می شود، فقط لازم است بیشتر تلاش کنید.
ما در سینما تربیت فیلمهای زیادی با زمینه آموزشی تربیتی اکران کردیم و خواهیم کرد؛ اما نقطه نگاه خاصی در ساخت این فیلمها مرا آزار میدهد.خیلی از فیلمها مثل رادیکال، مردی که بی نهایت را میشناخت، ربات بازان و... همه حاوی یک پیام خاص هستند؛ میشود پیشرفت کرد، فقط لازم است بیشتر تلاش کنید؛موقعیتهای فیلمها را نگاه کنید. خیلی عریان به ما میگوید که مهم نیست طبقه اجتماعی شما کجاست، یا چقدر توان مالی دارید، یا حتی در یک کشور مستعمره زندگی میکنید؛ فقط بیایید مثل قهرمانهای داستانهای ما تحمل کنید،بیشتر تلاش کنید تا به موفقیت برسید.
به عنوان مثال در فیلم مردی که بینهایت را میشناخت دانشمندی هندی را میبینیم که حتی قلم و کاغذ هم ندارد، اما با تحمل سختی زیاد و نوشتن روی خاک، بالاخره به دانشگاه کمبریج دعوت میشود؛ اما حتی آنجا هم کسی او را خیلی ارج نمینهد و باید با طعنه و کتک خوردن از انگلیسیها کنار بیاید تا پس از تحمل این همه سختی روزی به موفقیت برسد.و صد البته که این فیلم ساخت انگلستان است.یا در فیلم رادیکال، دختری که در مکزیک، کنار تپهی زبالهای زندگی میکند و همکلاسی اش توسط کارتالهای مواد کشته شده، بالاخره با تلاش فراوان میتواند که در آزمون رتبه خوبی کسب کند. دقت کنید که این فیلم هم ساخت اسپانیاست.
۱۱:۴۱
سینماتربیت | باشگاه امید
احمدرضا کاوه می شود، فقط لازم است بیشتر تلاش کنید. ما در سینما تربیت فیلمهای زیادی با زمینه آموزشی تربیتی اکران کردیم و خواهیم کرد؛ اما نقطه نگاه خاصی در ساخت این فیلمها مرا آزار میدهد. خیلی از فیلمها مثل رادیکال، مردی که بی نهایت را میشناخت، ربات بازان و... همه حاوی یک پیام خاص هستند؛ میشود پیشرفت کرد، فقط لازم است بیشتر تلاش کنید؛ موقعیتهای فیلمها را نگاه کنید. خیلی عریان به ما میگوید که مهم نیست طبقه اجتماعی شما کجاست، یا چقدر توان مالی دارید، یا حتی در یک کشور مستعمره زندگی میکنید؛ فقط بیایید مثل قهرمانهای داستانهای ما تحمل کنید،بیشتر تلاش کنید تا به موفقیت برسید. به عنوان مثال در فیلم مردی که بینهایت را میشناخت دانشمندی هندی را میبینیم که حتی قلم و کاغذ هم ندارد، اما با تحمل سختی زیاد و نوشتن روی خاک، بالاخره به دانشگاه کمبریج دعوت میشود؛ اما حتی آنجا هم کسی او را خیلی ارج نمینهد و باید با طعنه و کتک خوردن از انگلیسیها کنار بیاید تا پس از تحمل این همه سختی روزی به موفقیت برسد. و صد البته که این فیلم ساخت انگلستان است. یا در فیلم رادیکال، دختری که در مکزیک، کنار تپهی زبالهای زندگی میکند و همکلاسی اش توسط کارتالهای مواد کشته شده، بالاخره با تلاش فراوان میتواند که در آزمون رتبه خوبی کسب کند. دقت کنید که این فیلم هم ساخت اسپانیاست.
ربات بازان هم قصهاش همینست. دانشآموزانی که برای شرکت در مسابقات رباتیک هیچ ندارند، اما با تلاش بسیار و تجهیزات کم بالاخره موفق میشوند.
قدرتهای بزرگ دنیا برای ما فیلم میسازند که شما رعیت جماعت باید بیشتر تلاش کنید. به شما چه مربوط که منابعتان به تاراج میرود و یا حتی هنوز هم مستعمره قدرتها هستید و خیلی از امکانات اولیه را ندارید. شما اگر در کار خودتان فداکاری کنید، روزی به نتیجه خواهید رسید.و این خلاف جوانمردیست که کودکی باید در بدترین نقاط مکزیک، صدبرابر بیشتر از کودکی در اسپانیا تلاش و فداکاری و تحمل کند تا به نتیجه مطلوب برسد.
قصه از نگاه معلمین هم همینست. نمیشود تمامی ساختار به معلم ایراد بگیرد و بستر خاصی مهیا نکند اما معلم قهرمان قصه ما به تنهایی از پس تمامی موارد بربیاید و دانش آموزانش را به سر منزل مقصود تعلیم و تربیت برساند.اگر هم جایی خیلی به مشکل خورد، مثل آقای خوارز فیلم رادیکال، خیلی فداکارانه حتی ماشین خود را بفروشد تا مشکلش را حل کند.
اگر پایمان را کمی فراتر بگذاریم مثالهای بسیار نزدیکتری هم پیدا میکنیم. خیلی نیاز نیست به کمپانیهای بزرگ فیلمسازی دنیا ایراد بگیریم. در همین ایران عزیزمان حتما به کرات شنیدهاید که چطور بیرانوند با شب خوابیدن در محل کار و تحمل سختی زیاد به تیم ملی رسید یا فلان دکتر و بهمان بازیگر چندین شب سختی تحمل کرد تا به موفقیت برسد.همه این طرف قضیه را جار میزنند. اما کسی نیست که بگوید نامسلمان، باید شرایط را برای همه فراهم کنی،بعد سوت مسابقه را بزنی. نمیشود که برخی در زمین خاکی و عدهای در بهترین زمین چمنها تمرین کنند و بعد با هم مسابقه بدهند.
ما در دنیا داریم این ادبیات را بازتولید میکنیم و قدرتها همیشه به ما اینطور نمایاندهاند که اگر نشده،اگر موفقیتی در کار نبوده، دلیلش تلاش نکردن خودت است. نه اینکه خیلی ازامکانات و حداقلها را نداشتی. مثلا از نگاه برخی قطعا نوجوانی در تهران با هزار نوع کتاب و کلاس تست و... با نوجوانی در سیستان یا روستاهای همین شیراز خودمان برابر است و باید آزمون یکسانی بدهند. اگر هم موفق نشد برایش مثال میزنند که چطور در فلان سال پسری یا دختری بدون هیچ کلاسی و استادی ، جزء رتبههای برتر کنکور شد؟ و کسی نیست که هزاران مثال دیگر از نشدنها را فریاد بزند. از استعدادهایی که سوخت، از معلمینی که کم آوردند و اگر هم خواستند زروشان به ساختار نرسید و از بیرانوندهایی که به تیم ملی نرسیدند.هیچ کدام مهم نیست. فعلا شما بیشتر تلاش کنید...
🪴 سینما تربیت | باشگاه امید فارس
https://omidfamilyfa.github.io/OmidFamilyFa/
@Cinematarbiyat
قدرتهای بزرگ دنیا برای ما فیلم میسازند که شما رعیت جماعت باید بیشتر تلاش کنید. به شما چه مربوط که منابعتان به تاراج میرود و یا حتی هنوز هم مستعمره قدرتها هستید و خیلی از امکانات اولیه را ندارید. شما اگر در کار خودتان فداکاری کنید، روزی به نتیجه خواهید رسید.و این خلاف جوانمردیست که کودکی باید در بدترین نقاط مکزیک، صدبرابر بیشتر از کودکی در اسپانیا تلاش و فداکاری و تحمل کند تا به نتیجه مطلوب برسد.
قصه از نگاه معلمین هم همینست. نمیشود تمامی ساختار به معلم ایراد بگیرد و بستر خاصی مهیا نکند اما معلم قهرمان قصه ما به تنهایی از پس تمامی موارد بربیاید و دانش آموزانش را به سر منزل مقصود تعلیم و تربیت برساند.اگر هم جایی خیلی به مشکل خورد، مثل آقای خوارز فیلم رادیکال، خیلی فداکارانه حتی ماشین خود را بفروشد تا مشکلش را حل کند.
اگر پایمان را کمی فراتر بگذاریم مثالهای بسیار نزدیکتری هم پیدا میکنیم. خیلی نیاز نیست به کمپانیهای بزرگ فیلمسازی دنیا ایراد بگیریم. در همین ایران عزیزمان حتما به کرات شنیدهاید که چطور بیرانوند با شب خوابیدن در محل کار و تحمل سختی زیاد به تیم ملی رسید یا فلان دکتر و بهمان بازیگر چندین شب سختی تحمل کرد تا به موفقیت برسد.همه این طرف قضیه را جار میزنند. اما کسی نیست که بگوید نامسلمان، باید شرایط را برای همه فراهم کنی،بعد سوت مسابقه را بزنی. نمیشود که برخی در زمین خاکی و عدهای در بهترین زمین چمنها تمرین کنند و بعد با هم مسابقه بدهند.
ما در دنیا داریم این ادبیات را بازتولید میکنیم و قدرتها همیشه به ما اینطور نمایاندهاند که اگر نشده،اگر موفقیتی در کار نبوده، دلیلش تلاش نکردن خودت است. نه اینکه خیلی ازامکانات و حداقلها را نداشتی. مثلا از نگاه برخی قطعا نوجوانی در تهران با هزار نوع کتاب و کلاس تست و... با نوجوانی در سیستان یا روستاهای همین شیراز خودمان برابر است و باید آزمون یکسانی بدهند. اگر هم موفق نشد برایش مثال میزنند که چطور در فلان سال پسری یا دختری بدون هیچ کلاسی و استادی ، جزء رتبههای برتر کنکور شد؟ و کسی نیست که هزاران مثال دیگر از نشدنها را فریاد بزند. از استعدادهایی که سوخت، از معلمینی که کم آوردند و اگر هم خواستند زروشان به ساختار نرسید و از بیرانوندهایی که به تیم ملی نرسیدند.هیچ کدام مهم نیست. فعلا شما بیشتر تلاش کنید...
🪴 سینما تربیت | باشگاه امید فارس
@Cinematarbiyat
۱۱:۴۲
آثاری از سینمای معناگرا برای درنگی بیشتر…
🪴 سینما تربیت | باشگاه امید فارس
@Cinematarbiyat
۱۷:۴۱
سینماتربیت | باشگاه امید
رمضان یعنی مکث...
مکثی برای فکر کردن، دیدنِ عمیقتر و دوباره مرور کردن خودمان
به مناسبت این ماه، چند فیلم متناسب با حالوهوای رمضان را برای شما آماده کردهایم؛ آثاری از سینمای معناگرا برای درنگی بیشتر… 🪴 سینما تربیت | باشگاه امید فارس
https://omidfamilyfa.github.io/OmidFamilyFa/ @Cinematarbiyat
لینک دانلود و تماشای فیلم:https://telewebion.ir/episode/0x12d1a33d
🪴 سینما تربیت | باشگاه امید فارس
@Cinematarbiyat
۱۷:۴۸
بازارسال شده از بافتار
۷:۴۰
عصا را از پدر برگیر و عزم نیل کن اینکتقاص خون او را مرگ اسرائیل کن اینک
ولیّ دَم! به نام حق ولیّ امر ما گشتیپدر را مجتبی بودی و ما را مقتدا گشتی
بخوان «خُذها بقُوّه» این علم بردار، بسم الله!علم بردار و در این ره قدم بگذار، بسم الله!
" />
شاعر: محمد مهدی سیار
@cinematarbiyat
ولیّ دَم! به نام حق ولیّ امر ما گشتیپدر را مجتبی بودی و ما را مقتدا گشتی
بخوان «خُذها بقُوّه» این علم بردار، بسم الله!علم بردار و در این ره قدم بگذار، بسم الله!
@cinematarbiyat
۱:۲۰
#معرفی_فیلم
فیلمی با حالوهوای این روزهای وطن!
این فیلم در جشنواره فیلم فجر ۱۴۰۴ رونمایی شد؛ و هم اکنون در سینماهای شهر در حال اکرانست...
@cinematarbiyat
@cinematarbiyat
۱۰:۱۷
ما درگیر جنگیم! و جنگ هم سختیهایی دارد.
اما در این روزها هم زندگی جاریست...برای کسب معیشت تلاش میکنیم،زندگی روزمره را با طعم جنگ میگذرانیم و در همین حال, فرزندانمان نیز بزرگ میشوند.یکی از مهمترین شئون جریان داشتن زندگی، همین بزرگ شدن فرزندان است.
به امید خدا بنا داریم که این روزها به اندازه وسع خودمان در مورد #تربیت_در_جنگ صحبت کنیم.
اگر مطلبی دیدید، یا نوشتید، یا چیزی به ذهنتان به عنوان والد یا معلم و مربی میآید که اگر بقیه هم بخوانند یا بشنوند به دردشان میخورد، برای ما بفرستید تا منتشر کنیم.@akaveh30
@cinematarbiyat
اما در این روزها هم زندگی جاریست...برای کسب معیشت تلاش میکنیم،زندگی روزمره را با طعم جنگ میگذرانیم و در همین حال, فرزندانمان نیز بزرگ میشوند.یکی از مهمترین شئون جریان داشتن زندگی، همین بزرگ شدن فرزندان است.
به امید خدا بنا داریم که این روزها به اندازه وسع خودمان در مورد #تربیت_در_جنگ صحبت کنیم.
اگر مطلبی دیدید، یا نوشتید، یا چیزی به ذهنتان به عنوان والد یا معلم و مربی میآید که اگر بقیه هم بخوانند یا بشنوند به دردشان میخورد، برای ما بفرستید تا منتشر کنیم.@akaveh30
@cinematarbiyat
۹:۱۸
ساختن احساس امنیت در دل ناامنی
#تربیت_در_جنگ
در دنیایی که همه چیز دستخوش بیثباتی است کودک به یک نقطه اتکا نیاز دارد؛ هرچند کوچک، هرچند نمادین. ممکن است این نقطه یک پتو باشد، یک عروسک قدیمی، یا قصهای تکراری و آشنا که مادر زمزمه میکند. در یکی از کمپهای پناهندگان در اردن، مادرها هر شب برای کودکانشان حتی در میان تاریکی و سروصدای دیگر چادرها، شعری آرامبخش زمزمه میکنند.کودک به تکرار نیاز دارد، به چیزی که هر روز شبیه روز قبل باشد. حتی یک لیوان آب خوردن پیش از خواب. یا اینکه بداند مادر کنارش دراز می کشد تا او خوابش ببرد. اینها می تواند در ذهن ناآرامش تصویری از ثبات بسازد. روتین ها هر چند ساده می توانند نقطهی امن شوند، اینکه کودک بداند هر شب یک قصه خواهد شنید یا هر صبح با بوسه مادر از خواب بیدار خواهد شد، ذهنش را از پراکندگی نجات می دهد و آرام آرام ترس را کاهش میدهد.والدین در این شرایط، خودشان هم مضطرب و ناراحتاند. اما اگر بتوانند زخمشان را به کودک نشان دهند بدون آنکه کودک را مضطرب کنند، اگر بتوانند به کودک بگویند: «من هم میترسم، اما با هم قوی هستیم» کودک یاد می گیرد که ترس هم بخشی از بودن در بحران است، نه نشانه پایان دنیا. در چنین شرایطی صداقت والد همراه با حضور عاطفیاش، معجزه میکند. مادر میتواند گریه کند، اما همزمان دست کودک را بگیرد و بگوید: من اینجا هستم. پدر می تواند بترسد اما با صدای آرام با فرزندش صحبت کند و او را در آغوش بگیرد. جامعه، حتی در دل جنگ می تواند احیاگر باشد. معلمی داوطلب، زنی که قصه گوی خوبی است، مردی که موسیقی بلد است، هر کدام می توانند بخشی از یک زیست تازه را به کودک هدیه بدهد. کودک باید بداند که دنیایش فقط از اخبار ترسناک، خاک و دود و آتش ساخته نشده است.
در جنگ، کودک اغلب فراموش شدهترین قربانی است. جسمی که در تصاویر کاملا جا دارد اما روانی که دیده نمیشود. اگرچه ما نمیتوانیم بمبها را متوقف کنیم اما میتوانیم صدایمان را به صدای کودک نزدیک کنیم. میتوانیم بشنویم، بپذیریم و در آغوش بگیریم.
@cinematarbiyat
#تربیت_در_جنگ
در دنیایی که همه چیز دستخوش بیثباتی است کودک به یک نقطه اتکا نیاز دارد؛ هرچند کوچک، هرچند نمادین. ممکن است این نقطه یک پتو باشد، یک عروسک قدیمی، یا قصهای تکراری و آشنا که مادر زمزمه میکند. در یکی از کمپهای پناهندگان در اردن، مادرها هر شب برای کودکانشان حتی در میان تاریکی و سروصدای دیگر چادرها، شعری آرامبخش زمزمه میکنند.کودک به تکرار نیاز دارد، به چیزی که هر روز شبیه روز قبل باشد. حتی یک لیوان آب خوردن پیش از خواب. یا اینکه بداند مادر کنارش دراز می کشد تا او خوابش ببرد. اینها می تواند در ذهن ناآرامش تصویری از ثبات بسازد. روتین ها هر چند ساده می توانند نقطهی امن شوند، اینکه کودک بداند هر شب یک قصه خواهد شنید یا هر صبح با بوسه مادر از خواب بیدار خواهد شد، ذهنش را از پراکندگی نجات می دهد و آرام آرام ترس را کاهش میدهد.والدین در این شرایط، خودشان هم مضطرب و ناراحتاند. اما اگر بتوانند زخمشان را به کودک نشان دهند بدون آنکه کودک را مضطرب کنند، اگر بتوانند به کودک بگویند: «من هم میترسم، اما با هم قوی هستیم» کودک یاد می گیرد که ترس هم بخشی از بودن در بحران است، نه نشانه پایان دنیا. در چنین شرایطی صداقت والد همراه با حضور عاطفیاش، معجزه میکند. مادر میتواند گریه کند، اما همزمان دست کودک را بگیرد و بگوید: من اینجا هستم. پدر می تواند بترسد اما با صدای آرام با فرزندش صحبت کند و او را در آغوش بگیرد. جامعه، حتی در دل جنگ می تواند احیاگر باشد. معلمی داوطلب، زنی که قصه گوی خوبی است، مردی که موسیقی بلد است، هر کدام می توانند بخشی از یک زیست تازه را به کودک هدیه بدهد. کودک باید بداند که دنیایش فقط از اخبار ترسناک، خاک و دود و آتش ساخته نشده است.
در جنگ، کودک اغلب فراموش شدهترین قربانی است. جسمی که در تصاویر کاملا جا دارد اما روانی که دیده نمیشود. اگرچه ما نمیتوانیم بمبها را متوقف کنیم اما میتوانیم صدایمان را به صدای کودک نزدیک کنیم. میتوانیم بشنویم، بپذیریم و در آغوش بگیریم.
@cinematarbiyat
۱۷:۳۳
بازارسال شده از باشگاه امید | فارس
ما فقط یه صفحه سفید گذاشتیم و یه سوال ساده پرسیدیم:«شما روی موشک چی مینویسید؟»بقیهاش با مردم بود…هرکس از خودش نوشت؛ از غم و شادیاش، از باور و غیرتاش، از چیزی که تو دلش مونده بود...
این ویدئوی کوتاه، نمادی از وحدت مردم باغیرت و شجاع ایران، در برابر ظلم جنایتکاران تاریخ است.
باشگاه امید | خانه هنر نوجوان فارس
۲۰:۵۸
بازارسال شده از پردیس سینمایی تارخ
عصرهای روایتِ خونِ جوانانِ وطن
#پردیس_سینمایی_تارخ
@Tarokh_cineplex
۵:۵۲
#معرفی_فیلم
به مناسبت روز دختر
زندگی در دنیای مدرن امروز همه چیز را از زن میخواهد.زیباقویمستقلکسی که شغل و درآمد دارد و...
«ناهید» قصه زنی است که تلاش میکند زندگیاش را خودش بسازد؛در دنیایی که همزمان از او انتظار داردهم بدرخشد، هم دوام بیاورد.
این نوع استقلال هر روز باید دوباره ساخته شود.
شاید با این فیلم سوالی مطرح شود که در زندگی مدرن،آیا زن واقعاً انتخاب میکند؟یا فقط میان «انتظارات مختلف» حرکت میکند؟
سینما تربیت@cinematarbiyatباشگاه امید | خانه هنر نوجوان فارس
@OmidClub_Fa
زندگی در دنیای مدرن امروز همه چیز را از زن میخواهد.زیباقویمستقلکسی که شغل و درآمد دارد و...
«ناهید» قصه زنی است که تلاش میکند زندگیاش را خودش بسازد؛در دنیایی که همزمان از او انتظار داردهم بدرخشد، هم دوام بیاورد.
این نوع استقلال هر روز باید دوباره ساخته شود.
شاید با این فیلم سوالی مطرح شود که در زندگی مدرن،آیا زن واقعاً انتخاب میکند؟یا فقط میان «انتظارات مختلف» حرکت میکند؟
سینما تربیت@cinematarbiyatباشگاه امید | خانه هنر نوجوان فارس
۱۸:۰۸
بازارسال شده از SovarMedia | صُور مدیا
۵:۰۹
بازارسال شده از ماهنامۀ سوره
جنگ، سخت است و با امر سخت نمیتوان سرسری برخورد کرد. جنگ جای بازیگوشی و وقت تلفکردن نیست. حقیقیترین و سرنوشتسازترین لحظات هر ملتی در جنگ رقم میخورد. به یقین مردم ایران در گیرودار دو جنگ بزرگ با شرورترین موجودات عالم سنگ تمام گذاشتند. آنها با بدلکردن خیابان به قلب میدان نبرد و بر همزدن معادلهها، احتمالها و اوهام، دستودل رزمندگان ما را برای هجوم و مقابله با دشمن گرم کردند. مردم کماکان در جنگاند.با این حساب، در بازخوانی وضع سینما سینمایی که همواره عقبتر از مردم است حق این است که بهجای طفرهرفتن و تعارف، از نسبت سینمای ایران با این جنگ پرسش کنیم و داشتهها و نداشتههایمان را پیش بکشیم و خود را صریحاً بکاویم. آنچه از خلال تماشای فیلمهای جنگی ساخته شده بعد از جنگ ۱۲ روزه، در جشنوارۀ فیلم فجر، و تولیدات تصویری در و پیرامون جنگ 40 روزه، بیش از همه برجسته و ضمناً مایۀ نگرانی است، بیاعتنایی به دشمن است. به نحو غریبی، در فیلمهای جنگی ما بَدمن/ شَر/ دشمن وجود ندارد.این بیدشمنی البته شکلهای گوناگونی دارد. حادِ مسئله اینطور خود را نشان میدهد که در فیلمهایمان دشمن آشکارا غایب یا مفروض است و ما عمدتاً به شکل ناقصی مشغول تماشای جنگ هستیم. این حذف قطب منفی، غیر از اینکه درام را از کشمکش و تبوتاب میاندازد، بخشی از نیروی ما را نیز نادیده میگیرد. نیرویی که در نحوۀ مبارزه با دشمن خودش را میشناسد و آشکار میکند. اما سینمای رسانهزدهای که سودای جلب توجه «همه» را در سر دارد، بهناچار باید از کنار وجوه تیز جنگ و قهرمانان جنگ رد شود و با خنثیکردن درام، سرگرم پرداختن به مضامین عام انسانی شود. این وسط رزمنده/ مردم ما که عملاً و علناً در برابر آمریکا و اعوان و انصارش صفآرایی کردهاند یا سوژۀ اصلی و نقطۀ ثقل روایت نیستند، یا نفرت و انزجاری که از دشمن دارند و نیز شیوه جنگیدنشان وارد جریان درام نمیشود.سینمای ایران مادامی که دشمن نداشته باشد، نه سینما خواهد بود و نه ایرانی. اگر انسان ایرانی در خیابان و میدان، با دشمن چشمدرچشم میجنگد، سینمای ایران نیز ناگزیر باید تکلیف خودش را با دشمن شَر معلوم کند. حال آنکه شر، چه به عنوان دیگری ما که کشمکش بیرونی جهاد اکبر را میسازد و ما در مبارزه با او ساخته میشویم، چه بهمثابه نوعی کشمکش درونی جهاد اصغر به روشنی تصویر نمیشود. از همین سر در فیلمهای جنگی، درامی درنمیگیرد، ماجرایی شکل نمیگیرد و ما صاحب قصهای برای تعریفکردن نمیشویم. این سینما اگر رؤیای دیرینۀ ما شکست آمریکا و نابودی اسرائیل را دنبال نمیکند، دستکم حق ندارد واقعیت جنگ رزمندگانمان را در مبارزه با دشمن مخدوش و مصادره کند یا تخفیفش دهد.حالا ماههاست که جنگ دیگر امری فرعی در حاشیۀ زندگی ما نیست. پس وقتی رسماً وسط جنگیم، چرا در پسزمینه فیلمهایمان نهایتاً ردی از جنگ و دشمن میبینیم. این پرهیز از ایستادن در نقطۀ داغ واقعیت و درام، این عدم رویارویی با دشمن و شر، نیروی ما را مستهلک و سینمای ما را خنثی و معمولی میکند. خصوصاً بچهمسلمانهای سینمای ایران باید از ولع فیلمهای عام انسانی ساختن دست بکشند. خیالتان راحت، آن جنس سوژهها با وجود تکراری و کلیشهای بودنشان، بیصاحب و روی زمین نمیمانند. برادران! آیا وقت آن نرسیده است که برای زندهکردن این سینمای بیرمق و دلمرده، به واقعیت آنچنان که هست تکیه کنیم و متواضعانه و مشتاقانه به سراغ روایتِ مبارزۀ قهرمان قوم ایرانی در روزگار جدید برویم؟ این دراماتیکترین، بِکرترین، دیدنیترین و ایرانیترین کاراکتر دوران؛ بسیجی!
#سوره_فتح
۱۷:۱۶
بازارسال شده از باشگاه امید | فارس
کارگاه یک روزه « ماجرای وطن »
نکات مهم و شرایط ثبتنام:
موضوع: تولید پوستر پیرامون اتفاقات اخیر کشور (با ذهن آماده و ایدههای اولیه بیایید).
ملزومات فنی:- لطفاً لپتاپ همراه داشته باشید (در صورت عدم امکان، میتوانید از دوستان قرض بگیرید).- آشنایی اولیه با فتوشاپ یا ایلاستریتور کافی است؛ لازم نیست حرفهای باشید، فقط جسارت شروع داشته باشید، ما برای رسیدن به خروجی بهتر کنارتون هستیم.
زمانبندی:حضور کامل از ساعت ۸:۳۰ تا ۱۸ الزامی است.
هزینه ثبتنام:- با پذیرایی ناهار: ۵۰۰ هزار تومان- بدون ناهار: ۳۰۰ هزار تومان(عزیزانی که تشریف میآورند، مقداری اینترنت مهمان ما هستند
)
امتیاز ویژه:امکان چاپ و اکران شهری آثار برگزیده در سازههای سطح شهر فراهم شده است.
نحوه ثبتنام:نام و نام خانوادگی، مقطع تحصیلی و تصویر فیش واریزی را به شماره زیر توی پیامرسان بله ارسال کنید.۰۹۳۷۸۹۲۶۲۱۲
*شماره کارت:
6280231566046164
مهسا بهزادی
نشانی (خانه امید):
پردیس هنر و اندیشه انقلاب اسلامی رهآوین
https://nshn.ir/977bgjkx5F1OFd
ظرفیت محدود است؛ اولویت با کسانی است که زودتر ثبتنام کنند.*
باشگاه امید | خانه هنر نوجوان فارس
@OmidClub_Fa
6280231566046164
مهسا بهزادی
پردیس هنر و اندیشه انقلاب اسلامی رهآوین
باشگاه امید | خانه هنر نوجوان فارس
۱۸:۳۰