از انحصارِ فنی تا میدانِ گفتوگو: چرا باید درسگفتارهای ها-جون چانگ را دید؟ در پست در ردای عینیت از این گفتیم، که اقتصاد علیرغم ظاهرِ عینیاش، واجدِ خصلتی ایدئولوژیک است. در بررسی مقالهٔ آرش حیدری نیز دیدیم که چگونه نولیبرالیسم با همدستیِ روانشناسی، «انسانِ خودگردان» را برای تداوم بازار تولید میکند. اکنون برای کاملکردن این تصویر، سراغ درسگفتاری از یک استاد اقتصاد میرویم. از امشب، ویدیوهایی از درسگفتارهای ها-جون چانگ به اسم: «*اقتصاد برای مردم*» را خواهیم دید تا زنجیرهایِ نامرئیِ ایدئولوژی را در متنِ خودِ دانشِ اقتصاد شناسایی کنیم. چانگ با بهرهگیری از زبان این دانش، ادعای بیطرفیِ آن را به چالش میکشد. نقدِ او متوجهِ رژیمِ حقیقتیست که اقتصاد را از تاریخ، فرهنگ و فلسفه منفک میکند و تصویری ناقص را بهجای واقعیتِ زیسته به ما تحویل میدهد. اهمیتِ این درسگفتارها در این است که نشان میدهند اقتصاد، میدانِ مناقشهای است که عمیقاً با قدرت، ارزشها و تصمیمهای سیاسی درهمتنیده است. چانگ اقتصاد را از مقامِ دانشِ طبیعیشده پایین میکشد و دوباره آن را به موضوعِ پرسش و گفتوگو بدل میکند. او نشان میدهد آنچه اغلب بهصورتِ ضرورتِ طبیعی عرضه میشود - از نابرابریهای ساختاری تا افولِ صنعت - محصولِ انتخابهای سیاسی است و به همین دلیل علیه بستهشدنِ افقهای فکری اعتراض میکند و از «فروتنی معرفتی» دفاع میکند؛ یعنی اقتصاد باید با تاریخ و جامعهشناسی گفتوگو کند، نه اینکه ابزاری در خدمتِ گروهی خاص باشد. معرفی و تماشای این درسگفتارها، تلاشی است برای بازپسگیریِ عرصهای که دربارهٔ زندگیِ جمعیِ ما تصمیم میگیرد. ما باید دریابیم که چگونه میتوان اقتصاد را از بندِ زبان فنی رهانید و به میدانِ بحثِ عمومی بازگرداند، بیآنکه در این مسیر، پیچیدگیهای فهم ساختاری قربانیِ سادهسازی شود. شببهشب، با این درسگفتارها، به دنبالِ پاسخ به این پرسش خواهیم بود. ----- #اقتصاد_سیاسی#ها_جون_چانگ#نقد_اقتصاد----- 🧭 @emamisadra