◆ «ملاحظاتی پیرامون رابطه ریاضیات و فلسفه»
◆ دکتر سیاوش شهشهانی(استاد ممتاز دانشگاه صنعتی شریف)
◈زمان: سه شنبه ۴ آذر ساعت ۱۷:۰۰
◈مکان: گروه فلسفه علم، تالار دکتر گلشنی
◆ لینک افزودن به Google Calendar
◆ انجمن علمی فلسفه علم شریف
۱۲:۲۱
یکی از اصول مکانیک کوانتومی این است که برای هر کمیتی که در آزمایشگاه قابل اندازه گیری و مشاهده باشد یک عملگر ریاضی تعریف میشود. با استفاده از عملگر های متناظر با هر کمیت نیز میتوان توزیع احتمال مقادیر حاصل از اندازه گیری آن کمیت را پیش بینی نمود. برای مثال مکان یک ذره یک کمیت مشاهده پذیر است، در نتیجه برای آن یک عملگر در کوانتوم داریم که با نماد X و یک ^ (هَت یا همان کلاه) بالای آن نمایش می دهیم. کمیت های قابل اندازه گیری دیگر مانند تکانه، انرژی، اسپین و ... نیز همین گونه هستند.
یکی از معضلات جدی نظریه کوانتوم این است که در این نظریه، متناظر با کمیت مشاهده پذیر زمان (T) عملگری وجود ندارد. این در حالی است که از همان ابتدای پیدایش کوانتوم این کمیت در آزمایشگاه اندازه گیری می شده و اکنون نیز ما این کمیت را با دقت های بسیار بالا میتوانیم اندازه بگیریم. (پیش تر این معضل را در اینجا توضیح داده ام.) تلاش های بسیاری برای حل این معضل انجام گرفته و نظریه پردازان مطرحی از جمله بوهم، آهارونوف و روولی تلاش کرده اند تا عملگری برای این کمیت ارائه کنند و به قولی بر سر T کلاه بگذارند :) باوجود تمام تلاشها در بیش از نیم قرن گذشته، تاکنون هیچ راه حل مورد توافقی برای این مسئله ارائه نشده است.
با اینحال، شاید باید به شکل دیگری به این مسئله نگاه بیاندازیم. شاید راه حل برعکس است. یعنی بجای اینکه سعی کنیم زمان را عملگر کنیم و کلاه بر سرش بگذاریم، بیاییم و کلاه مکان را هم برداریم و دیگر آن را عملگری نگاه نکنیم. اگر بتوانیم به صورت سازگار چنین کنیم، تقارن میان مکان و زمان (که در نسبیت وجود دارد) در کوانتوم نیز باز می گردد. این ایده ای است که در مقاله اخیر دکتر کاظمی و دکتر جعفری مطرح شده است. این مقاله که در مجله بسیار مطرح Quantum منتشر شده، به کلی ماجرا را عوض میکند و با کنار گذاشتن رابطه جابجایی هایزنبرگ یک نسخه عام تر از کوانتوم ارائه میکند.
البته این اولین بار نیست که با حذف برخی اصول، به نظریات عمومیت بیشتری داده شده است. مثال بارز آن ظهور هندسه نااقلیدسی است که ریاضی دانانی نظیر گاوس و ریمان با حذف اصل پنجم اقلیدس به آن دست یافتند و میدانیم که تا چه اندازه در توسعه نظریه نسبیت عام و گرانش کاربرد داشته است. در اینجا نیز، نظریه کوانتوم تعمیم یافته با حذف رابطه جابجایی مکان و تکانه، رابطه عدم قطعیت هایزنبرگ را اصلاح میکند و در نتیجه آن یک طول بنیادی کمینه در معادلات ظاهر میشود. جالب اینجاست ما از نظریات و آزمایشات ذهنی گرانش کوانتومی انتظار وجود چنین طولی را داشتیم. کار بسیار ارزشمند دیگری که این محققان انجام داده اند مقایسه پیشبینی این نظریه کوانتوم تعمیم یافته با داده های آشکارساز امواج گرانشی AURIGA و همچنین گذار طیفی اتم هیدروژن است که بوسیله آن حد بالایی برای طول بنیادی مشخص نموده اند.
۱۸:۵۳
Wignern.pdf
۱۷۳.۵۷ کیلوبایت
ترجمه مقالهی
اثربخشی نامعقولِ ریاضیات در علوم̧ طبیعی
ترجمهی دکتر امیر آقامحمدی
The Unreasonable Effectiveness of Mathematics in the Natural Sciences
Eugene Wigner
لینک مقاله اصلی
Theoretical_Physics_News
@Zharfa90
اثربخشی نامعقولِ ریاضیات در علوم̧ طبیعی
ترجمهی دکتر امیر آقامحمدی
The Unreasonable Effectiveness of Mathematics in the Natural Sciences
Eugene Wigner
لینک مقاله اصلی
Theoretical_Physics_News
۶:۳۰
♾ وقتی «بینهایت» با «کامپیوترها» سخن میگوید:
پیوندی میان دو دنیای ریاضی
آیا تا به حال اندیشیدهاید که میان مفهوم انتزاعی «بینهایت» در ریاضیات محض و شبکههای وایفای (Wi-Fi) خانگی، ارتباطی بنیادین وجود داشته باشد؟تا پیش از این، حتی ریاضیدانان برجسته نیز این دو حوزه را عوالمی جداگانه میپنداشتند. اما کشفی نوین، پرده از حقیقتی دیگر برداشته است.
اصل ماجرا چیست؟در ریاضیات، شاخهای تحت عنوان «نظریه مجموعههای توصیفی» (Descriptive Set Theory) وجود دارد که با مجموعههای نامتناهی و ساختارهای پیچیده سر و کار دارد؛ حوزهای چنان انتزاعی که در مرزهای دانش ریاضی قرار میگیرد.در سوی دیگر، علوم کامپیوتر قرار دارد که با جهان محدود، الگوریتمها و شبکههای ملموس سروکار دارد.اخیراً یک ریاضیدان جوان به نام «آنتون برنشتاین» (Anton Bernshteyn) دریافته است که مسائل این دو دنیای متفاوت، در حقیقت بازتاب یکدیگرند.
پلی میان نامتناهی و محدودبرنشتاین نشان داد که مسائل مبهم دربارهی مجموعههای بینهایت را میتوان دقیقاً به زبان «الگوریتمهای توزیعشده» در کامپیوتر ترجمه کرد.بیایید نگاهی دقیقتر داشته باشیم:
در دنیای کامپیوتر : روترهای یک شبکه باید فرکانسهایی را انتخاب کنند که با همسایگانشان تداخل نداشته باشد. کامپیوترها برای رسیدن به این توافق، با یکدیگر تعامل میکنند.
در دنیای ریاضی : ریاضیدانان با گرافهای بینهایتی مواجهاند که باید نقاط آن را طبق قواعد خاصی رنگآمیزی کنند.کشف بزرگ اینجاست: سختی و پیچیدگی رنگآمیزی آن گرافهای بینهایت، دقیقاً معادل «کارایی» الگوریتمهایی است که کامپیوترها برای حل مسائل شبکه به کار میبرند.
اهمیت این کشف این پژوهش حکم یافتن یک لغتنامه میان دو زبان بیگانه را دارد:۱. ریاضیدانان اکنون میتوانند برای دستهبندی مسائل انتزاعی خود، به مخزن ابزارهای علوم کامپیوتر رجوع کنند.۲. متخصصان کامپیوتر نیز میتوانند از نظم ساختاری دنیای بینهایت برای بهینهسازی شبکههای واقعی بهره گیرند.
کلام آخراین دستاورد علمی یادآور میشود که مرزهای ترسیمشده میان علوم محض و کاربردی، همواره صلب و نفوذناپذیر نیستند. گاه راهحل یک چالش مهندسی، در دل پیچیدهترین مفاهیم بینهایت نهفته است.همانطور که برنشتاین میگوید: «میخواهم اذهان عادت کنند که درباره بینهایت بیاندیشند.» 
@Zharfa90
پیوندی میان دو دنیای ریاضی
آیا تا به حال اندیشیدهاید که میان مفهوم انتزاعی «بینهایت» در ریاضیات محض و شبکههای وایفای (Wi-Fi) خانگی، ارتباطی بنیادین وجود داشته باشد؟تا پیش از این، حتی ریاضیدانان برجسته نیز این دو حوزه را عوالمی جداگانه میپنداشتند. اما کشفی نوین، پرده از حقیقتی دیگر برداشته است.
۶:۰۲
بازارسال شده از جوهر
هگل و شیمی (۲)
شیمیسم و تفکر شیمیایی
هگل در سطح طبیعت، وجود سه لایه را فرض گرفته بود. لایهی اول را مکانیسم، دومی را شیمیسم و سومی را ارگانیسم نام نهاده بود. هگل این سطوح از واقعیت را غیرقابلتقلیل به هم میدانست و قوانینی را برای هر سطح در نظر میگرفت که مستقل از لایههای دیگر بودند. تنها قانون تغییرناپذیر و مشترک بین این سطوح، قانونِ دیالکتیک بود. از نظر هگل شرط اینکه بتوان لایههای مختلف واقعیت، یعنی لایههای فیزیکی، شیمیایی و بیولوژیکی و غیره را توصیف کرد، این است که این لایهها در آن واحد از جهتی جدا باشند و از جهتی متصل (اهمیت این سخن بهظاهر سادهی هگل را میتوان در مباحث مربوط به برآیش مشاهده کرد)
در این فرازها گویی هگل از سطح تبیینی ویژهای سخن گفته است. علم شیمی در آن زمان هنوز به نقطهای نرسیدهبود که ایدههای هگل برای آن قابلتوجه جلوه کند. پیشرفتهای شیمی در عصر حاضر نشان دادهاند که شاید قوانینِ جدیدی در شیمی وجود داشته باشد که با دیدِ کلاسیک در مورد قانون متفاوت باشد. همچنین از سخنانِ هگل در مورد رابطهی کل با اجزای آن برمیآید که او به وجود علیت نزولی (downward causation) قائل بودهاست.
... هگل از دو گونه تفکر صحبت میکند. تفکر مکانیستی و تفکر شیمیایی. از نظر هگل تفکر شیمیایی نمود بارزش در علم شیمی نمایان میگردد و نحوهی تفکر مکانیستی در فیزیک نمود پیدا میکند. از نظر هگل تفکر شیمیایی رویکرد مناسبتری برای مواجهه با مسائل جامعه است. با این نحوهی تفکر جنبههای مهم جوامع انسانی بهتر شناخته میشوند، جنبههایی که با نحوهی مکانیستی نمیتوان شناخت. در نحوهی تفکر شیمیایی جامعه را مانند گردایهای از انسانها نمیبینیم. جامعه دارای خصوصیاتی است که از مجموع خصوصیات افراد تشکیلدهندهی آن نتیجه نمیشود.
مرتضی شریفیمقدم
رسالهی «فلسفهی شیمی؛ استقلال و مسائل مهم»
#بریده_کتاب
میتوانید ما را در تلگرام، ایتا و بله دنبال کنید:🧪 @Jowhar03 | ܟٜߺ❟ܣܝ 
شیمیسم و تفکر شیمیایی
#بریده_کتاب
۱۸:۰۹
محفل هماندیشیجلسه هفتم*
روز دانشجو را میتوان بهانهای دانست برای صحبت از «دانشجو».دانشجو متعلق به آیندهست، و آينده متعلق به دانشجو؛بنابرین صحبت از دانشجو یعنی صحبت از آینده.پس باید پرسید آینده چگونه است؟و دانشجوی امروز چه نقشی در حال و آینده جهان پیرامون خود دارد؟
یکشنبه ۱۶ آذرماه
ساعت ۱۵
اتاق اشتراکی معاونت فرهنگی
میزبان آقای محمدامین صادقیان
* این جلسات پیشتر با عنوان «کرسیهای آزاداندیشی علمی» برگزار میگردید.
@Zharfa90
روز دانشجو را میتوان بهانهای دانست برای صحبت از «دانشجو».دانشجو متعلق به آیندهست، و آينده متعلق به دانشجو؛بنابرین صحبت از دانشجو یعنی صحبت از آینده.پس باید پرسید آینده چگونه است؟و دانشجوی امروز چه نقشی در حال و آینده جهان پیرامون خود دارد؟
* این جلسات پیشتر با عنوان «کرسیهای آزاداندیشی علمی» برگزار میگردید.
۱۹:۴۴
ویژه دانشآموزان پسر دوره متوسطه
۵:۵۹
�ح ایستگاه های روز تفکر ۰۴.pdf
۹۴۸.۷۴ کیلوبایت
برای این رویداد باید ذهن خود رو حسابی آمادهی تفکر و گفتوگو کنید...
منتظرتیم که با هم یه روز خاص و فراموشنشدنی رو بسازیم!
۲۰:۳۶
«معناداری» اگر صرفاً یک ارزشگذاری خیالی و ساختگی باشد، محکوم به فروپاشی است.- هانس بلومنبرگ؛ کار بر روی اسطوره
۱۱:۲۱
انجمن علمی ژرفا
انجمن علمی ژرفا برگزار میکند:
روز تفکر؛ فرصتی برای اندیشیدن ویژه دانشآموزان پسر دوره متوسطه
تاریخ برگزاری: ~~ پنجشنبه ۲۷ آذر ۱۴۰۴ ~~
ساعت: ۸:۳۰ تا ۱۷:۱۵
محل برگزاری: دانشگاه صنعتی شریف
مهلت ثبتنام: تا دوشنبه ۲۴ آذر
با توجه به ظرفیت محدود، اولویت با افرادی است که زودتر ثبتنام کنند.
برای ثبتنام روی پیوند مقابل بزنید:
پیوند
️آیدی پشتیبانی:
@SalamZharfa
@Zharfa90
لغو برنامه فردا
به اطلاع دوستان عزیز میرسانیم که به دلیل تداخل زمانی برنامه «روز تفکر» با امتحانات نوبت اول اکثر مدارس، امکان اجرای برنامه در زمان اعلامشده وجود ندارد. از این بابت صمیمانه پوزش میخواهیم و قدردان همراهی و درک شما هستیم.
برنامه در تاریخی جدید برگزار خواهد شد که پس از نهاییسازی، از همین کانال اطلاعرسانی میشود.
دوستانی که ثبتنام کردهاند، برای دریافت وجه خود، لطفاً از طریق آیدی روابطعمومی ژرفا پیام دهند تا هماهنگی لازم انجام شود.
آیدی پشتیبانی:
@SalamZharfa
۵:۵۴
۱۸:۱۸
بازارسال شده از علی عباسی
who lived when.png
۳.۹۵ مگابایت
نقشه «کی کِی زنده بوده» عمر آدمای معروف تاریخ رو روی یه خط زمانی نشون میده تا راحت بتونید ببینید کیا همدوره بودن. مثلاً جو بایدن و نیکولا تسلا توی یه زمان زندگی میکردن. این نقشه نشون میده که فاصلهمون با گذشتههای خیلی دور شاید کلا به اندازهی عمر چند نفر بیشتر نباشه.
۵:۲۱
۱۰:۴۷
هفته اولصبح از ساعت ۹ الی ۱۲:۳۰- افتتاحیه: دکتر اباصالح تقیزاده- #فاوست، گوته: دکتر محمود حدادی- #دکتر_فاوستوس، مارلو: علیرضا شفاهبعد از ظهر از ساعت ۱۴ الی ۱۶- #بنیتو_سرنو، ملویل: رضا محمدی- #پیرمرد_و_دریا، همینگوی: محمدرضا هدایتی
۴:۴۷
انجمن علمی ژرفا
️ بادبان مدرسه زمستانی ادبیات، انسان و علوم جدید هفته اول صبح از ساعت ۹ الی ۱۲:۳۰ - افتتاحیه: دکتر اباصالح تقیزاده - #فاوست، گوته: دکتر محمود حدادی - #دکتر_فاوستوس، مارلو: علیرضا شفاه بعد از ظهر از ساعت ۱۴ الی ۱۶ - #بنیتو_سرنو، ملویل: رضا محمدی - #پیرمرد_و_دریا، همینگوی: محمدرضا هدایتی
" />
فرم ثبتنام ( آخرین مهلت ثبتنام تا دوشنبه! )
چهارشنبه، ۱۰ دی
صبحوبعدازظهر | سالن جابربنحیان | دانشگاه صنعتی شریف
انجمن علمی بین رشتهای ژرفا
@Zharfa90
@Baaadban
۱۲:۳۹
انجمن علمی ژرفا
️ بادبان مدرسه زمستانی ادبیات، انسان و علوم جدید
" />
فرم ثبتنام
چهارشنبهها؛ ۱۰، ۱۷ و ۲۴ دی
رایگان | صبحوبعدازظهر | دانشگاه صنعتی شریف
@Zharfa90
@Baaadban
@nashrekharazmi
@science_and_politics
۱۴:۴۱
بازارسال شده از موسسه معنا
ــ#خبر
۱۳:۱۱
بازارسال شده از موسسه معنا
لینک مطلبــ#چکیده_سایت
۱۰:۱۳
بازارسال شده از بسیج علوم پایه
«کتابها و منابع علمی و آموزشی»
اگر به خاطر شرایط فعلی دسترسیها، نیازمند کتاب، جزوه یا محتوای آموزشی و دانشگاهی خاصی بودید، میتوانید عنوان مورد نیاز را به آیدی زیر در پیامرسان بله ارسال کنید:
@BasijOloomPayehAdmin
در ماههای اخیر مجموعهای از کتب و محتوای آموزشی مرتبط با رشتههای علوم پایه جمعآوری شده که امیدواریم در این زمینه مفید باشد. همچنین اگر کتاب مورد نظر یافت نشد، از همین طریق اعلام میکنیم تا هرکس نسخهای از آن در اختیار دارد برای رفع نیاز دیگران ارسال نماید.
پ.ن. پیگیری فعالیتهای علمی در شرایط فعلی مانند کاشت و نگهداشت نهالی در میانهٔ طوفانی سخت است؛ اما تاریخ به ما آموخته که بسیاری از پیشرفتها و نوآوریها، ریشه و آغازی در سختیها و تلاطمات داشتهاند. در سختیهای امروز، برای فرداها #نهال_امید باید کاشت.
@BasijOloomPayeh
اگر به خاطر شرایط فعلی دسترسیها، نیازمند کتاب، جزوه یا محتوای آموزشی و دانشگاهی خاصی بودید، میتوانید عنوان مورد نیاز را به آیدی زیر در پیامرسان بله ارسال کنید:
در ماههای اخیر مجموعهای از کتب و محتوای آموزشی مرتبط با رشتههای علوم پایه جمعآوری شده که امیدواریم در این زمینه مفید باشد. همچنین اگر کتاب مورد نظر یافت نشد، از همین طریق اعلام میکنیم تا هرکس نسخهای از آن در اختیار دارد برای رفع نیاز دیگران ارسال نماید.
پ.ن. پیگیری فعالیتهای علمی در شرایط فعلی مانند کاشت و نگهداشت نهالی در میانهٔ طوفانی سخت است؛ اما تاریخ به ما آموخته که بسیاری از پیشرفتها و نوآوریها، ریشه و آغازی در سختیها و تلاطمات داشتهاند. در سختیهای امروز، برای فرداها #نهال_امید باید کاشت.
۱۴:۵۸
در باب تتبع (دانشاندوزی)
تتبع را سه غایت است: حظّ نفس، زیورِ کلام، و کفایت در عمل. عمده فایدهی آن در حظّ نفس، به گاهِ خلوت و انزواست؛ در زیورِ کلام، به وقتِ محاوره است؛ و در کفایت، به هنگامِ تدبیر و نَسَقِ امور؛ چه، کارآزمودگان میتوانند اجزا را یکبهیک به انجام رسانند و چهبسا در باب آنها داوری کنند؛ اما تدابیر کلان، و طرحریزی و ساماندهیِ امور، به نیکوترین وجه از زبدهدانایان برمیآید.
صرفِ وقتِ بیش از حد در تتبعات، کاهلی است؛ افراط در به کارگیریِ آنها بهرِ زینت، تظاهر و فضلفروشی است؛ و داوریِ تمامعیار صرفاً بر مبنای قواعدِ آنها، خوی و خصلتِ اهل مدرسه است. تتبع، طبیعتِ آدمی را کمال میبخشد و خود به واسطهی تجربه کمال مییابد؛ چرا که استعدادهای فطری همچون گیاهان خودرویند که به هَرَسِ دانشاندوزی نیازمندند؛ و تتبعات نیز فینفسه رهنمودهایی بس فراخ به دست میدهند، مگر آنکه در چارچوبِ تجربه محصور گردند.
مکاران تتبع را خوار میشمارند، عامیان ستایشش میکنند، و خردمندان آن را به کار میبندند؛ چه، تتبعات کاربردِ خویش را نمیآموزند؛ بلکه این حکمتی است بیرون از آنها و فراتر از آنها، که به دستاويزِ مشاهده حاصل میآید. مخوان به نیتِ معارضه و ابطال؛ و نه به قصدِ باور و پذیرشِ بیچونوچرا؛ و نه برای یافتنِ اسبابِ گفتوگو و مقال؛ بلکه بخوان تا بسنجی و تأمل کنی.
برخی کتابها را باید چشید، برخی دیگر را باید بلعید، و معدودی را باید جوید و هضم کرد؛ بدین معنا که پارهای کتابها را تنها باید بخشبخش خواند؛ پارهای دیگر را باید خواند، اما نه با تدقیق؛ و آن معدود را باید تماماً، با جَهد و التفات مطالعه کرد. برخی کتابها را نیز میتوان به نیابت خواند، و استخراجِ فحوای آنها را به دیگران سپرد؛ اما این تنها در مباحثِ کماهمیتتر و کتبِ فرومایهتر رواست؛ وگرنه کتابهای تقطیرشده (چکیدهسازیشده)، همچون گلابهای بازاری، چیزهایی بیمایهاند.
مطالعه، انسانی پُرمایه میسازد؛ مباحثه، انسانی حاضریراق؛ و کتابت، انسانی دقیق. از این رو، اگر آدمی کم مینویسد، باید حافظهای بسزا داشته باشد؛ اگر کم مباحثه میکند، باید از ذهنی حاضر برخوردار باشد؛ و اگر کم میخواند، باید مکاریِ بسیار بداند تا چنان نماید که میداند آنچه را که در حقیقت نمیداند.
تواریخ آدمی را خردمند میسازند؛ شعرا، لطیفطبع؛ ریاضیات، موشکاف؛ حکمتِ طبیعی، ژرفاندیش؛ حکمتِ عملی (اخلاق)، موقر؛ و منطق و خطابه، توانا در احتجاج: «تتبعات به خُلقیات بدل میگردند» [Abeunt studia in mores]؛ بل در ذهن هیچ سد و مانعی نیست که به واسطهی تتبعاتِ درخور، نتوان آن را برطرف ساخت.
همانگونه که امراضِ جسمانی را ریاضتهای (ورزشهای) مقتضی است ــ گویبازی برای سنگ کلیه و گُرده نافع است، تیراندازی برای ریهها و سینه، پیادهرویِ آرام برای معده، سوارکاری برای سَر، و قسعلیهذا ــ پس اگر ذهنِ آدمی پراکنده و سرگردان است، بگذار ریاضیات بخواند؛ چه در براهینِ ریاضی، اگر حواسش اندکی پرت شود، ناگزیر است از سر گیرد. اگر ذهنش در تمییز دادن و یافتنِ تفاوتها کُند است، بگذار به مطالعهی آثارِ مَدرَسیان [اسکولاستیکها] بپردازد، که آنان «شکافندگانِ زیره»اند [Cymini sectores / موشکافان]. اگر در احاطه بر موضوعات و فراخواندنِ چیزی برای اثبات و ایضاحِ چیزِ دیگر ناتوان است، بگذار پروندههای حقوقدانان را مطالعه کند؛ بدینسان، هر نقصانی در ذهن میتواند نسخهای مخصوص به خود داشته باشد.
فرانسیس بیکن
جستارها
تتبع را سه غایت است: حظّ نفس، زیورِ کلام، و کفایت در عمل. عمده فایدهی آن در حظّ نفس، به گاهِ خلوت و انزواست؛ در زیورِ کلام، به وقتِ محاوره است؛ و در کفایت، به هنگامِ تدبیر و نَسَقِ امور؛ چه، کارآزمودگان میتوانند اجزا را یکبهیک به انجام رسانند و چهبسا در باب آنها داوری کنند؛ اما تدابیر کلان، و طرحریزی و ساماندهیِ امور، به نیکوترین وجه از زبدهدانایان برمیآید.
صرفِ وقتِ بیش از حد در تتبعات، کاهلی است؛ افراط در به کارگیریِ آنها بهرِ زینت، تظاهر و فضلفروشی است؛ و داوریِ تمامعیار صرفاً بر مبنای قواعدِ آنها، خوی و خصلتِ اهل مدرسه است. تتبع، طبیعتِ آدمی را کمال میبخشد و خود به واسطهی تجربه کمال مییابد؛ چرا که استعدادهای فطری همچون گیاهان خودرویند که به هَرَسِ دانشاندوزی نیازمندند؛ و تتبعات نیز فینفسه رهنمودهایی بس فراخ به دست میدهند، مگر آنکه در چارچوبِ تجربه محصور گردند.
مکاران تتبع را خوار میشمارند، عامیان ستایشش میکنند، و خردمندان آن را به کار میبندند؛ چه، تتبعات کاربردِ خویش را نمیآموزند؛ بلکه این حکمتی است بیرون از آنها و فراتر از آنها، که به دستاويزِ مشاهده حاصل میآید. مخوان به نیتِ معارضه و ابطال؛ و نه به قصدِ باور و پذیرشِ بیچونوچرا؛ و نه برای یافتنِ اسبابِ گفتوگو و مقال؛ بلکه بخوان تا بسنجی و تأمل کنی.
برخی کتابها را باید چشید، برخی دیگر را باید بلعید، و معدودی را باید جوید و هضم کرد؛ بدین معنا که پارهای کتابها را تنها باید بخشبخش خواند؛ پارهای دیگر را باید خواند، اما نه با تدقیق؛ و آن معدود را باید تماماً، با جَهد و التفات مطالعه کرد. برخی کتابها را نیز میتوان به نیابت خواند، و استخراجِ فحوای آنها را به دیگران سپرد؛ اما این تنها در مباحثِ کماهمیتتر و کتبِ فرومایهتر رواست؛ وگرنه کتابهای تقطیرشده (چکیدهسازیشده)، همچون گلابهای بازاری، چیزهایی بیمایهاند.
مطالعه، انسانی پُرمایه میسازد؛ مباحثه، انسانی حاضریراق؛ و کتابت، انسانی دقیق. از این رو، اگر آدمی کم مینویسد، باید حافظهای بسزا داشته باشد؛ اگر کم مباحثه میکند، باید از ذهنی حاضر برخوردار باشد؛ و اگر کم میخواند، باید مکاریِ بسیار بداند تا چنان نماید که میداند آنچه را که در حقیقت نمیداند.
تواریخ آدمی را خردمند میسازند؛ شعرا، لطیفطبع؛ ریاضیات، موشکاف؛ حکمتِ طبیعی، ژرفاندیش؛ حکمتِ عملی (اخلاق)، موقر؛ و منطق و خطابه، توانا در احتجاج: «تتبعات به خُلقیات بدل میگردند» [Abeunt studia in mores]؛ بل در ذهن هیچ سد و مانعی نیست که به واسطهی تتبعاتِ درخور، نتوان آن را برطرف ساخت.
همانگونه که امراضِ جسمانی را ریاضتهای (ورزشهای) مقتضی است ــ گویبازی برای سنگ کلیه و گُرده نافع است، تیراندازی برای ریهها و سینه، پیادهرویِ آرام برای معده، سوارکاری برای سَر، و قسعلیهذا ــ پس اگر ذهنِ آدمی پراکنده و سرگردان است، بگذار ریاضیات بخواند؛ چه در براهینِ ریاضی، اگر حواسش اندکی پرت شود، ناگزیر است از سر گیرد. اگر ذهنش در تمییز دادن و یافتنِ تفاوتها کُند است، بگذار به مطالعهی آثارِ مَدرَسیان [اسکولاستیکها] بپردازد، که آنان «شکافندگانِ زیره»اند [Cymini sectores / موشکافان]. اگر در احاطه بر موضوعات و فراخواندنِ چیزی برای اثبات و ایضاحِ چیزِ دیگر ناتوان است، بگذار پروندههای حقوقدانان را مطالعه کند؛ بدینسان، هر نقصانی در ذهن میتواند نسخهای مخصوص به خود داشته باشد.
فرانسیس بیکن
جستارها
۱:۰۹