تا اینجا دیدیم نگرانی چیست، مربوط به کدام ویژگی مغز است، چرا همیشه به حل مساله ختم نمیشود و چرا مغز دوباره به همان چرخه برمیگردد.
اگر بخواهیم همهی این مسیر را به یک نقشهی عملی تبدیل کنیم، هر بار که متوجه شدید ذهنتان درگیر شده، طی این چند ایستگاه میتواند نقطهی شروع خوبی باشد.
اول از همه ببینید دقیقاً با چه چیزی روبهرو هستید.آیا بدنتان در حالت هشدار است؟ (اضطراب)دارید گذشته را با «کاش...» مرور میکنید؟ (نشخوار)ذهنتان مدام آینده را با «اگر...» شبیهسازی میکند؟ (نگرانی)همین نامگذاری ساده، کمک میکند کمی از آنچه در ذهنتان میگذرد فاصله بگیرید. (مطالعه پست کمکی)
به افکار نگرانکننده نگاه کنید. از خودتان بپرسید: «آیا این فکر اطلاعات، تصمیم یا اقدام جدیدی ایجاد میکند، یا دارم فقط همان سناریوها را دوباره مرور میکنم؟»اگر هر بار به درک روشنتر یا اقدام مشخصتری نزدیک میشوید، احتمالاً هنوز در حال حل مسئله هستید. اما اگر فقط همان سناریوها تکرار میشوند، احتمالاً وارد چرخهی نگرانی شدهاید. (مطالعه پست کمکی)
نگرانی معمولاً بیدلیل ادامه پیدا نمیکند. مغز اغلب امیدوار است با ادامهی فکر کردن، به چیزی برسد.از خودتان بپرسید:«اگر الان نگران نباشم، احساس میکنم چه چیزی را از دست میدهم؟»پاسخ این سؤال برای هر کسی میتواند متفاوت باشد، اما اغلب به یکی از این چند مورد نزدیک است:
در قسمت بعد، سرنخهایی برای انتخاب قدم بعدی را بررسی میکنیم.——————————————————
۱۵۴
۱۸:۲۳