بازارسال شده از رسانه رهبر انقلاب اسلامی
۱:۳۸
عبری بیاموزیم
یا غرامت یا نابودی اموال دشمن!
به هر صورت ما از دشمن غرامت خواهیم گرفت و اگر امتناع کند باندازهای که تشخیص بدهیم از اموالش برخواهیم داشت و اگر آنهم مقدور نباشد به همان اندازه از اموالش را نابود خواهیم کرد.
" />
بخشی از اولین پیام حضرت آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای رهبر معظّم انقلاب | ۱۴۰۴/۱۲/۲۱
@rahbar_enghelab_ir
صالح بعد صالحوصادق بعد صادق



۱:۳۸
بازارسال شده از أخٌفيالله
مملکت بهحمدلله ولی فقیه و فرمانده کل قوا داره و آغاز و پایان و اعلام آتشبس وظیفه و اختیار رهبری هست، لذا جز سمعا و طاعتا از دهن هر کسی بیرون اومد، حنجره دشمنه!یادتون نره.و تا هروقت که لازم باشه در خیابان میمونیم.چون آخرین دستور فرمانده کل قوا به مردم همچنان به قوت خودش باقیه و تا صدور دستور جدید از طرف ایشون همچنان مسئولیت ما مردم حفظ وحدت و حراست از سنگر خیابانهاست.
۱:۳۹
و در برابر آنان آنچه در قدرت و توان دارید از نیرو [و نفرات و ساز و برگ جنگی] و اسبان ورزیده [برای جنگ] آماده كنید تا به وسیله آنها دشمن خدا و دشمن خودتان ودشمنانی غیر ایشان را كه نمیشناسید، ولی خدا آنان را میشناسد بترسانید. و هر چه در راه خدا هزینه كنید، پاداشش به طور كامل به شما داده میشود، و مورد ستم قرار نخواهید گرفت. (۶۰)
۞ وَإِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ ۚ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ
و اگر دشمنان به صلح گرایند، تو هم به صلح گرای، و بر خدا توكل كن، كه یقیناً او شنوا و داناست. (۶۱)
وَإِنْ يُرِيدُوٓا أَنْ يَخْدَعُوكَ فَإِنَّ حَسْبَكَ اللَّهُ ۚ هُوَ الَّذِيٓ أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ
و اگر بخواهند [در زمینه صلح و آشتی] تو را بفریبند، یقیناً خدا تو را بس است؛ او كسی است كه تو را با یاری خود و به وسیله مؤمنان نیرومند ساخت. (۶۲)
انفال 60 - 62
۸:۰۸
بازارسال شده از حقایق آمریکا - USfacts
یادمان نرود :
گروهک تروریستی منافقین با حمایت صدام، دقیقا ۶ روز پس از اعلام رسمی پذیرش قطعنامه ۵۹۸ توسط ایران عملیات «فروغ جاویدان» را برای فتح تهران آغاز کردند.
اکنون گروهک تروریستی پهلوی و نتانیاهو نیز در همان فضا و خیالات مسعود رجوی به سر میبرند
جنگ ادامه دارد. کسی قرار نیست میدان را خالی کند
گروهک تروریستی منافقین با حمایت صدام، دقیقا ۶ روز پس از اعلام رسمی پذیرش قطعنامه ۵۹۸ توسط ایران عملیات «فروغ جاویدان» را برای فتح تهران آغاز کردند.
اکنون گروهک تروریستی پهلوی و نتانیاهو نیز در همان فضا و خیالات مسعود رجوی به سر میبرند
جنگ ادامه دارد. کسی قرار نیست میدان را خالی کند
۹:۱۴
بسمالله العزیز
از جنگ احزاب تا صلح حدیبیه
لشکر بزرگ احزاب که روز اول آمده بود اسلام را ریشهکن کند: «لنستأصل محمدا و اصحابه»، با گذشت بیست و چند روز از محاصره مدینه، بیآنکه کوچکترین دستاوردی داشته باشد، اواخر ماه شوال سال ۵ هجری تصمیم به خروج از جنگ گرفت.این تصمیم پس از آنکه حمله زمینی قریش با شکست سنگین عمرو بن عبدود از علی بن ابیطالب(ع) روبرو شد، وارد مرحله پایانی شده و ابوسفیان به عنوان فرمانده اصلی احزاب، به لشکرش اظهار داشت که برای اینکه بیش از پیش دچار خسارت نشوند، جنگ را ترک خواهد کرد.صبح هنگام، مسلمانان ناباورانه دیدند که هیچ اثری از لشکر ده هزار نفره احزاب نیست و همگی بازگشتهاند.پیامبر(ص) دیگر ضرورتی ندید به تعقیب دشمنان بپردازد، زیرا همینکه لشکر احزاب، با آن اهداف، دست از پا درازتر برمیگشت، خودش یک پیروزی بزرگ بود. در واقع پیامبر گذاشت آنها بروند که همین خروج از جنگ، برای قریش شکستی خفتبار بود.دشمن با همه ظرفیت خود به جنگ آمده بود و حالا بی هیچ دستاوردی بازمیگشت و این یعنی ایجاد یک امنیت نسبتا پایدار برای مدینه نسبت به تجاوزات بعدی. از اینرو پیامبر(ص) فرمودند: «الان نغزوهم و لا یغزوننا»؛ (از این پس دیگر آنها به جنگ ما نخواهند آمد و این ماییم که به جنگ آنها خواهیم رفت.)پس، سرانجام پیروزمندانه جنگ احزاب، نه نابودی لشکر احزاب بود و نه قتل ابوسفیان. پیروزی این جنگ، در به تثبیت رساندن قدرت حکومت مدینه، به رخ کشیدن مقاومت مسلمانان و وادار کردن قریش به عقبنشینی بود.اما در پایان جنگ احزاب اتفاق دیگری هم افتاد. با خارج شدن قریش و دیگر قبایل همپیمان آنها از جنگ، رسول خدا(ص) به سراغ یهودیان بنیقریظه رفت که در جریان این جنگ، مأموریت آشوبگری و ترور در داخل مدینه را برعهده داشتند. پیامبر(ص) ریشه فساد و فتنه آنها را کند و سرزمینشان به دست مسلمانان افتاد.
حدود یک سال بعد، رسول خدا(ص) به عزم عمره عازم مکه شد. در حالیکه دشمنیها همچنان پابرجا بود. این عزیمت به #صلح_حدیبیه انجامید؛ صلحی که با تثبیت حاکمیت سیاسی اسلام، زمینهساز بسط اسلام در سراسر حجاز شد.قرآن کریم در آیه نخست سوره فتح، از صلح حدیبیه بهعنوان «فتح مبین» یاد میکند. آری، صلح با پشتوانه اقتدار، یک پیروزی آشکار است، هرچند تعدادی از یاران پیامبر(ص) که امضای این قرارداد را به خاطر برخی مفاد آن، شکست میپنداشتند، از انعقاد آن خشمگین بودند.پیامبر صلح حدیبیه را که قراردادی ده ساله با قریش بود پذیرفت، اما میدانست که دشمن به آن پایبند نخواهد بود. یکی از مفاد صلح آن بود که قبایل همپیمان قریش نباید به قبایل همپیمان پیامبر تعرض کنند، وگرنه جنگ از سر گرفته میشود.حدود دو سال بعد، دشمنان این شرط را زیر پا گذاشتند و با حمله به قبیله خزاعه که همپیمان مدینه بود، پیمان شکستند. اتفاقی که موجب حمله مسلمانان و #فتح_مکه شد.در طول همین دو سال از صلح تا فتح، اسلام بر قدرت و نفوذ خود افزود و در آن سو، هیمنه قریش فروریخت و سرانجام اسلام همه سرزمینها را فتح کرد.
حمید سبحانی صدر
https://eitaa.com/h_sobhani_sadr
حدود یک سال بعد، رسول خدا(ص) به عزم عمره عازم مکه شد. در حالیکه دشمنیها همچنان پابرجا بود. این عزیمت به #صلح_حدیبیه انجامید؛ صلحی که با تثبیت حاکمیت سیاسی اسلام، زمینهساز بسط اسلام در سراسر حجاز شد.قرآن کریم در آیه نخست سوره فتح، از صلح حدیبیه بهعنوان «فتح مبین» یاد میکند. آری، صلح با پشتوانه اقتدار، یک پیروزی آشکار است، هرچند تعدادی از یاران پیامبر(ص) که امضای این قرارداد را به خاطر برخی مفاد آن، شکست میپنداشتند، از انعقاد آن خشمگین بودند.پیامبر صلح حدیبیه را که قراردادی ده ساله با قریش بود پذیرفت، اما میدانست که دشمن به آن پایبند نخواهد بود. یکی از مفاد صلح آن بود که قبایل همپیمان قریش نباید به قبایل همپیمان پیامبر تعرض کنند، وگرنه جنگ از سر گرفته میشود.حدود دو سال بعد، دشمنان این شرط را زیر پا گذاشتند و با حمله به قبیله خزاعه که همپیمان مدینه بود، پیمان شکستند. اتفاقی که موجب حمله مسلمانان و #فتح_مکه شد.در طول همین دو سال از صلح تا فتح، اسلام بر قدرت و نفوذ خود افزود و در آن سو، هیمنه قریش فروریخت و سرانجام اسلام همه سرزمینها را فتح کرد.
۱۴:۰۲
آنچه مینویسم نه از این باب است که بگویم شرایط امروز ما شرایط صلح امام حسن(ع) است، چراکه وقتی آن حضرت مردم را به جنگ با معاویه فراخواند، «فما اجابه احدٌ»: هیچکس دعوت امام را اجابت نکرد. از اینرو عدی بن حاتم زبان به سرزنش مردم گشود که: «الا تُجیبونَ امامکم؟!»: آیا دعوت امامتان به جنگ را اجابت نمیکنید؟! (انساب الاشراف ج۳ ص۳۲)اما امروز میبینیم که چگونه رزمندگان و مردم، نزدیک به یک اربعین است که میدان و خیابان را رها نکردهاند و همین در تفاوت عمیق میان شرایط امروز با روزگار امام حسن(ع) کافی است.اما نکتهای تلخ در ماجرای صلح امام حسن(ع) است که روی آن ذرهبین میگذارم:امام حسن(ع) به هنگام بیعت بر حاکمیتش، با درک دقیقی که از شرایط داشت اینگونه از مردم بیعت گرفت: «على حرب مَنْ حارَبَ وسِلْمِ مَنْ سالَمَ»: با هرکس جنگید، مردم بجنگند و با هرکس صلح کرد، صلح را بپذیرند. (ارشاد مفید ج۲ ص۷)اصلش هم همین است؛ اگر امام، امام است، امرش مطاع است و امت باید تابع تصمیم او باشند. وگرنه او بجای اینکه امیر باشد، مأموری خواهد شد که دیگران (چه خواص و چه مردم) در فشارش میگذارند و جامعه را از مسیر مصالح خود دور می کنند. ( امیرالمومنین میفرمود: لَقَدْ کُنْتُ أَمْسِ أَمِیراً فَأَصْبَحْتُ الْیَوْمَ مَأْمُوراً: دیروز امیر شما بودم و امروز مأمور شما. نهجالبلاغه خطبه ۲۰۸)امام حسن(ع) جنگ با معاویه را آغاز کرد، اما به چندین دلیل که در جای خود باید گفت، کار به صلح گرایید؛ صلحی که در واقع به ناچار واگذاری حکومت به معاویه بود.غرضم از این نوشتار از اینجا به بعد ماجرا است که دو طیف با این تصمیم امام مخالفت کردند:۱. خوارج۲. یاران انقلابی
خوارج وقتی متوجه تصمیم صلح شدند، بر امام شوریدند و گفتند: «كفرَ ـ واللهِ ـ الرّجلُ»: به خدا قسم این مرد کافر شده! سپس بر امام حمله کردند؛ سجاده از زیر پایش کشیدند، خیمهاش را غارت کردند و در نهایت یک نفر، با خنجر، امام ما را مجروح کرد. (ارشاد ج۲ ص۱۱)و اما یاران انقلابی:آنها که از شیعیان اعتقادی امام حسن(ع) بودند و چه در دوران امیرالمومنین و چه در زمان آن حضرت، در جنگها سلحشوریها داشتند، به دلیل عدم تحلیل درست از شرایط، زبان به سرزنش امام گشودند.گفتهاند اولین کسی که امام حسن(ع) را به خاطر صلح سرزنش کرد حجر بن عدی بود. او به امام میگفت: «تو دست از جنگ برداشتی در حالیکه چهل هزار سرباز بصیر در جنگ با دشمنت داشتی». (انساب الاشراف ج۳ ص۲۴۳)این فقط حجر نبود که چنین انتقاد میکرد. جملهای را که بسیار شنیدهایم این است که به امام اینگونه سلام میکردند: «السلام علیک یا مُذلّ المؤمنین!»: سلام بر تو ای خوارکننده مؤمنان! این سخن را از زبان حجر بن عدی، سلیمان بن صرد و سفیان بن ابیلیلی هم نقل کردهاند که همه از شیعیان برجسته و یاران انقلابی امام بودند.مگر امام چه کرده بود که نعوذ بالله او را ذلیلکننده مؤمنان میخواندند؟!ادعای منتقدین این بود که شما در حالی که یاران زیادی برای ادامه جنگ داشتی، با معاویه صلح کردی، و با این کار جامعه مؤمنان (همان انقلابیهای باورمند) را خوار کردی!امام حسن(ع) برای حل این شبهه بسیار سخن گفت و توضیح داد که ماحصل همهاش این بود که حتی این نخبگان انقلابی هم از همه چیز خبر ندارند؛ بر همه چیز اشراف ندارند؛ تصورشان از وجود چند ده هزار نیروی نظامی، بر اساس تحلیلهای غلط است، از اینرو بر امام میشورند.
۱۳:۴۰
بازارسال شده از هجرت | د. موحد
میگفتند ایران لبنان را تنها گذاشته. حزبالله را در دهان گرگ رها کرده و خود پا پس کشیده. سنگرشکنها که در ضاحیه جنوبی بر آن ساختمان بزرگ فرو ریختند و سیدحسن که شهید شد، این حرفها بیشتر هم شد. که اگر شما لبنان را رها نمیکردید سیدحسن امروز شهید نشده بود. صبح فردا که پیکرها کشف و شناسایی شد، حاجعباس نیلفروشان پهلوبهپهلوی سید در اتاق عملیات افتاده بود! ایران تا لحظه آخر کنار سید بوده. ایران در انتقام سید، طی عملیاتی بیش از ۲۰۰ موشک بر سر سرزمینهای اشغالی باراند و شهیدسیدعلی خامنهای پس از پنجسال، درمیان شدیدترین تهدیدهای اسرائیل خود شخصا به مصلی تهران رفت و زیر آسمان آزاد نشست. برای سید مراسم بزرگداشت گرفت، نماز را اقامه کرد و سلاحبهدست، در حمایت از حزبالله خطبهای بلیغ خواند. که او برادرم بود. افتخارم بود. و سربازهایش فرزندان مناند. چندماه بعد آقا گفت بعضی میگویند اگر فرماندهان فلان موقع عملیات میکردند فلان اتفاق نمیافتاد. نخیر درست نیست. اینها محاسباتی دارند که شما نمیدانید! رسانههای فارسی رژیم سی سال است که به هر بهانه القا میکنند که ایران، حزب خدا را رها کرده؛ و جمهوری اسلامی هربار توی دهان جهان کوفته و لبنان را به آغوش کشیده. بگذار دست و پایشان را بزنند. ما و حزب، دو موجودیت جداگانه نیستیم که از هم رها شویم. ما یک مشتیم، توی صورت اسرائیل!
«مهدی مولایی»@m_molaie110
«مهدی مولایی»@m_molaie110
۱۳:۵۵
خدا به همراهتون مدیر جهادی خستگیناپذیر عزیز ماکه هییییچکس جز آقای شهیدمونو حالا هم آقای عزیزمونقدرتون رو ندونستن...
#میناب_۱۶۸
#میناب_۱۶۸
۵:۳۰
تصویر: آقایان عراقچی، قالیباف و شیبانی (سفیر ایران در لبنان)
خود مقاومت حزبالله این گروه رو نماینده خودشون میدونن و ازشون ممنونن، اونوقت ما داریم اینجا همدیگه رو میزنیم که: «آی! لبنان تنها نمونه»...


یاد حرف سید شهید مقاومت افتادم که فرموده بودن:ما با اطاعت از ولیفقیه پیروز شدیم (در جنگ ۳۳ روزه).
بچههای مقاومت لبنان همیشه از ما جلوتر بودن تو این مورد


ما ولایتپذیریمون خدشهداره...










https://ble.ir/ebri_biyamoozim
خود مقاومت حزبالله این گروه رو نماینده خودشون میدونن و ازشون ممنونن، اونوقت ما داریم اینجا همدیگه رو میزنیم که: «آی! لبنان تنها نمونه»...
یاد حرف سید شهید مقاومت افتادم که فرموده بودن:ما با اطاعت از ولیفقیه پیروز شدیم (در جنگ ۳۳ روزه).
بچههای مقاومت لبنان همیشه از ما جلوتر بودن تو این مورد
ما ولایتپذیریمون خدشهداره...
https://ble.ir/ebri_biyamoozim
۱۳:۲۳
بازارسال شده از امهات القدس🇮🇷🇵🇸🇱🇧
فردا مهدیه اسفندیاری، دختر قهرمان ایرانی بعد از حدود یک سال در اسارت و شکنجه فرانسویها بودن به ایران میاد
انشالله استقبال خیلی خوبی ازشون بشه که مظلومانه سیزده ماه به خاطر حمایت از غزه، تحت انواع آزارها و شکنجه های روحی و فیزیکی قرار داشتند اما محکم و مقاوم نماینده زن باغیرت ایرانی بودند
ساعت: ۱۷:۱۵مکان: راه آهنتهران
انشالله استقبال خیلی خوبی ازشون بشه که مظلومانه سیزده ماه به خاطر حمایت از غزه، تحت انواع آزارها و شکنجه های روحی و فیزیکی قرار داشتند اما محکم و مقاوم نماینده زن باغیرت ایرانی بودند
ساعت: ۱۷:۱۵مکان: راه آهنتهران
۴:۵۴
بازارسال شده از عملیات کشتن شغال
پیروزی در میدان، شکست در ذهن؛ انقلابیها در تلهی جنگ شناختی!
مقاومت عراق در بدو اعلام آتشبس،عقبنشینی آمریکا و اسرائیل را جشن گرفتتد؛ حزبالله لبنان هم شب گذشته این پیروزی را جشن گرفت اما در ایران به جای حس پیروزی،احساس تلخ عقبنشینی،حس زهرآلود نفوذ ظریف و تیمش در تیم مذاکرات(آن هم مذاکراتی که فرماندهیش به دست اتاق عملیات جنگ و سپاهیان کشور بوده است)سراسر اجتماعات کشور را پر کرده است. چرا؟
چون انقلابیونی که اقیانوسی از احساسات صادقانه و عواطف زلال در دلشان موج میزند اما بینش سیاسیشان به اندازهی یک بند انگشت هم عمق ندارد؛ در تور جنگ شناختی دشمن افتادند."کار،کار ظریف و دولت خائن پزشکیان است!""چرا حزبالله را تنها رها کردیم""نامردیم!""خائنیم!""خونبهای شهیدان چه شد؟""انتقام آقا چه شد؟"و...
آش فحشها و ناسزاها در برخی اجتماعات آنقدر شور شده بود که مسیح علینژاد ذوقمرگ شد و پشت سر هم دربارهی آن گفت و نوشت. یک عده از نوچههایش هم راه افتادند و اکانت فیک انقلابی درست کردند و تا توانستند روی این اختلاف بنزین ریختند و شعلهی آتشین دلها را شعلهورتر کردند!اما حتی انتشار مطالب علینژاد و لو رفتن پروژهی ایادیش موجب نشد این رفقای احساسی کمی از زخم زدن به خودیها توقف کنند،دست از فحش و ناسزا و خشم بردارند و فکر کنند که به جبههی خودی شلیک میکنند یا جبههی دشمن؟
این روزهای پس از آتشبس،حکایتش به قول فردوسی" یکی داستان است پر آب چشم!"دوستان به روی دوستان؛ برادران به روی برادران تیغ کشیدند.انگار که داغ دعواهای انتخاباتی برای عدهای تازه شده بود؛ فرصت را غنیمت شمردند و تا توانستند بر توهم توطئه در اتاق مذاکرات اسلامآباد افزودند.
گویی ظریف به اسلامآباد رفته بود تا مذاکره کند و هر چه هست را بدهد برود!گویی حسن روحانی پشت خط تلفن داشت خط به خط گفتههای مذاکرهکنندگان را به آنها دیکته میکرد!
باز بنازم به شرف حمید رسایی که در تجمعات شبانه پشت میکروفون رفت و با آن سابقهی داغی که در مخالفتها داشت به مردم اطمینان داد که این دور از مذاکرات مثل برجام نخواهد شد.هم به خاطر ترکیب مذاکرهکنندگان و هم به خاطر حضور مردم در میدان.و عجیب اینکه سوپرانقلابیها حتی چون اویی را هم نواختند و بینصیبش نگذاشتند.
خلاصه آنکه پیروزی در میدان را به جنگ شناختی باختیم.نگذاشتیم ایرانیها احساس غرور کنند و همهی آنها که چهل شبانه روز،کف خیابان را در اختیار داشتند و اجازهی نفس کشیدن به فاشیستهای پهلوی ندادند سرشار از حس غرور ملی شوند.
و از همه تلختر نگذاشتند وطنفروشان خائنی که اربابانشان مثل سگ کتکخورده از میدان نبرد فرار کرده بودند،همان پلشتهایی که در تماس با اینترنشنال برای ترامپ و نتانیاهو غش و ضعف میکردند،احساس تلخ شکست و ناکامی وجودشان را پر کند!
این جنگ ادامه دارد رفقا!دیر و زود دارد اما قطعا راند بعدی نبرد آغاز میشود.کار به این آتشبس متوقف نخواهد ماند.باید فکری کرد به حال این نقطه ضعفمان در جنگ شناختی.باید این زخم دردناک را به مرهمی التیام داد تا دوباره در جنگ بعدی سر باز نکند و به چرک ننشیند!
https://ble.ir/amaliyate313
https://ble.ir/amaliyate313
۱۵:۲۸
بازارسال شده از سعداء/حجتالاسلامراجی
میلادت مبارک، ای سلاله نجیب
روز ۲۹ فروردین سالروز میلاد علمداری است که تمام عمر در میانه میدان ایستاد و با صلابت خورشیدیاش، راه را در شبهای تاریک فتنهها نشان داد؛ مردی که حماسهی حضورش در رگهای تاریخ جاری ماند و نامش لرزه بر اندام ستمافکنان انداخت.
او که قله شجاعت بود و در بحبوحهی حکومت نظامی پهلوی، میان تانکها و گازهای اشکآور، چنان با آرامش علیه رژیم ستم حرف زد که ترس از دلهای هزاران نفر گریخت و حصار خفقان شکست.
در مدیریت بحران صخرهای تزلزلناپذیر بود که نه در فتنههای خیابانی قدمی به عقب گذاشت و نه در تهدید آمریکا، که قاطعانه فرمان داد حتی یک وجب از خاک وطن نباید به دست دشمن بیفتد.
کوه توکل بود که در اوج قدرتنمایی آمریکا در منطقه، با آرامشی برخاسته از دلدادگی به خدا، دشمن را حقیر میخواند و به مظلومان جهان، اطمینان پیروزی میداد.
مظهر عزت در برابر دشمن بود؛ همان که در زندان به شکنجهها خندید، در خیمه دیکتاتور سر خم نکرد و با صلابت، سُفرای باجخواه اروپایی را به زانو درآورد.
روح قناعت در جانش جاری بود و زندگیاش را بیآنکه دستش به ریالی از بیتالمال یا وجوهات شرعی آلوده شود، اداره میکرد.
زاهدی سادهزیست بود که روی موکت زندگی میکرد و ردای گرانقیمت اهدایی را میفروخت تا با آن چندین لباس برای نیازمندان تهیه کند و خود به کمترینها بسنده میکرد.
فسادستیزی قاطع بود که حتی مخالفانش به پاکدستی مطلق او و بستگانش اعتراف داشتند و با نامههای تند، مسئولان را به جای سمینار، به اقدام عملی علیه مفسدان فرامیخواند.
نگهبان لقمهی حلال بود و حتی هزینه بیشزادِ پذیرایی یک هواپیما را از جیب شخصی میپرداخت و اجازه نمیداد فرزندانش ذرهای از امکانات دولتی بهرهمند شوند.
پدری سختگیر در اموال عمومی بود که فرزندش را از سفرهی بیتالمال بلند میکرد تا به او بیاموزد که نباید، برای نفع شخصی لقمهای بردارد.
او که اجازه نداد فرزندانش وارد دنیای اقتصاد شوند و آنان را از هرگونه فعالیت مالی برحذر داشت تا نامشان با هیچ رانتی گره نخورد.
وفادار به خانواده بود که حلقهی سادهی ازدواج سال ۴۳ خود را تا آخرین لحظه به یادگار داشت و تعهد به کانون گرم خانه را نمونهای از ایمان میدانست.
دریای سعهصدر بود و از همراهانش میخواست به جای تایید، با او به نقد و مباحثه برخیزند تا در تضارب آراء، کمال علمی حاصل شود و آزاداندیشی در حوزهها و دانشگاهها ریشه بدواند.
آینه انتقادپذیری بود که در پاسخ به نامه دخترکی جوان، از تلخی لحنش در خطبهها پوزش خواست و با فروتنی از او برای تذکری که داده بود، تشکر کرد.
تجسم تواضع بود که قبل از رهبری، برای دوری از زیانِ دینش به خدا التماس میکرد و حتی حاضر بود در دورافتادهترین مرزها، سربازی فرهنگی باشد و در راه رفتن، هرگز از دیگران پیشی نمیگرفت.
الگوی ادب بود که حتی در یادداشتهای داخلی دفترش، بر رعایت احترام و عناوین بزرگان تاکید میکرد تا مبادا در غیاب افراد، حرمت و شأن آنها خدشهدار شود.
نماد عفو و گذشت بود که حتی نسبت به شکنجهگرانش در زندان ساواک کینهای به دل نگرفت و به اطرافيانش میسپرد که جویای احوال آنان باشند و در سختیها یاریشان کنند.
مردی اهل مطالعه و اندیشه که با سی هزار جلد کتاب در کتابخانهاش، چنان در کتابشناسی تبحر داشت که حتی ناشران حرفهای را از دانش دقیق خود در حوزهی هنر و ادبیات شگفتزده میکرد.
بنده مخلص خدا بود که از نمایش تصویرش از رسانهها گلایه میکرد و حاضر نبود تریبون عمومی رادیو را به درس خود اختصاص دهد، مگر آنکه حق همهی اساتید به یکسان ادا شود.
سدّی استوار در برابر انحراف بود که جهاد را در روشنگری میدید و توانست با خودسازی، جوانان را از میان لجنزارهای فضای مجازی عبور داده و به اقیانوس اعتکاف و پیادهروی اربعین برساند.
امینِ رای مردم بود که در تلاطم سختترین فتنهها، مقابل ادعاهای دروغین ایستاد و حتی برای خوشایند رسانهها، حاضر نشد آمار مشارکت را حتی یک درصد جابهجا کند.
و در نهایت، غیرتمندی علوی بود که در میان ازدحام جمعیت، با دست خود حائل میشد تا کرامت بانویی ایرانی حفظ شود و اجازه نمیداد کمترین بیحرمتی به ناموس این مرز و بوم صورت گیرد.
تولدت مبارک آقای خامنهای 
#سید_محمد_حسین_راجی
«هر کدام از این جملات، پشتش یک #داستان_خواندنی_و_کوتاه از رهبر شهید است. شرح کامل این خاطرات را میتوانید در فایلی که اینجا گذاشته شده است، مطالعه کنید.»
اندیشکده راهبردی سعداء
@soada_ir
روز ۲۹ فروردین سالروز میلاد علمداری است که تمام عمر در میانه میدان ایستاد و با صلابت خورشیدیاش، راه را در شبهای تاریک فتنهها نشان داد؛ مردی که حماسهی حضورش در رگهای تاریخ جاری ماند و نامش لرزه بر اندام ستمافکنان انداخت.
#سید_محمد_حسین_راجی
۵:۴۶
بازارسال شده از عقل سرخ | مهدی محمدی
War report No25 mohammadi 3001405.mp3
۱۵:۴۱-۷.۱۸ مگابایت
۷:۲۹
بازارسال شده از عقل سرخ | مهدی محمدی
1- امریکایی ها در 24 ساعت گذشته سعی کردند فشار بیشتری به شناورهای ایرانی بیاورند و به اصطلاح خودشان حلقه محاصره را تنگ تر بکنند. لذا تنگه هرمز کاملا مسدود شده است. این در حالی است که ترامپ می خواست از بازگشایی تنگه برای خودش دستاورد بسازد و در ایران هم بازگشایی تنگه موجب بگو مگو شده بود. الان واقعیت میدان این است که تنگه هرمز به طور کامل غیر عملیاتی است.
2- در موقعیتی هستیم که می توانیم بگوئیم تاثیر بسته شدن تنگه هرمز در اقتصاد جهانی به حداکثر خواهد رسید. ترامپ باید انتخاب کند، اگر قصد داشتند برای دور بعدی مذاکرات از این تشدید محاصره بهره برداری کنند و امتیاز بگیرند این امکان دیگر وجود ندارد.
3- فعلا تنها شناورهای ایرانی حق عبور از تنگه هرمز را دارند و اگر بخواهند مزاحمتی برای عبور آنها ایجاد کنند ایران اقدامات دیگری را آماده کرده است که به مقصد رسیدن آنها را تضمین کند. در واقع گام اول ما برای مقابله با تشدید محاصره دریایی امریکا، انسداد تنگه هرمز است و گامهای بعدی ای هم هست که به موقع برداشته خواهد شد.
4- روز چهارشنبه (2 اردیبهشت) مهلت چهارده روزه آتش بس خاتمه می یابد اینکه تا آن موقع چه اتفاقی می افتد؟ معلوم نیست. نکاتی به توسط پاکستان به طرف امریکایی منتقل شده است و الان امریکایی ها می دانند که اصول مدنظر ایران در توافق احتمالی چیست و خط قرمزها کدامند و هرگز کوتاه نخواهیم آمد. هنوز بازخوردی از موضع آمریکایی ها در این باره و آخرین مذاکرات دریافت نکرده ایم.
5- سطح هشدار نظامی بالا رفته - احتمال حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی را قبل از پایان مهلت 14 روزه بسیار جدی تلقی کنیم . شواهد عملیاتی و انتقال نیروی بیشتری مشاهده شده و مانورهایی در برخی کشورهای همسایه اجرا شده است. خاموشی های سیگنالی داریم که مهمترین نشانه جنگ قریب الوقوع بشمار می رود. الگوی قبلی دشمن همین بوده است که در بین مهلتهای ظاهری عملیات انجام دهد. ایران هم آمادگی کامل برای ورود به جنگ دارد و بازیگران منطقه ای باید منتظر ضربات کوبنده تری باشند. اهرم هایی که در جنگ 40 روزه تاثیر بسزایی داشتند مجددا به کار گرفته خواهند شد و خطوط قرمزی که در جنگ چهل روزه رعایت شد دیگر رعایت نخواهد شد.
6- - روزهای آینده بسیار حساس و تعیین کننده است و باید کاملا هشیار بود. امریکایی ها متوجه شده اند که تفسیر ما از جنگ چهل روزه پیروزی ماست و تسلیم نخواهیم شد و اگر می خواهد یک پایان بندی برای جنگ داشته باشد باید امتیاز بدهد. وقتی آماده دادن امتیاز نیستند قاعدتا باید منتظر باشیم یکبار دیگر رژیم صهیونیستی آمریکا را به نقض عهد و حمله نظامی در بین آتش بس وادار کند.
7- نکته آخر اینکه ما باید مراقب اتحاد داخلی مان باشیم و به برآوردهای غلط دشمن و اشتباه های محاسباتی اش دامن نزنیم. دشمن محیط داخلی ما را رصد و سیگنالهایی دریافت و جمع بندی می کند و براساس آن تصمیم می گیرد که قدم بعدی اش چگونه باشد. تا کنون هم اشتباه محاسباتی دشمن باعث ورود به حمله نظامی شده است و این بار نیز ایضا ممکن است همین رخ دهد. بخشهایی از این اشتباه محاسباتی مربوط به داخل ایران است مثل اغتشاشات دی ماه 1404 که بهانه ای شد تا امریکا فریب صهیونیستها را بخورد. این امر ثابت شده است که ضد انقلاب و صهیونیستها در فریب آمریکا برای برآوردهای غلط از محیط داخلی ایران نقش بسزایی دارند. باید مراقب باشیم که این دفعه نیز خود ما در داخل کشور زمینه این فریب را فراهم نکنیم. آدرس غلط با نزاعهای سیاسی به دشمن ندهیم. اگر جمع بندی دشمن این باشد که در آغاز جنگ جدید ما متحدتر خواهیم بود و احتمال نتایج فاجعه بار تری برایش وجود دارد. بازدارندگی لازم را ایجاد کرده ایم.
#مرگ_بر_اسرائیل#مرگ_بر_آمریکا#فتح_خیبر
۷:۲۹
اصلا جزایر خلیج فارس برای ایران بوده ؟
به گروه پژوهشی آرتا بپیوندید https://eitaa.com/joinchat/2525560832C7caee8d264
۶:۱۷
اصلا جزایر خلیج فارس برای ایران بوده ؟
به گروه پژوهشی آرتا بپیوندید https://eitaa.com/joinchat/2525560832C7caee8d264
۶:۲۲
بازارسال شده از سعداء/حجتالاسلامراجی
سلام بر تو، ای خادمِ خستگیناپذیر امت
اردیبهشت، برای ما طعمِ خون و ایثار گرفت؛ ماهِ عروج مردی که «خستگی» را خسته کرده بود و در مسیر خدمت، آرام و قرار نداشت. او که ردای ریاست را نه برای نشستن در کاخها، که برای دویدن در میدانهای سخت بر تن کرد.
او که رکورددار پرکاری بود؛ مردی که پس از سفرهای فشرده دیپلماتیک در سرمای مسکو، سحرگاه به تهران میرسید اما استراحت را بر خود حرام میکرد تا اولِ صبح در میان مردمِ البرز باشد. همان که رهبر انقلاب بارها به او تذکر دادند: «مقداری استراحت کنید و به بدن خود برسید».
سرسخت در صیانت از حق مردم بود؛ مدیری که اجازه نداد حتی برای حفظ امنیت جانیاش، استخراج از میدان گازی مشترک یک دقیقه متوقف شود، چرا که معتقد بود توقف کار، ضربه به منافع ملی و سفره مردم است.
کوه سعهصدر و مدارا بود؛ در روزهایی که تندترین توهینها را در مناظرات شنید، با لبخندی که بوی مظلومیت شهید بهشتی را میداد، سکوت کرد و گفت: «مصلحت در سکوت است و خدا از مؤمنین دفاع میکند».
زاهدی بیتکلف بود؛ که حتی در مقام معاون اول قوه قضائیه، در آپارتمانی ساده زندگی میکرد و وقتی از او پرسیدند چرا به خانهای بهتر نمیروید، با صدایی که هنوز در گوش تاریخ هست، پاسخ داد: «همینقدر هم برایمان زیاد است».
حامی محرومان و مرهمِ زخمِ دیدهنشدهها بود؛ رئیسجمهوری که با بالگرد به دورافتادهترین روستاهای مرزی میرفت؛ جاهایی که اهالیاش تا به حال یک بخشدار هم ندیده بودند و از دیدن عالیترین مقام کشور در میان خانههای گلیشان، چشمانشان از اشک و تعجب میدرخشید.
نگهبانِ دقیقِ معیشت بود؛ که هر روز صبح پس از اذان، قیمت اقلام اساسی را چک میکرد و در جلسات دولت، از آمارهای کلان عبور میکرد تا به حقیقتِ «سفره مردم» برسد؛ او خط قرمز خود را نوسان قیمت پنیر و نان میدانست.
آینه تواضع و خاکساری بود؛ وقتی دخترکی نوجوان تصویرش را کشید، با فروتنی گفت: «من کسی نیستم، من فقط یک طلبهام؛ تصویر حضرت آقا را بکشید».
مدیری میداندار بود؛ که اعتقاد داشت مسئول باید «مدیرِ اقدامی» باشد نه «اعلامی». او جلو میدوید و به وزرایش میگفت: «من میدوم، شما هم پشت سر من بدوید» تا ده سال عقبافتادگیِ کشور جبران شود.
مظهر ادب و احترام به دیگران بود؛ حتی در اوج خستگیِ نیمهشب، وقتی قرار بود آرایشگر محاسنش را اصلاح کند و همزمان همکاری گزارش کار بدهد، از نیمه راه برگشت و گفت: «این کار بیادبی است؛ اخلاقی نیست وقتی شما توضیح میدهید من مشغول کار دیگری باشم».
مدافعِ حریمِ حرمتِ آدمها بود؛ وقتی همراهی خواست اشتباهِ وزیری را در جلسه به رخش بکشد، با نگاهی نفوذمند تشر زد که: «چرا میخواهی ضایع شدن یک آدم را نشان بدهی؟ خودش فهمید اشتباه کرده، تمام شد و رفت».
پدری دلسوز برای جوانان و نخبگان بود؛در روزهایی که همه از قوانین کهنه گلایه داشتند، او به پارکهای علم و فناوری رفت و نامههای ناامیدانهی جوانان را چنان پیگیری کرد که از همان جوانان، حامیانی جدی برای پیشرفت کشور ساخت.
نمادِ بیزاری از اشرافیگری بود؛حتی در زمان تولیت، حاضر نشد سنگ قبرِ قدیمی و سادهی پدرش را عوض کند. او حقالتولیهی چندسالهاش را هم برای ساخت درمانگاه در مناطق محروم بخشید.
او که گوشش بدهکارِ طعنهها نبود و دردِ دلش را فقط به پیشگاه امام رضا علیهالسلام میبرد؛وقتی به او گفتند در برابر حواشی سیاسی واکنش نشان بده، پاسخ داد: «دأب من این است که گلایههایم را با امام رضا علیهالسلام مطرح کنم، خود ایشان دنبال میکنند».
صدایِ کارگران و احیاگرِ غرورِ تولید بود؛با یک دستور انقلابی، چاپ ۱۴ میلیون جلد کتاب درسی را به کارخانهی داخلی سپرد تا ده برابر شدن تولید، بویِ امنیت شغلی و نان حلال را به خانهی کارگر ایرانی بازگرداند.
فداییِ ولایت و سرباز نظام بود؛که در آخرین جلسه هیئت دولت پیمان بست که هرگز خلاف خواست رهبری و در جهت اختلاف قوا قدمی برندارد. او که افتخار خود را نه در عناوین دنیوی، بلکه در «سربازیِ امام خامنهای» میدید.
و در نهایت، شهیدی در مسیر خدمت شد؛او که با پاهای تاولزده و چهرهای که آثار سِرُم درمانی بر آن هویدا بود، جلسات را ترک نکرد. او رفت تا ثابت کند مسیر «رجایی» هنوز باز است و میتوان رئیسجمهور بود و میانِ گل و لای سیل و خاکِ معدن، برای مردم جان داد.
خداحافظ ای شهیدِ جمهور؛ و چه داغهایی دیدیم بعد از رفتنت... 
اندیشکده راهبردی سعداء
@soada_ir
اردیبهشت، برای ما طعمِ خون و ایثار گرفت؛ ماهِ عروج مردی که «خستگی» را خسته کرده بود و در مسیر خدمت، آرام و قرار نداشت. او که ردای ریاست را نه برای نشستن در کاخها، که برای دویدن در میدانهای سخت بر تن کرد.
۲۳:۴۵
۲۳:۴۶
عبری بیاموزیم
سلام بر تو، ای خادمِ خستگیناپذیر امت
اردیبهشت، برای ما طعمِ خون و ایثار گرفت؛ ماهِ عروج مردی که «خستگی» را خسته کرده بود و در مسیر خدمت، آرام و قرار نداشت. او که ردای ریاست را نه برای نشستن در کاخها، که برای دویدن در میدانهای سخت بر تن کرد.
او که رکورددار پرکاری بود؛ مردی که پس از سفرهای فشرده دیپلماتیک در سرمای مسکو، سحرگاه به تهران میرسید اما استراحت را بر خود حرام میکرد تا اولِ صبح در میان مردمِ البرز باشد. همان که رهبر انقلاب بارها به او تذکر دادند: «مقداری استراحت کنید و به بدن خود برسید».
سرسخت در صیانت از حق مردم بود؛ مدیری که اجازه نداد حتی برای حفظ امنیت جانیاش، استخراج از میدان گازی مشترک یک دقیقه متوقف شود، چرا که معتقد بود توقف کار، ضربه به منافع ملی و سفره مردم است.
کوه سعهصدر و مدارا بود؛ در روزهایی که تندترین توهینها را در مناظرات شنید، با لبخندی که بوی مظلومیت شهید بهشتی را میداد، سکوت کرد و گفت: «مصلحت در سکوت است و خدا از مؤمنین دفاع میکند».
زاهدی بیتکلف بود؛ که حتی در مقام معاون اول قوه قضائیه، در آپارتمانی ساده زندگی میکرد و وقتی از او پرسیدند چرا به خانهای بهتر نمیروید، با صدایی که هنوز در گوش تاریخ هست، پاسخ داد: «همینقدر هم برایمان زیاد است».
حامی محرومان و مرهمِ زخمِ دیدهنشدهها بود؛ رئیسجمهوری که با بالگرد به دورافتادهترین روستاهای مرزی میرفت؛ جاهایی که اهالیاش تا به حال یک بخشدار هم ندیده بودند و از دیدن عالیترین مقام کشور در میان خانههای گلیشان، چشمانشان از اشک و تعجب میدرخشید.
نگهبانِ دقیقِ معیشت بود؛ که هر روز صبح پس از اذان، قیمت اقلام اساسی را چک میکرد و در جلسات دولت، از آمارهای کلان عبور میکرد تا به حقیقتِ «سفره مردم» برسد؛ او خط قرمز خود را نوسان قیمت پنیر و نان میدانست.
آینه تواضع و خاکساری بود؛ وقتی دخترکی نوجوان تصویرش را کشید، با فروتنی گفت: «من کسی نیستم، من فقط یک طلبهام؛ تصویر حضرت آقا را بکشید».
مدیری میداندار بود؛ که اعتقاد داشت مسئول باید «مدیرِ اقدامی» باشد نه «اعلامی». او جلو میدوید و به وزرایش میگفت: «من میدوم، شما هم پشت سر من بدوید» تا ده سال عقبافتادگیِ کشور جبران شود.
مظهر ادب و احترام به دیگران بود؛ حتی در اوج خستگیِ نیمهشب، وقتی قرار بود آرایشگر محاسنش را اصلاح کند و همزمان همکاری گزارش کار بدهد، از نیمه راه برگشت و گفت: «این کار بیادبی است؛ اخلاقی نیست وقتی شما توضیح میدهید من مشغول کار دیگری باشم».
مدافعِ حریمِ حرمتِ آدمها بود؛ وقتی همراهی خواست اشتباهِ وزیری را در جلسه به رخش بکشد، با نگاهی نفوذمند تشر زد که: «چرا میخواهی ضایع شدن یک آدم را نشان بدهی؟ خودش فهمید اشتباه کرده، تمام شد و رفت».
پدری دلسوز برای جوانان و نخبگان بود؛ در روزهایی که همه از قوانین کهنه گلایه داشتند، او به پارکهای علم و فناوری رفت و نامههای ناامیدانهی جوانان را چنان پیگیری کرد که از همان جوانان، حامیانی جدی برای پیشرفت کشور ساخت.
نمادِ بیزاری از اشرافیگری بود؛ حتی در زمان تولیت، حاضر نشد سنگ قبرِ قدیمی و سادهی پدرش را عوض کند. او حقالتولیهی چندسالهاش را هم برای ساخت درمانگاه در مناطق محروم بخشید.
او که گوشش بدهکارِ طعنهها نبود و دردِ دلش را فقط به پیشگاه امام رضا علیهالسلام میبرد؛ وقتی به او گفتند در برابر حواشی سیاسی واکنش نشان بده، پاسخ داد: «دأب من این است که گلایههایم را با امام رضا علیهالسلام مطرح کنم، خود ایشان دنبال میکنند».
صدایِ کارگران و احیاگرِ غرورِ تولید بود؛ با یک دستور انقلابی، چاپ ۱۴ میلیون جلد کتاب درسی را به کارخانهی داخلی سپرد تا ده برابر شدن تولید، بویِ امنیت شغلی و نان حلال را به خانهی کارگر ایرانی بازگرداند.
فداییِ ولایت و سرباز نظام بود؛ که در آخرین جلسه هیئت دولت پیمان بست که هرگز خلاف خواست رهبری و در جهت اختلاف قوا قدمی برندارد. او که افتخار خود را نه در عناوین دنیوی، بلکه در «سربازیِ امام خامنهای» میدید.
و در نهایت، شهیدی در مسیر خدمت شد؛ او که با پاهای تاولزده و چهرهای که آثار سِرُم درمانی بر آن هویدا بود، جلسات را ترک نکرد. او رفت تا ثابت کند مسیر «رجایی» هنوز باز است و میتوان رئیسجمهور بود و میانِ گل و لای سیل و خاکِ معدن، برای مردم جان داد.
خداحافظ ای شهیدِ جمهور؛ و چه داغهایی دیدیم بعد از رفتنت...
اندیشکده راهبردی سعداء
@soada_ir
از روی واکنشها، دیدم ظاهراً چند نفری از غم بزرگ ملت شریف ایران شادند...یاد این آیات شریف سوره مبارکه مطففین افتادم...حساب ما، باشه به قیامت...
إِنَّ الَّذِينَ أَجْرَمُوا كَانُوا مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا يَضْحَكُونَ وَإِذَا مَرُّوا بِهِمْ يَتَغَامَزُونَوَإِذَا انقَلَبُوا إِلَىٰ أَهْلِهِمُ انقَلَبُوا فَكِهِينَوَإِذَا رَأَوْهُمْ قَالُوا إِنَّ هَٰؤُلَاءِ لَضَالُّونَوَمَا أُرْسِلُوا عَلَيْهِمْ حَافِظِينَفَالْيَوْمَ الَّذِينَ آمَنُوا مِنَ الْكُفَّارِ يَضْحَكُونَ
عَلَى الْأَرَائِكِ يَنظُرُونَ
بدکاران (در دنیا) پیوسته به مؤمنان میخندیدند،و هنگامی که از کنارشان میگذشتند آنان را با اشاره تمسخر میکردند،و چون به سوی خانواده خود بازمیگشتند مسرور و خندان بودند،و هنگامی که آنها را میدیدند میگفتند: «اینها گمراهانند!»در حالی که هرگز مأمور مراقبت و متکفّل آنان [= مؤمنان] نبودند!ولی امروز (روز قیامت) مؤمنان به کفار میخندند،
در حالی که بر تختهای آراسته بهشتی نشسته و (به سرنوشت شوم آنها) مینگرند!
حساب ما با اینها، باشه به قیامت

إِنَّ الَّذِينَ أَجْرَمُوا كَانُوا مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا يَضْحَكُونَ وَإِذَا مَرُّوا بِهِمْ يَتَغَامَزُونَوَإِذَا انقَلَبُوا إِلَىٰ أَهْلِهِمُ انقَلَبُوا فَكِهِينَوَإِذَا رَأَوْهُمْ قَالُوا إِنَّ هَٰؤُلَاءِ لَضَالُّونَوَمَا أُرْسِلُوا عَلَيْهِمْ حَافِظِينَفَالْيَوْمَ الَّذِينَ آمَنُوا مِنَ الْكُفَّارِ يَضْحَكُونَ
عَلَى الْأَرَائِكِ يَنظُرُونَ
بدکاران (در دنیا) پیوسته به مؤمنان میخندیدند،و هنگامی که از کنارشان میگذشتند آنان را با اشاره تمسخر میکردند،و چون به سوی خانواده خود بازمیگشتند مسرور و خندان بودند،و هنگامی که آنها را میدیدند میگفتند: «اینها گمراهانند!»در حالی که هرگز مأمور مراقبت و متکفّل آنان [= مؤمنان] نبودند!ولی امروز (روز قیامت) مؤمنان به کفار میخندند،
در حالی که بر تختهای آراسته بهشتی نشسته و (به سرنوشت شوم آنها) مینگرند!
حساب ما با اینها، باشه به قیامت
۲۳:۲۰