۹:۲۸
بیانیه هسته پیشگام جمعیت ملی ایرانبه بهانه آتشبس و وضعیت امروز ایران در جنگ
شورای مرکزی هسته پیشگام
مردم ایران برانگیخته شدند و جنگیدند؛ جنگی که آینهای شد تا یکبار دیگر پس از سالها گرفتاری در حکمرانی فرسوده و بیجهتی، جمعیت ملی خویش را دیدار کنند؛ و هم درسی شد برای جهانیان تا ببینند که میتوان بر خلاف معادلات و معاملات قدرتها، برپایه استقلال عمل کرد. این امکان ملی به بهای بزرگ و سنگین خون امام شهید و هزاران انسان شریف بهدست آمد.
اما امروز این جنگ با همه فراز و فرودش به لحظه تعیینکنندهای رسیده است؛ لحظهای که از همه خواسته تا درباره گام بعدی این جنگ تصمیم قاطعی بگیرند. میز مذاکرهای که پس از آتشبس پهن شده، بیش از آنکه میان ایران و رژیم متجاوز آمریکا باشد، درباره درک مردم ایران از خویش است. آیا ما هنوز تاب این جنگ بزرگ را داریم؟ این پرسشی واقعی و غیرقابلانکار برای ماست. هم عدهای که با شتابزدگی در پی پایانبندی جنگاند و هم آنان که هرگونه مذاکره را خیانت میدانند، سنگینی این پرسش را احساس نکردهاند. این پرسشی درباره صلح نیست، بلکه پرسشی درباره نحوۀ جنگیدن است. آیا ما هنوز هزینه این جنگ مهم را پرداختهایم؟ آیا زندگی و کسبوکار و معیشت خود را در میانه این جنگ تعریف کردهایم؟ آیا هنوز باور نکردهایم که حضور در این جنگ بزرگ، و نه محدود و موقت، با روالها و روندهای زندگیِ پیشین ما نمیسازد؟
جنگ پس از حدود ۵۰ روز رسیده است به جایی که باید میرسید. ما ممکن است هزاران خلاقیت و ابتکار در فرایند جنگ به کار بندیم، اما نهایتاً و قهرا به پرسش از زندگی و تنگنای اقتصاد خواهیم رسید. اگر امروز طرف ایرانی، بعد از همۀ آنچه بر ما گذشت، دوباره سراغ میز مذاکره رفته، از آنجاست که سیاههای مفصل از وضع بیکاری و خسارات و نگرانی از فروپاشی معیشت روزمره مردم را پیش روی خود دیده است. گریزی هم از آن نیست و این هیچ از حماسه فرماندهان بزرگ و رشید و جانبرکف ایرانی نمیکاهد. جنگ است و جنگ را تنها به بهای همه زندگی میتوان جنگید. مذاکرهکنندۀ ایرانی نگران این است که پیروزی ملت و نیروهای مسلح در میدان، نه در برابر دشمن، که در برابر فشار اقتصاد و معیشت روزمره مردم به شکست بدل شود. او احتمالا در پی امتیازی است تا از بحران اقتصادی و تکرار کودتای داخلی، همچون آنچه در دیماه سال گذشته رخ داد، جلوگیری کند و این دغدغه مهمی است.
اما آیا این دغدغه و آن چیزی که ما را به این لحظه تعیینکننده در جنگ تحمیلی سوم رسانده، یعنی اقتصاد و معیشت روزمره مردم، نباید همچون موضوع اصلی تصمیم بزرگ ملت ایران در این جنگ پنداشته شود؟ آیا نباید نیروی مردم در این جنگ را به ناحیه زندگی هدایت کرد و برای امکان تداوم جنگ و کسب پیروزی با تنِ فرسودۀ حکمرانی جنگید؟کسی از ما که این پرسشها را فروگذار کند و بر طبل ادامه جنگ بکوبد، همانند کسی است که با چشمان بسته، اراده جنگ کرده است.
امروز جنگ ما را فراخوانده تا به سوی جهاد اکبر، یعنی تحول در حکمرانیِ اقتصاد و تغییر در آرایشِ زندگیِ روزمرهمان حرکت کنیم. این جهاد تنها راه پیروزی بر دشمن فاسد و مهمترین تکیهگاه و پشتیبان رزمندگان مقاوم و جان بر کف ما در جنگ است.ملت ایران همه یکپارچه در صحنهاند و خود را جانفدای کشور در این جنگ بزرگ مینامند. چه فرصتی بهتر از این. ملت ایران امروز در خیابانها تنها اطلاعرسانی نمیخواهند که با افزایش مصاحبه و تحلیل جبران شود. آنها مشارکت حقیقی میخواهند. آنها میخواهند سیاستمدار ایرانی، نیروی آنها را در تغییر وضعیت جبهه نبرد حساب کند. حال، آیا نباید با نیروی این مردم چرخههای تولید اقتصاد را به حرکت در آورد؟ آیا نباید کیفیت کسبوکار مردم را تغییر یا وسعت و عمق داد؟ چرا باید گمان کنیم با آسیب زیرساختهای صنایع بزرگ فولاد و پتروشیمی که عمدتاً در چرخۀ فرسودۀ خامفروشی یا نیمهخامفروشی بودند (و طبعاً احتیاجی به کار مردم نداشتند)، اقتصاد کشور بزرگ ایران از دست رفته است؟ آیا این بهترین فرصت برای بسیجِ ملیِ تولید نیست؟ آیا بهترین فرصت برای سازماندهی مردم برای حضور در ظرفیتهای عظیم و متنوع و البته پراکندۀ تولیدی در کشور فراهم نشده است؟ آیا بهجای تهیه سیاههای از خسارتها و آمار بیکاریها، که متاسفانه امروز مهمترین وظیفۀ سازمانها و وزارتخانهها پس از بازگشایی شده است، نباید بر سازماندهی نیروی مولد مردم برای ایجاد چرخۀ درونزای تولید تأکید کرد؟ بهجرأت میتوان گفت که با پایمردی امام شهیدمان در همه سالهایی که بر اقتصاد مقاومتی تأکید فرمودند، ما امروز ظرفیتهای عظیمی در تولید غذا، انرژی، دارو و انواع فناوری در بخش خصوصی و مردمی داریم.پایان بخش اول@haste_pishgam
۱۱:۲۹
بخش دوم
همه مشکل امروز ما در فقدان رهبری اجتماعی است که با فراخوانی بتواند امواج بزرگ مردمِ درصحنه و آماده را به سوی این جهاد اکبر سوق دهد. هیچ روزی مانند امروز ما این فرصت بزرگ را نداشتیم و همه اینها از موهبت جنگ و خون گرم و جوشان امام شهیدمان است. امروز برای حراست از جنگ، باید بهسوی این رهبری اجتماعی و سیاسی حرکت کرد. چهبسا باید آن نیرویی که پیشگام در جنگ بزرگ ملت ایران است، خود به صحنه آمده و مسئولیت این فراخوان و سازماندهی ملی را برعهده گیرد. او که جنگیده، بیش از هر کسی میداند که حراست از جنگ و امکان ادامه آن تا پیروزی، تماماً وابسته به تغییر آرایش زندگی مردم است. این نیروی پیشگام در جنگ باید بداند که کشور به نهادی برآمده از جنگ برای حکمرانی اقتصادی محتاج است و این به ضرورت، بیش از خدماتی است که دولت مستقر در رتقوفتق امور به انجام میرساند.
در آخر هم سخنی با مسئول مذاکرات ایران:جناب آقای دکتر قالیبافملت ایران تردیدی در صداقت و امانت شما در مذاکرات ندارد. دل قوی دارید. دشمن متجاوز بعد از این جنگ، بهروشنی دریافته که فروپاشی اقتصادی و تکرار حوادث دیماه سال گذشته، تنها روش موثر برای تسلیم ایران است. بر این اساس، رژیم فاسد آمریکا به ایران امتیاز اقتصادی نخواهد داد و اگر هم قولی بدهد، قطعاً وعده فریب است.به فضل و یاری خداوند، ملت ایران در هنگامه جنگ، راه خویش را به سوی جهاد اکبر خواهد یافت و بسیج ملی تولید شکل خواهد گرفت. ما احتیاج به هیچ امتیاز اقتصادی از دشمن نداریم و انشاءالله جلوی هرگونه فروپاشی اقتصادی و بحران در معیشت و کسبوکار را خواهیم گرفت. پس با دستانی باز و بدون هر چشمداشتی از سوی دشمن، کلمه مردم ایران را بیان کنید و معادله قدرت جدیدی را تثبیت نمایید.شورای مرکزی هسته پیشگام جمعیت ملی ایران
۳۱ فروردین ۱۴۰۵
رسانه «هستۀ پیشگام جمعیت ملی ایران»:@haste_pishgam
۳۱ فروردین ۱۴۰۵
۱۱:۳۴
بیانیه هسته پیشگام ۳۱ فروردین ۱۴۰۵.pdf
۲۷۴.۳۸ کیلوبایت
بیانیه هسته پیشگام جمعیت ملی ایران | به بهانه آتشبس و وضعیت امروز ایران در جنگ | ۳۱ فروردین ۱۴۰۵
@haste_pishgam
@haste_pishgam
۱۲:۱۶
«اینها نمیفهمند که اراده مبدأ محاسبات اقتصادی است»
دکتر علیرضا شفاه؛ سردر دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
«بودجه نظامی صد برابری در برابر ما به بنبست خورد زیرا بعضی اقتصاددانان هنوز نمیفهمند که مبدأ محاسبات در علم اقتصاد از کدام نقطه تولید میگردد و صرفا مصرفکنندهٔ ایدهٔ اقتصاددانان عظیمی هستند که خود محاسبات را بر همین مبدأ، یعنی اراده، بنیانگذاری کرده بودند».
کانال رسانهٔ «هستهٔ پیشگام جمعیت ملی ایران»:@Haste_Pishgam
«بودجه نظامی صد برابری در برابر ما به بنبست خورد زیرا بعضی اقتصاددانان هنوز نمیفهمند که مبدأ محاسبات در علم اقتصاد از کدام نقطه تولید میگردد و صرفا مصرفکنندهٔ ایدهٔ اقتصاددانان عظیمی هستند که خود محاسبات را بر همین مبدأ، یعنی اراده، بنیانگذاری کرده بودند».
۸:۵۵
«زمان بازطراحیِ پیشدستانهٔ صحنهٔ نبرد رسیده است»
گزارش جنگ - روز پنجاهوچهارم
تحریریه رسانه هسته پیشگام
️ایالات متحده با تمدید یکطرفهٔ آتشبس نشان داد که بسیار بیشتر از جنگیدن، به میز مذاکره و فرسودن اقتصاد ایران امید دارد؛ اما در عین حال با حفظ محاصره و توقیف کشتیهای ایرانی نشان میدهد چندان عجلهای برای پذیرفتن خواستههای مذاکرهکنندگان ما ندارد. هرچند که محاصره با توجه به بسته بودن تنگهٔ هرمز نمیتواند چشماندازی بلند مدت برای متجاوزان باشد، اما به اقتصاد ایران فشار میآورد تا به تدریج موازنهای با کنترل تنگه (به عنوان مهمترین اهرم ایران برای مهار آمریکا) برقرار شود.
️اگر چنین موازنهای برقرار شود، دست آمریکا برای انتخاب کیفیت و مدت جنگ کاملاً باز و امکانهای تصمیمگیران جمهوری اسلامی به شدت ضیق خواهد شد. وضعیت نامعلوم آتشبس برای دو جناح دیگر این درگیری هم چندان بد نیست؛ رژیم صهیونسیتی هم به بازسازی توان تسلیحاتی خود میپردازد، هم به لبنان ضربه میزند و هم فشار را از جبههٔ داخلی خود بر میدارد. بازیگرانی مانند ترکیه و پاکستان هم که نه تمایلی به پیروزی قاطع یکی از طرفین دارند و نه تمایلی به گستردهتر شدن دامنهٔ جنگ و مجبور شدن به گرفتن تصمیمات اساسی در قبال آن، به فرسایش آرام میدان جنگ راضیاند.
️جمهوری اسلامی ایران برای عقب نرفتن، ناگزیر است از جلو آمدن. در حالی که ایالات متحده و شرکای اروپاییش مشغول طراحی نظامهای تحریم و فشار جدید برای هرچه دردناکتر کردنِ محاصرهاند، ایران نمیتواند آسوده نظارهگر باشد. ما نیز نیاز به طراحیها و ابتکارهای تازهٔ اقتصادی و تجاری داریم که هم اثر کنترل تنگهٔ هرمز را تثبیت کند و هم محاصره را از کار بیندازد. این طراحیها به گواه تجربهٔ تلخمان نمیتواند از جنس دور زدن تحریم و پیچاندنِ محاصره باشد؛ و نیز نمیتواند در این زمینی که قواعدش را طرف غربی میگذارد، منحصر در گذران امور و امروز را فردا کردن باشد.ایران باید نشان دهد که آماده است تا دیگر به فروش نفت و پتروشیمی و تجارت دریایی تکیه نکند.و اما در ناحیهٔ نظامی حالا که آشکار شده آمریکا به جنگیدن رغبتی ندارد، آیا این ما نیستیم که فرصتی را برای گستردنِ اقداماتمان زیرِ آستانهٔ جنگ، در دست داریم؟ کارشناسان تیم مذاکرهکننده از تعریف معادلهٔ جدیدی برای مذاکره از سوی ایران سخن گفتند؛ از این که ما نتایج میدان را در مذاکرهٔ دشمن میسنجیم. شاید زمان آن رسیده باشد که حالا ما (ایران، عراق و یمن) صبر آمریکا و ارادهاش برای جنگیدن را در میدان بیازماییم. شاید امروز راه مقاومت واقعی و عقب راندنِ دشمنی که آتش را خاموش میخواهد، وسیعکردنِ پیشدستانهٔ ابعاد جنگ باشد.
کانال رسانهٔ «هستهٔ پیشگام جمعیت ملی ایران»:@Haste_Pishgam
گزارش جنگ - روز پنجاهوچهارم
۵:۵۰
روزهای رخوتبار قبل از جنگ را از یاد نبریم حساسیت مردم نسبت به تصمیمات کشور دست ایران را در منازعات بالا میبرد
محمدرضا هدایتی؛ شورای مرکزی هسته پیشگام جمعیت ملی ایران
هرچه پیشتر میرویم، ابهام و نگرانی مردم ایران از تصمیمات مسئولان شدت بیشتر میگیرد و عجیب آنکه مردمی که میپرسند و ابهام دارند، دعوت به سکوت، خودداری و حرفشنوی میشوند.
مطالبه اعتماد کورکورانه به سازوکارهای رسمی جمهوری اسلامی، از مردمی که نشان دادهاند میتوانند در کنار دولت، مسئولیت پاسداری از کشور را در این شرایط خطیر بر عهده بگیرند، هرچند به بهانه اتحاد باشد، نتیجهای جز تغییر در آرایش نیروهای سیاسی، به ضرر نیروهای استقلالطلب و مولد کشور ندارد.
چگونه ممکن است مردمی که به تصریح رهبر انقلاب، در سختترین شرایط، کشور را رهبری کردند، به یکباره از سرنوشتسازترین تصمیمات کشور کنار گذاشته شوند؟ آیا مردم نباید از تصمیماتی که اینگونه گرفته میشود، نگران باشند؟
امروز هیچ نیرویی، جز نیروی خونخواهی مردم، توان نگهداشت و برپایی دوباره جمهوری اسلامی را ندارد. کافیست روزهای رخوتبار قبل از جنگ را به یاد بیاوریم. هرکس به ترس از جنگ یا به توهم غنائم و حتی امید به اصلاحات روزهای بعد از جنگ، مقابل این نیرو بایستد، مقابل همه ایران ایستاده است.
چماقی که امروز به نام «اتحاد» بر سر مردم میکوبند، هدفی جز کوتاهکردن دوباره دست مردم (تنها نیروی واقعی حافظ ایران) از صحنه سیاست و بهپستوبردن تصمیمهای سرنوشتساز برای کشور ندارد. وحدت واقعی زمانی حاصل میشود که مردم، میدانی برای مشارکت در معادلات سیاسی کشور داشته باشند.
امروز نیروهای پیشرو و مولد جمهوری اسلامی، جز به پشتوانه نیروی برانگیخته مردم در میدان، هیچ راهی برای عرض اندام در معادلات سیاسی کشور ندارند و این بزرگترین و شاید آخرین فرصت ما برای توسعه درونزای ایران باشد.
باور به صداقت تصمیمگیران نمیتواند منجر به اعتماد خوشخیالانه و کورکورانه مردم به هر تصمیمی شود که آنها میگیرند. حساسیت مردم به تصمیمات و پیگیری مسئولانه روند جنگ و اداره کشور، مهمترین اهرمی است که دست نیروهای سیاسی پیشرو و وفادار انقلاب اسلامی را در معادلات و منازعات سیاسی بالا میبرد.
رسانه «هستۀ پیشگام جمعیت ملی ایران»:@haste_pishgam
۱۶:۰۵
«چطور با دنیا میشود مذاکره کرد، با عنصر داخلی نمیشود مذاکره کرد؟»
بازنشر بخشی از سخنرانی شهید سیدعلی خامنهای به بهانۀ مذاکرات پاکستان؛ آذرماه ۱۳۹۹
«اتّحاد ملّی را حفظ کنید. کشور ما احتیاج به اتّحاد دارد؛ اتّحاد ملّت ایران. ملّت ایران در خیلی از امور صدایشان صدای واحد است، خواستشان خواست واحد است، [امّا] مسئولان میتوانند این را از بین ببرند. هنر مسئولان ما این است که این اتّحاد را، این همصدایی را تکّهتکّه کنند، ملّت را تکّهِتکّه کنند، اینها را از بین ببرند! مسئولین کشور مراقب باشند که این اتّحاد را زیاد کنند.
... خب، مذاکره؛ اختلافاتی وجود دارد، یا ممکن است وجود داشته باشد؛ با مذاکره این اختلافات را حل کنید. مگر شما نمیگویید با دنیا مذاکره کنیم؛ خیلی خب، چطور با دنیا میشود مذاکره کرد، با عنصر داخلی نمیشود مذاکره کرد؟ خب بروید مذاکره کنید، حل کنید. بعضی از حرفهایی که آدم این روزها میشنود، حرفهای اختلافافکنی است، حرفهای وحدتآفرین نیست.»
«شهید خامنهای، آذر ۹۹»
کانال رسانۀ «هستۀ پیشگام جمعیت ملی ایران»:@Haste_Pishgam
... خب، مذاکره؛ اختلافاتی وجود دارد، یا ممکن است وجود داشته باشد؛ با مذاکره این اختلافات را حل کنید. مگر شما نمیگویید با دنیا مذاکره کنیم؛ خیلی خب، چطور با دنیا میشود مذاکره کرد، با عنصر داخلی نمیشود مذاکره کرد؟ خب بروید مذاکره کنید، حل کنید. بعضی از حرفهایی که آدم این روزها میشنود، حرفهای اختلافافکنی است، حرفهای وحدتآفرین نیست.»
«شهید خامنهای، آذر ۹۹»
۴:۱۳
۴:۱۳
۴:۱۳
ویژگی های معنوی قیام میدان - جلسه سوم.m4a
۴۹:۴۰-۱۱.۶۲ مگابایت
بشنوید | سخنان آیتالله یزدانپناه در محکومیت مذاکره و استمرار آتشبس
[چرا دلهای مردم در هنگام اعلان آتشبس لرزید؟ چون تصمیمگیری مردم دیگر براساس ترس نیست بلکه براساس بیداری معنوی است.تا گفتند آتشبس دیدید چطور مردم نگران بودند؟ چرا نگران؟ چون مردم هشیار شدند و بیدار شدند. بیداری هم بیداری معنوی است یعنی دلها از قیود نفس اماره درآمده است و خط قرمزی ندارند.]
رسانه «هستۀ پیشگام جمعیت ملی ایران»:@haste_pishgam
[چرا دلهای مردم در هنگام اعلان آتشبس لرزید؟ چون تصمیمگیری مردم دیگر براساس ترس نیست بلکه براساس بیداری معنوی است.تا گفتند آتشبس دیدید چطور مردم نگران بودند؟ چرا نگران؟ چون مردم هشیار شدند و بیدار شدند. بیداری هم بیداری معنوی است یعنی دلها از قیود نفس اماره درآمده است و خط قرمزی ندارند.]
۹:۳۵
یک راه داریم: تحول اقتصاد همراه با تداوم جنگ
" />
تحریریهٔ رسانهٔ هسته پیشگام
مأموریت دفاع از ایران در این لحظه از جنگ به اصل و ریشهٔ خود بازگشته است؛ همان که امام شهید انقلاب ۱۵ سال پیاپی تکرار کرد و در آغاز سال جدید مجدد مورد تأکید رهبر انقلاب قرار گرفت؛ یعنی اقتصاد و تولید.
آتشبس در نقطه و شرایطی که رقم خورد، هم تهدید سخت زیرساختهای اقتصاد را در صورت آغاز دوبارهٔ تهاجم بالای سر تصمیمگیران نگه داشته و هم خطر تثبیت فرسایش ساختارهای فعلی و عمیقتر شدن بحرانها به دلیل خسارات را به جریان انداخته. این آرزوی دشمن است؛ اما مرور واقعیت اقتصاد ایران پیش از آغاز جنگ، به ما اجازه نمیدهد که چنین روایتی را قبول کنیم.
در حوزهٔ تبادلات ارزی و تجارت خارجی، به از دست رفتن مسیرهای جاافتادهٔ این سالها اشاره میشود.به طور خلاصه وضع ما پیش از آغاز جنگ گرفتاری در «تلهٔ مثلثیِ» دشمن بود؛ فروش نفت به چین، تسویهٔ ارزی در امارات و پرداخت درهم و دلار به تولیدکنندگان بزرگ غذای عمدتاً غربی. در داخل کشور هم این وضع سیستم صرافیها و تراستیهای ذینفع در این چرخه را ایجاد کرد.حالا ما به امارات (و در واقع به این ساختار فرسوده) ضربه زدهایم. جایگزینی که به سمتش نمیرفتیم و به صلاحمان بود موجود است: حذف درهم و خروج از کانالهای ارزی تحت نظر آمریکا با تبادلهای پولی دوجانبه و چندجانبه با کشورهای همسو.
با دشوار شدن تجارت از مسیرهای مألوف، باید فکری به حال امنیت واردات غذا کرد. پیش از جنگ امتیاز تأمین غذای ما در اختیار انحصارگران داخلی بود و این انحصار با حمایت تأمینکنندگان بزرگ جهانی نظیر «کارگیل» آمریکا تضمین میشد. این شبکه که در ساختار مدیریتی هم نفوذ دارد در سالهای اخیر با مانعتراشی نگذاشت تا متنوعسازی ورود کالای اساسی به راحتی صورت بگیرد. واردات غلات از آمریکا به جای روسیه و گوشت از برزیل به جای پاکستان چیزیست که از دست دادهایم! ضعیف شدن حلقهٔ سوم معادلهٔ نفت در برابر غذا که دستپخت ایالات متحده برای ما بود، آیا فرصتی تازه برای بهینه کردن تجارت پیش رویمان نگذاشته؟
گفته میشود تولید صنعتی ما آسیب جدی دیده است. این در حالیست که ظرفیت میلیارد دلاریِ معطل در پوشاک و قطعهسازی داریم که سیاست پولی ما هیچ التفاتی به آن نمیکند. در سوی دیگر توجه به توسعهٔ هایتک (فناوری بالا) امروز معنایی تازه دارد. انواع محدودیتهای ارزی برای صادرات و بوروکراسی فرسایشی، اهتمام نکردن به هدایت سرمایهٔ بانکی و خصوصی به این حوزهها و تسهیل نکردن بازارهای خارجی نظیر اوراسیا راهیست که در این چندسال رفتهایم؛ چون خود را بینیاز از تحول فوری صنعت میدیدیم.
خسارت وارد آمده به صنایع مادر، کانون نگرانیهاست. اما نقش کار و دانش ایرانی در این تولیدات چه بود؟ وقتی گاز ارزان ملی را به متانول تبدیل میکردیم که سود فروشش کمتر از فروش خام گاز میشد، یا تولید فولادی که متکی بر انواع سوبسیدها به «سود» میرسید؛ تولید ارزش اتفاق میافتاد یا اتلاف منابع؟پتروشیمی در کشورهایی که نفت و گاز ملی ندارند مانند آلمان و کره جنوبی، مبتنی بر دانش فرآیندهای شیمیایی تبدیل به ارزش میشود. امروز توفیق اجباریِ بازاندیشی در مسیر صنایع بالادستی نصیبمان است.
🪫 زیرساختهای شهری ما آماج تهدید دشمن است. در این سالها که مدام به ناترازی افزوده میشد، دست و دل مسئولان به راهکارهای اساسی و بدیع نمیرفت و در حال وصله کردن شکافها بودیم. ما برای برق شهری، صنعت را خاموش میکردیم. حالا میتوان با تمرکززدایی هم تهدید را خنثیٰ کرد و هم اشتغال و اقتصاد خرد را به پویش انداخت.
صنایع دفاعی که احتمالاً بیشترین آسیب را دیده، روند تغییر استراتژی از سولههای ایزوله و متمرکز به دوگانهسازی و بسیج صنعتی را به کندی طی میکند. سرعت در این روند، حالا ضروریست.
کانال رسانهٔ «هستهٔ پیشگام جمعیت ملی ایران»:
@Haste_Pishgam
🪫 زیرساختهای شهری ما آماج تهدید دشمن است. در این سالها که مدام به ناترازی افزوده میشد، دست و دل مسئولان به راهکارهای اساسی و بدیع نمیرفت و در حال وصله کردن شکافها بودیم. ما برای برق شهری، صنعت را خاموش میکردیم. حالا میتوان با تمرکززدایی هم تهدید را خنثیٰ کرد و هم اشتغال و اقتصاد خرد را به پویش انداخت.
@Haste_Pishgam
۹:۳۴
هسته پیشگام جمعیتِ ملی ایران
یک راه داریم: تحول اقتصاد همراه با تداوم جنگ
" />
تحریریهٔ رسانهٔ هسته پیشگام
مأموریت دفاع از ایران در این لحظه از جنگ به اصل و ریشهٔ خود بازگشته است؛ همان که امام شهید انقلاب ۱۵ سال پیاپی تکرار کرد و در آغاز سال جدید مجدد مورد تأکید رهبر انقلاب قرار گرفت؛ یعنی اقتصاد و تولید.
آتشبس در نقطه و شرایطی که رقم خورد، هم تهدید سخت زیرساختهای اقتصاد را در صورت آغاز دوبارهٔ تهاجم بالای سر تصمیمگیران نگه داشته و هم خطر تثبیت فرسایش ساختارهای فعلی و عمیقتر شدن بحرانها به دلیل خسارات را به جریان انداخته. این آرزوی دشمن است؛ اما مرور واقعیت اقتصاد ایران پیش از آغاز جنگ، به ما اجازه نمیدهد که چنین روایتی را قبول کنیم.
در حوزهٔ تبادلات ارزی و تجارت خارجی، به از دست رفتن مسیرهای جاافتادهٔ این سالها اشاره میشود. به طور خلاصه وضع ما پیش از آغاز جنگ گرفتاری در «تلهٔ مثلثیِ» دشمن بود؛ فروش نفت به چین، تسویهٔ ارزی در امارات و پرداخت درهم و دلار به تولیدکنندگان بزرگ غذای عمدتاً غربی. در داخل کشور هم این وضع سیستم صرافیها و تراستیهای ذینفع در این چرخه را ایجاد کرد. حالا ما به امارات (و در واقع به این ساختار فرسوده) ضربه زدهایم. جایگزینی که به سمتش نمیرفتیم و به صلاحمان بود موجود است: حذف درهم و خروج از کانالهای ارزی تحت نظر آمریکا با تبادلهای پولی دوجانبه و چندجانبه با کشورهای همسو.
با دشوار شدن تجارت از مسیرهای مألوف، باید فکری به حال امنیت واردات غذا کرد. پیش از جنگ امتیاز تأمین غذای ما در اختیار انحصارگران داخلی بود و این انحصار با حمایت تأمینکنندگان بزرگ جهانی نظیر «کارگیل» آمریکا تضمین میشد. این شبکه که در ساختار مدیریتی هم نفوذ دارد در سالهای اخیر با مانعتراشی نگذاشت تا متنوعسازی ورود کالای اساسی به راحتی صورت بگیرد. واردات غلات از آمریکا به جای روسیه و گوشت از برزیل به جای پاکستان چیزیست که از دست دادهایم! ضعیف شدن حلقهٔ سوم معادلهٔ نفت در برابر غذا که دستپخت ایالات متحده برای ما بود، آیا فرصتی تازه برای بهینه کردن تجارت پیش رویمان نگذاشته؟
گفته میشود تولید صنعتی ما آسیب جدی دیده است. این در حالیست که ظرفیت میلیارد دلاریِ معطل در پوشاک و قطعهسازی داریم که سیاست پولی ما هیچ التفاتی به آن نمیکند. در سوی دیگر توجه به توسعهٔ هایتک (فناوری بالا) امروز معنایی تازه دارد. انواع محدودیتهای ارزی برای صادرات و بوروکراسی فرسایشی، اهتمام نکردن به هدایت سرمایهٔ بانکی و خصوصی به این حوزهها و تسهیل نکردن بازارهای خارجی نظیر اوراسیا راهیست که در این چندسال رفتهایم؛ چون خود را بینیاز از تحول فوری صنعت میدیدیم.
خسارت وارد آمده به صنایع مادر، کانون نگرانیهاست. اما نقش کار و دانش ایرانی در این تولیدات چه بود؟ وقتی گاز ارزان ملی را به متانول تبدیل میکردیم که سود فروشش کمتر از فروش خام گاز میشد، یا تولید فولادی که متکی بر انواع سوبسیدها به «سود» میرسید؛ تولید ارزش اتفاق میافتاد یا اتلاف منابع؟ پتروشیمی در کشورهایی که نفت و گاز ملی ندارند مانند آلمان و کره جنوبی، مبتنی بر دانش فرآیندهای شیمیایی تبدیل به ارزش میشود. امروز توفیق اجباریِ بازاندیشی در مسیر صنایع بالادستی نصیبمان است. 🪫 زیرساختهای شهری ما آماج تهدید دشمن است. در این سالها که مدام به ناترازی افزوده میشد، دست و دل مسئولان به راهکارهای اساسی و بدیع نمیرفت و در حال وصله کردن شکافها بودیم. ما برای برق شهری، صنعت را خاموش میکردیم. حالا میتوان با تمرکززدایی هم تهدید را خنثیٰ کرد و هم اشتغال و اقتصاد خرد را به پویش انداخت.
صنایع دفاعی که احتمالاً بیشترین آسیب را دیده، روند تغییر استراتژی از سولههای ایزوله و متمرکز به دوگانهسازی و بسیج صنعتی را به کندی طی میکند. سرعت در این روند، حالا ضروریست.
کانال رسانهٔ «هستهٔ پیشگام جمعیت ملی ایران»: @Haste_Pishgam
یک راه داریم: تحول اقتصاد همراه با تداوم جنگ
" />
تحریریهٔ رسانهٔ هسته پیشگام
اگر اوهام را کنار بگذاریم، صحبت از ترمیم و جبران خسارت بیمعنیست. دیوارهای پوسیدهای که باید سالها پیش «تخریب خلاق» میکردیم را دشمن خراب کرده. پس دنبال بازگرداندن وضع اقتصاد به پیش از جنگ بودن بزرگترین اشتباه است. حالا فرصت داریم به جای بازسازی خرابهها، شبکهای توزیعشده و دو منظوره از تولید را پی بگیریم که هم نیاز صنعتی کشور را پاسخ دهد و هم نیاز دفاعی آن را. برخلاف تفکر رسوبکرده در بدنهٔ مدیریتی، جنگ نه مانع تولید که بزرگترین متقاضی و محرک صنعت است و توسعه و جنگ به گواه تاریخ دو روی یک سکهاند.
همزمان ادارات رسمی و بوروکراسی کهنهٔ کشور، سیلی از «گزارشهای برآورد خسارت و بیکاری» را به سمت تصمیمگیران و رهبری گسیل کرده و رسانهها خبرهای مشکلات را میان مردم توزیع میکنند. این هرچند به سادگی یک گزارش کارشناسی باشد، معنا و کارکردی سیاسی دارد. مطالبهٔ معیشت از این سو همراه میشود با فشار برای تحمیل عقبنشینی سیاسی. اگر بر همین منوال بمانیم، مگر چارهای هم میماند؟ تلاش برای بازگرداندن مردم به چرخهٔ پیش از جنگ، لاجرم همین مسیر (عقبنشینی) را تمهید میکند؛ این راه حداکثر بتواند فروپاشی را چندی به تأخیر بیندازد.
گفتار سیاسی دیگری که در صحنه حاضر است، این خسارات را کوچک میشمرد و بر ضرورت ادامهٔ جنگ اصرار میکند؛ اما جدی نگرفتن فوریت وضع اقتصادی، لحنی غیرمسئولانه به این گفتار میدهد و حواسش را پرت میکند که جبههٔ اصلی جنگ، دقیقاً در نقطهٔ اقتصاد قرار گرفته و استقلال سیاسی وابستهٔ استقلال اقتصادیست.
باید اقتصاد را جدی گرفت؛ اما نه از روی معیشت که از سر تولید؛ نه چنان که فروبستگی ایجاد کند بلکه آنچنان که جنگیدن و تولید را در هم تنیده آشکار کند. جنگیدن در چنین جبههای فرصت و تکلیف جامعهٔ کارشناسان ایران است.
نیروی سیاسی مردم که عظیمترین ظرفیت امروز و فردای ایران است، باید در این راستا به کار بیفتد. باید بتوانیم راه این فهم اقتصادی را به مطالبات سیاسی مردم باز کنیم. دیگر برای رابطهای میان دولت و مردم که کالابرگ و خدمات بگیرند و به جایش صرفهجویی کنند، مجالی نیست. مردم باید بدانند که اگر تولید زمین خورد، میدان از دست میرود. اگر وقتی دستگاه بوروکراسی ما ناتوانی را القا میکند، مردم تولید را بخواهند، خواهیم توانست عملیات روانی دشمن بر مدیران کشور را خنثیٰ کنیم.
کانال رسانهٔ «هستهٔ پیشگام جمعیت ملی ایران»:@Haste_Pishgam
۹:۳۵
رادیو هسته پیشگام.mp3
۰۵:۳۵-۲.۶۸ مگابایت
@Haste_Pishgam
۱۱:۰۴
نهیب9.pdf
۲۲۳.۵۴ کیلوبایت
«بگذارید ایران خودش را شکست دهد»
نهیب ۹ منتشر شد | ویژهنامه چاپی «هستۀ پیشگام جمعیت ملی ایران»امشب در میادین شهر تهران توزیع میشود.
اخیراً طرحی راهبردی با عنوان «بگذارید ایران خودش را شکست دهد» در وبسایت Foreign Affairs منتشر شده است؛ نشریهای معتبر و اثرگذار در حوزه سیاست خارجی آمریکا که نوشتههایش معمولاً در میان نخبگان سیاسی و تصمیمسازان غربی بازتاب مییابد...نویسندۀ این متن، ریچارد نفیو، اصلیترین معمار تحریمهای فلجکننده علیه ایران است که سابقۀ هدایت سیاستهای تحریمی علیه ایران را در دولتهای اوباما و بایدن در کارنامه دارد.
پیشنهاد راهبردی طرح نفیو، نگهداشتن ایران در یک وضعیت «نه جنگ، نه صلح» با توافقات کوچک است. این طرح ایران را وارد یک روند فرسایشیِ عمیق کرده و هر تصمیم بزرگ اقتصادی برای تولید و تحرک در چرخه اقتصاد را ناممکن میکند.
کانال خبری «هستۀ پیشگام جمعیت ملی ایران»:@haste_pishgam
۱۶:۴۲
نهیب ۹ | «بگذارید ایرن خودش، خودش را شکست دهد»
اخیراً طرحی راهبردی با عنوان «بگذارید ایران خودش را شکست دهد» در وبسایت Foreign Affairs منتشر شده است؛ نشریهای معتبر و اثرگذار در حوزه سیاست خارجی آمریکا که نوشتههایش معمولاً در میان نخبگان سیاسی و تصمیمسازان غربی بازتاب مییابد. (همان رسانهای که محمدجواد ظریف پیشتر کوشیده بود از طریق آن، ایدههایش را به گوش سیاستمداران غربی برساند.) نویسندۀ این متن، ریچارد نفیو، اصلیترین معمار تحریمهای فلجکننده علیه ایران است که سابقۀ هدایت سیاستهای تحریمی علیه ایران را در دولتهای اوباما و بایدن در کارنامه دارد.
کانال رسانۀ «هستۀ پیشگام جمعیت ملی ایران»:@Haste_Pishgam
۱۳:۰۳
۱۳:۰۳
۱۳:۰۳
۱۳:۰۳
بازارسال شده از برنامۀ تلویزیونی «شیوه»
@shiveh_tv4
۱۳:۴۳