شهر نار و شهر نور
undefinedتصمیم جناب پزشکیان برای معرفی نامزد وزارت راه و شهرسازی، که رویکردش در تضاد با نگرش توحیدی و اسلامی است، و از سوی دیگر، اقبال دوستان به مبحث «نار و نور»، ما را بر آن داشت تا نقد و تبیین کوتاهی در این زمینه ارائه دهیم. در یادداشت‌های قبل اشاره شد که دو جبهه وجود دارد: جبهه نار و جبهه نور. و همچنین دو سبک معماری و شهرسازی وجود دارد: معماری و شهرسازی نار؛ و معماری و شهرسازی نور.
undefinedمبنای پرومتئوس در افسانه‌های یونان باستان به همه علوم مدرن غرب تسری یافته و این امر در تاروپود علوم مدرن نهفته است. بسیاری از شهرها و بناهای غربی از همان ابتدا با محوریت فساد و فحشا پدید آمده‌اند و در دوران اخیر منتج به یک معماری مضطرب وحشی شده‌اند که آیتی از آتش جهنمی است که در قلب و فؤاد فلاسفه و تئوریسین‌های غربی وجود داشته است.
undefinedخانه‌های بسیار کوچک و قوطی‌کبریتی مدرن -که استادان لیبرال ایران نیز آن را تبلیغ می‌کنند- آیت همان ضیق صدر فلاسفه است که در آتش جهنم به صورت «مَكاناً ضَيِّقاً مُقَرَّنِينَ» ظهور می‌یابد. از همین ضیق بودن خانه‌ها مفاسد فراوانی برمی‌خیزد و بخشی از عذاب‌های وزرای مسکن لیبرال، وزر و وبال همین مفاسد خواهد بود زیرا آن‌ها نیز در گناه این افراد شریک‌اند.
undefinedدر دنیا، این بناها اساساً بر لبه نار هستند أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَىٰ شَفَا جُرُفٍ هَارٍ فَانْهَارَ بِهِ فِي نَارِ جَهَنَّمَ. مدیران این بناها نیز در قیامت مَأْوَاهُمُ النَّارُ. و سپس در آتش جهنم فَالنَّارُ مَثْوًى لَّهُمْ. اگرچه معماری جنسی و شهوانی، نمود اخصّ معماری نار محسوب می‌شود اما عموم معماری و شهرسازی مدرن که موجب اضطراب و تشویش و نه تسکین انسان می‌شود، مشمول قواعد پارادایم نار هستند.
undefinedاما در جامعه هجری و با مبانی فکری نور، بسیاری از شهرهای تمدن اسلامی با محوریت زیارت پدید آمده‌اند ازقبیل مکه، کربلا، مشهدالرضا، قم، بیت‌المقدس و ... . و ازسوی دیگر طبق مبانی دینی، ما مأمور به دار واسعه و خانه‌های وسیع و همراه با درخت شده‌ایم نه خانه‌های چوب‌کبریتی. دار واسعه موجب شرح صدر و افزایش سعه و قدر در افراد می‌شود.
undefined بعنوان مثال پیاده‌روی اربعین، یک مدل شهرسازی خاص ارایه می‌دهد که در آن زیارت محوریت دارد و مسیرها و جاده‌های منتهی به کربلا نیز با همین دغدغه ایجاد شده‌اند. در این مدل شهرسازی، صیرورت افراد به سمت امام است و مسأله اساسی این مسیر هجرت به سمت اوست. لذا بیوت و مساکن و منازلی هم که در مسیرها احداث می‌شوند فقط با هدف خدمت‌رسانی به زوار امام تأسیس می‌گردند.
undefined چند رویکرد قرآنی به معماری وجود دارد ازقبیل رویکرد معمارمحور؛ رویکرد مقیم‌محور؛ و رویکرد اساس‌محور. در پارادایم نور، معمار و مقیم و اساس بنا، همگی از نور هستند. اولیای الهی مسکن‌شان نور است زیرا فرمود «سکنوا فی نورک». نور الهی در خانه‌های آن‌هاست: «مثل نوره... فی بیوت اذن الله». خط‌مشی‌گذاری آن‌ها نیز از نور است: «نورا تمشون به».
undefinedنمونه معماری و هنر نار، مجسمه‌هایی نظیر مجسمه آزادی در آمریکاست که منظورش آزادی آتش هوا و هوس غربی است و نمونه معماری نور، کعبه است که به تعبیر قرآن، کعبه بیت عتیق است یعنی خانه آزاد. و ابراهیم نبی، پدر معماری موحدانه است. قرآن کریم ما را مأمور نموده که واجعلوا بیوتکم قبلۀ. یعنی خانه‌های خود را قبله قرار دهید. یکی از برداشت‌های مستفاد از این آیه این است که همانگونه که کعبه بیت عتیق است و از هرگونه پیرایه شرک آزاد است، ما مؤمنان نیز مأموریم که خانه‌هایمان از لوث و غل و زنجیرهای شرک و الحاد آزاد باشد و عتق از نار یا آزادی از آتش جهنم در تاروپود بیت ما محسوس باشد.
undefined اندیشکده تثبیت| امیر حسینی @tasbit1444

۶:۰۸

thumbnail
undefined یادمان شهدا در شهر و خارج از شهر، چگونه میتواند انسان‌ها را به سمت هدف شهید بزرگوار و به سوی خداوند متذکر کند؟
undefined مشاهده فیلم کامل در یوتیوبundefined مشاهده فیلم کامل در آپارات

#شهرسازی_اسلامی#معماری_ظرف_عبودیت
undefinedمعماری هجری@MemariHejri_ir

۱۶:۵۰

thumbnail
undefined دو مفهوم #مستضعف و #مستکبر دو مفهوم کلیدی در منظومه فکری امام خمینی(ره) بنیانگزار جمهوری اسلامی است که این دو معنا به مرور زمان کمرنگ و ناقص شده است. حال اینکه اگر بخواهیم قسط را در جامعه اقامه کنیم به این دو مفهوم نیاز مبرم وجود دارد.undefined در شهرسازی و معماری اسلامی هم این مفاهیم بسیار کاربردی، عمیق و اثر گزار هستند.
undefined مشاهده فیلم کامل در یوتیوبundefined مشاهده فیلم کامل در آپارات

#شهرسازی_اسلامی#معماری_ظرف_عبودیت
undefinedمعماری هجری@MemariHejri_ir

۱۹:۰۱

توحید؛ اصلی الزام‌آور در معماری اسلامی
معماری توحیدی، گونه‌ای از معماری یا سبکی از معماری اسلامی نیست، بلکه ماهیت اصلی و بنیادین و تعریف‌کننده‌ی معماری اسلامی است. در حقیقت، اصل توحید در معماری اسلامی امری تفضیلی یا رُجحانی نیست، بلکه اصلی مبنایی و کاملا الزام‌آور و تعیین‌کننده است.رهبر انقلاب در کتاب طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن الزام‌آور بودن توحید را این‌گونه شرح می‌دهند:«تعهدی که توحید به یک جامعه‌ی موحد می‌دهد، شامل مهمترین، کلی‌ترین، بزرگ‌ترین، اولی‌ترین و اساسی‌ترین مسائل یک جامعه است... در یک کلمه، قیافه و اندام جامعه‌ی توحیدی، با قیافه و اندام جامعه‌ی غیرتوحیدی متفاوت است... نظم اجتماعی و سیستم اجتماعی و شکل اجتماعی جامعه‌ی توحیدی، یک چیزی است به کلی مغایر و مباین و احیانا متعارض و متضاد با جامعه‌ی غیرتوحیدی... ما توحید را به صورت یک قطعنامه‌ای که دارای موادی هست عرض می‌کنیم و مواد این قطعنامه را یکی‌یکی بیان می‌کنیم. همان‌طوری که بعد از مذاکرات گوناگون بین دو گروه، دو جبهه، دو فرد، قراردادهای لازم‌الاجرا به صورت قطعنامه‌ای صادر می‌شود؛ موحدین عالم هم از طرف پروردگارشان، از طرف خدای توحید ملزم هستند که این قطعنامه را مورد عمل و اجرا قرار بدهند. به عنوان نخستین ماده‌ی این ‹قطعنامه‌ی توحیدی› انسان‌ها حق ندارند هیچ‌کس و هیچ‌چیز جز خدا را عبودیت و اطاعت کنند.»
undefinedمعماری هجری@MemariHejri_ir

۱۸:۴۰

thumbnail
🟥 مدرنیته چگونه سبک معماری و شهرسازی چندهزارساله ما را که بر یک عقلانیت استوار بود تغییر داد؟!undefined این تغییر در معماری ساختمان، چگونه معماری اجتماعی را دگرگون کرد؟
undefined وقتی خانه‌های بزرگ حیاط‌دار که زنان در آن آزادی عمل داشتند را از آن‌ها گرفتیم و در آپارتمان‌های ۶۰-۷۰ متری حبس شدند، بصورت طبیعی از خانه بیرون زدند و بازارگردی و پارک‌گردی رایج شد.
undefined برشی از جلسه ۱۰۷۵ کلبه کرامت با عنوان «غیرت» که در سرفصل معماری اجتماعی در هندسه الهی ارائه شده است.undefined youtu.be/ANNDxaUPdlU?si=d9orSkeLwHwKpa_J

undefined معماری هجری@MemariHejri_ir

۸:۴۸

thumbnail
undefined شهرسازی ما باید حول مسجد باشد محله‌محوری با مرکزیت مسجد باشد، بجای ساخت جداگانه‌ی فرهنگ‌سرا و سرای محله و شورایاری و کتابخانه و خیلی از کاربری‌های عمومی دیگر، باید این اتفاقات حول مسجد و با محوریت آن شکل بگیرد.همه کارکردهای مسجد را گرفته‌ایم و تبدلش کردیم به نمازخانه!
undefined حکمرانیِ محله‌ای مسجدمحور امری کاملا دست‌یافتنی است، همانطور که در دوره دفاع مقدس مساجد مانند امروز صرفاً نمازخانه نبودند بلکه کارکردهای مختلفی داشتند.
undefined معماری هجری@MemariHejri_ir

۱۱:۳۵

thumbnail
undefined فرعون هم در هنگامه‌ی انحطاط و سقوط، به ساخت اهرام ثلاثه پرداخت undefinedundefinedundefinedundefinedundefined- - - - -
undefined ساخت بزرگترین ساختمان جهان در عربستان آغاز شد
undefined ساخت آسمان‌خراش مکعب در شمال غرب ریاض، پایتخت عربستان سعودی، آغاز شد. این ساختمان ۴۰۰ متری از نظر ارتفاع در صدر فهرست بلندترین ساختمان‌های جهان قرار نمی‌گیرد، اما از لحاظ حجم بزرگ‌ترین ساختمان جهان خواهد بود.
undefined به گزارش راب ریپورت، مکعب یکی از بخش‌های پروژه «مربع جدید» در مساحت ۱۹ کیلومتر مربع است.
@Hasanabbasi_students

۱۹:۳۲

thumbnail
undefined اهمیت نام‌گذاری معابر و محلات در مهندسی فرهنگی و معماری اجتماعی یک جامعه
undefinedادامه در پست بعدی
undefined معماری هجری@MemariHejri_ir

۱۹:۳۲

thumbnail

۱۹:۳۲

undefinedنام مکان‌ها در هر شهر به‌مثابه شناسنامه آن شهر و یکی از ابزارهای مهم در مهندسی فرهنگی و معماری اجتماعی است. مجموعه این نام‌ها از نام خیابان‌ها گرفته تا اماکن عمومی همگی بیانگر هویت کلان هر شهر هستند؛ بنابراین نام مکان نقش مهمی در هویت‌بخشی به مکان‌ها و افراد ساکن در آن ایفا می‌کند. این نامگذاری در واقع نوعی تبلیغات محیطی برای عابرین است و اثری دیرپا و بلندمدت دارد. در کشور ما یکی از مهم‌ترین عناصر هویت‌بخش که باید با اقدامات متعدد نام و یاد آنان حفظ شود و شهر و روستاها به رنگ آنان درآید شهدای انقلاب اسلامی از ابتدای انقلاب تا امروز هستند. به تعبیر رهبر انقلاب «چه افتخاری برای یک شهر و کوچه‌ها و خیابان‌های آن بالاتر از اینکه نام یک شهید بزرگ و فداکار بر روی آن باشد. شهر باید به نام شهیدان مزیّن باشد و شوراهای شهر نیز بدانند که شهر با نام چه کسانی مفتخر می‌شود.» ۲۴ مهر ۱۴۰۰
undefinedیکی از مسائل شهرهای امروز ما نداشتن هویت برخی مناطق و معابر شهری از این حیث است. جایی که برخی از معابر با عدد و یا اسم‌های خنثی نام‌گذاری می‌شوند.
undefinedالبته نام شهید بر روی معابر محلات، قدم ابتدایی در هویت‌بخشی به آن‌ها است و نیاز به فعالیت‌ها و رویدادهای دیگری است تا مانع این شویم که اهالی آن معبر و محله و کسانی که از آن عبور می‌کنند پس از مدتی صرفاً نامی از آن را بدانند بدون اینکه متوجه باشند این شهید کیست و چرا نامش روی این معبر است.
undefined معماری هجری@MemariHejri_ir

۱۹:۳۲

undefined معمار معاصر ایرانی، انگیزه‌ها و توسل‌ها

معماری ایرانی امروز مملو از چالش‌های ریز و درشت و سنگین است. در واقع معماری اصلا وجود ندارد و اگر هم وجود داشته باشد بسیار کم بوده و در بناهای خاص مورد استفاده قرار میگیرد.متاسفانه امروزه معماری به یک پدیدهٔ لاکچری مبدل شده که به قیمت گزاف خرید و فروش میشود و همهٔ افراد جامعه امکان استفاده از آن را ندارند.undefined توجه شود که منظور از معماری کنار هم چیدن اجباری و بی هدف فضاهایی که مذبوح و معلول پارکینگ‌های فرمایشی شهرداری هستند؛ *نیست*.
undefined در بسیاری از مواقع که بنا برای طراحی به یک کارشناس معماری سپرده می‌شود، در واقع کارفرما علاوه بر پول، به معمار این فرصت را می‌دهد که انگیزه‌های بعضاً کم ارزش خودش را برطرف کند.
undefined یکی از تاثیر گذارترین این انگیزه‌‌ها، در سیمای شهرها و در زندگی افراد جامعه تمجید شدن و بردن کاپ قهرمانی در یک یا چند مسابقهٔ معماری‌ست. برای این قهرمانی، کار معمار باید دیده شود تا وی بتواند توسط پروژه خود، حتی برای مدت کوتاهی در انظار ظاهر شده و به یک #سلبریتی مبدل گردد.سپس او به عنوان مدیر طرح در قاموس یک کارگردان سینمایی ظاهر شود. لذا سعی می‌کند هر چند سال یکبار یک کار جایزه‌ای داشته باشد، تشویق‌ها را از آن خود کند و پروژه‌هایی را از این طریق جذب نماید.
undefined در جهان و البته ایران، اغلب معماران آرزومندند به این مرحله برسند. اما این در قاموس جهانی برای ایرانیان به ندرت ممکن میشود چرا که معماران معاصر ایرانی نه تنها خود نظریه پرداز نیستند، بلکه به نظریات و فلسفهٔ معماری مدرن و غربی حتی تسلط هم ندارند. و این به جز در برخی معماران شاخص، در بقیه عمومیت دارد.
undefined آن‌ها حتی اگر سیر معماری معماران مشهور و سلبریتی‌ها را مطالعه کنند، اغلب به فلسفهٔ پشت آن‌ها توجهی نداشته و تنها فیزیک ساختمان را میشناسند و نه راز پدیدار شدن آن را.
undefined به همین دلیل است که وقتی سعی میکنند ساختمان خوب مدرن شبیه به همان ساختمانی که فلان سلبریتی معماری غربی در یک نقطهٔ جهان ساخته است طراحی کنند؛undefined درست همانند یک کارگردان ایرانی که میخواهد یک فیلم غربی خوب بسازد اما از فلسفه سینما بی‌خبر است و زیست در این فلسفه را نه تجربه کرده و نه می‌فهمد و نهایتا میتواند یک فیلم بسیار ضعیف سیاسی برای گرفتن جایزهٔ "کن" بسازد،undefined و درست مانند کسی که زبان آلمانی نمیداند اما میخواهد یک مقاله یا کتاب به زبان آلمانی بنویسد،موفقیت چشم‌گیری نخواهد داشت چرا که هرآنچه میسازد یک کپی بی اصل و نصب است و اگر جایزهٔ داخلی هم بگیرد، به هر حال ساختمان تاثیر گذاری از نظر اجتماعی و فرهنگی نساخته است (که البته دغدغهٔ او هم نبوده است) و به زودی این ساختمان که صرفا در قاموس یک مدلِ عکاسی معماری ظاهر شده نیز همچون همقطاران خود فراموش میشود.
undefined کارفرما هم خیلی زود و پیش از یک سال متوجه میشود که معماری بنا، علی رغم هزینه گزافی که کرده، به سختی راحتی‌اش را تامین می‌کند.
undefined نکته قابل توجه اینجاست که اگر بخواهی این معماران را متوجه فلسفه‌ای که پشت خطوط اندازه و ساختمان آنهاست بکنی، حاضر نیستند بدانند و به ندرت باور می‌کنند که در قعر چاه دانش دست و پا می‌زنند.
مثلا اگر مسئلهٔ «پورن اتوپیا» یا همان «هوس‌شهر» را برایشان بگویی، اغلب قریب به اتفاقشان نمی‌پذیرند.‌ بلکه جهان را وامدار معمارانی می‌دانند که این هوس‌شهر را تجسم بخشیده‌اند. آنها حتی اگر بدانند نیز با بی‌تفاوتی خاصی نسبت به سرنوشت انسان‌هایی که فضای زیستشان توسط همین معماران طراحی گردیده است؛ انگیزه‌های کم ارزش خود را پیگیری می‌کنند.
#مرکانتیلیسم#معماری
undefined<img style=" />undefined ه.بالاپور
undefinedایتا و تلگرامundefined@Maalekalmolk

۹:۳۲

undefined طرح جامع معماری با ابتناء بر قرآن
یکی از روش‌های مرسوم عرضه‌ی موضوعات به اسلام، ارجاع آن موضوع به برخی روایات و آیات است. عمدتا در این الگو تلاش می‌شود مؤیداتی از منابع دینی برای اثبات آن موضوع گرفته شود. اما این اقتباس، طرح جامع و کاملی از آن حوزه به دست نمی‌دهد و نیز امکان انحراف و تلقی اشتباه در آن بالاست. در حوزه‌ی هنر و دانش معماری هم، آن چه موسوم به معماری اسلامی است، عمدتا اقتباس‌هایی از روایات است که طرح جامعی را پی نمی‌ریزند. این مساله هنگامی بغرنج‌تر می‌شود که سواد عمومی و حتی تخصصی درباره‌ی توحید در جامعه بالا نیست و بسیاری از ابعاد و مقولات آن باز نشده‌اند. «اگر چه به بچه‌ها می‌آموزند خدا یکی است و دو نیست، اما غالبا موحدین از شناخت وجهه‌های گوناگون توحید تا سنین نزدیک به رحلت از این جهان هم چیزی درست نمی‌دانند.» [۱] طبعاً این ضعف در معرفت توحیدی، آسیب جدی به جامعه‌سازی و نظام‌سازی توحیدی از جمله در حوزه‌ی معماری و شهرسازی وارد آورده است. معرفت توحیدی را از قرآن باید آغاز کرد. ویژگی اصلی ممشای فکری رهبر معظم انقلاب این است که ابتناء اندیشه‌ی ایشان بر قرآن است. چرا که به تعبیر ایشان قرآن کریم «سند قاطع و تردیدناپذیر اسلام» است. بنابراین نظریه‌پردازی در هر حوزه‌ای باید ابتدائا بر پایه‌ی قرآن کریم باشد تا ‹اصل وثاقت› رعایت شود. «در استنباط و فهم اصول اسلامی، مدارک و متون اساسی دین، اصل و منبع باید باشند، نه سلیقه‌ها و نظرهای شخصی. قرآن کاملترین و موثق‌ترین سندی است که می‌توان به آن متکی شد.»[۲] برای تبیین توحیدی معماری لازم است مبانی نظری را بر پایه‌ی اندیشه‌ی قرآنی درباره‌ی توحید قرار داد.ویژگی دوم مورد تاکید امام خامنه‌ای در ابتناء نظریه‌پردازی بر اساس قرآن کریم، ‹اصل جامع‌نگری› است. «مسائل فکری اسلام، به صورت پیوسته و به عنوان اجزاء یک واحد، مورد مطالعه قرار گیرند. هر یک به لحاظ آن که جزئی از مجموعه‌ی دین و عنصری از این مرکّب و استوانه‌ای در این بنای استوار است و با دیگر اجزاء و عناصر، هم‌آهنگ و مرتبط است بررسی شود تا در مجموع، شناخت این اصول، ‹طرح کلی و همه‌جانبه‌ای از دین› به صورت یک ایدئولوژی کامل و بی‌ابهام و دارای ابعادی متناسب با زندگی چند بعدی انسان استنتاج شود.»[۳]در نگاه ایشان ویژگی سوم ابتناء اندیشه بر قرآن کریم ‹اصل انسجام› است. «طرح اسلام به صورت مسلکی اجتماعی و دارای اصولی منسجم و یک آهنگ و ناظر به زندگی جمعی انسان‌ها، یکی از فوری‌ترین ضرورت‌های تفکر مذهبی است.»[۴] توحید و منطق توحیدی انسجام و یک آهنگی را در طرح جامع اسلام به دست می‌دهد. چرا که کل اسلام با مرکزیت قرآن کریم، مبنی بر یک منطق، یعنی منطق توحیدی است.
[۱] [۲] [۳] [۴]: کتاب طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن، سلسه جلسات استاد سیدعلی خامنه‌ای، رمضان المبارک ۱۳۵۳ شمسی
undefined معماری هجری@MemariHejri_ir

۱۷:۴۹

undefined مبانی غیرتوحیدی در دانش معماری
undefinedمعماری به عنوان یک هنر و دانش در زمره‌ی علوم انسانی قرار دارد. در زمینه‌ی هنر و دانش معماری، اگر چه فرهنگ اسلامی و ایرانی ما بسیار عمیق و عریق است، اما ورود علوم جدید از غرب در دویست سال گذشته، این حوزه را تحت تاثیر جدی خود قرار داده است. دیدگاه رهبر معظم انقلاب درباره‌ی علوم انسانی دیدگاه قاطع و روشنی است؛ ایشان در ۲۹ مهر ۱۳۸۹ در دیدار با طلاب، فضلا و استادان حوزه علمیه‌ی قم به ‹ذات مسموم› علوم انسانی غربی تاکید نمودند:«این که بنده درباره‌ی علوم انسانی در دانشگاه‌ها و خطر این دانش‌های ذاتاً مسموم هشدار دادم - هم به دانشگاه‌ها هم به مسئولان - به خاطر همین است. این علوم انسانی‌ای که امروز رائج است، محتواهایی دارد که ماهیتاً معارض و مخالف با حرکت اسلامی و نظام اسلامی است؛ متکی بر جهان‌بینی دیگری است؛ حرف دیگری دارد، هدف دیگری دارد.»امام خامنه‌ای در ۱۳۹۳/۴/۱۱ در دیدار با استادان دانشگاه‌ها به صورت صریح‌تر و شفاف‌تر اشکال وارد بر ذات و ماهیت علوم انسانی را روشن فرمودند:«حرف این است که مبنای علوم انسانی غربی، مبنای غیر الهی است، مبنای مادّی است، مبنای غیر توحیدی است؛ این با مبانی اسلامی سازگار نیست، با مبانی دینی سازگار نیست. علوم انسانی آن وقتی صحیح و مفید و تربیت‌کننده‌ی صحیح انسان خواهد بود و به فرد و جامعه نفع خواهد رساند که بر اساس تفکّر الهی و جهان‌بینی الهی باشد؛ این امروز در دانش‌های علوم انسانی در وضع کنونی وجود ندارد.»
undefinedدر حقیقت اشکال ذاتی و ماهیتی وارد بر علوم انسانی به صورت عام و دانش معماری به صورت خاص، مبنای غیرتوحیدی آن است. مبنای غیرتوحیدی مبنی بر جهان‌بینی مادی است. هنگامی که انسان قائل به این باشد که هستی همان خلق خداست و خدا تنها خالق تمام هستی است، که پس از خلق، ربوبیت آن را نیز بر عهده دارد و همه‌ی عالم تحت قدرت، تدبیر و تقدیر او و به سوی او صیرورت دارند، و عالم را در چنان ‹هندسه الهی› ببیند، طبعاً تمام حرکات و اعمال خود را در این نظام توحیدی تعریف می‌کند. معماری نیز از این قاعده مستثنی نیست. معماری توحیدی یعنی معمار خود را و طرح و نقشه‌ی خود را جزئی و بخشی از نقشه خدا و هندسه الهی ببیند؛‌ چون همه‌ی عالم از جمله عالم انسانی را در چهارچوب خلق او و ذیل تدبیر و تقدیر و مشیت او می‌بیند. پس طرح او باید در طرح کلی خدا بنشیند. اما آن چه در غرب و روند مدرنیته تعریف شد، جهتی کاملا معارض با این حقیقت بود.
undefined معماری هجری@MemariHejri_ir

۹:۳۷

undefined توحید در خلق؛ معماری توحیدی علیه معماری امانیستی
توحید به عنوان نخستین و بنیادی‌ترین اصل اسلام، نخست خود را در جهان‌بینی اسلام بروز می‌دهد.«جهان‌بینی یعنی برداشت و تلقی یک انسان، مکتب یا مسلک و آئین از جهان. اسلام یک جهان‌بینی دارد. اسلام معتقد است همه‌ی این مجموعه‌ای که نامش جهان است، از بالا تا پایین، از موجودات ناچیز و حقیر تا موجودات بزرگ و چشم‌گیر؛ از پست‌ترین جاندار یا بی‌جان، تا شریف‌ترین و پرقدرت‌ترین موجودات جاندار و دارای خرد یعنی انسان، همه و همه، همه جای این عالم، بنده، برده و آفریده و وابسته‌ی به یک قدرت بسیار عظیم است... آن قدرت بالاتر اسمش خداست، الله است. پس جهان یک حقیقتی است که به خودی خود استقلال ندارد. خودش را خودش به وجود نیاورده؛ از داخل و از درون نجوشیده؛ بلکه دست قدرتمندی این پدیده‌های گوناگون را آفریده و به وجود آورده است.» [۱]بشر طغیان‌گر اما این تلقی و جهان‌بینی توحیدی را برنتافته و به ویژه بشر غربی از دوره‌ی رنسانس به این سو، به شکلی سازمان‌یافته و جریانی، علیه جهان‌بینی الهی طغیان کرده است. از حیث هستی‌شناختی، بشر غربی و مدرن در کفرکیشی و پاگانیسم خود، انسان را در کانون هستی قرار داد و پارادایم امانیسم را شکل داد. «عصر رنسانس، عصر شکستن هر نوع قید و بندی بود. مردم به همین اندازه قانع نبودند که هر قید و مانعی را که بر سر راه ترقی آنهاست از میان بردارند و برای وصول به منظور خوش مقید به هیچ سنت و اصلی نباشند، بلکه می‌خواستند حتی قیود سنن ملی و مذهبی و آداب عمومی و فضائل اخلاقی را نیز در هم بشکنند؛ در نتیجه منکر تمام اصول اخلاقی شدند. در طول رنسانس، بشر محور همه چیز قرار گرفت. رنسانس مظهر جدی‌ترین تلاش‌های هنرمندان برای تفسیر عالم بر اساس معیار بشر بود. اندیشمندان رنسانس بر این باور بودند که تمام خلقت، حول محور انسان و آینه‌ی اوست و طبیعت می‌تواند تحت اختیار بشر قرار بگیرد. هنر ابزار حاکمیت انسان بود که در آن پدیده‌های ظاهری می‌توانست بر اساس قواعد و نسبت‌های بشری تفسیر گردد، مورد بررسی قرار گیرد و نشان داده شود.» [۲] معماری دوره‌ی رنسانس دقیقا همین ویژگی‌ها را داشت؛ مظهری تمام‌عیار از هندسه‌ی بشری به جای هندسه‌ی الهی. آن چنان که معماران و مجسمه‌سازانی چون دوناتلو، میکل آنژ و داوینچی در آن دوران به تمایلات امانیستی و تخیلات هوس‌ورزانه تعیّن می‌دادند. حتی کلیسا به عنوان یک محیط عبادی را هم آلوده به مظاهر امانیستی نمودند. این فعالیت‌ها، جرقه‌های نخستین رنسانس در اروپا را از (فلورانس) ایتالیا شکل دادند و تا به امروز استمرار دارد. «در دوران رنسانس هنرمند به معنای واقعی خالق اثر شد. در این دوره بود که هنرمند به وسیله‌ی اثر هنری قابل شناسایی گردید. در این زمان هنرمند به جای تقلید از طبیعت، مطابق اصول آفریده‌ی ذهن خود به شناخت آن می‌پردازد و این شناخت باعث آفرینش اثر هنری می‌شود.»[۳] اما در معماری توحیدی، معمار حق ندارد هر آن چه به ذهن او می‌رسد را به تعیّن درآورد، بلکه باید با هندسه‌ی الهی هماهنگ باشد. در معماری توحیدی، معمار باور دارد که بشر در مرکز عالم نیست، بلکه خدا در مرکز عالم است و او در دامنه‌ی خلق الهی عمل می‌کند؛ همه‌ی هستی خلق اوست و او تنها خالق هستی است. خالق آگاه و حکیمی که ‹ خلق بالحق › انجام داده است؛ همه‌ی خلق خدا بر اساس حق بوده است. خلق خدا بر اساس طرح و نقشه و کاملا حکیمانه است؛ نظمی فطری و همه‌گیر بین اجزاء عالم برقرار است. پس معمار حق ندارد صُنع و سازه‌ای خلاف نقشه و طرح خدا در خلق حکیمانه‌اش طرح بزند.«توحید یعنی جهان دارای یک آفریننده و سازنده، و به تعبیری، دارای یک روح پاک و لطیف است... یعنی هنگامی که یک مسلمان، از دیدگاه اسلام به این عالم نگاه می‌کند، این عالم را یک موجود مستقلی نمی‌بیند، بلکه یک موجودی می‌بیند وابسته به یک قدرت بالاتر.» [۴] توحید شاکله‌ی کلی نقشه خدا و هندسه الهی است. به تعبیر رهبر معظم انقلاب همان‌طور که فرمود: «نظام اسلامی مبنی بر نقشه خدا و هندسه الهی است» علاوه بر نظام اسلامی، معماری اسلامی هم مبنی بر نقشه خدا و هندسه الهی است. طرح و نقشه‌ی معمار توحیدی وابسته و منوط است به طرح و نقشه‌ی خدا. او در معماری خود مستقل نیست. معمار موحّد بر اساس هندسه الهی، مهندسی می‌کند.
[۱] طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن، صص ۱۸۴ و ۱۸۵.[۲] امیر بانی‌مسعود، تاریخ معماری غرب، نشر خاک، ۱۳۸۵.[۳] امیر بانی‌مسعود، تاریخ معماری غرب، نشر خاک، ۱۳۸۵.[۴] طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن، صص ۱۸۶ و ۱۸۷.
undefined معماری هجری@MemariHejri_ir

۵:۲۵

undefined توحید در جعل؛ معماری توحیدی به مثابه یک سلوک توحیدی
خدایی که آسمان‌ها و زمین و آن چه در آنهاست را خلق کرده، سامانه‌ی پیچیده‌ای از کارکردهای مختلف را برای اجزاء و عناصر آنها ‹جعل› کرده است: ‹ الّذِي جَعَلَ لَكُمُ الأرضَ فِراشاً وَ السّمَاءَ بِنَاءً وَ أنزَلَ مِنَ السّمَاءِ مَاءً فَأخرَجَ بِهِ مِنَ الثّمَراتِ رِزقاً لَكُم فَلَا تَجعَلُوا لِلّهِ أندَاداً وَ أنتُم تَعلَمُونَ › (سوره بقره آیه ۲۲) اما در نسبت با جعلی که خدا صورت داده، بشر هم امکان جعل دارد؛ ‹ فَلَا تَجعَلُوا لِلّهِ أندَاداً › بشر حق ندارد برای الله، شریک و ندّ جعل کند. شرک در جعل و جعل إله برای الله، عذاب شدید در پی دارد: ‹ الّذِي جَعَلَ مَعَ اللّهِ إِلهًا ءَاخَرَ فَألقِيَاهُ فِي العَذَابِ الشّدِيدِ › (سوره ق، آیه ۲۶)
شرک می‌تواند ابعاد پیچیده‌تر و لایه‌بندی‌های متنوعی داشته باشد. سلوک توحیدی در انسان موحّد آن است که جلی‌ترین شرک‌ها در سطوح رفتاری و اعتقادی، تا خفی‌ترین شرک‌ها در عمق وجود وی کاویده و اصلاح شوند. منطق در ذهن، فکر و اندیشه، در عمیق‌ترین لایه‌های وجودی انسان قرار دارد. شرک می‌تواند در منطق انسان لانه گزیند و زیربنای معرفت او را غیرتوحیدی کند. منطق توحیدی، فکر و اندیشه‌ی انسان را در عمیق‌ترین لایه‌های وجودی او با توحید پالایش می‌کند. بشر با ساخت انواع دستگاه‌های منطقی، توحید را مخدوش کرده است. مبانی غیرتوحیدی علوم انسانی به تعبیر رهبر معظم انقلاب ناظر به همین منطق غیرتوحیدی است.
منطق توحیدی در ‹ لا إله إلا الله › این است که انسان موحّد، هر إلهی غیر از الله را نفی می‌کند. این قاعده در تمام اعمال و رفتار و علائق و اعتقادات او مبنا است. حال اگر انسان این قاعده را در منطق ذهن و قلب خود مورد توجه قرار ندهد، در عوض، هر قاعده‌ی دیگری را از جانب خود و بر اساس علم خود جعل کند، غفلت از منطق توحیدی و در غلتیدن به وادی منطق‌های غیرتوحیدی است. بشر با فروکاست منطق و مبانی حوزه‌های مختلف از جمله معماری به ساحت ماده، دامنه‌ی گسترده‌ای از انواع دستگاه‌های منطقی غیرتوحیدی را جعل کرده است. یکی از این نمونه‌ها در معماری، کاری است که ویتروویوس در ۲۰۰۰ سال پیش انجام داده است. مشهور آن است که قدیمی‌ترین سند مبانی نظری معماری به او نسبت داده شده است. بررسی کار او اثبات می‌کند که چگونه عدم توجه به جهان‌بینی و هستی‌شناسی توحیدی ذیل انگاره‌ای مادی منجر به منطق غیر توحیدی می‌شود که حسب ظاهر صحیح است اما در باطن به کنار زدن منطق توحیدی در لایه‌های عمیق‌تر معرفت انسان نیل می‌یابد. نکته حائز اهمیت آن است که بر پایه‌ی منطق اولیه‌ای که از ویتروویوس نشأت گرفته، ده‌ها منطق دیگر در مبانی نظری معماری توسعه یافته‌اند.
ادامه دارد...
undefined معماری هجری@MemariHejri_ir

۱۸:۲۱

thumbnail
آیت‌الله میرباقری:undefined این مدل شهر کنونی حتماً با یک الگوی مسکن و یک الگوی تغذیه و یک الگوی روابط اجتماعی و یک فرهنگ خاصی سازگار است؛ مثلاً آپارتمان‌های کنونی متناسب با یک روابط خانوادگی و عشیره‌ای بزرگ نیست بلکه متناسب با خانوادۀ سلولی غربی است. همچنین این الگوی مسکن متناسب با یک زوجی است که زندگی کاری مفصلی بیرون از منزل دارند و نشاط و انبساط خود را نیز در یک روابط خاصی گذرانده‌‌‌‌اند و در آخر برای رفع خستگی نیاز به یک پارکینگ برای استراحت دارند تا دوباره صبح سرکار بروند.

undefined معماری هجری@MemariHejri_ir

۴:۳۵

undefined دو عالم و دو نوع ظهور *( *مبانی متضاد معماری و تفاوت عملی در نتایج)
undefinedundefinedundefinedبخشی از تاریخ معماری با دوران مجسمه‌سازی و بت سازی مرتبط است و این در بررسی‌های دقیق، منشعب از فلسفهٔ یونان باستان است که بعدها در روم باستان بال و پر گرفت و گسترش یافت.این است که دیده می‌شود فرمالیسم نقش ویژه‌ای در ساختمانهای مدرن دارد. این ناشی از پیکر تراشی و نگاه زیبایی شناسانه در اعصار گذشته است که تا امروز تسری یافته.اما آنچه اسلام میگوید و دستور می‌دهد متفاوت است.undefined غرب میگوید خدا را تجسم ببخش، سپس آن جسم را بپرست. یک روزی این جسم بتهای بسیار زیبا و رئال بودند، و روز دیگر خودپرستی! بت‌ها در قالب سلبریتی‌ها ظهور و بروز یافتند. حال این تجسم و تجسد از طریق سلبریتی‌هایی که ساختمان می‌سازند مانند «گیری» یا «زها حدید» یا «نورمن فاستر» و ... ظهور و بروز پیدا می‌کند و یا از طریق خود ساختمان‌هایی که برند شده‌اند. که پیش از این دربارهٔ آن‌ها سخن گفته‌ایم.
undefined و اما اسلام میگوید که ابتدا می‌بایست معمار ساخته شود تا بتواند نقش و طرحی دراندازد که بشود بنایی برای عبودیت کردن.و معمار چگونه تصنیع می‌شود؟ معمار انسانی‌ست که از طریق تقوای الهی و عمل به دستورات او، در حقیقت از طریق عبد شدن، خداوند توان دریافت الهامات الهی و تبدیل آن به هنر و عمران ابنیه و شهر را به او میدهد. اگر معمار چنین نشد، بنایش ارزش معنوی ندارد. لذا اهتمام معمار نمی‌باید که اهتمام بر بسط جهالت باشد و متعصبانه بخواهد خودش یا بنایش به بتهای شاخص و شهر به بتکده تبدیل شود.
undefined در حقیقت معمار باید از طریق عمران بنا برای خدا، جایی که خداوند سجده شود (مسجد) نقش یک رسانا برای به عمل درآمدن یک ساختمان یا شهر الهی را داشته باشد تا رضایت خدا را تحصیل کرده و سایر مردم را نیز با این بنا به عبودیت دعوت نماید.در اسلام بر خلاف نظریات تحریفی تورات و انجیل و پیش از آن کفرکیشی مصر و یونان و روم باستان، خدا را نمیتوان تجسم نمود.از طرفی امام علی علیه‌السلام میفرمایند: خدایی را که نبینم نمی‌پرستم!پس چه شد؟ میتوان مگر خدا را دید؟گذشته از این در آیات کلام‌الله مجید آمده است که وقتی "موسی کلیم‌الله" از خدا خواست که او را ببیند، خدا فرمود: «لن ترانی! یعنی هرگز نمیتوانی!» بعد جلوه‌ای از خود را به کوه طور عرضه کرد و طور از هم پاشید و موسی از هم پاشیدن کوه را که دید بیهوش شد.پس حضرت امیر روحی له الفداه چگونه خدا را دیده‌اند و سپس پرستیده‌اند؟مفسرین می‌گویند: خدا را در آیات و نشانه‌های او باید جستجو کرد.«و فی الارض آیات للموقنین و فی انفسکم»در زمین نشانه‌هایی برای آنان که یقین دارند وجود دارد و در نفوس خودتان هم.
اگر نشانه‌های خداوند در زمین تو را به فکر فرو نبرد، درون خودت را که پر از نشانه‌های خداست جستجو کن. دقت کنی می‌بینی‌.بعد امیرالمؤمنین امام علی علیه‌السلام میفرمایند: اگر پرده‌ها از عالم کنار روند، چیزی بر یقین من افزوده نخواهد شد.این یعنی امام آنقدر چشم آیت بینشان فعال است که همه نشانه‌های خداوندی را از پس تمام پرده‌های عالم می‌بینند.undefinedundefined معمار مسلمان که قلبش شده محل الهامات الهی، این آیات را می‌شناسد و در بنای خود عمران می‌کند. یعنی آن را در ساختمان‌ها ظهور و بروز می‌بخشد. او تکنیک را می‌شناسد، او معماری کردن بلد است اما سر منشأ الهامات هنری، معماری و نیازسنجی او، سرمنشأ زیبایی شناسی او، از چشمه لایزال الهی است. عقلانی‌ست. عقل را هم خدا به او هبه کرده. و *عقل فرای فکر است*. پس بنای او هم به غایت ماهرانه ساخته شده و هم بی‌اندازه عاقلانه طرح شده. دیگر تنها عملکرد یا فرم معمار را درگیر نمی‌کند. بلکه یک کل کامل با جزئیات عالی و پیوستگی زیاد عمران می‌نماید.
این یک فهم اجمالی‌ست که هر معماری با توجه به تغییرات پیش روی جهان باید داشته باشد تا اختیار خود را به ابزارهای جدید و هوش مصنوعی نسپارد.و مفتون ابنیه‌ و معمارانی که در نقش بت‌های جاهلی ظاهر می‌شوند، می‌نشود!
undefinedایتا و تلگرامundefined@Maalekalmolk

۱۰:۴۷

بازارسال شده از اندیشه جویان استاد حسن عباسی
thumbnail
undefinedبرای چه کسی می‌سازیم؟
undefined این سوال را از هر شهرساز و معماری بپرسید پاسخش به شما یک کلمه است؛ انسان.اما وقتی پرسیده شود کدام انسان، پاسخ متفاوت خواهد بود و در نتیجه، خروجی معماری و شهرسازی نیز یکسان نخواهد بود.
undefined انسانی که صرفاً در بعد جسمانی تعریف می‌شود و غایت حیاتش حداکثری کردن لذات حیوانی است یا انسانی که علاوه بر بعد جسمانی و مهم‌تر از آن، صاحب روح است و غایت حیاتش رسیدن به مقام عبودیت و عبد شدن است.
undefined پس معماری و شهرسازی اسلامی و قرآنی قبل از اینکه به کالبد و نوع طراحی و... بپردازد به این سوال می‌پردازد که معماری و طراحی شهر و روستا برای چه انسانی با چه ویژگی‌هایی قرار است صورت گیرد؟
undefined معمار تراز کسی است که ساحت‌های وجود انسان در قرآن را بشناسد و طراحی‌اش برای چنین انسانی باشد. انسانی که از حیات نباتی و حیوانی در صدر و شغاف عبور می‌کند و به حیات قلبی و فؤادی می‌رسد.
#معمار_انسان_شناس#نقشه_انسان_در_قرآن
undefined برای آشنایی با نقشه انسان در قرآن به جلسه ۲۴۲ و ۲۴۳ کلبه کرامت مراجعه نمایید:kolbeh-keramat.ir/Sessions/Single/610kolbeh-keramat.ir/Sessions/Single/611
undefined معماری هجری@MemariHejri_ir

۲۱:۳۷

thumbnail
undefined جوهره‌ی گردشگری و توریسم مدرن به دنبال کام‌جویی و دم غنیمتی است که حتی می‌تواند مقدس‌ترین مکان‌ها را هم به محلی برای شوآف و کام‌جویی سطحی‌ تبدیل کند.
undefined معماری هجری@MemariHejri_ir

۲۱:۴۰

thumbnail
undefined در شهرسازی و معماری برون‌گرا که محصول جهان مدرن است، همه تفریحات و تعاملات افراد و خانواده‌ها به فضای بیرون خانه منتقل می‌شود، لذا فضاهای عمومی تفریحی (مانند پارک، رستوران، پاساژ و مال، کافه، سینما، شهربازی‌ها و...) قارچ‌گونه رشد می‌کنند. undefined در حالی‌که در شهرسازی سنتی ما، به تبع اصالت داشتن خانواده، خانه اصالت داشت و بخش زیادی از نیازهای خانواده در خانه پاسخ داده می‌شد.
undefined معماری هجری@MemariHejri_ir

۱۵:۵۴