#جنگیاد قربانیان نظام سلطه و امپریالیزم؛ روایتی که میتواند جهانی شوددر روزهای اخیر، استفاده از عبارتهایی مانند «به یاد قربانیان اپستین» نوشته شده بر روی موشکهای ایران، در فضای رسانهای و شبکههای اجتماعی موجی قابل توجه ایجاد کرده است. تجربه این نمونه نشان میدهد که پیامهای کوتاه، نمادین و انسانی میتوانند توجه افکار عمومی جهان را جلب کرده و روایت قربانیان را در برابر روایتهای رسمی قدرت برجسته کنند و به روایت مقاومت نیروی خیردر برابر نیروهای شردامن یزند.این تجربه میتواند به یک ابتکار رسانهای گستردهتر تبدیل شود؛ ابتکاری که در آن یاد قربانیان خشونت، تبعیض و استعمار در نقاط مختلف جهان به شکلی نمادین و قابل بازنشر مطرح شود. استفاده از عناوینی که برای مخاطب جهانی قابل فهم و همدلانه است، میتواند دامنه این موج را افزایش دهد. برای نمونه:
«به یاد قربانیان بردهداری»،
«به یاد قربانیان جنگ های استعماری»،
«به یاد قربانیان تبعیض نژادی»،
«به یاد قربانیان فلسطینی»،
«به یاد قربانیان نازیسم، فاشیسم و صهیونیزم»،
«به یاد قربانیان زندان ابوغریب»،
«به یاد قربانیان زندان گوانتانامو»،
«به یاد قربانیان جنگ ویتنام»،
«به یاد قربانیان هیروشیما و ناگازاکی»،و....نمونههای مشابهی که هر یک یادآور بخشی از رنجهای تاریخی بشر است.در کنار این رویکرد که در موجهای موشکی قابل استفاده است، روایتهای انسانی و شخصی نیز میتواند نقش مهمی در گسترش این موج داشته باشد. یادآوری نام کودکان، قربانیان و انسانهایی که در نقاط مختلف جهان قربانی خشونت و بیعدالتی شدهاند، این امکان را فراهم میکند که هر داستان انسانی به یک نماد رسانهای تبدیل شود؛ نمادی که بتواند همدلی عمومی را برانگیزد و در شبکههای اجتماعی دستبهدست شود.چنین رویکردی میتواند به شکلگیری یک جریان رسانهای جهانی کمک کند؛ جریانی که در آن یاد قربانیان خشونت و بیعدالتی، فراتر از مرزهای سیاسی و جغرافیایی، به محور گفتوگوی افکار عمومی جهان تبدیل شود.
#ایران
کانال اندیشکده در پیامرسان بله | تارنمای اندیشکده مطالعات فرهنگ و توسعه | اینستاگرام
#ایران
کانال اندیشکده در پیامرسان بله | تارنمای اندیشکده مطالعات فرهنگ و توسعه | اینستاگرام
۸:۵۸
در هفتههای اخیر، شکلگیری تجمعات شبانه مردمی در شهرهای مختلف کشور، جلوهای قابل توجه از همبستگی اجتماعی و احساس مسئولیت ملی را به نمایش گذاشته است. حضور مردم در میادین شهری، ایستگاههای صلواتی و کاروانهای پیاده و خودرویی نشان میدهد که بخشهای مختلف جامعه مایلاند در دفاع از ایران و ابراز همبستگی با یکدیگر در میدان حضور داشته باشند. این ظرفیت اجتماعی، اگر بهدرستی مدیریت و تقویت شود، میتواند به یکی از مهمترین منابع انسجام ملی تبدیل شود.
- تقویت حس تعلق مشترک به «ایران» بهعنوان نقطه پیوند همه اقشار جامعه
- ایجاد فضایی که افراد با سلایق فرهنگی و سبکهای زندگی متفاوت نیز خود را در آن سهیم ببینند
- کاهش احساس انحصاری بودن برخی تجمعات و افزایش مشارکت مردمی
- تقویت روایت «مقاومت ملی» به جای محدود شدن آن به یک خردهفرهنگ خاص
کانال اندیشکده در پیامرسان بله | تارنمای اندیشکده مطالعات فرهنگ و توسعه | اینستاگرام
۱۳:۳۳
بازارسال شده از هستهٔ مطالعات توسعه
۲۳:۲۰
به نظر میرسد در تقابل گفتمانی و میدانی با دشمنان، دچار نوعی بی دقتی راهبردی شدهایم. بررسی مواضع نشان میدهد که در بسیاری موارد نیروی متخاصم با دقتی حسابشده، هدفمند و مبتنی بر برنامهای مشخص برای آینده سخن میگوید؛ اما در نقطه مقابل، بعضا گفتمان مسولان ارشد کشورما به سطح تقلیلیافتهی «دلنوشتههای احساسی» تنزل پیدا کرده است. این رویکرد، فاقد هرگونه طرح، ایده، اقتدار و از همه مهمتر، فاقد «قدرت بازدارندگی» است. مظلومنمایی بیقاعده و اتخاذ مواضعی که بوی استیصال و پذیرش انفعالیِ ضربه را میدهد، نه تنها بازدارنده نیست، بلکه سیگنال ضعف مخابره میکند. چرا که تصویر شهادتطلبی و دفاع شاید ارزشی منطبق با فرهنگ ایرانی از باب غیرتهاجمی بودن و صلحطلب بودن در خود دارد اما در نگاه مخاطبین سیاسی در عرصه بین الملل همین تصویر میتواند برداشت ضعف و پذیرش تهاجم تلقی گردد.
کانال اندیشکده در پیامرسان بله | تارنمای اندیشکده مطالعات فرهنگ و توسعه | اینستاگرام
۸:۱۰
بازاندیشی در بازسازی صنعت فولاد پس از آسیبهای جنگ و گذار به سوی زنجیره ارزش برتریادداشت سیاستی
چکیده مدیریتیصنعت فولاد در ایران نیازمند یک دگرگونی بنیادین در دو عرصه «آمایش سرزمینی» و «زنجیره ارزش» است. استقرار تاریخی صنایع سنگین و آببر در فلات مرکزی که پیشتر بر اساس ملاحظات امنیتی توجیه میشد، امروزه به عامل اصلی بحرانهای زیستمحیطی و آبی تبدیل شده است. از سوی دیگر، تمرکز بر تولید فولاد خام مانع از رشد پایدار اقتصادی شده است. با توجه به آسیبهای اخیر وارد شده به این زیرساختها در نتیجه درگیریها، اکنون یک «پنجره فرصت سیاستی» برای بازسازی و انتقال این صنایع به سواحل مکران و تغییر رویکرد به سمت صنایع پاییندستی با ارزش افزوده بالا فراهم شده است.
در دهههای گذشته، فلسفه اولیه استقرار صنایع سنگین نظیر فولاد در فلات مرکزی ایران، مبتنی بر «ملاحظات امنیتی و دفاعی» و حفاظت در برابر تهاجم خارجی بود . با این حال، تکامل فناوریهای نوین نظامی و تغییر ماهیت جنگها، این توجیه استراتژیک را تا حد زیادی بلاموضوع کرده است.امروزه تهدید واقعی، پیامدهای زیستمحیطی این رویکرد است. صنایع فولاد بهشدت «آببر» هستند و استقرار متمرکز آنها در حوضههای آبریز شکننده فلات مرکزی، به افت شدید سفرههای آب زیرزمینی، تشدید خشکی مناطق و بروز بحرانهای زیستی و اجتماعی دامن زده است.
ادبیات اقتصاد توسعه (آثاری چون Meier, 1984 و Stiglitz, 1998) نشان میدهد که صنایع سنگین لزوماً موتور محرک توسعه نیستند، مگر آنکه ظرفیت نهادی لازم برای مدیریت آنها وجود داشته باشد . بررسی وضعیت فعلی صنعت فولاد ایران موید دو چالش اساسی است:بحرانهای زیستمحیطی و سلامت: انتقال کنسانتره از معادن شرق (نظیر گلگهر، چادرملو و سنگان) به مرکز کشور، باعث ایجاد غبار سنگآهن در شعاعی بالغ بر 80 کیلومتر شده است. همچنین بهرهبرداری از واحدهای قدیمی مانند ذوبآهن اصفهان، کانونهای ریزگرد خطرناکی در دشت گاوخونی ایجاد کرده است. مطالعات سازمان توسعه صنعتی ملل متحد (UNIDO, 2019) نیز تایید میکند که هزینههای زیستمحیطی این صنایع در کشورهای در حال توسعه، فراتر از استانداردهای جهانی است .خطای راهبردی در زنجیره ارزش (خامفروشی): بر اساس دادههای انجمن جهانی فولاد (2023)، ارزش هر کیلوگرم سنگآهن خام حدود 0.05 دلار و فولاد خام میانگین 0.5 دلار است. در حالی که با توسعه حلقههای پاییندستی (ماشینسازی، قطعهسازی)، این ارزش میتواند به رقم قابلتوجه 9 تا 15 دلار به ازای هر کیلوگرم ارتقا یابد.
تجربه ذوبآهن اصفهان نشان میدهد که ارزش و توسعه واقعی، در خودِ کارخانه فولاد نهفته نیست؛ بلکه فولاد تنها یک «سکوی اولیه» برای شکلگیری اکوسیستم صنایع پاییندستی (مکانیک، قطعهسازی و خدمات مهندسی) است. بنابراین، هدفگذاری سیاستگذار نباید توسعه کمیِ فولاد خام باشد، بلکه باید بر صنایع پیشرفته متمرکز شود.
انتقال استراتژیک به سواحل مکران (جایابی مجدد): طرحهای بازسازی کارخانجات آسیبدیده باید با رویکرد انتقال تدریجی ظرفیت تولید فولاد و صنایع آببر به سواحل آزاد (بهویژه مکران) پیوند بخورد. این جابهجایی، فشار مهلک بر منابع آبی فلات مرکزی را کاهش داده و همزمان مزیتهای لجستیکی (دسترسی به آب شیرینکنها، حملونقل دریایی ارزان و تسهیل صادرات) را به حداکثر میرساند.ارتقا در زنجیره ارزش: سرمایهگذاریهای جدید در صنعت فولاد نباید به تولید مقاطع اولیه (نظیر میلگرد و ورق خام) محدود بماند. سیاستهای حمایتی دولت باید مشروط به تولید فولادهای آلیاژی و پیوند مستقیم این کارخانجات با خوشههای ماشینسازی و فناوریبر باشد.همسویی سیاست صنعتی با آمایش سرزمین: اعطای هرگونه مجوز جدید یا بودجه بازسازی برای صنایع سنگین در فلات مرکزی متوقف شده و توسعه صنعتی ملزم به رعایت ظرفیتهای اکولوژیک مناطق گردد.#جنگ#ایرانکانال اندیشکده در پیامرسان بله | تارنمای اندیشکده مطالعات فرهنگ و توسعه | اینستاگرام
۸:۳۵
بازارسال شده از هستهٔ مطالعات توسعه
۱۰:۲۶
#اطلاع_رسانی
محلهمحوری؛ الگوی تابآوری، حین و پس از جنگ
سخنرانان:
فاطمه قاسمپوررئیس گروه زنان و خانواده مجمع تشخیص مصلحت نظام
کمیل قیدرلومعاون اجتماعی و فرهنگی مرکز پژوهشهای مجلس
میثم مظفرعضو شورای شهر شهر تهران
ریحانه رحمانیپورمدیر دفتر مطالعات اجتماعی مرکز پژوهشهای مجلس
سینا شیخیپژوهشگر مسائل اجتماعی
سید آرش وکیلیانپژوهشگر مسائل اجتماعی
علیرضا بلیغپژوهشگر اقتصاد سیاسی
یکشنبه، ۲۳ فروردینماه | ساعت ۱۶ تا ۱۹
خانه اندیشهورزان | تهران، خیابان انقلاب اسلامی، بین خیابان ولیعصر(عج) و برادران مظفر، پلاک ۹٠۷ #جنگ#ایران
کانال اندیشکده در پیامرسان بله | تارنمای اندیشکده مطالعات فرهنگ و توسعه | اینستاگرام
۱۲:۵۴
اندیشکده فرهنگ و توسعه
#اطلاع_رسانی
محلهمحوری؛ الگوی تابآوری، حین و پس از جنگ
سخنرانان:
فاطمه قاسمپور رئیس گروه زنان و خانواده مجمع تشخیص مصلحت نظام
کمیل قیدرلو معاون اجتماعی و فرهنگی مرکز پژوهشهای مجلس
میثم مظفر عضو شورای شهر شهر تهران
ریحانه رحمانیپور مدیر دفتر مطالعات اجتماعی مرکز پژوهشهای مجلس
سینا شیخی پژوهشگر مسائل اجتماعی
سید آرش وکیلیان پژوهشگر مسائل اجتماعی
علیرضا بلیغ پژوهشگر اقتصاد سیاسی
یکشنبه، ۲۳ فروردینماه | ساعت ۱۶ تا ۱۹
خانه اندیشهورزان | تهران، خیابان انقلاب اسلامی، بین خیابان ولیعصر(عج) و برادران مظفر، پلاک ۹٠۷ #جنگ #ایران
کانال اندیشکده در پیامرسان بله | تارنمای اندیشکده مطالعات فرهنگ و توسعه | اینستاگرام
نشست در حال برگزاری است.
۱۴:۱۹
#یادداشت_سیاستی
ضرورت مدیریت روایت و پیوست ارتباطی در دیپلماسی و مذاکرات
مقدمه با خاموش شدن صدای جنگافزارها و ورود به فاز دیپلماسی، عرصه نبرد پایان نمییابد، بلکه «جنگ روایتها» با شدتی مضاعف آغاز میشود. در وضعیتی که جامعه پس از مقاومتهای سخت (نظیر ایستادگی47 روزه در جنگ تحمیلی رمضان) نیازمند آرامش روانی و شفافیت است، سکوت مطلق تیم مذاکرهکننده و نهادهای عالی تصمیمگیر، خلأ ارتباطی خطرناکی ایجاد کرده است. در شرایطی که مستعد دودستگیهای سیاسی در داخل است، این خلأ فوراً توسط ماشین عملیات روانی دشمن و عوامل داخلی آنها پر میشود؛ تا جایی که مقامات بیگانه با برگزاری نشستهای خبری متعدد، به تنها راویان و منابع خبری مردم تبدیل شده و ذهنیت جامعه را بمباران میکنند.
تحلیل از منظر حکمرانی فرهنگی و ارتباطی حکمرانی ارتباطی کارآمد ایجاب میکند که تصویرسازی از واقعیتِ پشت پرده سیاست و مذاکرات، پیش از تثبیتِ روایتِ تحریفشده دشمن، توسط مسئولان خودی انجام پذیرد. متأسفانه بهرغم حضور تیمهای رسانهای در هیئتهای دیپلماتیک، رویه روایتسازی دچار اختلال جدی است و روایت مفیدی به جامعه ارائه نمیگردد. انتشار پیامهای دیپلماتیک به زبان انگلیسی در شبکههای اجتماعی پیش از گفتوگوی شفاف با مردم کشور به زبان فارسی، نه تنها افکار عمومی را اقناع نمیکند، بلکه نوعی بیاحترامی به مردمی تلقی میشود که در خیابانها و در سختترین شرایط پایکار بودهاند. در عرصه حکمرانی فرهنگی، رها کردن ذهن جامعه در برابر این بمباران شناختی، موجب فرسایش سرمایه اجتماعی و ایجاد شکاف میان مردم و حاکمیت میشود. وقتی مقامات در برابر شبهاتِ طرحشده سکوت میکنند و حداقل واکنشی برای تکذیب یا ایضاح نشان نمیدهند، مفاهمه با افکار عمومی مسدود میشود. زمان طلایی برای سخن گفتن بسیار محدود است؛ اگر مسئولان در لحظه درست سخن نگویند، دیگران فضا را در دست گرفته و پس از آن، صدای رسمی دیگر شنیده نخواهد شد.
توصیههای سیاستی برای برونرفت از وضعیتِ آسیبزای «بیکلامی و انتظار تبعیت بدون پرسش»، الزامات زیر باید در دستور کار نهادهای ارتباطی و سیاسی قرار گیرد: 1. تعیین سخنگوی مذاکرات: پیش از این در زمان عملیات های وعده صادق یک تا 3 فقدان سخنگوی جنگ به شدت در فضای روایت رسانه ای از دستاورد های عملیات خود را نشان می داد تا اینکه با آمدن سخنگوی قرارگاه خاتم تا حد زیادی این خلا جبران شد. ضرورت دارد این تجربه در مذاکرات نیز تکرار شود و این خلا سریعا پر گردد.2. تبیینِ دلیلِ سکوت (توضیحِ ندادن): افکار عمومی به مقتضیات امنیتی آگاه است و انتظار افشای اسرار مگو را ندارد. اما اگر انتشار جزئیات به مصلحت نیست، باید صراحتاً «دلیل این پرهیز از شفافسازی» برای مردم تبیین شود تا خلأ روایی باعث سردرگمی و پناه بردن به اخبار جعلی نشود. 3. واکنش سریع و ایضاح فعالانه: دستگاه دیپلماسی و پیوست رسانهای آن موظفاند در برابر ادعاهای مقامات خارجی، انفعال را کنار گذاشته و با تکذیب یا روشنگریِ بههنگام، مانع از تثبیت شبهات در جامعه هدف شوند. 4. گفتوگوی مستقیم و محترمانه با مردم: اقناع افکار عمومی نیازمند چیزی فراتر از جملات کوتاه در فضای مجازی است. مسئولان باید با حضور در رسانهها، با ادبیاتی همدلانه دستاوردها و خطوط قرمز را تشریح کنند و اجازه ندهند احساس تنهایی و بیپناهی در برابر جنگ روانی دشمن در مردم شکل بگیرد.
کانال اندیشکده در پیامرسان بله | تارنمای اندیشکده مطالعات فرهنگ و توسعه | اینستاگرام
۹:۵۵
#چندرسانهای-دکتر کمیل قیدرلو:چگونه با جنگی که ما آغازگرش نبودیم، مواجه شویم؟!*
این جنگ، جنگ استعمارگرانی است که در طول تاریخ برای مصرف خود و زیست بهتر، به منابع و به کارگیری تمام ظرفیتهای جهان نیاز داشتهاند تا زندگی خود را در بخشی از دنیا بهتر کنند.
جنگ، به خطر افتادن بسیاری از داشتههاست. اما در کنار آن، بسیار زاینده است و توانمندیهای پنهانی را که در جامعه وجود داشته، میتواند بروز دهد و اکنون ما در آن موقعیت هستیم.
بلندگو؛ صدای حقیقت
کانال اندیشکده در پیامرسان بله | تارنمای اندیشکده مطالعات فرهنگ و توسعه | اینستاگرام
۱۷:۴۴
بازارسال شده از هستهٔ مطالعات توسعه
۱۵:۱۸
بازارسال شده از هستهٔ مطالعات توسعه
۱۶:۵۸
بازارسال شده از خانه اندیشهورزان
#کلیپ #رویداد #جامعه#پرونده_مقاومت_ملی
۱۶:۵۸
بازارسال شده از هستهٔ مطالعات توسعه
۱۹:۱۰
بازارسال شده از دانشگاه امام صادق علیهالسلام
ایران یک مساله حیاتی داشته، دارد و خواهد داشت: ️زیستن در پس زمینهای از جنگ
توهم امکان عادیسازی رابطه با غرب و ضرورت گذار به «پارادایم حکمرانی در جنگ مستمر»
دکتر کمیل قیدرلو؛ عضو هیئت علمی دانشکده معارف اسلامی، فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق علیهالسلام
بزرگترین خطای شناختی و استراتژیک ما در دهههای پس از انقلاب، ریشه در یک «خوشبینی معرفتشناختی» داشت؛ این تصور خام که ساختار هژمونیک جهانی و نظامات استعماری، صرفاً به دلیل ارادهی ما برای استقلال، حضور یک بازیگر قدرتمند، غیرمتعهد و متکی بر پایههای تمدنی خود را در قلب خاورمیانه خواهند پذیرفت. ما گمان کردیم میتوانیم بدون پرداخت یک هزینهی دائمی و وجودی، از میان بلوکبندیهای سنتی شرق و غرب عبور کنیم و به عنوان یک بازیگر موثر به رسمیت شناخته شویم. اما تاریخ و مستندات غیرقابل انکار از مداخلات سیستمی قدرتهای جهانی نشان میدهد که چنین امکانی نه تنها وجود نداشته، بلکه از اساس عقلانیت غربی در بازی مجموع صفر قدرت، اجازه دادن به شکل گیری و رشد هر نوع قدرتی خارج از چارچوب های ذیل خود که تماما تسلیم اراده ایشان نباشد و ادعای استقلال داشته باشد از محالاتِ ژئوپلیتیک بوده است.
مطالعه متن کامل یادداشت
#یادداشت
️
️
️
️
️
دانشگاه امام صادق علیهالسلام
️ بله | ایتا | اینستاگرام | تلگرام
#یادداشت
۱۴:۵۲
بازارسال شده از هستهٔ مطالعات توسعه
۱۳:۳۴
چکیده مدیریتیدر شرایط بحرانی و وضعیتهای استثنایی—از تهدیدهای خارجی و جنگها گرفته تا شوکهای عمیق امنیتی و اقتصادی—رفتار جمعی جوامع و مکانیزمهای بازاری الگوی کاملاً متفاوتی از خود بروز میدهند. تجربه تاریخی نشان میدهد که حتی جوامعی که در روزهای عادی با شکافهای متعدد اجتماعی، اقتصادی یا فرهنگی دستوپنجه نرم میکنند، در بزنگاههای حساس تاریخی توانایی ایجاد نوعی همگرایی دفاعی و حمایتی بینظیر را دارند. این همگرایی، صرفاً یک واکنش احساسی و زودگذر نیست، بلکه تبلور و فعال شدن لایههای عمیقِ سرمایه اجتماعی است؛ همان پیوندهای بنیادین اعتماد، همکاری و امیدی که معمولاً در زیر پوست جامعه پنهاناند و دقیقاً هنگام بروز خطر برای صیانت از بقای جمعی فعال میشوند.اما باید به خاطر داشت که این سرمایه ارزشمند، نامحدود و فناناپذیر نیست. هرگاه احساس عدالت، شفافیت در حکمرانی و رسیدگی واقعی به دغدغههای ملموس تضعیف شود، همین وحدت شگرف میتواند ظرف مدت کوتاهی دچار فرسایش گردد. از منظر سیاستگذاری اجتماعی و اقتصادی، آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد فهم این نکته راهبردی است که بقای همبستگی ملی نه محصول اجبار، بلکه نتیجه مستقیم ادراک انصاف، صداقت ساختاری و حمایت قابل لمس نهادهای حاکمیتی از زندگی مردم است. در چنین چارچوبی، ترکیب همزمان بحرانهای امنیتی و نارساییهای اقتصادی میتواند بستر را برای فروپاشی این همبستگی فراهم کند.
۱۷:۰۷
اندیشکده فرهنگ و توسعه
همبستگی ملی، تابآوری اجتماعی و ضرورت حکمرانی تطبیقی در زمانه جنگ یادداشت سیاستی
کمیل قیدرلو؛ مدیر اندیشکده فرهنگ و توسعه چکیده مدیریتی در شرایط بحرانی و وضعیتهای استثنایی—از تهدیدهای خارجی و جنگها گرفته تا شوکهای عمیق امنیتی و اقتصادی—رفتار جمعی جوامع و مکانیزمهای بازاری الگوی کاملاً متفاوتی از خود بروز میدهند. تجربه تاریخی نشان میدهد که حتی جوامعی که در روزهای عادی با شکافهای متعدد اجتماعی، اقتصادی یا فرهنگی دستوپنجه نرم میکنند، در بزنگاههای حساس تاریخی توانایی ایجاد نوعی همگرایی دفاعی و حمایتی بینظیر را دارند. این همگرایی، صرفاً یک واکنش احساسی و زودگذر نیست، بلکه تبلور و فعال شدن لایههای عمیقِ سرمایه اجتماعی است؛ همان پیوندهای بنیادین اعتماد، همکاری و امیدی که معمولاً در زیر پوست جامعه پنهاناند و دقیقاً هنگام بروز خطر برای صیانت از بقای جمعی فعال میشوند. اما باید به خاطر داشت که این سرمایه ارزشمند، نامحدود و فناناپذیر نیست. هرگاه احساس عدالت، شفافیت در حکمرانی و رسیدگی واقعی به دغدغههای ملموس تضعیف شود، همین وحدت شگرف میتواند ظرف مدت کوتاهی دچار فرسایش گردد. از منظر سیاستگذاری اجتماعی و اقتصادی، آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد فهم این نکته راهبردی است که بقای همبستگی ملی نه محصول اجبار، بلکه نتیجه مستقیم ادراک انصاف، صداقت ساختاری و حمایت قابل لمس نهادهای حاکمیتی از زندگی مردم است. در چنین چارچوبی، ترکیب همزمان بحرانهای امنیتی و نارساییهای اقتصادی میتواند بستر را برای فروپاشی این همبستگی فراهم کند.
نسخه کامل یادداشت در فایل پی دی اف بعدی....
#جنگ #ایران کانال اندیشکده در پیامرسان بله | تارنمای اندیشکده مطالعات فرهنگ و توسعه | اینستاگرام
همبستگی ملی.pdf
۶.۹۴ مگابایت
#یادداشت سیاستی
همبستگی ملی، تابآوری اجتماعی و ضرورت حکمرانی تطبیقی در زمانه جنگ
کمیل قیدرلو؛ عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق (ع) و مدیر اندیشکده فرهنگ و توسعه
کانال اندیشکده در پیامرسان بله | تارنمای اندیشکده مطالعات فرهنگ و توسعه | اینستاگرام
کانال اندیشکده در پیامرسان بله | تارنمای اندیشکده مطالعات فرهنگ و توسعه | اینستاگرام
۱۷:۱۲
۲:۵۰
بازارسال شده از هستهٔ مطالعات توسعه
۱۵:۳۸