عکس پروفایل کانون روانشناسی اسلامی | دانشگاه تهرانک
۴۵۲ عضو

کانون روانشناسی اسلامی | دانشگاه تهران

undefined️ کانال رسمی کانون روانشناسی اسلامیدانشگاه تهرانتأسیس ۱۳۹۲
undefined| ارتباط با ما:@KanounRavan_ut
کانون روانشناسی اسلامی | دانشگاه تهران
«خوشا پرنده که بی‌واژه شعر می‌گوید گذر به سوی تو کردن ز کوچه‌ی کلمات به راستی که چه صعب است و مایه‌ی آفات چه دیر و دور و دریغ!» تکنیک‌های روانشناسی نُقلِ نفس کشیدن سیدعلی‌قاضی (ره) در کنار نوشیدن چای عصرانه، با هم از تکنیک‌های ارتباط با خانواده شوهر حرف زدیم تا چگونگی اکتِ بدون کنترل خیال (!). ایشان از تکنیکی که فردی در ایتا با عنوان جادوی سفید و جادوی سیاه یاد داده بود، گفتند و من از ریشه‌ی این تکنیک که به‌نظرم به نگاه طرحواره‌ها متصل بود، گفتم. گفتیم که این‌ها به خوبی کار می‌کنند و چقدر جواب می‌دهند، واقعا هم چه کسی می‌تواند منکر تأثیرات مثبت بعضی از این حرف‌ها شود؟ اما به نظرم یک‌جای کار می‌لنگد که غرق شده‌ایم در این حرف‌ها. نفسی عمیق می‌کشم و عطر دهین بازار نجف مستم می‌کند، این‌جا هنوز مثل این‌روزها نشده، این‌جا هنوز بازاری خاکی، با مغازه‌هایی ساده‌تر و محدودتر است. چشم می‌گردانم میان آدم‌هایی که می‌روند و می‌آیند؛ گوشه‌ای ایستاده‌ام، به زمین خیره می‌شوم و جز پاهایی که به سرعت در عبورند، چیزی نمی‌بینم. غرق می‌شوم در افکارم. می‌آیم به بازار گرم این تکنیک‌ها و این‌ حرف‌های در ظاهر مفید و خوب این‌ روزهای روانشناسی. چه‌چیزی این بازار را امروز رونق بخشیده؟ آیا به راستی ره‌گذرهای بازار قبلی هم، تمرکز و دغدغه‌شان بر چیزهایی از جنس این حرف‌ها بود؟ یا بر مسیر دیگری تکیه داشتند که نقل و نباتش، -بخوانید از پیامدهای منطقی‌اش- به اصطلاحِ امروزی‌ها روابط خوب، عملکرد بالا، رفتار ارزشمند و... بود؟ و این تنها "بخشی" از پیامدهایش بود و نه همه‌ی تمرکزشان. یک‌چیزی این میان کم است که راهمان کشیده به حل المسائلی که برای ما تا چندی پیش مسئله نبوده، اگر بوده، اینطور توصیف نمی‌شده، اگر می‌شده، تبیین و تجویز دیگری برایش بیان می‌شده. امروز گفتمان رایج بین بسیاری از مذهبی‌ها هم، حرف‌هایی در "سطح" تکنیک‌هاست؛ در سطح این تکنیک‌ها ماندن و بسنده کردن به صرفا یادگیری این مهارت‌ها، ما را به‌زعم من به "عمق" نمی‌رساند، یا دیر و بامشقت و پرزحمت و ناقص، اگر برساند. چطور می‌شود، بعضی‌ها بدون اینکه تکنیک یاد گرفته باشند، خودشان در بسیاری از عرصه‌ها صاحب بهترین تکنیک‌ (بخوانید فهم رفتار درست برگرفته از حکمت) می‌شوند؟ -و این‌ها مشخصا نه یعنی تکنیک یاد گرفتن مفید نیست...- #نسیم undefined @eslamiravan_shakeleh
«می‌گویند روستای جورد غریب و دور افتاده است، و جاده‌اش با اولین برف‌های زمستان مسدود می‌شود اما می‌دانی برادر، غریب آن کسی است که از وطن ایمانی‌اش دور شده باشد.»
موقعیت ۱:با آب و تاب صحبت می‌کند. می‌گوید ضمن ناراحتی‌ای که مراجع از مادرش داشته، به مادر اعتراض کرده و بعد هم دو ساعت در اتاق تنها گریه کرده‌است؛ مادر بعد دو ساعت آمده و گفته 《مرده شور تو و تراپیستت را با هم ببرد که یاد گرفتی جواب من‌ را بدهی.》 اما او اين پاسخ دادن را انطباق با مشکلات می‌داند، که روان‌درمانگر باید به مراجع یاد دهد، یاد دهد که در مقابل برخی فرهنگ‌ها و همچنین مثلا محدودیت‌های آزادی و حکومتی، خودش را تجهیز کند.
موقعیت ۲:از مراجعی می‌گوید که درآمد ۷۰ میلیونی راضی‌اش نکرده و برای همین و اینکه حوصله‌اش سر می‌رفته کسب و کارش را تعطیل کرده، وارد کار جدیدی شده‌است؛ گفتم این آدم ممکن است درآمد ۱۵۰ میلیونی هم راضی‌اش نکند، تایید کرد و تایید کرد که مفهوم‌سازی ما و توصیف و تبیین و در نتیجه تجویز ما برای فرد به رویکردمان بر می‌گردد و این می‌تواند بسیار متفاوت باشد.
موقعیت ۳:تاکید می‌کند رفتار خوب یا بدی وجود ندارد، و این در مبنای برخی درمان‌ها جا گرفته است، ما با آن‌ سر و کار داریم.
از کلاس بیرون می‌آیم، «می‌دانی برادر، غریب آن کسی است که از وطن ایمانی‌اش دور شده باشد.»
#نسیمundefined @eslamiravan_shakeleh
undefined۸

۷۴۶

۱۴:۳۸