاص نیست! اصل دشمنی با حرکت و مسیر آن است که دشمن را می‌ترساند. خط حرکت ائمه (س) و اولیا (ره) دشمن را هراسان می‌کند و آدم‌های اصلی خط را می‌زند تا این حرکت متوقف یا کند شود؛ اولی را می‌زند، دومی را، سومی را ... پس نمی‌شود فقط دنبال انتقام و مجازات قاتلان بود. ادامه راه اساسی‌تر است و نباید هدفمان را کوتاه بگیریم. مصیب‌زده هستیم، اما مصیب‌زده منفعل نه! این چنین است که می‌خواهیم «زندگی» و «مرگ» ما با خط محمد و علی و حسن و حسین و ... باشد. و مهم‌تر اینکه مدعی هستیم که «دوستی‌ها و دشمنی‌ها» و «جنگ‌ها و صلح‌ها»ی ما با این خط روشن می‌شود (انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم و ولی لمن والاکم و عدو لمن عاداکم).
پانوشت-۱: اربعین‌ها، تذکر و یادآورنده‌ای است که خط گم نشود. اربعین‌ها فرصت حساب و کتاب با خودمان است که کجای این میدان و خطیم؟ کجا ایستاده‌ایم و چه کاری داریم انجام می‌دهیم؟ پانوشت-۲: وقتی از جهاد و مبارزه صحبت می‌کنیم، غالباً پوشیدن لباس رزم و به دست گرفتن تفنگ به ذهنمان می‌آید. انشاءالله که همه جان‌فدای حق بشویم. یادمان باشد که همچنان که دشمن جبهه‌ای و چندلایه‌‌ای است، مبارزه با او هم جبهه نیاز دارد و در لایه‌های مختلف است. حتماً حضور عمومی در «میدان» لازم است که انشاءالله نام ما را جزو «ممهدین» جبهه حق بنویسند. منتها علاوه بر این، باید نقش مؤثر خودمان را هم پیدا کنیم. اگر باشد که «بزنیم و خوب هم بزنیم»، بانک اهداف ما کجاست؟ موشک و لانچر تخصصی‌مان را آماده کرده‌ایم؟ آماده‌ایم که هر وقت فرمانده کل حکم می‌دهد، بتوانیم دستمان را روی ماشه‌ی تخصصی فشار بدهیم و به دشمن ضربه بزنیم؟...پانوشت -۳: خدایا! ما هم خوش‌عاقبت شویم و لایق باشیم که پیش‌وند «شهید» به ناممان اضافه شود. خدایا! ما را در یافتن و انجام رسالتمان یاری کن... @sheffa_jo

۱۰:۱۹

thumbnail
ویراستی‌نوشت - ۱۴۰۵۰۱۲۱
پانوشت: این روزها، خیابان‌ها شده‌اند «مدرسه» و «کلاس». معلم آن، همه مردم هستند و شاگردان آن هم، همه مردم! و بخش مغفول نظام تعلیم و تربیت ما، از قضا محور شده است. بچه‌ها پرچم را فهمیده‌اند، به صورت عملی. شعار می‌دهند، شعار می‌سازند، «وزیر شعار» شده‌اند و سن‌دارترها، پیرو فطرت آنها شده‌اند...@sheffa_jo

۱۱:۳۵

thumbnail
جنگ «ما»؛ ملی یا امتی؟مجتبی همتی فر۱۴۰۵۰۱۲۱
۱- در این چهل و چند شب، «پرچم» نماد و‌ سلاح اصلی است. کوچک مینیاتوری که دست بچه‌ها و راننده‌هاست تا خیلی بزرگ که جوان‌ترها می‌چرخانندشان. حتی زائرها و‌ مجاورها با همین سلاح وارد حرم می‌شوند. ۲- در این ایام، غالب پرچم‌های مردم «خیابان» سه رنگ بود؛ پرچم سبز و سفید و سرخ ایران اسلامی. اما مثل نمک در غذا، گاهی پرچم‌های دیگر هم به چشم می‌آمد. منظورم پرچم «یا لثارات الحسین» و «یا ابا عبدالله» و ... نیست البته. هر چه که جلوتر آمدیم، پرچم‌ها متنوع‌تر و رنگی‌تر شدند. پرچم ملت‌هایی که گویا در جنگ علیه آمریکا و اسراییل، خودشان را در کنار ما می‌دیدند. انگار این جنگ فقط جنگ علیه «ایران» نبود و فقط دفاع مقدس «ایرانی» نیست... ۳- اوایل تک و توک، پرچم زرد رنگ حزب‌الله لبنان را در کاروان‌های ماشینی می‌شد دید. اما این شب‌ها خیلی پررنگ‌تر است. زوج پرچم ایران - حزب‌الله را زیاد در دست مردم می‌بینی! داشتیم می‌رفتیم حرم، حدود ۱۱-۱۲ شب. از دور پرچم بزرگ و غریبی را در میانه پرچم‌دارهای وسط خیابان دیدیم که داشتند تابشان می‌دادند. نزدیکتر که شدیم، معلوم شد پرچم پاکستان است، در کنار پرچم امام حسین علیه السلام و ایران. جمع چند صد نفره‌ای از پاکستانی‌ها با شعارهای اردو داشتند می‌رفتند به سمت حرم.جلوتر چند تا پرچم حشد الشعبی و پرچم ملی عراق در دو طرف برافراشته بود و لابه‌لای پرچم‌های ایران تاب می‌خورد. عرب بودند و شعار می‌دادند. پرچم فلسطین را هم در هر هسته لشکر صاحب الزمان (عج) می‌شود دید. هستند کسانی که پرچم محترم فلسطین را در غیاب مردمش در این جمع‌ها بالا نگه داشته‌اند.حتی پرچم افغانستان و یمن هم پیدا می‌شود. افغانستانی‌های مقیم ایران را دیدم که در کنار پرچم ایران و حزب‌الله، پرچم خودشان را هم با ماشین پرواز می‌دهند.۴- چقدر این مهم است. حواسمان هست؟ به تعبیر امام خمینی، انگار «فرزندان معنوی رسول الله (ص)» در کنار هم به میدان این نبرد آمده‌اند؛ جنگ ملت‌های مظلوم تاریخ علیه استکبار زورگو.گرچه سربازان و سرداران ایرانی، لبنانی، عراقی و یمنی تفنگ به دست هستند، اما گویا دست‌های خیلی از ملت‌های دیگر هم به دعا بالاست و خودشان را در این جنگ می‌بینند...با این وصف، روایت صرفاً ملی و ایرانی از این جنگ نباید کرد. این جنگ بین‌المللی است، جهانی است... با این وصف، تربیت سیاسی بچه‌های ما باید خیلی بلندتر باشد. این موقعیت ویژه را فقط از دریچه ملی نبینیم، امتی هم نگاه کنیم. به پرچم بلند «لا الله الا الله» باید فکر کنند.
پانوشت: این روزها پیام امام خمینی به مناسبت پذیرش قطعنامه پایان جنگ تحمیلی اول را بازخوانی می‌کنم. حرف‌هایشان کاملاً زنده است. تحلیل‌ها، تذکرها، تأکیدها و ... انشاءالله از آن هم خواهم نوشت. آنجا امام در مقابل نگاه ملی‌گراها که خاک و‌ جغرافیا را برجسته کرده‌اند، جنگ ما را، جنگ ایمان علیه کفر و مستضعفان علیه مستکبران و ... توصیف کرده‌اند... مثل موقعیت همین روزها...
@sheffa_jo

۲۲:۳۲

thumbnail
اصیل‌آباد علیه پیله‌ور!مجتبی همتی فر ۱۴۰۵۰۱۲۲
محمدرضا سرشار، همان گوینده قصه‌های ظهر جمعه که البته هنر نویسندگی‌اش بیشتر است، کتابی نوشته به نام «اصیل آباد»، پاییز ۱۳۵۶ - پنج فصل مانده به پیروزی انقلاب اسلامی. کتاب ماجرای خیال‌انگیز روستایی به نام «اصیل‌آباد» است در ناکجاآباد. مردم روستا خرم و خوش‌حال هستند و خودکفا و اهل نماز و مسجد. همه نیازهایشان را خودشان رفع می‌کنند و محتاج دست جای دیگر نبودند. پیچ ماجرا آنجاست که یک پیله‌ور شهری با شهرفرنگ به اصیل‌آباد آمد. به تدریج و با ترفندهایی و با شهرفرنگش، «زرق و برق شهر» را پیش چشمان مردم روستا کشاند. بعدتر هم برای اینکه رنگ و لعاب شهری پیدا کنند، جنس‌های بنجل را به ایشان انداخت تا شبیه زن و مردهای شهری بشوند و در ازای آن، گاو و‌ گوسفند و آب و‌ زمین‌هایشان را تصاحب کرد. روستا برای او شده. حالا بیشتر مردم روستا بدهکار اویند و مجبور به کارگری‌اش؛ همه به جز روحانی و معلم روستا...پیله‌ور زمین‌ها را کشاند به کاشتن توتون و خشخاش. دست مردهای روستا را هم به دود بند کرده بود؛ معتاد مخدرات و سیگار! مردها قبلش سیگار را می‌شناختند، اما می‌گفتند کدام آدم عاقلی به جای گندم و جو می‌رود دود بکارد!؟مردم روستا خیلی تحت فشار بودند، اما فقط تحمل می‌کردند و بیشتر و بیشتر زیر بار نزول، کمرشان خم می‌شد.قادر، جوان برومند روستا، پدر و مادرش و زندگی‌شان را زیر بار زورگویی پیله‌ور غاصب از دست داده بود و برای همین کینه او را هم به دل گرفت. با راه‌نمایی و‌ هم‌راهی روحانی و معلم روستا، مردم روستا را هشیار کردند، هر چند کار راحتی نبود. همه مردم تکانی خوردند و راه افتادند که پیله‌ور و نوچه‌هایش را بیرون کنند. با خیانت یکی از اهالی که دلبسته پیله‌ور بود، توطئه‌ای علیه مردم شکل گرفت، اما با هشیاری بچه‌های روستا و شهادت آقا معلم، توطئه شکست خورد و روستا آزاد شد...
پانوشت-۱: جناب سرشار هنرمندانه و رندانه به زبان ساده، ظلم آمریکا و شاه به مردم ایران را روایت کرده است، در هنگامه‌ی نهضت امام خمینی علیه رژیم پهلوی! و این روزها این ماجرا، واقعاً قصه «ایران» است؛ پیله‌ور خرفت با رفقایش برگشته که اصیل‌آباد را دوباره غصب کند. این بار شاگردان علی آقا، معلم اصیل‌آباد، محکم راه را بر آنها بسته‌اند و دوباره خوار شده. گذشت آن دوره که مردم گول شهرفرنگش را می‌خوردند...پانوشت -۲: «اصیل‌آباد» چه کتاب خوبی است برای بیان استعاری چرایی بغض آمریکا و پهلوی‌ها از انقلاب اسلامی ایران. پیشنهاد می‌کنم آن را برای بچه‌های ابتدایی بخوانید. این کتاب را اخیراً انتشارات سوره مهر به چاپ رسانده است. @sheffa_jo

۲۰:۲۲

thumbnail
ویراستی‌نوشت - ۱۴۰۵۰۱۲۳@sheffa_jo

۲۱:۱۳

thumbnail
ویراستی‌نوشت - ۱۴۰۵۰۱۲۶
پانوشت: اطلاع‌دهی، در جریان گذاشتن و آگاهی‌بخشی به مردم از اولین مقدمات مشارکت‌جویی است. به ویژه اینکه باید به سمت حکمرانی مردم‌پایه حرکت کنیم.باید مراقب آسیب‌ها و آفت‌ها باشیم: نامحرم دانستن مردم، بی‌اهمیت ماندن آگاهی و اطلاع عمومی، عدم باور به پاسخگویی، میل به اطاعت و همراهی کور، بی‌توجهی به ارتقای چارچوب تحلیلی مردم، ...@sheffa_jo

۷:۵۰

thumbnail
ویراستی‌نوشت - ۱۴۰۵۰۱۲۹
پانوشت: دکتر فرامرز احدقراملکی تقسیم‌بندی خاصی را درباره رفتار و کنش‌های انسانی مطرح کرده‌اند؛ ۱- رفتار نادر؛ ۲- رفتار غالب و ۳- رفتار دائم. تفاوت این سه تیپ در پیش‌بینی‌پذیری و استثناپذیری است. رفتار دائم به سبک افراد «معصوم» قابل انتساب است که از آن‌ها می‌توان «همیشه» انتظار رفتار اصولی و منطقی داشت. قاعدتاً درباره غیرمعصوم، رفتارهای «غالب» و «نادر» مطرح است. افراد دارای رفتار نادر هم محل بحث نیستند؛ چون به صورت غیرقابل پیش‌بینی و ناپایدار رفتارهایی از آن‌ها سر می‌زند. دم دمی مزاج و عشقی‌اند!آنچه بیشتر مورد تأکید است، سبک رفتاری «غالب» است، زیرا از افراد سالم غیرمعصوم انتظار می‌رود که به نحو پیش‌بینی‌پذیر و کم و بیش پایدار (عدم استثناپذیری)، رفتارهای درست انجام بدهند و از رفتارهای نادرست پرهیز کنند. منتها نکته بسیار مهم این است که رفتار غالب، رفتار «کم و بیش پایدار» است و نه «همیشه» پایدار، از این رو باید بر عملکرد افراد «نظارت» کرد، حتی اگر به آن‌ها اعتماد کامل وجود دارد. خطای بزرگ، معصوم‌پنداری افراد با رفتار غالب است! عدم نظارت باعث لغزش و یا بروز خطاهایی می‌شود. با تذکر، رصد مستمر و نظارت دست‌گیرانه و مطالبه‌گری عمومی و ویژه قابل پیشگیری است.بر اساس این منطق، رفتار مسئولان کشور را باید از سنخ رفتار غالب تفسیر کرد که پایداری نسبی دارد و قاعدتاً باید بر بنیان قانون و اصول باشد، اما خطا پذیر هم هست. مطالبه‌گری و نظارت مردمی از همین وجه ارزش و اهمیت مضاعف می‌یابد.
@sheffa_jo

۶:۲۹

«بیدار بودن»، گام اول استمجتبی همتی فر۱۴۰۵۰۲۰۲
۱- بحران‌ها فرصت شناخت نقطه‌های ضعف و تلاش برای رفع آن‌هاست. ضمن اینکه خارج شدن نظامات از روتین‌ها و نظم متعارفشان، فرصت طلایی است که رویه‌ها به سمت نظم بهتر سوق داده شود و چه‌بسا اگر عزم آن باشد، گام‌های بلند تحولی برداشته شود. «ایران ما» قریب به دو ماه است که در موقعیت جنگ نظامی قرار گرفته است. این موقعیت، برای «وزارت آموزش و پرورش» هم می‌تواند فرصتی طلایی باشد. ۲- مدیران ما بسیار مستعدند که گرفتار «گزارش‌های کاغذی (غافل شدن از واقعیت‌ها)»، «فرمالیسم (شکل‌گرایی تهی از معنا)» و «کمیت‌گرایی (کارهای بزرگ‌مقیاس، اما بی‌کیفیت و کم‌اثر)» شوند. همچنین «ساده‌انگاری و ساده‌نگری» و «مسئولیت‌گریزی (انتخاب کارهای کم‌هزینه و بدون نیاز به پاسخگویی و چه‌بسا کارنکنی)» از آفت‌های رایج نظام مدیریتی ماست. برآیند آفت‌های نظام اداری به غفلت یا تغافل از ضعف‌ها می‌انجامد و باعث می‌شود که هر گونه حرکت به سوی تغییر مسدود باشد. متأسفانه وزارت آموزش و پرورش ما به این آفت‌ها نزدیک است.۳- مقدمه لازم برای حسن استفاده از فرصت تحول‌آفرینی در شرایط کنونی - به ویژه با بعثت شگفت‌انگیز مردم ایران - یافتن نقطه‌ضعف‌ها و کاستی‌هاست. اگر مسئولان امری، در حوزه خود «چشم و گوش نقد» نداشته باشند، قاعدتاً نه تنها حرکت جدیدی رقم نمی‌خورد، بلکه بروزات و ظهورات کاستی‌ها در بحران را هم نخواهند دید. اول باید با صدای بلند نقد و مطالبه و تیزی تیغ ارزیابی و نظارت، خواب‌ها را بیدار کرد.فرصت طلایی تحول را نباید هدر داد...
پانوشت -۱: در این ایام، وزیر محترم آموزش و پرورش گزارشی از خدمات و عملکرد وزارتخانه در ایام جنگ ارائه کرده‌اند؛ یکی در حضور رئیس‌جمهور محترم و دیگری در حضور معاون محترم اجرایی رئیس‌جمهور. هر دو گزارش در خبرگزاری‌ها از جمله خبرگزاری مهر منتشر شده است. مرور این گزارش، می‌تواند کیفیت زاویه دید و تحلیل کلان مدیران به وضعیت کنونی مدارس و خدمات آموزشی و پرورشی را به دست بدهد. قاعدتاً ارزیابی جامع این گزارش را نهادهای متولی باید انجام بدهند که انشاءالله چنین خواهد بود، اما به صورت شهودی و با تجربه‌های میدانی هم می‌توان کم و کیف برنامه‌ها و اقدامات دستگاه‌ها را اجمالاً قضاوت کرد؛ قضاوت با شما.پانوشت -۲: هم‌هنگام با تأکید وزارتخانه بر تعطیلی مدارس، برخی از معلمان دلسوز و متعهد به صورت خودجوش کلاس‌هایشان را در منزل، مساجد محل و تجمع‌های شبانه برگزار می‌کنند. مرحبا به این وجدان و مسئولیت‌شناسی و آتش به اختیاری. ادارات آموزش و پرورش در قبال این چنین حرکت‌های خودجوش، چه نقش حمایتی و فراگیرسازی ایفا می‌کنند؟ @sheffa_jo

۱۰:۰۲

thumbnail
هوش مصنوعیِ چه کسی؟!مجتبی همتی فر۱۴۰۵۰۲۰۴
از هوش مصنوعی پیام‌رسان «بله» سؤالی درباره اسرائیل کردم. گفت درباره آن نمی‌توانم صحبت کنم! چنین پاسخی از هوش‌های مصنوعی خارجی چندان دور از انتظار نیست، زیرا جهت‌گیری سیاسی و ایدئولوژیک حامیان را با جدیت لحاظ می‌کند، از جمله درباره اسرائیل.منتها چنین پروتکلی درباره هوشی که ادعای بومی بودن دارد، شگفت‌انگیز است. اگر یک دانش‌آموز یا مخاطب عام به چنین پاسخی مواجه شود، چه اثری دارد؟ یعنی بیان دشمنی اسراییل، غیرعلمی و غیرآموزشی و ... است؟!
پانوشت تکمیلی: یکی از دوستان توضیح دادند که این هوش مصنوعی در واقع بومی نیست و از هوش‌های متعارف خارجی خروجی می‌گیرد. البته اصل ماجرا به جای خودش باقی است و نشان می‌دهد که اتفاقاً چرا ما به فناوری بومی نیاز داریم.
@sheffa_jo

۱۶:۴۰

منطق «اداره» در مقابل «معلمان جهادی»مجتبی همتی فر۱۴۰۵۰۲۰۷
۱- در هنگامه‌های دشوار، برخی از اقشار تخصصی جامعه ما جلوه‌ی اصالت خودشان را بروز داده‌اند. مثلاً در دوره کرونا و جنگ رمضان، پرستاران و گروه‌های امدادی واقعاً «جنگیدند». در هر دو ماجرا، «معلمان» هم «رزمندگان» خاموش بودند. گرچه کمتر جلوه داده شده است.اغلب معلم‌ها از روی دل‌بستگی به آموزش و تربیت بچه‌ها، علاوه بر تکلیف اداری پیگیری آموزش به صورت مجازی، با ابتکاراتی بچه‌ها را تنها نگذاشتند. از تماس تلفنی و احوالپرسی تا حضور در تجمع‌های شبانه و برقراری کلاس رفع اشکال. ۲- اکنون، شرایط جنگی پا به ماه سوم می‌گذارد و سال تحصیلی هم در ماه‌های آخر است. گویا دل معلم‌ها به وضع آموزش مجازی راضی نشده است. از گوشه و کنار خبر می‌رسد که مدیران دلسوز مدارس و معلم‌های دغدغه‌مند ابتکارهایی به خرج داده‌اند.معلم‌ها بخشی از کلاس‌ها را به صورت «حضوری» در منزل خودشان یا دانش‌آموزان، مساجد و حسینیه‌ها تشکیل می‌دهند تا هم بچه‌ها حال خوب‌تری پیدا کنند و هم «تربیت» فراموش نشود. چنین حرکت‌های انقلابی واقعاً ارزشمند و قابل تقدیر است و نشان می‌دهد که بعثت مردم، منحصر در حضور خیابانی نیست. هر قشری خودش را در این موقعیت مهم ضرب می‌کند. انشاءالله همه این مجاهدان مأجور خواهند بود.۳- اما ماجرا اینجا تمام نمی‌شود. همچنان که بعثت مردم و جریان خودجوش راه افتاده، نوع مواجهه حاکمیت و دولت باید تغییر کند. حرکت جهادی معلم‌ها نیاز به حمایت مسئولانه دارد. هماهنگی مسجد و تجهیز اولیه تا حمایت حقوقی برای حوادث احتمالی و ... پرزحمت است و قاعدتاً ساختارهای اداری برای همین پشتیبانی‌ها شکل گرفته‌اند. نباید مدیران مدارس و معلم‌ها را تنها گذاشت.منتها گویا مواجهه ادارات آموزش و پرورش طور دیگری است. در گپ و گفتی که با برخی از مدیران و معلمان مدارس دولتی داشتم، دوگانه عجیبی را مطرح می کردند. با جلوه کردن این تلاش‌ها، رفتار دوگانه‌‌ای از سوی ادارات رخ نموده است: روزی ادارات آموزش و پرورش این حرکت را تشویق می‌کنند و از مدارس تعداد کلاس‌های برگزار شده در مسجد و ... را «گزارش می‌گیرند» و «گزارش می‌دهند» و روزی دیگر، توبیخ‌گونه و با جدیت برچیدن این فعالیت‌ها روی «نظارتی» خود را نشان می‌دهند. و البته آنچه همچنان غائب است، «حمایت و تسهیل‌گری و ...» است.انشاءالله که این رویه با تدبیر درست ستاد وزارتخانه و ادارات، به زودی اصلاح خواهد شد.
پانوشت: با جنگ رمضان، «نظم و نظام» جدید اجتماعی در حال شکل‌گیری است که در آن، مردم و حرکت مردمی محوریت دارد. این یک فرصت ویژه است و البته نظم حاکم بر حکمرانی و تدبیر ما هم ضرورتاً باید تغییر کند. یکی از وظایف جدید ادارات بر اساس الگوی مردم‌پایه، «حمایت مسئولانه (تسهیل‌گری و توانمندسازی)» است. اگر ادارات به جای حمایت و کمک، بروند سراغ کارهای نمایشی و کاغذبازی یا برخوردهای نظارتی مچ‌گیرانه، جریان مردمی آن را نمی‌پذیرد و تعارض‌هایی رخ خواهد داد. باید این را فهم کرد و تغییر را هر چه زودتر آغاز نمود.@sheffa_jo

۱۶:۰۵

اولین پیام رهبر انقلاب در ایام گرامیداشت مقام معلممجتبی همتی فر۱۴۰۵۰۲۱۱
پیش‌نوشت: حدود سی سال، جامعه فرهنگیان و فعالان تعلیم و تربیت کشور در این روزها منتظر دیدار ره‌بری و راه‌نشان‌هایی بودند. و امسال اولین سلب این توفیق بود. اکنون اولین پیام ره‌بر سوم انقلاب اسلامی به دستمان رسیده است، هر چند باورم این است چند پیام قبلی ایشان از آغاز زعامت هم جنبه تربیتی خاص خودش را داشت و باید درباره آن‌ها بیشتر تأمل کرد.
و اما:undefined پیام رهبر انقلاب اسلامی به مناسبت روز کارگر و روز معلم
بسم‌الله الرّحمن الرّحیمدو روزِ یازدهم و دوازدهم اردیبهشت، روزهایی است که در آن از مقام کارگر و منزلت معلم تقدیر به‌عمل می‌آید. فارغ از تجلیل زبانی و نمادین که به‌نوبه‌ی خود کار بجا و صحیحی است، پیشرفت هر کشوری رَهینِ دو بال علم و عمل است؛ معلم در اولین مرحله‌ی تحقق از این مقصود نقش‌آفرینی می‌کند. مسئولیت خطیر آموزشِ دانش، افزایش مهارت، و بخش مهمی از رشد بینش و قالب‌ریزی هویت نسل آینده بر عهده‌ی او است. دانش‌آموزان و دانشجویان و طلّابی که در کنار هر معلمی رشد می‌کنند، در آینده نه‌چندان دور، مهارت‌های آموخته و دانش‌های یادگرفته خود را به‌کار بسته و اِی بسا در خُلق‌وخو و رفتار و گفتار خود در انواع عرصه‌ها از محفل گرم خانواده تا محیط کار و کوچه و خیابان چون آینه‌ای، نمایش‌دهنده‌ی رفتارها و گفتارهای معلمین خود خواهند بود. از سوی دیگر، عرصه‌ی کار، صحنه‌ی وسیعی است به‌وسعت کشور که از داخل خانه‌ها، ادارات و واحدهای کسب و کار و مساجد گرفته تا مزارع و کارگاهها و کارخانه‌ها و معادن و انواع زیادی از مشاغل خدماتی کشیده می‌شود. هر چقدر این پهنه‌ی وسیع از دو عنصر سخت‌کوشی و تعهّد - که از ارکانِ هر توفیق بزرگی بشمار می‌روند - بیشتر بهره‌مند باشد، پیشرفتگی کشور، بیشتر و بهتر تضمین می‌گردد.می‌دانیم یک کارگر در پرتو تعهّد و حُسنِ عمل، گاه آن‌چنان جایگاهی می‌یابد که شایسته است همچون دست پُرمهر معلم و مربّی، بر دست توانا و هنرمند او هم بوسه‌ی تشکر و امتنان زده شود. این البته امری است که از دامان اولین مربیان هر کسی یعنی پدر و مادر او و پس از آن از درک محضر معلّم قابل تأمین است. اینک که جمهوری اسلامی ایران بعد از بیش از چهل‌وهفت سال مجاهدت، با تکیه به فضل الهی در نبرد نظامی با دشمنانِ پیشرفت و تعالی خود، بخشی از توانمندی چشمگیر خود را به جهانیان ثابت کرده است، در مرحله‌ی جهاد اقتصادی و فرهنگی نیز باید آنان را ناامید کرده و شکست دهد.معلمان مؤثرترین حلقه در نبرد فرهنگی و کارگران از مؤثرترین عناصر در نبرد اقتصادی خواهند بود؛ به‌طوری‌که می‌توان ادعا کرد که این دو، به منزله‌ی ستون فقرات عرصه‌ی فرهنگ و اقتصاد هستند. از این رو لازم است [معلمان و کارگران] به اهمیت جایگاه خاص خود و فراتر از یک شغل - که در قبال فعالیت در آن، دستمزدی دریافت می‌شود - به خوبی واقف باشند.همچنانکه باید به موازات این امر، توجه داشت که تجلیل‌های زبانیِ سالیانه یا هر چند وقت یکبار گرچه بجا و مناسب است ولی قدردانی از تلاش‌های این دو قشر باید عمیق‌تر و عملی‌تر از این حد باشد. بنده تصور می‌کنم همانطور که ملت عزیز ایران با حضور در میادین و خیابان‌ها از نیروهای نظامی کشور خود حمایتی درخور به‌عمل می‌آورند، شایسته است در یاری کردن معلمان و کارگران هم پشتیبانی قوی‌ای از خود نشان دهند.از جمله باید تعامل خانواده‌های دانش‌آموزان و دانشجویان در اداره‌ی مدارس و دانشگاه‌ها، بیشتر از پیش فراهم شود، و همچنین باید با اولویت دادن به مصرف کالاهای ساخت داخل کشور از کارگرانِ مولّد پشتیبانی نموده و بخصوص صاحبان کسب و کارهای آسیب‌دیده تا حدّ ممکن از تعدیل نیرو و جُداسازی نیروی کار خود، چه در واحدهای تولیدی و چه واحدهای خدماتی اجتناب نمایند و بلکه هر کارگری را به‌‌منزله‌ی ثروت آن واحد تولیدی و خدماتی، منظور دارند؛ و البته دولت محترم هم در حدّ مقدور از این عملِ خیرخواهانه حمایت نماید. ایران عزیز، همچنان که در پی سال‌ها تلاش در جایگاه یک قدرت نظامی ظاهر شده، ان‌شاءالله و به فضل الهی با ترسیم خطوط هویت ایرانی اسلامی و رسوخ هر چه بیشتر آن در اذهان و نفوس جوانان این کشور به دست مربیان و معلمین، و با اولویت دادن به مصرف کالاهای تولید داخل که نتیجه‌ی تلاش کارگران زحمتکش ایرانی است، مسیر عبور به‌سوی قلّه‌های پیشرفت و تعالی را خواهد پیمود، و این البته با دعای خیر و وِساطت سرورمان عجّل‌‌الله‌ تعالی فرجه‌الشریف هر چه سریعتر و بهتر صورت خواهد پذیرفت، بِاِذن‌الله تعالی. والسّلام علیکم و رحمت‌الله و برکاته.undefined<img style=" />undefined سیدمجتبی حسینی خامنه‌ایundefined ۱۱/اردیبهشت/۱۴۰۵

@rahbar_enghelab_ir@sheffa_jo

۱۷:۲۶

تأملی درباره راه‌نمودهای ره‌بر انقلاب درباره تعلیم و تربیتمجتبی همتی فر۱۴۰۵۰۲۱۱در پیام ره‌بری به مناسبت روز معلم و کارگر، نکاتی قابل برداشت است که برجسته کردن و گفت و گو و برنامه‌ریزی درباره آن‌ها، وظیفه همه ماست. این متن تأملی آغازین برای این حرکت است:
۱- نبرد ما با دشمن حداقل سه بعد دارد: نظامی، فرهنگی و اقتصادیهم باید نبرد فرهنگی را مثل نبرد نظامی باور کنیم و هم باید جهادگونه در آن به میدان بیایم تا همچنان که به قدرت نظامی رسیده‌ایم، قدرت فرهنگی و اقتصادی هم پیدا کنیم.۲- نبرد فرهنگی تنیده با نبرد اقتصادی است.نبرد اقتصادی را باید جدی گرفت و اینجاست که تولید هم جهاد است و کارگر، جهادگر. تربیت اقتصادی و به ویژه ایجاد فرهنگ مصرف کالای تولید داخل اهمیت مضاعف می‌یابد. ضمن اینکه مربیان اول و دوم (پدر و مادر و معلم) باید تکریم و تشکر مهرانه از کار و کارگر را به فرزندان و شاگردانشان بیاموزانند. ۳- معلم خودش را با جایگاه یکی از نقش‌آفرینان اصلی و خط مقدم در پیشرفت کشور تراز کند.تعلیم و تربیت (دانش،‌ مهارت و هویت) یکی از دو بال پیشرفت کشور است که البته تقدم هم دارد. نقش‌آفرینی معلمانه در این وجه کلیدی باید «فراتر از شغل، جهادی، متعهدانه و سخت‌کوشانه» باشد. معلم‌های دانشگاه و مدرسه وظیفه خودشان را متناسب با دستمزدشان محدود نکنند. معلمان بدانند که شاگردان علاوه بر مهارت‌آموزی و دانش‌آموزی، نمایشی از رفتار و گفتار معلمان خود هستند! نکته مهم اینکه در عوض این نقش‌آفرینی معلمان، مسئولان هم نسبت به تجلیل زبانی و نمادین از منزلت معلم و البته تدبیر برای قدردانی فراتر از آن وظیفه دارند به نحوی که عمیق و عملی باشد، نه نمایشی و بدون اثر واقعی در زندگی معلمان.۴- مردم نسبت به خیابان‌های فرهنگی و اقتصادی هم فعال باشند.مردم موظف‌اند قویاً و عملاً یاری‌گر و پشتیبان جهادگران عرصه‌های نبرد فرهنگی و اقتصادی باشند. دولت هم مسئول است که زمینه یاری‌گری و پشتیبانی ملت از فرهنگ و فرهنگیان را فراهم کند. زمینه مشارکت دادن و تعامل خانواده‌های دانش‌آموزان در مدرسه باید فراهم شود.
پانوشت ۱: متن پیام با اصل گرفتن شرایط جنگی فرهنگ و مدرسه صادر شده است. گویا پیام تذکری است که حواسمان به این عرصه نبرد هم باشد و ملموس بودن جنگ نظامی، ما را از جنگ ناپیدای تربیتی غافل نکند.پانوشت ۲: وظایف مندرج در پیام سه ضلع را در نظر گرفته است: معلمان (به عنوان نقش‌آفرین اصلی میدان)؛ ۲- خانواده‌ها و والدین (به عنوان نقش‌آفرین مکمل و البته پشتیبان فکری و عملی میدان)؛ ۳- مسئولان (به عنوان زمینه‌ساز اجرایی نقش‌آفرینی دو ضلع دیگر). درباره این سه ضلعی باید بیشتر شنید.پانوشت ۳: بعثت و حضور مردم منحصر به خیابان و نبرد نظامی نیست. باید برای امتداد دادن آن به سایر عرصه‌های نبرد - به ویژه تعلیم و تربیت و اقتصاد - هم فکر کرد و «خیابان‌های تخصصی» را تعریف کرد. مثلاً نقش مردم را به کمک مالی به مدارس تقلیل ندهیم. حضور فکر و دست آن‌ها باید در همه جای تعلیم و تربیت دیده شود.پانوشت ۴: گویا در بیان ره‌بری انقلاب، معلم و معلمی اعم از انجام وظیفه در مدرسه و دانشگاه است و والدین هم مربیان اول هستند. پهنه تعلیم و تربیت را وسیع ببینیم و در قبال آن، احساس وظیفه کنیم.@sheffa_jo

۱۸:۴۳

thumbnail
ویراستی‌نوشت - ۱۴۰۵۰۲۱۳
پانوشت: آقا یادمان دادند که کارهای اصیل و تحولی سخت است، عمق می‌خواهد، زمان می‌برد و البته با فرمالیسم و نمایش و آمارسازی نسبتی ندارد. یادمان دادند آرمان‌خواه و تحول‌گرا باشیم و برایش مجاهدت کنیم. شاید میوه‌اش به عمر ما قد ندهد، اما حتماً میوه خواهد داد. مثل بعثت مردم که حاصل معلمی چهل ساله انقلاب از سوی اوست، گرچه آقا خودش دیگر نبود که آن را به چشم ببیند.به امید برانگیختگی مدرسه و‌ معلمان انقلاب اسلامی...@sheffa_jo

۲۰:۵۶

thumbnail
ویراستی‌نوشت - ۱۴۰۵۰۲۱۵نقشه تحول با کدام منطق؟
پانوشت ۱: ۵ بهمن ۱۳۹۹، شورای عالی آموزش و پرورش مصوب کرد که نسخه ترمیم و به‌روزرسانی شده سند تحول بنیادین را طی چهار ماه آماده نماید. فرآیند ترمیم ۱۳ برابر زمان تعیین شده طول کشید که چرایی این تطویل بسیار بسیار زیاد در هنگامه تحولات سریع و مهم، در جای خودش باید مورد تأمل و بررسی قرار گیرد. اکنون نسخه این فرآیند به مرحله تصویب نهایی رسیده است. پیش‌نویس‌های منتشر شده نشان می‌دهد که تغییرات شکلی و بعضاً محتوایی خوبی در سند انجام شده، اما به نظر می‌رسد که ایرادات اصلی «عدم تحقق تحول بنیادین» در آن همچنان پابرجاست. از این رو، پیش‌بینی می‌شود که حتی با تصویب این سند و تخصیص منابع لازم (بهانه همیشگی عدم اجرای سند تحول)، نظام آموزش و پرورش تحول نیابد.پانوشت ۲: یکی از بزنگاه‌های بسیار مهمی که کشورها به فکر تغییر اساسی در نظام آموزشی خود می‌افتند، بحران‌های بزرگ و به ویژه جنگ‌هاست که ضعف‌های بخش‌های مختلف رخ می‌نماید. نمونه بارز آن، پیگیری طرح «ملت در خطر» در آمریکا در دهه ۱۹۷۰ میلادی است.آیا نسخه جدید سند تحول هم به تحولات کلان کشور توجه کرده است؟ یا همچنان «بی‌موقعیت (لامکان و لازمان)» به دنبال ایده‌هایی برای اصلاح برخی از نقش و نگارهای نظام آموزشی است؟پانوشت ۳: ره‌بر سوم انقلاب اسلامی در پیامشان به مناسب روز معلم، رسماً در حوزه تعلیم و تربیت اعلام «شرایط جنگی» کردند. حواسمان هست؟! شوراهای سیاست‌گذار (شوعاف و شوآپ) و وزارت آموزش و پرورش و ... حواسشان هست؟ دانشکده‌های علوم تربیتی و اندیشکده‌ها چطور؟ برای معماری نظام آموزشی متناسب با شرایط نبرد فرهنگی، اقتصادی و نظامی و در «عصر جدید» و با «نظم جدید» چه ایده‌های اصلی باید حاکم شود؟ چه ملاحظاتی باید تدبیر شود؟ این ملاحظات است که محک و ملاک ارزیابی نسخه ترمیم‌یافته خواهد بود. مثلاً به فرمایش ره‌بری باید نقش‌آفرینی مردم را زمینه‌سازی کنیم (حکمرانی مردم‌پایه). آیا سند تحول سوای ادبیات «مشارکت» با سبک خصوصی‌سازی، این روح را دارد؟
@sheffa_jo

۷:۴۵