بله | کانال اندیشکده فرهنگ و توسعه
عکس پروفایل اندیشکده فرهنگ و توسعها

اندیشکده فرهنگ و توسعه

۱.۷ هزار عضو
#جنگیاد قربانیان نظام سلطه و امپریالیزم؛ روایتی که می‌تواند جهانی شوددر روزهای اخیر، استفاده از عبارت‌هایی مانند «به یاد قربانیان اپستین» نوشته شده بر روی موشک‌های ایران، در فضای رسانه‌ای و شبکه‌های اجتماعی موجی قابل توجه ایجاد کرده است. تجربه این نمونه نشان می‌دهد که پیام‌های کوتاه، نمادین و انسانی می‌توانند توجه افکار عمومی جهان را جلب کرده و روایت قربانیان را در برابر روایت‌های رسمی قدرت برجسته کنند و به روایت مقاومت نیروی خیردر برابر نیروهای شردامن یزند.این تجربه می‌تواند به یک ابتکار رسانه‌ای گسترده‌تر تبدیل شود؛ ابتکاری که در آن یاد قربانیان خشونت، تبعیض و استعمار در نقاط مختلف جهان به شکلی نمادین و قابل بازنشر مطرح شود. استفاده از عناوینی که برای مخاطب جهانی قابل فهم و همدلانه است، می‌تواند دامنه این موج را افزایش دهد. برای نمونه:undefined«به یاد قربانیان برده‌داری»،undefined«به یاد قربانیان جنگ های استعماری»،undefined«به یاد قربانیان تبعیض نژادی»،undefined«به یاد قربانیان فلسطینی»،undefined«به یاد قربانیان نازیسم، فاشیسم و صهیونیزم»،undefined«به یاد قربانیان زندان ابوغریب»،undefined«به یاد قربانیان زندان گوانتانامو»،undefined«به یاد قربانیان جنگ ویتنام»،undefined«به یاد قربانیان هیروشیما و ناگازاکی»،و....نمونه‌های مشابهی که هر یک یادآور بخشی از رنج‌های تاریخی بشر است.در کنار این رویکرد که در موج‌های موشکی قابل استفاده است، روایت‌های انسانی و شخصی نیز می‌تواند نقش مهمی در گسترش این موج داشته باشد. یادآوری نام کودکان، قربانیان و انسان‌هایی که در نقاط مختلف جهان قربانی خشونت و بی‌عدالتی شده‌اند، این امکان را فراهم می‌کند که هر داستان انسانی به یک نماد رسانه‌ای تبدیل شود؛ نمادی که بتواند همدلی عمومی را برانگیزد و در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست شود.چنین رویکردی می‌تواند به شکل‌گیری یک جریان رسانه‌ای جهانی کمک کند؛ جریانی که در آن یاد قربانیان خشونت و بی‌عدالتی، فراتر از مرزهای سیاسی و جغرافیایی، به محور گفت‌وگوی افکار عمومی جهان تبدیل شود.
#ایران
کانال اندیشکده در پیامرسان بله | تارنمای اندیشکده مطالعات فرهنگ و توسعه | اینستاگرام

۸:۵۸

undefined "توصیه سیاستی به مسئولان و کنشگران فرهنگی و میدانی درباره مردمی‌تر شدن تجمعات شبانه"
در هفته‌های اخیر، شکل‌گیری تجمعات شبانه مردمی در شهرهای مختلف کشور، جلوه‌ای قابل توجه از همبستگی اجتماعی و احساس مسئولیت ملی را به نمایش گذاشته است. حضور مردم در میادین شهری، ایستگاه‌های صلواتی و کاروان‌های پیاده و خودرویی نشان می‌دهد که بخش‌های مختلف جامعه مایل‌اند در دفاع از ایران و ابراز همبستگی با یکدیگر در میدان حضور داشته باشند. این ظرفیت اجتماعی، اگر به‌درستی مدیریت و تقویت شود، می‌تواند به یکی از مهم‌ترین منابع انسجام ملی تبدیل شود.
undefinedبا این حال، برخی مشاهدات میدانی نشان می‌دهد که فضای فرهنگی و نمادین این تجمعات—از جمله سرودها، نواها، شعارها و شیوه اجرای برنامه‌ها—در مواردی نتوانسته است به اندازه کافی تنوع سلایق و هویت‌های اجتماعی حاضر در جامعه را نمایندگی کند. در نتیجه، بخشی از شهروندانی که دغدغه ایران و امنیت و پیشرفت کشور را دارند، ممکن است احساس کنند که این فضاها کمتر برای حضور آنان طراحی شده است.undefinedتجربه‌های محدود اما قابل توجهی که در برخی میادین شهری برای ترکیب عناصر ملی و مذهبی در برنامه‌ها انجام شده، نشان می‌دهد که هرگاه فضای برنامه‌ها اندکی فراگیرتر و متنوع‌تر شده است، واکنش مثبت و استقبال بخش‌های بیشتری از مردم نیز مشاهده شده است. در مقابل، محدود شدن فضای نمادین تجمعات به یک قالب خاص می‌تواند ناخواسته حس فاصله یا بیگانگی را در میان برخی گروه‌های اجتماعی تقویت کند؛ موضوعی که در شرایط نیاز به انسجام ملی، شایسته توجه جدی است.
undefinedاز این‌رو، یکی از اقدامات ساده اما مؤثر می‌تواند "تنوع‌بخشی به محتوای فرهنگی تجمعات" باشد. به‌ویژه پیشنهاد می‌شود در فهرست پخش برنامه‌ها (پلی‌لیست‌های صوتی کاروان‌ها و تجمعات)، در کنار سرودها و مداحی‌های مرسوم، *آهنگ‌ها و سرودهای ملی و میهنی نیز به‌طور رسمی و سازمان‌یافته گنجانده شود. تجربه برخی برگزارکنندگان نشان می‌دهد که اگر چنین فهرستی از سوی نهادهای مرجع فرهنگی—برای مثال سازمان تبلیغات اسلامی—تهیه و پیشنهاد شود، بسیاری از مسئولان میدانی تجمعات آمادگی استفاده از آن را دارند.

undefinedافزودن سرودهای ملی چند کارکرد مهم دارد:
- تقویت حس تعلق مشترک به «ایران» به‌عنوان نقطه پیوند همه اقشار جامعه
- ایجاد فضایی که افراد با سلایق فرهنگی و سبک‌های زندگی متفاوت نیز خود را در آن سهیم ببینند
- کاهش احساس انحصاری بودن برخی تجمعات و افزایش مشارکت مردمی
- تقویت روایت «مقاومت ملی» به جای محدود شدن آن به یک خرده‌فرهنگ خاص

undefinedهمچنین توصیه می‌شود برگزارکنندگان تجمعات در طراحی برنامه‌ها، به تدریج از قالب‌های متنوع‌تری استفاده کنند؛ از جمله ترکیب سرودهای ملی و مذهبی، استفاده از هنرهای آیینی ایرانی، دعوت از چهره‌های فرهنگی متنوع و فراهم کردن فضایی که خانواده‌ها و اقشار مختلف جامعه بتوانند با احساس امنیت و احترام در آن حضور پیدا کنند.

undefinedانسجام ملی بیش از آنکه با دستور ایجاد شود، در
فضاهای مشترک و تجربه‌های جمعی فراگیر* شکل می‌گیرد. تجمعات مردمی این روزها یکی از مهم‌ترین این فضاهاست. اگر این فضاها به گونه‌ای طراحی شوند که هر ایرانیِ دغدغه‌مند نسبت به سرنوشت کشور، خود را در آن صاحب جایگاه بداند، ظرفیت اجتماعی آن‌ها چند برابر خواهد شد.
undefinedامید است با توجه مسئولان فرهنگی و میدان‌داران این حرکت‌ها، گام‌هایی در جهت فراگیرتر شدن این تجمعات برداشته شود تا میادین شهری بیش از پیش به نماد وحدت و همدلی همه ایرانیان تبدیل گردد.#ایران#جنگ#جنگ_رمضان
کانال اندیشکده در پیامرسان بله | تارنمای اندیشکده مطالعات فرهنگ و توسعه | اینستاگرام

۱۳:۳۳

بازارسال شده از هستهٔ مطالعات توسعه
thumbnail
undefined #گزارش
undefined تنگه هرمز و گروگان‌گیری اقتصاد جهانی: کالبدشکافی یک بن‌بست ژئوپلیتیک
undefined در نخستین ماه‌های سال ۲۰۲۶، جهان با واقعیتی فراتر از نوسانات متعارف بازار روبه‌روست؛ انسداد تنگه هرمز، لحظه بازتعریف ساختار قدرت در عصر نوین است. وضعیت کنونی، محصول مستقیم شکست سیاست فشار حداکثری و گذار از رویارویی‌های تحریمی به درگیری‌های فیزیکی در حساس‌ترین شریان انرژی جهان است.
undefined از منظر تحلیل راهبردی، این رخداد به معنای فروپاشی نظم تک‌قطبی سابق است؛ جایی که یک قدرت منطقه‌ای در آستانه بقا، می‌تواند هزینه‌هایی نامتقارن و فلج‌کننده را بر قدرت‌های بزرگ تحمیل کرده و کارآمدی ابزارهای سنتی هژمونی را به چالش بکشد.
undefined در ادبیات ژئوپلیتیک، تنگه هرمز در صدر فهرست نقاط انسداد جغرافیایی جهان قرار دارد، اما آنچه بحران فعلی را متمایز می‌کند، گذار از محاصره فیزیکی به یک «محاصره روانی» است. ایران بدون نیاز به مین‌گذاری گسترده که می‌توانست صادرات خودش را نیز متوقف کند، از طریق حملات پهپادی و موشکی هدفمند، محاسبات ریسک را در صنعت کشتیرانی دگرگون کرده است. این مدل از انسداد، برخلاف تعرفه‌های تجاری که هزینه‌ای متقابل بر طرفین تحمیل می‌کند، برای ایالات متحده خسارتی یک‌سویه و غیرقابل جبران پدید آورده که فراتر از بازارهای انرژی، کل زنجیره ارزش جهانی را هدف قرار داده است.
undefined بحران تنگه هرمز را باید یک «مهمات خوشه‌ای ژئواکونومیک» توصیف کرد که ترکش‌های آن به شکلی غیرهدفمند به بخش‌های حیاتی فناوری و امنیت غذایی اصابت می‌کند. این پیچیدگی‌های درهم‌تنیده، واشینگتن را در برابر یک بن‌بست راهبردی قرار داده که سایه سنگین رقابت با پکن بر آن سنگینی می‌کند.
undefined چالش‌های سیاست خارجی ایالات متحده در سال ۲۰۲۶ با میراثی از تضادهای ساختاری گره خورده است. اکنون مقامات واشینگتن با استیصال به دکترین «قدرت خود را پنهان کن و منتظر زمان باش» دن گوانگ‌پینگ متوسل شده‌اند تا زمان لازم برای شکستن انحصار چین بر عناصر نادر خاکی را به دست آورند، هرچند که تسریع در گذار به انرژی‌های پاک به دلیل سلطه پکن بر فناوری‌های سبز، در بلندمدت نفوذ چین را تقویت خواهد کرد.
undefined فرجام این رویارویی، نقطه عطفی در تاریخ هژمونی جهانی خواهد بود. اگر این بحران با بقای ساختار فعلی در تهران و عقب‌نشینی واشینگتن به پایان برسد، جایگاه ایالات متحده به‌عنوان «تأمین‌کننده امنیت آبراه‌های آزاد» که یکی از ستون‌های اصلی قدرت جهانی‌اش بود، برای همیشه فرو خواهد ریخت.
undefined در نظم نوین، سلاح‌های اقتصادی سنتی کارایی خود را در برابر بازیگرانی که برای بقای خود می‌جنگند، از دست داده‌اند و قدرت واقعی نه در توان تحریم کردن، بلکه در توانایی مدیریت وابستگی‌های متقابل و گریز از بن‌بست‌های جغرافیایی تعریف می‌شود؛ واقعیتی که نشان‌دهنده تضعیف بازگشت‌ناپذیر نفوذ ایالات متحده در معماری امنیتی و اقتصادی جهان است.
undefined متن کامل را از اینجا بخوانید.
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined @development_studiesundefined @cdstt

۲۳:۲۰

undefined ضرورت توجه به پارادایم در گفتمان مسئولان؛ از «مظلومیت منفعلانه» تا «اقتدار تمدن‌ساز»
به نظر می‌رسد در تقابل گفتمانی و میدانی با دشمنان، دچار نوعی بی دقتی راهبردی شده‌ایم. بررسی مواضع نشان می‌دهد که در بسیاری موارد نیروی متخاصم با دقتی حساب‌شده، هدفمند و مبتنی بر برنامه‌ای مشخص برای آینده سخن می‌گوید؛ اما در نقطه مقابل، بعضا گفتمان مسولان ارشد کشورما به سطح تقلیل‌یافته‌ی «دلنوشته‌های احساسی» تنزل پیدا کرده است. این رویکرد، فاقد هرگونه طرح، ایده، اقتدار و از همه مهم‌تر، فاقد «قدرت بازدارندگی» است. مظلوم‌نمایی بی‌قاعده و اتخاذ مواضعی که بوی استیصال و پذیرش انفعالیِ ضربه را می‌دهد، نه تنها بازدارنده نیست، بلکه سیگنال ضعف مخابره می‌کند. چرا که تصویر شهادت‌طلبی و دفاع شاید ارزشی منطبق با فرهنگ ایرانی از باب غیرتهاجمی بودن و صلح‌طلب بودن در خود دارد اما در نگاه مخاطبین سیاسی در عرصه بین الملل همین تصویر می‌تواند برداشت ضعف و پذیرش تهاجم تلقی گردد.undefinedآسیب‌شناسی روایت فعلی:تکیه صرف بر مفاهیمی چون «ما برای دفاع آماده‌ایم» یا ادبیاتی که تداعی‌کننده آمادگی برای قربانی شدن است، خطای محاسباتی بزرگی در عرصه جنگ شناختی است. چنین ادبیات ضعیف و منفعلانه‌ای، پیش از آنکه نشانگر ضعف یک فرد یا نهاد باشد، تصویرگر ضعف در ادراک راهبردی یک ملت بزرگ تلقی خواهد شد.undefinedتوصیه‌های سیاستی و تغییر لحن:ادبیات و روایت رسمی ما باید فوراً از موضع «قربانیِ آماده دفاع» به موضع «قدرتِ تمدن‌ساز» تغییر یابد. محورهای گفتمان جدید باید بر پایه‌های زیر استوار باشد:۱. تمرکز بر آینده‌سازی: به جای تاکید صرف بر دفاع، باید با صدای بلند اعلام کنیم که ما در مسیر «ساختن دنیای آینده» گام برمی‌داریم؛ دقیقاً همان‌گونه که شالوده‌های تمدن گذشته را بنا نهادیم.۲. تعریف جهان آینده: روایت ما باید تاکید کند که دنیای آینده، جهانی عاری از هژمونی زورگویان و مبتنی بر صلح پایدار است.۳. تغییر جایگاه دشمن در روایت: باید با اقتدار و صراحت، نیروی متخاصم را نه یک قدرت بلامنازع، بلکه «مانع اصلی صلح»، «بزرگ‌ترین قاتل قرن» و جریانی فاقد عقلانیت معرفی کنیم.۴. یادآوری جایگاه تاریخی: در برابر چنین دشمنی، ما باید از جایگاه و با اعتبار «یکی از بزرگ‌ترین ملت‌های تاریخ بشر» سخن بگوییم.undefinedنتیجه‌گیری:ما نیازمند ادبیاتی هستیم که اقتدار و اراده ما چنانکه در میدان رزم محقق شده را بازتاب دهد. زمانی که ادبیات ما از موضع استیصال بیان می شود، قدرت بازدارندگی ما در میدان نبرد و درون جامعه و جهان نیز آثار بد خود را خواهد گذاشت. ضرورت دارد که بدرستی با ادبیات فاتحان و تمدن‌سازان سخن بگوییم، نه با ادبیات قربانیان.#جنگ#ایران
کانال اندیشکده در پیامرسان بله | تارنمای اندیشکده مطالعات فرهنگ و توسعه | اینستاگرام

۸:۱۰

undefined تغییر پارادایم در توسعه و آمایش صنعت فولاد؛ از فلات مرکزی تا سواحل مکران؛
بازاندیشی در بازسازی صنعت فولاد پس از آسیب‌های جنگ و گذار به سوی زنجیره ارزش برتر
یادداشت سیاستیundefined کمیل قیدرلو؛ مدیر اندیشکده فرهنگ و توسعه
چکیده مدیریتیصنعت فولاد در ایران نیازمند یک دگرگونی بنیادین در دو عرصه «آمایش سرزمینی» و «زنجیره ارزش» است. استقرار تاریخی صنایع سنگین و آب‌بر در فلات مرکزی که پیش‌تر بر اساس ملاحظات امنیتی توجیه می‌شد، امروزه به عامل اصلی بحران‌های زیست‌محیطی و آبی تبدیل شده است. از سوی دیگر، تمرکز بر تولید فولاد خام مانع از رشد پایدار اقتصادی شده است. با توجه به آسیب‌های اخیر وارد شده به این زیرساخت‌ها در نتیجه درگیری‌ها، اکنون یک «پنجره فرصت سیاستی» برای بازسازی و انتقال این صنایع به سواحل مکران و تغییر رویکرد به سمت صنایع پایین‌دستی با ارزش افزوده بالا فراهم شده است.
undefined ۱.طرح مسئله: پایان عصر منطق امنیتی در جانمایی صنایع
در دهه‌های گذشته، فلسفه اولیه استقرار صنایع سنگین نظیر فولاد در فلات مرکزی ایران، مبتنی بر «ملاحظات امنیتی و دفاعی» و حفاظت در برابر تهاجم خارجی بود . با این حال، تکامل فناوری‌های نوین نظامی و تغییر ماهیت جنگ‌ها، این توجیه استراتژیک را تا حد زیادی بلاموضوع کرده است.امروزه تهدید واقعی، پیامدهای زیست‌محیطی این رویکرد است. صنایع فولاد به‌شدت «آب‌بر» هستند و استقرار متمرکز آن‌ها در حوضه‌های آبریز شکننده فلات مرکزی، به افت شدید سفره‌های آب زیرزمینی، تشدید خشکی مناطق و بروز بحران‌های زیستی و اجتماعی دامن زده است.
undefined ۲. تحلیل شواهد: هزینه‌های اکولوژیک و تله ارزش افزوده
ادبیات اقتصاد توسعه (آثاری چون Meier, 1984 و Stiglitz, 1998) نشان می‌دهد که صنایع سنگین لزوماً موتور محرک توسعه نیستند، مگر آنکه ظرفیت نهادی لازم برای مدیریت آن‌ها وجود داشته باشد . بررسی وضعیت فعلی صنعت فولاد ایران موید دو چالش اساسی است:بحران‌های زیست‌محیطی و سلامت: انتقال کنسانتره از معادن شرق (نظیر گل‌گهر، چادرملو و سنگان) به مرکز کشور، باعث ایجاد غبار سنگ‌آهن در شعاعی بالغ بر 80 کیلومتر شده است. همچنین بهره‌برداری از واحدهای قدیمی مانند ذوب‌آهن اصفهان، کانون‌های ریزگرد خطرناکی در دشت گاوخونی ایجاد کرده است. مطالعات سازمان توسعه صنعتی ملل متحد (UNIDO, 2019) نیز تایید می‌کند که هزینه‌های زیست‌محیطی این صنایع در کشورهای در حال توسعه، فراتر از استانداردهای جهانی است .خطای راهبردی در زنجیره ارزش (خام‌فروشی): بر اساس داده‌های انجمن جهانی فولاد (2023)، ارزش هر کیلوگرم سنگ‌آهن خام حدود 0.05 دلار و فولاد خام میانگین 0.5 دلار است. در حالی که با توسعه حلقه‌های پایین‌دستی (ماشین‌سازی، قطعه‌سازی)، این ارزش می‌تواند به رقم قابل‌توجه 9 تا 15 دلار به ازای هر کیلوگرم ارتقا یابد.
undefined ۳. درس‌آموخته‌ها: تجربه اصفهان
تجربه ذوب‌آهن اصفهان نشان می‌دهد که ارزش و توسعه واقعی، در خودِ کارخانه فولاد نهفته نیست؛ بلکه فولاد تنها یک «سکوی اولیه» برای شکل‌گیری اکوسیستم صنایع پایین‌دستی (مکانیک، قطعه‌سازی و خدمات مهندسی) است. بنابراین، هدف‌گذاری سیاست‌گذار نباید توسعه کمیِ فولاد خام باشد، بلکه باید بر صنایع پیشرفته متمرکز شود.
undefined ۴. توصیه‌های سیاستیبا عنایت به آسیب‌های زیرساختی اخیر و لزوم نوسازی صنایع آسیب‌دیده، بازسازی در همان مکان‌های قبلی توجیه اقتصادی و زیست‌محیطی ندارد. بر این اساس، راهکارهای زیر پیشنهاد می‌گردد:
انتقال استراتژیک به سواحل مکران (جایابی مجدد): طرح‌های بازسازی کارخانجات آسیب‌دیده باید با رویکرد انتقال تدریجی ظرفیت تولید فولاد و صنایع آب‌بر به سواحل آزاد (به‌ویژه مکران) پیوند بخورد. این جابه‌جایی، فشار مهلک بر منابع آبی فلات مرکزی را کاهش داده و همزمان مزیت‌های لجستیکی (دسترسی به آب شیرین‌کن‌ها، حمل‌ونقل دریایی ارزان و تسهیل صادرات) را به حداکثر می‌رساند.ارتقا در زنجیره ارزش: سرمایه‌گذاری‌های جدید در صنعت فولاد نباید به تولید مقاطع اولیه (نظیر میلگرد و ورق خام) محدود بماند. سیاست‌های حمایتی دولت باید مشروط به تولید فولادهای آلیاژی و پیوند مستقیم این کارخانجات با خوشه‌های ماشین‌سازی و فناوری‌بر باشد.هم‌سویی سیاست صنعتی با آمایش سرزمین: اعطای هرگونه مجوز جدید یا بودجه بازسازی برای صنایع سنگین در فلات مرکزی متوقف شده و توسعه صنعتی ملزم به رعایت ظرفیت‌های اکولوژیک مناطق گردد.#جنگ#ایرانکانال اندیشکده در پیامرسان بله | تارنمای اندیشکده مطالعات فرهنگ و توسعه | اینستاگرام

۸:۳۵

بازارسال شده از هستهٔ مطالعات توسعه
thumbnail
undefined #گزارش
undefined معماری شکنندگی: تحلیل گلوگاه‌ها و ضرورت بازسازی تاب‌آوری در اقتصاد جهانی
undefined اقتصاد جهانی طی دهه‌های اخیر بر پایه منطق صلبِ «بهینه‌سازی کارایی» استوار بوده است؛ رویکردی که در آن تقلیل هزینه‌ها و افزایش سرعت مبادلات به عنوان قبله‌نمای اصلی سرمایه‌گذاران، تمامی ملاحظات مربوط به پایداری را به حاشیه رانده است.
undefined در این شبکه پیچیده، غیرمتمرکز و به شدت رقابتی، بازیگران اقتصادی انگیزه‌ای نیرومند برای دستیابی به سودهای ناشی از کارایی دارند؛ چرا که این منافع مستقیماً به خود آن‌ها تخصیص می‌یابد. اما در مقابل، تمایل چندانی برای سرمایه‌گذاری در «تاب‌آوری» نشان نمی‌دهند، زیرا هزینه‌های ناشی از وقوع بحران در کل شبکه پخش شده و به دیگران تحمیل می‌گردد.
undefined این تضاد ساختاری منجر به پدید آمدن اقتصادی شده است که اگرچه در ظاهر بسیار کارآمد می‌نماید، اما در باطن به شدت شکننده است. امروزه ما با واقعیتی روبرو هستیم که در آن «نقاط گلوگاهی» دیگر تنها به تنگناهای جغرافیایی سنتی محدود نمی‌شوند، بلکه در لایه‌های پنهان زنجیره‌های تأمین و زیرساخت‌های فناوری نفوذ کرده‌اند.
undefined این معماری آسیب‌پذیر، میراث دوران ثبات نسبی است که اکنون در مواجهه با تلاطم‌های ژئوپلیتیک، ظرفیت خود را برای بقا از دست داده و ضرورت گذار به الگویی جدید از امنیت اقتصادی را برجسته کرده است که فراتر از منطقِ صرفِ بازار عمل می‌کند.
undefined واقعیت ناگزیر این است که حذف نقاط گلوگاهی، فرایندی پرهزینه است که دوران کالاهای ارزان و کارایی مطلق را به پایان می‌رساند. در این جهان متلاطم، پرداخت هزینه‌های گزاف برای بازسازی تاب‌آوری، دیگر یک انتخاب اقتصادی نیست، بلکه ضرورتی اجتناب‌ناپذیر برای بقای حاکمیت ملی و پایداری در برابر ضربه‌های پیش‌بینی‌ناپذیر آینده محسوب می‌شود.
undefined در اینجاست که نقش دولت به عنوان «معمار اصلی» و «تجمیع‌کننده منافع» برجسته می‌شود. دولت‌ها با نگاهی کلان، منافع توزیع‌شده تاب‌آوری را که توسط بخش خصوصی نادیده گرفته می‌شود، تجمیع کرده و با ابزارهای حاکمیتی، امنیت را به عنوان یک کالای عمومی در شبکه اقتصادی تزریق می‌کنند.
undefined متن کامل را از اینجا بخوانید.
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined @development_studiesundefined @cdstt

۱۰:۲۶

thumbnail
#اطلاع_رسانیundefined محله‌محوری؛ الگوی تاب‌آوری، حین و پس از جنگ
undefined سخنرانان:undefined فاطمه قاسم‌پوررئیس گروه زنان و خانواده مجمع تشخیص مصلحت نظام
undefined کمیل قیدرلومعاون اجتماعی و فرهنگی مرکز پژوهش‌های مجلس
undefined میثم مظفرعضو شورای شهر شهر تهران
undefined ریحانه رحمانی‌پورمدیر دفتر مطالعات اجتماعی مرکز پژوهش‌های مجلس
undefined سینا شیخیپژوهشگر مسائل اجتماعی
undefined سید آرش وکیلیانپژوهشگر مسائل اجتماعی
undefined علیرضا بلیغپژوهشگر اقتصاد سیاسی

undefined یک‌شنبه، ۲۳ فروردین‌ماه | ساعت ۱۶ تا ۱۹undefined خانه اندیشه‌ورزان | تهران، خیابان انقلاب اسلامی، بین خیابان ولیعصر(عج) و برادران مظفر، پلاک ۹٠۷ #جنگ#ایران
undefined کانال اندیشکده در پیامرسان بله | تارنمای اندیشکده مطالعات فرهنگ و توسعه | اینستاگرام

۱۲:۵۴

اندیشکده فرهنگ و توسعه
undefined #اطلاع_رسانی undefined محله‌محوری؛ الگوی تاب‌آوری، حین و پس از جنگ undefined سخنرانان: undefined فاطمه قاسم‌پور رئیس گروه زنان و خانواده مجمع تشخیص مصلحت نظام undefined کمیل قیدرلو معاون اجتماعی و فرهنگی مرکز پژوهش‌های مجلس undefined میثم مظفر عضو شورای شهر شهر تهران undefined ریحانه رحمانی‌پور مدیر دفتر مطالعات اجتماعی مرکز پژوهش‌های مجلس undefined سینا شیخی پژوهشگر مسائل اجتماعی undefined سید آرش وکیلیان پژوهشگر مسائل اجتماعی undefined علیرضا بلیغ پژوهشگر اقتصاد سیاسی undefined یک‌شنبه، ۲۳ فروردین‌ماه | ساعت ۱۶ تا ۱۹ undefined خانه اندیشه‌ورزان | تهران، خیابان انقلاب اسلامی، بین خیابان ولیعصر(عج) و برادران مظفر، پلاک ۹٠۷ #جنگ #ایران undefined کانال اندیشکده در پیامرسان بله | تارنمای اندیشکده مطالعات فرهنگ و توسعه | اینستاگرام
thumbnail
نشست در حال برگزاری است.

۱۴:۱۹

#یادداشت_سیاستی undefinedضرورت مدیریت روایت و پیوست ارتباطی در دیپلماسی و مذاکرات undefinedمقدمه با خاموش شدن صدای جنگ‌افزارها و ورود به فاز دیپلماسی، عرصه نبرد پایان نمی‌یابد، بلکه «جنگ روایت‌ها» با شدتی مضاعف آغاز می‌شود. در وضعیتی که جامعه پس از مقاومت‌های سخت (نظیر ایستادگی47 روزه در جنگ تحمیلی رمضان) نیازمند آرامش روانی و شفافیت است، سکوت مطلق تیم مذاکره‌کننده و نهادهای عالی تصمیم‌گیر، خلأ ارتباطی خطرناکی ایجاد کرده است. در شرایطی که مستعد دودستگی‌های سیاسی در داخل است، این خلأ فوراً توسط ماشین عملیات روانی دشمن و عوامل داخلی آن‌ها پر می‌شود؛ تا جایی که مقامات بیگانه با برگزاری نشست‌های خبری متعدد، به تنها راویان و منابع خبری مردم تبدیل شده و ذهنیت جامعه را بمباران می‌کنند.undefined تحلیل از منظر حکمرانی فرهنگی و ارتباطی حکمرانی ارتباطی کارآمد ایجاب می‌کند که تصویرسازی از واقعیتِ پشت پرده سیاست و مذاکرات، پیش از تثبیتِ روایتِ تحریف‌شده دشمن، توسط مسئولان خودی انجام پذیرد. متأسفانه به‌رغم حضور تیم‌های رسانه‌ای در هیئت‌های دیپلماتیک، رویه روایت‌سازی دچار اختلال جدی است و روایت مفیدی به جامعه ارائه نمی‌گردد. انتشار پیام‌های دیپلماتیک به زبان انگلیسی در شبکه‌های اجتماعی پیش از گفت‌وگوی شفاف با مردم کشور به زبان فارسی، نه تنها افکار عمومی را اقناع نمی‌کند، بلکه نوعی بی‌احترامی به مردمی تلقی می‌شود که در خیابان‌ها و در سخت‌ترین شرایط پای‌کار بوده‌اند. در عرصه حکمرانی فرهنگی، رها کردن ذهن جامعه در برابر این بمباران شناختی، موجب فرسایش سرمایه اجتماعی و ایجاد شکاف میان مردم و حاکمیت می‌شود. وقتی مقامات در برابر شبهاتِ طرح‌شده سکوت می‌کنند و حداقل واکنشی برای تکذیب یا ایضاح نشان نمی‌دهند، مفاهمه با افکار عمومی مسدود می‌شود. زمان طلایی برای سخن گفتن بسیار محدود است؛ اگر مسئولان در لحظه درست سخن نگویند، دیگران فضا را در دست گرفته و پس از آن، صدای رسمی دیگر شنیده نخواهد شد. undefinedتوصیه‌های سیاستی برای برون‌رفت از وضعیتِ آسیب‌زای «بی‌کلامی و انتظار تبعیت بدون پرسش»، الزامات زیر باید در دستور کار نهادهای ارتباطی و سیاسی قرار گیرد: 1. تعیین سخنگوی مذاکرات: پیش از این در زمان عملیات های وعده صادق یک تا 3 فقدان سخنگوی جنگ به شدت در فضای روایت رسانه ای از دستاورد های عملیات خود را نشان می داد تا اینکه با آمدن سخنگوی قرارگاه خاتم تا حد زیادی این خلا جبران شد. ضرورت دارد این تجربه در مذاکرات نیز تکرار شود و این خلا سریعا پر گردد.2. تبیینِ دلیلِ سکوت (توضیحِ ندادن): افکار عمومی به مقتضیات امنیتی آگاه است و انتظار افشای اسرار مگو را ندارد. اما اگر انتشار جزئیات به مصلحت نیست، باید صراحتاً «دلیل این پرهیز از شفاف‌سازی» برای مردم تبیین شود تا خلأ روایی باعث سردرگمی و پناه بردن به اخبار جعلی نشود. 3. واکنش سریع و ایضاح فعالانه: دستگاه دیپلماسی و پیوست رسانه‌ای آن موظف‌اند در برابر ادعاهای مقامات خارجی، انفعال را کنار گذاشته و با تکذیب یا روشنگریِ به‌هنگام، مانع از تثبیت شبهات در جامعه هدف شوند. 4. گفت‌وگوی مستقیم و محترمانه با مردم: اقناع افکار عمومی نیازمند چیزی فراتر از جملات کوتاه در فضای مجازی است. مسئولان باید با حضور در رسانه‌ها، با ادبیاتی همدلانه دستاوردها و خطوط قرمز را تشریح کنند و اجازه ندهند احساس تنهایی و بی‌پناهی در برابر جنگ روانی دشمن در مردم شکل بگیرد.
undefined کانال اندیشکده در پیامرسان بله | تارنمای اندیشکده مطالعات فرهنگ و توسعه | اینستاگرام

۹:۵۵

thumbnail
#چندرسانه‌ای-دکتر کمیل قیدرلو:چگونه با جنگی که ما آغازگرش نبودیم، مواجه شویم؟!*undefinedاین جنگ، جنگ استعمارگرانی است که در طول تاریخ برای مصرف خود و زیست بهتر، به منابع و به کارگیری تمام ظرفیت‌های جهان نیاز داشته‌اند تا زندگی خود را در بخشی از دنیا بهتر کنند.undefinedجنگ، به خطر افتادن بسیاری از داشته‌هاست. اما در کنار آن، بسیار زاینده است و توانمندی‌های پنهانی را که در جامعه وجود داشته، می‌تواند بروز دهد و اکنون ما در آن موقعیت هستیم.
undefined بلندگو؛ صدای حقیقتundefined کانال اندیشکده در پیامرسان بله | تارنمای اندیشکده مطالعات فرهنگ و توسعه | اینستاگرام

۱۷:۴۴

بازارسال شده از هستهٔ مطالعات توسعه
thumbnail
undefined #گزارش
undefined نهادها و توسعه اقتصادی: نقدی بر گفتمان مسلطundefined هاجون چانگ
undefined یکی از خطاهای بنیادی گفتمان مسلط، فرض انحصاری آن بر جهت علیت از نهادها به سوی توسعه است، در حالی که تأثیر قدرتمند توسعه اقتصادی بر شکل‌گیری و بهبود نهادها را نادیده می‌گیرد. شواهد تاریخی فراوانی وجود دارد که نشان می‌دهد این رابطه دوطرفه است و چه‌بسا تأثیر توسعه بر نهادها قوی‌تر باشد.
undefined بسیاری از کشورهای ثروتمند امروزی، اکثر نهادهای کلیدی خود (مانند دموکراسی، بوروکراسی مدرن، قوانین ورشکستگی و بانکداری مرکزی) را پس از دستیابی به توسعه اقتصادی به دست آوردند، نه پیش از آن.
undefined تعریف یک بازار آزاد به صورت عینی غیرممکن است و همواره به ارزش‌های سیاسی و اخلاقی ناظر بستگی دارد. آیا بازار کاری که کار کودکان را مجاز می‌داند، آزادتر است؟ مرزهای بازار آزاد، امری ذهنی و وابسته به ارزش‌هاست.
undefined گفتمان مسلط با تمرکز انحصاری بر مالکیت خصوصی، اشکال موفق دیگر مالکیت مانند مالکیت دولتی و اشتراکی را نادیده می‌گیرد. بسیاری از شرکت‌های دولتی در کشورهایی چون سنگاپور، تایوان و فرانسه نه تنها کارآمد بوده‌اند، بلکه از طریق نوآوری‌های فناورانه و موفقیت‌های صادراتی، موتور رشد اقتصادی کشورهایشان نیز بوده‌اند.
undefined مهم‌تر از «قوت» حمایت از حقوق مالکیت، «نوع» حقوقی است که حمایت می‌شود. حمایت قوی از حقوق مالکیت زمین‌داران بزرگ می‌تواند مانع توسعه کشاورزی شود. به همین ترتیب، حمایت افراطی از حقوق سهام‌داران کوتاه‌مدت می‌تواند مدیران را به سودآوری آنی وادار کرده و سرمایه‌گذاری‌های بلندمدت و حقیقی را تضعیف کند.
undefined یک نهاد در یک سطح معین می‌تواند برای یک کشور مفید و برای کشوری دیگر مضر باشد. برای مثال، حمایت قوی از حقوق مالکیت معنوی ممکن است در یک کشور توسعه‌یافته به نوآوری بیشتر بینجامد، اما در یک کشور در حال توسعه که ظرفیت نوآوری اندکی دارد، تنها به افزایش هزینه‌ها (مانند پرداخت حق امتیاز) و ممانعت از انتشار فناوری منجر شود.
undefined هنگامی که سیاست‌های لیبرال در عمل با شکست مواجه شدند، حامیان گفتمان مسلط به جای بازنگری در سیاست‌ها، بر تغییر نهادها به عنوان پیش‌شرط موفقیت سیاست‌ها متمرکز شدند. این رویکرد، مبتنی بر درکی ناقص و اغلب افراطی از فرایند پیچیده تغییر نهادی است. این گفتمان میان دو دیدگاه ساده‌انگارانه در نوسان است: اراده‌گرایی مطلق و جبرگرایی مطلق.
undefined ایجاد و اجرای نهادهای جدید، امری پرهزینه است و منابع مالی و انسانی قابل‌توجهی می‌طلبد. این منابع دارای مصارف جایگزین هستند. اقتصاددانان نهادگرای جریان اصلی، با نادیده گرفتن این هزینه‌ها، جذابیت اصلاحات پیشنهادی خود را به شکلی غیرواقعی افزایش می‌دهند.
undefined متن کامل را از اینجا بخوانید.
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined @development_studiesundefined @cdstt

۱۵:۱۸

بازارسال شده از هستهٔ مطالعات توسعه
thumbnail
undefined #گزارش
undefined قسمت اول: داستان یک ایده: چگونه جهان پس از جنگ، «توسعه» را اختراع کرد؟undefined ژیلبر ریست
undefined جنگ جهانی دوم همه چیز را زیر و رو کرد. اروپا برای رهایی از نازیسم ناچار شد خود را در اختیار قدرت‌های جدید، یعنی آمریکا و شوروی قرار دهد؛ قدرت‌هایی که هر یک به دلایل خاص خود، علاقه‌ای به حفظ امپراتوری‌های استعماری نداشتند. حتی پیش از پایان جنگ، جامعۀ ملل منحل و با سازمان ملل جایگزین شد؛ سازمانی که به طور معناداری مقر آن در نیویورک قرار گرفت، نه ژنو.
undefined کشف اردوگاه‌های کار اجباری نازی‌ها نشان داد هنگامی که یک «نژاد» ادعای برتری بر دیگران دارد، چه فجایعی رخ می‌دهد. اعلامیه جهانی جدید حقوق بشر تأکید کرد که همه انسان‌ها برابرند و به‌نوعی با یک ضربه، همه مردمانی را که سال‌ها همچون صغیر یا تحت‌الحمایه تلقی می‌شدند، آزاد اعلام کرد.
undefined در دوره بلافاصله پس از جنگ، فوری‌ترین مسائل بیشتر در شمال (کشورهای توسعه‌یافته) قرار داشت تا در جنوب. نخست، بازسازی اروپا که ویران شده بود. در ۵ ژوئن ۱۹۴۷، طرح مارشال آغاز شد تا به اقتصاد اروپا کمک کند و هم‌زمان بازارهایی برای ظرفیت عظیم تولیدی آمریکا در دوران پس از جنگ فراهم آورد.
undefined تا پایان سال ۱۹۴۸، سیاست خارجی آمریکا در حال دگرگونی بود، زیرا ناگزیر بود با تغییرات گسترده در سراسر جهان مواجه شود. در همین زمان، نویسندۀ سخنرانیِ ریاست‌جمهوری تلاش می‌کرد چند محور روشن برای سخنرانی تحلیف رئیس‌جمهور هری ترومن در ۲۰ ژانویه ۱۹۴۹ تعیین کند.
undefined سه ایده به‌سرعت مورد توافق قرار گرفت: حمایت از سازمان ملل، ادامه بازسازی اروپا از طریق طرح مارشال، و ایجاد یک سازمان دفاعی مشترک (ناتو) برای مقابله با تهدید شوروی.
undefined یکی از کارمندان پیشنهاد داد که کمک‌های فنی که پیش‌تر به برخی کشورهای آمریکای لاتین داده شده بود، به کشورهای فقیر جهان نیز گسترش یابد. این ایده به‌عنوان نوعی ابتکار تبلیغاتی پذیرفته شد. تیترهای اصلی روز بعد همگی درباره «اصل چهارم» بود، در حالی که حتی خود رئیس‌جمهور و وزیر امور خارجه نیز توضیح بیشتری درباره آن نداشتند.
undefined با وجود ماهیت تا حدی اتفاقی این ماجرا، «اصل چهارم» آغازگر «عصر توسعه» بود، و نکته مهم آنکه نخستین‌بار توسط رئیس‌جمهور ایالات متحده اعلام شد.
undefined متن این سند به‌نوعی یک شاهکار کوچک است؛ زیرا با ترکیب ایده‌هایی که با روح زمانه همخوانی داشتند، شیوه‌ای جدید برای تصور روابط بین‌الملل ارائه می‌دهد.
undefined متن کامل را از اینجا بخوانید.
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined @development_studiesundefined @cdstt

۱۶:۵۸

بازارسال شده از خانه اندیشه‌ورزان
thumbnail
undefined جنگ؛ بستر رشد هم‌زمان مسئولین و مردم
undefined رویداد | محله‌محوری؛ الگوی تاب‌آوری، حین و پس از جنگ/۱ | ابراهیم نورمحمدی، دبیر قرارگاه تحول اجتماعی:
undefined اکنون هنگام «جهاد به‌کارگیری» مردم است. مسئله ما به‌میدان آوردن مردم نیست، مسئله به‌کارگیری مردمی است که خود به میدان آمده‌اند.
undefined در سه حوزه، محله‌محوری می‌تواند نقش‌آفرینی موثری داشته باشد: نظامی، انرژی و امنیت غذایی؛ اما محله محله‌محوری خط‌شکن می‌خواهد.
undefined نشست «محله‌محوری؛ الگوی تاب‌آوری، حین و پس از جنگ» در فروردین‌ماه امسال، به همت اندیشکده فرهنگ و توسعه با همکاری خانه اندیشه‌ورزان برگزار شد.
#کلیپ #رویداد #جامعه#پرونده_مقاومت_ملی
undefined خانه اندیشه‌ورزان را در بله | ایتا | روبیکا | تلگرام | ایکس دنبال کنید!

۱۶:۵۸

بازارسال شده از هستهٔ مطالعات توسعه
thumbnail
undefined #گزارش
undefined درس‌هایی از توسعه صنعتی چین
undefined برخی کشورها به سمت بازارهای بازتر و تجارت آزاد می‌روند. در این مدل‌ها، نیروی پیشران در واقع روحیه کارآفرینی است که در جامعه شکل می‌گیرد. نقطه ضعف این مدل خصوصاً در کشورهای در حال توسعه شکل می‌گیرد، جایی که این کشورها با هزاران «مسئله هماهنگی» رو به رو هستند. کشور نیاز به زیرساخت دارد. چه کسی قرار است آن را بسازد؟ یا چه کسی قرار است نیروی کار را آموزش بدهد و آنها را از مواهب عمومی بهره‌مند سازد؟ اینْ جایی‌ست که اقتصاد چین خوب عمل کرده است.
undefined آنچه چین انجام داده، ترکیبی است از هدایت راهبردی توسط دولت (سیاست صنعتی)، رقابت میان بنگاه‌های خصوصی و دولتی و تمرکز بر یک هدف بلندمدت یعنی تبدیل شدن به یک اقتصاد پیشرفته. این مدل از پیش طراحی‌شده و کامل نبوده، بلکه بیشتر شبیه یک فرایند «آزمون و خطا» است که حول یک اصل شکل گرفته: حل گلوگاه‌ها به جای اجرای یک نقشه جامع از پیش تعیین‌شده.
undefined برخلاف تصور رایج، چین از ابتدا نمی‌دانست که مثلاً «باید در باتری یا خودروهای برقی رهبر شود»، بلکه مسیرش را با شناسایی گلوگاه‌ها (مثل کمبود انرژی، زیرساخت، یا فناوری خاص)، سرمایه‌گذاری سنگین برای رفع آن‌ها و ایجاد پیوند میان صنایع طی کرد. آنها دست روی چیزهایی می‌گذاشتند که برای «جبران عقب‌ماندگی» و حتی «جهش رو به جلو» ضروری بودند.
undefined تعدادی از صنایع و بخش‌های پیشرفته وجود دارد که چین واقعاً در آنها در حال پیشرفت بوده است. برای مثال، فراتر از تولید کارخانه‌ای، بیوتکنولوژی نیز وجود دارد. بارزترین مثال در حوزه تولیدات پیشرفته چین، خودروهای برقی و فناوری باتری است.
undefined شرکت‌های دولتی در چین بسیار مهم هستند. در پشت شرکت‌های خصوصی موفق و نامدار، شرکت‌های دولتی وجود دارند که چندین کار مهم انجام می‌دهند: تأمین زیرساخت‌های پایه، مدیریت زنجیره تأمین جهانی و افزایش تولید و مقیاس در داخل.
undefined وقتی به صورت‌های مالی این شرکت‌های دولتی نگاه می‌کنیم، ممکن است همیشه از دیدگاه صرفاً سودمحور منطقی نباشند. هدف آنها لزوماً ارائه بازده سرمایه‌گذاری به سهامدارانشان نیست. هدف آنها فراهم کردن این پایه و ستون فقرات برای اقتصاد چین است. هدف آنها تقریباً مانند ایجاد اثرات سرریز به بقیه حوزه‌های اقتصادی است.
undefined موفقیت چین، بدون هزینه نبوده است. برخی از مهم‌ترین مشکلات عبارت‌اند از: اتلاف منابع و دوباره‌کاری، مازاد ظرفیت، فشار مالی بر دولت‌های محلی و خطر «پراکندگی راهبردی».
undefined آمریکا بر هوش عمومی مصنوعی (AGI) و سرمایه‌گذاری عظیم تمرکز دارد و هدف آن، تحول بنیادین بلندمدت اقتصاد از طریق انفجار هوش مصنوعی است. در مقابل، چین بر کاربردهای عملی کوتاه‌مدت، کاهش هزینه و افزایش بهره‌وری و ادغام هوش مصنوعی در اقتصاد واقعی متمرکز است.
undefined متن کامل را از اینجا بخوانید.
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined @development_studiesundefined @cdstt

۱۹:۱۰

بازارسال شده از دانشگاه امام صادق علیه‌السلام
thumbnail
ایران یک مساله حیاتی داشته، دارد و خواهد داشت: ️زیستن در پس زمینه‌ای از جنگ
undefined توهم امکان عادی‌سازی رابطه با غرب و ضرورت گذار به «پارادایم حکمرانی در جنگ مستمر»
undefined دکتر کمیل قیدرلو؛ عضو هیئت علمی دانشکده معارف اسلامی، فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق علیه‌السلام
undefinedبزرگترین خطای شناختی و استراتژیک ما در دهه‌های پس از انقلاب، ریشه در یک «خوش‌بینی معرفت‌شناختی» داشت؛ این تصور خام که ساختار هژمونیک جهانی و نظامات استعماری، صرفاً به دلیل اراده‌ی ما برای استقلال، حضور یک بازیگر قدرتمند، غیرمتعهد و متکی بر پایه‌های تمدنی خود را در قلب خاورمیانه خواهند پذیرفت. ما گمان کردیم می‌توانیم بدون پرداخت یک هزینه‌ی دائمی و وجودی، از میان بلوک‌بندی‌های سنتی شرق و غرب عبور کنیم و به عنوان یک بازیگر موثر به رسمیت شناخته شویم. اما تاریخ و مستندات غیرقابل انکار از مداخلات سیستمی قدرت‌های جهانی نشان می‌دهد که چنین امکانی نه تنها وجود نداشته، بلکه از اساس عقلانیت غربی در بازی مجموع صفر قدرت، اجازه دادن به شکل گیری و رشد هر نوع قدرتی خارج از چارچوب های ذیل خود که تماما تسلیم اراده ایشان نباشد و ادعای استقلال داشته باشد از محالاتِ ژئوپلیتیک بوده است.
undefined مطالعه متن کامل یادداشت
#یادداشتundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedدانشگاه امام صادق علیه‌السلام undefinedبله | ایتا | اینستاگرام | تلگرام

۱۴:۵۲

بازارسال شده از هستهٔ مطالعات توسعه
thumbnail
undefined #گزارش
undefined بانک جهانی از گزارش جنجالی خود در مورد سیاست‌های صنعتی دفاع کرد
undefined ایندرمیت گیل، اقتصاددان ارشد و معاون ارشد اقتصاد توسعه در گروه بانک جهانی

undefined وقتی اقتصاد به ارتدوکسی بدل می‌شود، عقل سلیم عقب‌نشینی می‌کند. این اتفاق ۳۰ سال پیش رخ داد؛ زمانی که بانک جهانی به یک پرسش قدیمی سیاست‌گذاری پاسخ داد: این‌که آیا دولت باید زمین بازی را به نفع یک فعالیت «استراتژیک» دستکاری کند یا نه؟ و پاسخ آن «نه»ای بود با چند قید ضعیف. اکنون نیز همین اتفاق در حال تکرار است؛ با این تفاوت که پاسخ امروز ما، بر پایه انبوهی از شواهدی که از آن زمان تاکنون گرد آمده، «بله»ای است با قیدهای فراوان و دقیق.
undefined گزارش «معجزه شرق آسیا»ی بانک جهانی در سال ۱۹۹۳ درباره سیاست صنعتی «محصول زمانه خود» بود. در واشنگتن اوایل دهه ۱۹۹۰، «بازار آزاد امری بدیهی فرض می‌شد.» نتیجه آن گزارش این بود که توسل به سیاست صنعتی تقریباً همیشه شکست‌خورده و پرهزینه است و عموماً برای کشورهایی که آموزش مناسب، مالیات پایین بر کشاورزی، کسری بودجه محدود و تورم متوسط ندارند، توصیه نمی‌شود. در آن زمان، بسیاری از کشورهای در حال توسعه دقیقاً چنین وضعیتی داشتند.
undefined از آن زمان تاکنون تغییرات قابل توجهی رخ داده است. بانک جهانی از ۱۹۹۳ تاکنون ۲۵ گزارش پژوهشی سیاستی منتشر کرده، اما استفاده از سیاست صنعتی همچنان در سطح فکری، نوعی تابو باقی مانده بود؛ حتی در حالی که در عمل روزبه‌روز گسترش می‌یافت. شاید مشتاق‌ترین مجری این سیاست چین باشد، اما تنها محدود به این کشور نیست. بررسی راهبردهای توسعه ملی ۱۸۳ کشور برای گزارش ۲۰۲۶ ما نشان داد که همه آن‌ها دست‌کم یک صنعت را هدف قرار داده‌اند.
undefined سال گذشته، ۸۰ درصد اقتصاددانان کشوری بانک جهانی گزارش دادند که دولت‌های طرف مشورت از آن‌ها نه درباره اصل انجام سیاست صنعتی، بلکه درباره چگونگی اجرای مؤثرتر آن مشاوره می‌خواهند. ما نیز مسئولانه پاسخ دادیم.
undefined پژوهش ما نشان داد که سه ویژگی تعیین می‌کنند چه نوع سیاست صنعتی باید مدنظر دولت قرار گیرد: اندازه بازار داخلی، ظرفیت تکنوکراتیک دولت و فضای مالی موجود برای آزمون‌وخطا. این ویژگی‌ها مشخص می‌کنند کدام‌یک از ۱۵ ابزار ممکن سیاست صنعتی - از پارک‌های صنعتی و برنامه‌های آموزشی گرفته تا تعرفه واردات، یارانه تولید و کاهش رقابتی نرخ ارز - کارآمدتر خواهند بود. ما پذیرفتیم که سیاست صنعتی باید در جعبه‌ابزار همه کشورها وجود داشته باشد، هرچند نه این‌که همه ابزارها به‌کار گرفته شوند.
undefined استفاده از سیاست صنعتی دولت‌ها را از مسئولیت اصلاح بنیان‌ها معاف نمی‌کند. این بنیان‌ها شامل نیروی کار سالم و آموزش‌دیده، مقررات مناسب کسب‌وکار، زیرساخت کافی برای حمل‌ونقل و انرژی و ثبات اقتصاد کلان برای تشویق پس‌انداز و سرمایه‌گذاری خصوصی است. البته لازم نیست کشورها پیش از آغاز سیاست صنعتی حتماً همه این فضیلت‌ها را داشته باشند. اما اگر دولت‌ها از سیاست صنعتی برای خریدن زمان استفاده می‌کنند، باید متعهد شوند که این بنیان‌ها را اصلاح کنند تا مداخلاتشان هدفمند و موقتی باقی بماند.
undefined کره جنوبی در دهه‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ از صنایع سنگین حمایت کرد. هزینه تجمعی این سیاست تنها در فاصله ۱۹۷۳ تا ۱۹۷۹ حدود ۲.۴ درصد تولید ناخالص داخلی بود. اما منافع آن از هزینه‌ها فراتر رفت.
undefined دلایل خوبی وجود دارد که نشان می‌دهد اگر کره جنوبی هم‌زمان اقدامات دیگری انجام نداده بود – مانند سرمایه‌گذاری در آموزش و زیرساخت، تشویق بنگاه‌ها به جذب فناوری خارجی و واداشتن آن‌ها به رقابت و نوآوری – این سیاست صنعتی موفق نمی‌شد. می‌توان بحث کرد که آیا در این مورد سیاست صنعتی واقعاً ضروری بود یا نه. اما آیا منطقی است که به یک کشور در حال توسعه «پرهیز کامل» توصیه کنیم، حتی زمانی که تحلیل هزینه - فایده نشان می‌دهد استفاده از این سیاست رفاه اقتصادی را بهبود می‌بخشد؟
undefined سیاست صنعتی باید در جعبه‌ابزار تمام کشورهایی باشد که می‌خواهند رفاه شهروندان خود را بهبود دهند - اما هر ابزاری زمان و مکان خاص خود را دارد. هر ابزار تیز و برنده‌ای باید دفترچه راهنما داشته باشد. هدف ما این بود که چنین دفترچه‌ای برای دولت‌هایی فراهم کنیم که پیشاپیش تصمیم گرفته‌اند از سیاست صنعتی استفاده کنند. این دفترچه به آن‌ها نمی‌گوید سیاست صنعتی بیشتری انجام دهند؛ بلکه می‌گوید کمتر اما بهتر از آن استفاده کنند.
undefined متن کامل را از اینجا بخوانید.
undefined بیشتر بخوانید: چرا ناگهان همه از سیاست صنعتی حرف می‌زنند؟ داستان جابه‌جایی پنجره گفتمان
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined @development_studiesundefined @cdstt

۱۳:۳۴

undefined همبستگی ملی، تاب‌آوری اجتماعی و ضرورت حکمرانی تطبیقی در زمانه جنگیادداشت سیاستیundefined کمیل قیدرلو؛ مدیر اندیشکده فرهنگ و توسعه
چکیده مدیریتیدر شرایط بحرانی و وضعیت‌های استثنایی—از تهدیدهای خارجی و جنگ‌ها گرفته تا شوک‌های عمیق امنیتی و اقتصادی—رفتار جمعی جوامع و مکانیزم‌های بازاری الگوی کاملاً متفاوتی از خود بروز می‌دهند. تجربه تاریخی نشان می‌دهد که حتی جوامعی که در روزهای عادی با شکاف‌های متعدد اجتماعی، اقتصادی یا فرهنگی دست‌وپنجه نرم می‌کنند، در بزنگاه‌های حساس تاریخی توانایی ایجاد نوعی همگرایی دفاعی و حمایتی بی‌نظیر را دارند. این همگرایی، صرفاً یک واکنش احساسی و زودگذر نیست، بلکه تبلور و فعال شدن لایه‌های عمیقِ سرمایه اجتماعی است؛ همان پیوندهای بنیادین اعتماد، همکاری و امیدی که معمولاً در زیر پوست جامعه پنهان‌اند و دقیقاً هنگام بروز خطر برای صیانت از بقای جمعی فعال می‌شوند.اما باید به خاطر داشت که این سرمایه ارزشمند، نامحدود و فناناپذیر نیست. هرگاه احساس عدالت، شفافیت در حکمرانی و رسیدگی واقعی به دغدغه‌های ملموس تضعیف شود، همین وحدت شگرف می‌تواند ظرف مدت کوتاهی دچار فرسایش گردد. از منظر سیاست‌گذاری اجتماعی و اقتصادی، آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد فهم این نکته راهبردی است که بقای همبستگی ملی نه محصول اجبار، بلکه نتیجه مستقیم ادراک انصاف، صداقت ساختاری و حمایت قابل لمس نهادهای حاکمیتی از زندگی مردم است. در چنین چارچوبی، ترکیب همزمان بحران‌های امنیتی و نارسایی‌های اقتصادی می‌تواند بستر را برای فروپاشی این همبستگی فراهم کند.
undefined نسخه کامل یادداشت در فایل پی دی اف بعدی....undefined#جنگ#ایرانکانال اندیشکده در پیامرسان بله | تارنمای اندیشکده مطالعات فرهنگ و توسعه | اینستاگرام

۱۷:۰۷

اندیشکده فرهنگ و توسعه
undefined همبستگی ملی، تاب‌آوری اجتماعی و ضرورت حکمرانی تطبیقی در زمانه جنگ یادداشت سیاستی undefined کمیل قیدرلو؛ مدیر اندیشکده فرهنگ و توسعه چکیده مدیریتی در شرایط بحرانی و وضعیت‌های استثنایی—از تهدیدهای خارجی و جنگ‌ها گرفته تا شوک‌های عمیق امنیتی و اقتصادی—رفتار جمعی جوامع و مکانیزم‌های بازاری الگوی کاملاً متفاوتی از خود بروز می‌دهند. تجربه تاریخی نشان می‌دهد که حتی جوامعی که در روزهای عادی با شکاف‌های متعدد اجتماعی، اقتصادی یا فرهنگی دست‌وپنجه نرم می‌کنند، در بزنگاه‌های حساس تاریخی توانایی ایجاد نوعی همگرایی دفاعی و حمایتی بی‌نظیر را دارند. این همگرایی، صرفاً یک واکنش احساسی و زودگذر نیست، بلکه تبلور و فعال شدن لایه‌های عمیقِ سرمایه اجتماعی است؛ همان پیوندهای بنیادین اعتماد، همکاری و امیدی که معمولاً در زیر پوست جامعه پنهان‌اند و دقیقاً هنگام بروز خطر برای صیانت از بقای جمعی فعال می‌شوند. اما باید به خاطر داشت که این سرمایه ارزشمند، نامحدود و فناناپذیر نیست. هرگاه احساس عدالت، شفافیت در حکمرانی و رسیدگی واقعی به دغدغه‌های ملموس تضعیف شود، همین وحدت شگرف می‌تواند ظرف مدت کوتاهی دچار فرسایش گردد. از منظر سیاست‌گذاری اجتماعی و اقتصادی، آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد فهم این نکته راهبردی است که بقای همبستگی ملی نه محصول اجبار، بلکه نتیجه مستقیم ادراک انصاف، صداقت ساختاری و حمایت قابل لمس نهادهای حاکمیتی از زندگی مردم است. در چنین چارچوبی، ترکیب همزمان بحران‌های امنیتی و نارسایی‌های اقتصادی می‌تواند بستر را برای فروپاشی این همبستگی فراهم کند. undefined نسخه کامل یادداشت در فایل پی دی اف بعدی....undefined #جنگ #ایران کانال اندیشکده در پیامرسان بله | تارنمای اندیشکده مطالعات فرهنگ و توسعه | اینستاگرام

همبستگی ملی.pdf

۶.۹۴ مگابایت

#یادداشت سیاستیundefined همبستگی ملی، تاب‌آوری اجتماعی و ضرورت حکمرانی تطبیقی در زمانه جنگundefined کمیل قیدرلو؛ عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق (ع) و مدیر اندیشکده فرهنگ و توسعه
کانال اندیشکده در پیامرسان بله | تارنمای اندیشکده مطالعات فرهنگ و توسعه | اینستاگرام

۱۷:۱۲

thumbnail
undefined حجم اقتصاد ایران 2 برابر شده است یا نصف؟ (بی دقتی در مقایسه شاخص های اسمی و واقعی)(تفاوت متغیر های اسمی و واقعی)• اقتصاد ایران بزرگ‌تر شده، نه کوچک‌تر.1) آیا GDP اسمی واقعاً تصویر درستی از اقتصاد ایران می‌دهد؟خیر. برای ایران (و بسیاری از کشورهای تحریم‌شده یا با اقتصاد غیررسمی بزرگ)، GDP اسمی معیار مناسبی نیست.دلایل:1. سقوط شدید ارزش ریال GDP ایران را در محاسبه دلاری کوچک‌تر از واقعیت نشان می‌دهد.2. اقتصاد غیررسمی بسیار بزرگ در ایران وجود دارد. برآوردها:۳۰٪ تا ۵۰٪ تولید ناخالص در اقتصاد سایه (Shadow Economy) است.3. تحریم و دور زدن مبادلات باعث می‌شود بخش بزرگی از صادرات/واردات در آمار رسمی دیده نشود.4. قیمت‌گذاری دستوری باعث می‌شود ارزش کالاها در حساب‌های ملی کمتر از ارزش واقعی ثبت شود.5. عدم شفافیت آماری باعث کاهش دقت GDP اسمی می‌شود.بنابراین GDP اسمی ایران بسیار کمتر از واقعیت ظرفیت تولیدی کشور نشان داده می‌شود.__2) وضعیت واقعی ایران با معیار معتبرتر یعنی GDP بر مبنای PPPآخرین داده‌های IMF PPP (۲۰۲۶):• اندونزی: حدود ۵ تریلیون دلار• ترکیه: حدود ۳.۷ تریلیون• عربستان: ۲.۴ تریلیون• ایران: ۱.۹ تریلیون• پاکستان: ۱.۷ تریلیون• مصر: ۱.۸ تریلیون• مالزی: ۱.۳ تریلیون• بنگلادش: ۱.۶ تریلیوننتیجه PPP:• اقتصاد ایران در PPP بین رتبه ۴ تا ۵ جهان اسلام قرار می‌گیرد، نه رتبه ۱۰.• ایران از نظر PPP بزرگ‌تر از پاکستان، بنگلادش، مالزی، امارات و مصر است.پس تصویر منتشر شده مبنای واقعی اقتصاد را نشان نمی‌دهد چون فقط از GDP اسمی استفاده کرده.__3) ادعای «اقتصاد ایران از پاکستان عقب افتاد»این جمله اگر منظور GDP اسمی باشد:• بله، درست است: پاکستان اکنون GDP اسمی حدود ۴۰۸ میلیارد دارد و ایران ۳۰۰ میلیارد.اگر منظور سنجش واقعی اقتصاد باشد (PPP):• خیر، کاملاً نادرست است.• اقتصاد ایران در PPP حدود ۱.۹ تریلیون• اقتصاد پاکستان حدود ۱.۷ تریلیونبنابراین ایران همچنان بزرگ‌تر است.__4) ادعای «اقتصاد ایران در ۱۵ سال گذشته نصف شده»واقعیت:اگر معیار GDP اسمی دلاری باشد:• ایران در سال ۲۰۱۱: حدود ۵۹۰ میلیارد• در سال ۲۰۲۶: حدود ۳۰۰ میلیارددر ظاهر “نصف” شده.اما این عدد به دلیل:• سقوط ارزش ریال• تحریم‌های بانکی• محدودیت در انتقال ارز• خطا در تبدیل ریالی به دلاریاست، نه به دلیل نصف‌شدن واقعی تولید.اما GDP PPP که واقعی‌تر است:• ۲۰۱۱ ایران: حدود ۱.۱ تریلیون• ۲۰۲۶ ایران: حدود ۱.۹ تریلیوننتیجه PPP:اقتصاد ایران بزرگ‌تر و تقریبا 2 برابر شده، نه کوچک‌تر.__جمع‌بندی نهایی (خیلی مهم)• آمار تصویر برای GDP اسمی درست است.• اما GDP اسمی برای اقتصاد ایران معیار گمراه‌کننده است چون ارزش ریال سقوط کرده و بخش بزرگی از اقتصاد رسمی ثبت نمی‌شود.• اگر معیار واقعی‌تر یعنی PPP را نگاه کنیم:اقتصاد ایران بین کشورهای مسلمان رتبه ۴–۵ دارد، نه ۱۰.• ادعای «اقتصاد ایران نصف شده» فقط درباره GDP اسمی است و تصویر دقیقی از واقعیت تولید داخلی ایران نمی‌دهد.• اقتصاد ایران بزرگ‌تر شده، نه کوچک‌تر.کانال اندیشکده در پیامرسان بله | تارنمای اندیشکده مطالعات فرهنگ و توسعه | اینستاگرام

۲:۵۰

بازارسال شده از هستهٔ مطالعات توسعه
thumbnail
undefined #گزارش
undefined قسمت دوم: داستان کشورهایی که «قرار بود» شبیه هم شوندundefined ژیلبر ریست
undefined صفت «توسعه نیافته» در انتهای پاراگراف آغازین «اصل چهار ترومن» ظاهر شد. این نخستین بار بود که این واژه در متنی با چنین دامنۀ انتشار گسترده‌ای به کار می‌رفت. همین نوآوری اصطلاحی بود که معنای خودِ «توسعه» را تغییر داد، زیرا آن را به شکلی تازه با «توسعه‌نیافتگی» پیوند زد.
undefined ظهور اصطلاح «توسعه‌نیافتگی» نه‌تنها ایده تغییر در جهت یک وضعیت غایی را برانگیخت، بلکه مهم‌تر از آن، «امکان» ایجاد چنین تغییری را نیز مطرح کرد. بدین‌ترتیب «توسعه» معنایی مُتعدی یافت (کنشی که عاملی بر عاملی دیگر اعمال می‌کند)، در حالی که «توسعه‌نیافتگی» به حالتی «طبیعی» (یعنی ظاهراً بی‌علت) از امور بدل شد.
undefined این تغییرات صرفاً زبانی نبودند؛ بلکه نگاه ما به جهان را به‌طور بنیادین دگرگون کردند. تا آن زمان، روابط شمال و جنوب عمدتاً بر اساس تقابل استعمارگر/استعمارشده سازمان می‌یافت. اما دوگانه جدید «توسعه‌یافته/توسعه‌نیافته» رابطه‌ای متفاوت پیشنهاد می‌کرد.
undefined در گذشته، استعمارگر و استعمارشده به دو جهان متفاوت و متقابل تعلق داشتند و تقابل میان آن‌ها اجتناب‌ناپذیر به نظر می‌رسید. اما اکنون «توسعه‌نیافته» و «توسعه‌یافته» اعضای یک خانواده واحد فرض می‌شدند: یکی شاید کمی عقب‌تر باشد، اما همیشه می‌تواند خود را به دیگری برساند - مشروط بر آنکه همان قواعد بازی را بپذیرد.
undefined شرایط تاریخی‌ای که می‌توانستند «پیشتازی» برخی کشورها را نسبت به دیگران توضیح دهند، از بحث کنار گذاشته شدند، زیرا «قوانین توسعه» برای همه یکسان فرض شده و با ضرورتی آهنین عمل می‌کنند؛ بنابراین، آنچه در اروپا میان قرن‌های هجدهم و نوزدهم رخ داد، باید در جاهای دیگر نیز تکرار شود.
undefined چنین وانمود شد که وجود کشورهای صنعتی اساساً زمینه‌ای را که کشورهای در حال صنعتی‌شدن در آن عمل می‌کنند، تغییر نمی‌دهد. جهان دیگر نه به‌عنوان ساختاری درهم‌تنیده، بلکه به‌مثابه مجموعه‌ای از ملت‌های «منفرد» و ظاهراً برابر تصور می‌شود.
undefined این شیوه جدید تقسیم‌بندی جهان به‌طرز چشمگیری با منافع آمریکای شمالی سازگار بود. این امر نشان می‌دهد که اعمال قدرت تا چه اندازه با نحوه استفاده از واژگان گره خورده است. آنچه رئیس‌جمهور ویلسون در پایان جنگ جهانی اول نتوانست محقق کند، ترومن در پایان جنگ جهانی دوم با تحمیل واژگانی جدید انجام داد که برای توجیه روند استعمارزدایی به کار رفت.
undefined ایالات متحده هژمونی خود را از طریق پیشنهادی سخاوتمندانه تثبیت کرد که مدعی بود فراتر از شکاف ایدئولوژیک میان سرمایه‌داری و کمونیسم است. کلید رفاه و خوشبختی، افزایش تولید بود، نه بحث‌های بی‌پایان درباره سازمان اجتماعی، مالکیت ابزار تولید یا نقش دولت.
undefined بدون آنکه اصل وجود یک نردبان سلسله‌مراتبی میان جوامع زیر سؤال رود، «اصل چهارم ترومن» صرفاً معیاری جدید تحمیل کرد که در رأس آن ایالات متحده قرار داشت: تولید ناخالص داخلی (GDP).
undefined متن کامل را از اینجا بخوانید.
undefined قسمت اول: چگونه جهان پس از جنگ، «توسعه» را اختراع کرد؟
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined @development_studiesundefined @cdstt

۱۵:۳۸