عکس پروفایل کانون روانشناسی اسلامی | دانشگاه تهرانک
۴۵۲ عضو

کانون روانشناسی اسلامی | دانشگاه تهران

undefined️ کانال رسمی کانون روانشناسی اسلامیدانشگاه تهرانتأسیس ۱۳۹۲
undefined| ارتباط با ما:@KanounRavan_ut
کانون روانشناسی اسلامی | دانشگاه تهران
«می‌گویند روستای جورد غریب و دور افتاده است، و جاده‌اش با اولین برف‌های زمستان مسدود می‌شود اما می‌دانی برادر، غریب آن کسی است که از وطن ایمانی‌اش دور شده باشد.» موقعیت ۱: با آب و تاب صحبت می‌کند. می‌گوید ضمن ناراحتی‌ای که مراجع از مادرش داشته، به مادر اعتراض کرده و بعد هم دو ساعت در اتاق تنها گریه کرده‌است؛ مادر بعد دو ساعت آمده و گفته 《مرده شور تو و تراپیستت را با هم ببرد که یاد گرفتی جواب من‌ را بدهی.》 اما او اين پاسخ دادن را انطباق با مشکلات می‌داند، که روان‌درمانگر باید به مراجع یاد دهد، یاد دهد که در مقابل برخی فرهنگ‌ها و همچنین مثلا محدودیت‌های آزادی و حکومتی، خودش را تجهیز کند. موقعیت ۲: از مراجعی می‌گوید که درآمد ۷۰ میلیونی راضی‌اش نکرده و برای همین و اینکه حوصله‌اش سر می‌رفته کسب و کارش را تعطیل کرده، وارد کار جدیدی شده‌است؛ گفتم این آدم ممکن است درآمد ۱۵۰ میلیونی هم راضی‌اش نکند، تایید کرد و تایید کرد که مفهوم‌سازی ما و توصیف و تبیین و در نتیجه تجویز ما برای فرد به رویکردمان بر می‌گردد و این می‌تواند بسیار متفاوت باشد. موقعیت ۳: تاکید می‌کند رفتار خوب یا بدی وجود ندارد، و این در مبنای برخی درمان‌ها جا گرفته است، ما با آن‌ سر و کار داریم. از کلاس بیرون می‌آیم، «می‌دانی برادر، غریب آن کسی است که از وطن ایمانی‌اش دور شده باشد.» #نسیم undefined @eslamiravan_shakeleh
«آیا فروید و اسکینر، لزوما به حرف دین رسیده‌اند؟»
-عجب! حرف این روانشناس را ۱۴۰۰ سال قبل، دین هم گفته بوده‌ها!
این حرف را می‌گذاریم به حساب تعریف از دین، و گاهی افق نگاهمان که این دین ما حرف‌های امروز‌ی‌ها را از قبل گفته بود!
این استدلال در یک سطح عامه و در حسب ظاهر، تا حدی شاید قابل قبول باشد؛ اما آیا فقط همین؟ آیا فروید و اسکینر، لزوما به حرف دین رسیده‌اند؟ 
صوتی گوش می‌دادم، از حاج آقای قاسمیان؛ ضمن بحثی می‌فرمودند که این حرف‌ها (در بحث خودشان) از مسائل منحصر به فرد دین است و با حرفی مثل «با همسایه‌ات مهربان باش.» [که در بقیه‌ی جاها هم می‌شنویم.] متفاوت است. گرچه آن با همسایه مهربان باش هم در دین یک معنای دیگری دارد. در دین شما از یک نقطه‌ی بالا فرود می‌آیی و افراد را خلق خدا می‌بینی، یا جلوتر پیوند و نسبت‌گیری این‌ها را با امام -به عنوان محور جامعه- درک می‌کنی، [از این جهت احترام می‌گذاری.] کلا احترام گذاشتن به یک نفر در نظامات اسلامی با نظامات غربی فرق دارد.
چقدر دقیق به بحث نظامات اشاره کردند، نظام‌ها، چرایی، هدف، غایت و نهایت. چقدر در پی این تفاوت‌ها، چیزهای دیگر هم تغییر می‌کند. فارغ از مهیای سفری فراتر از این دنیا شدن، همین‌جا هم مثلا با این دید، فقط در یک جنبه‌اش، کسی که به‌خاطر امام به کسی خدمت کند، به دنبال جبران از طرف آن فرد و توقع از اوست؟
#نسیمundefined @eslamiravan_shakeleh
undefined۷
undefined۲

۱.۷K

۵:۵۹