در جشنواره فجر سال 1404 همانند سالهای گذشته، نقش نهادهای حاکمیتی -اعم از دولتی و غیردولتی- بسیار پررنگ بود. حال سوال اینجاست که چه تعداد از کل آثار به فیلمهای تولید شده توسط این نهادها اختصاص داشته است و آیا این آثار به درستی در راستای ماموریت و اهداف مد نظر تولید شده است؟در این مقاله ضمن ترسیم دقیق نقش نهادها و سازمانهای حاکمیتی، به تحلیل مدیریتی آنها پرداخته خواهد شد.در یک دسته بندی کلی، میتوان تحلیل فیلم را از دو منظر بررسی کرد: تحلیل هنری که تحلیل مرسوم و متداول نشریات و رسانهها است، و تحلیل مدیریتی که تحلیل مد نظر ما در این نوشتار است.
۱۵:۴۴
بازارسال شده از آمارفکت
۱۶:۴۰
بازارسال شده از آمارفکت
۱۶:۴۰
بازارسال شده از آمارفکت
۱۶:۴۰
بازارسال شده از آمارفکت
حامیان دولتی و خصوصی جشنواره فیلم فجر سال ۱۴۰۴
از مجموع ۳۳ اثر اکران شده، ۱۶ سازمان دولتی حمایت مالی ۲۲ فیلم را بر عهده داشتند و ۱۱ فیلم نیز با سرمایه بخش خصوصی تولید شدند.
@amarfact_co
از مجموع ۳۳ اثر اکران شده، ۱۶ سازمان دولتی حمایت مالی ۲۲ فیلم را بر عهده داشتند و ۱۱ فیلم نیز با سرمایه بخش خصوصی تولید شدند.
@amarfact_co
۱۶:۴۰
بازارسال شده از منشاء | هوشمصنوعی و رسانه
🪴 مَنشاء | مرکز تخصصی هوش مصنوعی و رسانه
۱۷:۴۹
فکروذکر | سیدعلی شریعت
حامیان دولتی و خصوصی جشنواره فیلم فجر سال ۱۴۰۴ از مجموع ۳۳ اثر اکران شده، ۱۶ سازمان دولتی حمایت مالی ۲۲ فیلم را بر عهده داشتند و ۱۱ فیلم نیز با سرمایه بخش خصوصی تولید شدند. @amarfact_co
در جدول فوق، با یک نگاه از بالا، تمامی فیلمهای جشنواره را با ذکر سرمایهگذار یا حامی اصلی ارائه و رتبهی نهادها، بر اساس تعداد فیلمهای ساخته شده، مشخص شده است.
۱۴:۵۰
از کُل کُل جنگ، از تهدید مستقیم جان، از پای لانچر بودن، از چشم از رادار بر نداشتن، از چند هفته خانه رفتن، از دم تیغ بودن، از هر شب یک مکان متفاوت خوابیدن، از هزار سختی جنگ،
یک حضور در تجمع شبانه، در هوای معتدل بهاری، در یکی دو ساعت مختصر، با صرف پذیرایی، به اتفاق خانواده و دوست و آشنا، همراه شور و نشاط و لذت، قسمت ما شده. در این کار، کم نگذاریم!
«اگر» اول هر بند مهم است. تشخیص وظیفه خودش گاهی از انجام وظیفه سخت تر است...
خدایا وظیفه ما را به ما بشناسان و توفیق عمل به آن را بده
۱۶:۵۷
بازارسال شده از منشاء | هوشمصنوعی و رسانه
🪴 مَنشاء | مرکز تخصصی هوش مصنوعی و رسانه
۱۸:۵۴
بازارسال شده از منشاء | هوشمصنوعی و رسانه
۱۸:۵۴
بازارسال شده از منشاء | هوشمصنوعی و رسانه
۱۸:۵۴
بازارسال شده از منشاء | هوشمصنوعی و رسانه
🪴 مَنشاء | مرکز تخصصی هوش مصنوعی و رسانه
۵:۳۹
بازارسال شده از منشاء | هوشمصنوعی و رسانه
۵:۳۹
بازارسال شده از منشاء | هوشمصنوعی و رسانه
۵:۳۹
بازارسال شده از کشکول|محسن مهدیان
دیگه بعد از ۶۰ و اندی شب، تجمعات شبانه برای خیلیها از یک «رویداد» عبور کرده و تبدیل شده به «سبک زندگی».برای خیلیها خیابان تا داخل خانهها امتداد پیدا کرده؛به تعبیر دقیقتر، مبارزه تا سرسفره کشیده شده.ساعت خواب و بیداری، زمان شام، نظم خانه، هماهنگی با بچهها، حتی لباس پوشیدن و خرید کردن…همه با همین حضور شبانه در خیابان تنظیم شده.اما بعضیها زرنگترند؛دارند از این تجمعات، چیزهایی را در زندگیشان «میسازند»:مثل تربیت نوجوان و کودکمثل رسیدن به آرامش با هم بودن و عبور از تشویشهای مادیمثل تقویت حس مبارزه در خانوادهمثل بازنگری در تصمیمهای مهم زندگی؛ از هزینه زندگی تا صرفهجوییو حتی آمادگی برای مشارکت بیشتر در حرکت کشوراین یعنی« فناوری خیابان »از این فناوری خیلی کارها بر میاداز اداره کشور تا الگوی مطالبه و حکمرانی جدید و صدور قیام و انقلاب... @mahdian_mohsen
۵:۴۱
#رهنمای_رسانه
پرسش:چرا «حفظ ارتباط و اعتماد مردم به دولتی که بر سر کار است - هر دولتی که سر کار است و مورد قبول مردم و مجلس و رهبری قرار گرفته»، یک هدف صداوسیما باید باشد؟
پاسخ:حفظ ارتباط و اعتماد مردم به دولت مستقر باید یکی از اهداف صداوسیما باشد، به دلایل زیر:
1. *ابزار پیشبرد اهداف اصلی: این هدف، گرچه ثانویه است، اما در خدمت تحقق اهداف اولیه و اساسی نظام قرار میگیرد.
2. ضرورت برای پیشرفت کشور: بدون اعتماد متقابل بین مردم و دولت، ساختن کشور به شکل مطلوب امکانپذیر نیست.
3. نقش حیاتی دولت: دولت تنها نهاد رسمی برای اداره کشور و هدایت آن به سمت اهداف تعیین شده است.
4. جلوگیری از گسست اجتماعی: قطع ارتباط بین مردم و دولت میتواند به شکاف عمیق اجتماعی و ناکارآمدی حاکمیت منجر شود.
5. تسهیل مدیریت کشور*: اعتماد مردم به دولت، مدیریت کشور و پیشبرد برنامههای توسعه را تسهیل میکند.
نکته:صداوسیما به عنوان رسانه ملی، نقش مهمی در ایجاد و حفظ این ارتباط و اعتماد دارد. این رسانه میتواند با انعکاس صحیح عملکرد دولت و انتقال دغدغههای مردم، به عنوان پل ارتباطی موثر عمل کند.
منبع:بیانات در دیدار مدیران مراکز سازمان صداوسیما در استانها؛ 7 اسفند 1370...
هر روز یک نکته ناب در حوزه فرهنگ و هنر و رسانه از رهبر شهید انقلاب در کانال فکروذکر @fekrozekr110 بخوانیم تا «رهنما» ی ما باشد 
1. *ابزار پیشبرد اهداف اصلی: این هدف، گرچه ثانویه است، اما در خدمت تحقق اهداف اولیه و اساسی نظام قرار میگیرد.
2. ضرورت برای پیشرفت کشور: بدون اعتماد متقابل بین مردم و دولت، ساختن کشور به شکل مطلوب امکانپذیر نیست.
3. نقش حیاتی دولت: دولت تنها نهاد رسمی برای اداره کشور و هدایت آن به سمت اهداف تعیین شده است.
4. جلوگیری از گسست اجتماعی: قطع ارتباط بین مردم و دولت میتواند به شکاف عمیق اجتماعی و ناکارآمدی حاکمیت منجر شود.
5. تسهیل مدیریت کشور*: اعتماد مردم به دولت، مدیریت کشور و پیشبرد برنامههای توسعه را تسهیل میکند.
۶:۱۵
فکروذکر | سیدعلی شریعت
مقاله جشنواره 404 از منظر ماموریت سازمان ها
منتشر شده در نشریه پرده خیال؛ وابسته به فرهنگستان هنر
بخش 2 / نگاهی آماری به نقش سازمانها در جشنواره فجر سال 1404 در جدول فوق، با یک نگاه از بالا، تمامی فیلمهای جشنواره را با ذکر سرمایهگذار یا حامی اصلی ارائه و رتبهی نهادها، بر اساس تعداد فیلمهای ساخته شده، مشخص شده است.
از سی و یک فیلم حاضر در بخش رقابت جشنواره و دو فیلم خارج از مسابقه، جمعاً 22 فیلم رسماً با سرمایهگذاری و حمایت مستقیم نهادهای حاکمیتی تولید شدهاند. این گزاره نشان میدهد که عملاً جشنواره فجر، کارنامه سینمایی حاکمیت کشور بوده که با بودجه بیت المال تولید شده است.
در این میان، نقش چهار سازمان، با تولید بیش از یک فیلم، پررنگتر دیده میشود: بنیاد فارابی با 6 فیلم، شهرداری تهران با 4 فیلم، سازمان سوره با 3 فیلم، و روایت فتح با 2 فیلم.
همچنین این نکته نیز قابل ذکر است که در صنعت سینمای ایران، بخش خصوصی واقعی تقریباً وجود ندارد. عمدهی فیلمهایی که مدعی خصوصی بودن هستند، وقتی به دقت بررسی میشوند، معلوم میشود نهادهای سرمایهگذار آشکار یا پنهان، داخلی یا خارجی در کار حضور داشتهاند. این قضیه در خصوص فیلمهایی که پیشبینی عدم فروش آنها -حتی به اندازه رسیدن به نقطه سربهسر هزینه و درآمد- قطعی است، بیشتر خود را نشان میدهد. در شرایط تورم و افزایش قیمت طلا و دلار، هیچ فرد سرمایهگذار عاقلی، سرمایه خود را در جایی که زیاندهبودن آن از قبل، آشکار و قطعی باشد، دور نمیاندازد! . . .
فکروذکر | سیدعلی شریعت @fekrozekr110
۱۷:۰۵
فکروذکر | سیدعلی شریعت
مقاله جشنواره 404 از منظر ماموریت سازمان ها
منتشر شده در نشریه پرده خیال؛ وابسته به فرهنگستان هنر
بخش 3 / بنیاد فارابی بنیاد فارابی، مهترین نهاد تولید فیلم در جمهوری اسلامی ایران است. این نهاد به عنوان بازوی تولیدی معاونت سینمایی وزارت فرهنگ، در زمان مدیریت جناب آقای حامد جعفری، در جشنواره فجر 1404، شش فیلم سقف، قمارباز، دختر پریخانوم، کافه سلطان، اسکورت، و کارواش را تولید و حمایت نمود. هرچند این بنیاد در جوابیه خود نسبت به انتقاد درباره فیلم دختر پری خانم اعلام کرده بود که این فیلم، یکی از «15 فیلم» مورد حمایت فارابی در سال 1404 است که نشان میدهد ظرفیت و عملکرد این نهاد، بیش از شش فیلم مطرح شده است. همچنین در این جوابیه تاکید شده است که «ماموریت بنیاد سینمایی فارابی صرفاً معطوف به گیشه و بازگشت سرمایه اقتصادی نیست. اساساً اهداف فارابی در حمایت از سینمای ایران، فراتر از معیارهای صرفاً تجاری تعریف شده است و شامل توسعه فرهنگ سینمایی، حمایت از گونههای مختلف، و تقویت ظرفیتهای خلاقانه سینماگران ایرانی و توجه به تکثر مخاطبان است... فارابی بهعنوان نهاد ملی سینمای ایران موظف است به تنوع ژانرها، گونهها، مخاطبان و صدای هنرمندان توجه کند و سهمی از حمایت را برای پروژههایی در نظر بگیرد که ممکن است در دیگر بخشها و مجموعهها کمتر دیده شوند، یا ظرفیت رشد فرهنگی، هنری و بینالمللی داشته باشند.» با این توضیح، نگاهی اجمالی به فیلمهای مورد حمایت بنیاد فارابی در جشنواره چهل و چهارم فیلم فرج خواهیم داشت: 1. قمارباز، فیلمی در گونهی معمایی و جاسوسی و امنیتی؛ این فیلم روایتگر بازجویی از فرد مظنون در قضیه اختلال سیستم بانکی، در ایام جنگ دوازده روزه است. فیلم با ساختاری نسبتاًساده، در لوکیشنی محدود، با بازیگرانی کمتعداد، به نقش عامل داخلی این اقدام خرابکارانهی سایبری رژیم صهیونیستی میپردازد. این فیلم در لایهی انتخاب موضوع و سوژه، در نسبت با ماموریت بنیاد فارابی، قابل قبولترین فیلم فارابی در این جشنواره به نظر میرسد؛ هرچند اثر فاخری در سینمای ایران که مستلزم حمایت این بنیاد محسوب شود، نبوده و بیشتر به یک تلهفیلم معمولی شبیه است. 2. کارواش، فیلمی در گونه معمایی امنیتی، که با همکاری اداره مالیات ساخته شده است. کاوه، مامور سازمان مالیات که به واسطه همکار خود، درگیر پروندهای از فساد اقتصادی یک چهره بانفوذ میشود. این مامور، سرانجام پس از تعقیب و گریزها، مجرم را به چنگال قانون میاندازد. موضوع و سوژهی این فیلم در نسبت با ماموریت بنیاد فارابی، امری قابلقبول اما بسیارغیراولویتدار به نظر میرسد و میتوان گفت «کارواش» بیشتر به ماموریت سازمان امور مالیات مرتبط است. 3. سقف، فیلمی در گونهی کمدی، اجتماعی، خانوادگی؛ این فیلم به ماجرای آرش، استاد دانشگاه میانسال و خانواده او را نشان میدهد که با شروع جنگ 12 روزه، از تهران به سمت ویلای یکی از اقوام در شمال کشور میروند. صاحب ویلا روحیهای مغرور و استکباری دارد و میهمانان خود را به شدت تحقیر میکند. اکثر فیلم به تحقیرهای صاحب ویلا و ذلت اعضای خانواده خصوصاً پدر خانواده میگذرد تا جایی که مجبور میشود پیش پای سگ صاحب ویلا، به خاک افتاده و او را التماس کند! در انتها، با خروج خانواده از ویلا به این تحقیرها و ذلتها پایان داده میشود اما فیلم در کلیت خود، روایتگر یک خانواده شریف و مقاوم ایرانی نیست و نمیتوان تاثیر مثبتی از فیلم بر روی مخاطب در نظر گرفت. جنگ حیثیتی رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی نیز تنها بهانهای برای تغییر وضعیت عادی زندگی و اجبار به سفر است و میتوان به جای آن سیل و زلزله و هر اتفاق دیگری را قرار داد. لذا در مجموع، این فیلم نسبت منطقی با ماموریت بنیاد فارابی ندارد. 4. کافه سلطان، فیلمی در گونه اجتماعی؛ این فیلم داستان کافهای بینراهی در جاده قم است که پس از دفاع مقدس ۱۲ روزه، از یک کافه خلوت، به کافهای پرمسافر تبدیل میشود؛ مسافرانی که هر یک، آینهای از جامعه هستند. اما تصویر این کافه، بیش از اینکه مطابق واقعیت، همدلی مردم و اتحاد ملی در آن برهه را نشان بدهد، به نمادپردازی سیاسی، نمایش بیحرمتیها و تقابلهای اقشار جامعه دچار شده است و گویا جنگ اسرائیل که اتفاقاً موجب رونق کافه شده و همه وقایع دیگر بهانه است تا در انتهای فیلم، والدین به خاطر تصمیمی که حدوداً 40 سال قبل گرفته اند، از فرزند جوانی که محروم از یک زندگی عادی است، غذرخواهی کنند! در مجموع، میتوان این اثر خالی از حماسه، را در گونهی «ضدجنگ» قلمداد کرد. طبیعتاً چنین محصولی، نسبتی با ماموریت بنیاد فارابی ندارد و بلکه در تضاد با آن است. 5. اسکورت، فیلمی در گونه اکشن، جادهای و پلیسی؛ این فیلم روایتگر یک جوان سرباز نیروی انتظامی در جنوب کشور است که در یک سیر منفی، از «مخالف جدی شوتی» به «طرفدار شوتی» و در
نهایت «خود شوتی» تبدیل میشود. فیلم، مخاطب خود را با این سیر همراه میکند که از شوتی متنفر نباش، او فردی زحمتکش است که بنابر فشار اقتصادی، ناخواسته در این شغل قرار گرفته و در حال امرار معاش است! سفیدشویی جماعت معدود «شوتی» که بخشی از زنجیره غیرقانونی «قاچاق» میباشند، چه ارتباطی با ماموریت یک نهاد دولتی و حاکمیتی دارد!؟ دولت و حاکمیتی که در سوی دیگر خود، نهادهای مقابله با قاچاق و شوتی دارد و برای آن نه تنها بودجه تخصیص میدهد، که هر ساله جانهای شریفی را تقدیم میکند!؟ در نهایت میتوان گفت، «اسکورت» در تضاد با ماموریت این نهاد است.6. دختر پریخانم، فیلمی در گونه شبهفانتزی؛ در خلاصه داستان دختر پری خانوم آمده است: «آرزوی مردی برآورده میشود اما او دیگر آن آرزو را نمیخواهد.» مردی که در کودکی آرزو کرده تا وقتی چهل ساله شد، دختر همسایه، عاشق او بشود اما حالا پشیمان است و میخواهد به جای عشق دختر همسایه، سلامتی و طول عمر مادرش را به دست بیاورد. فیلم در لایههای نمادین خود دارای نکاتی است که در اینجا مجال تحلیل آنها نیست اما فارغ از آنها و در همان لایه عینی نیز حرف مثبتی برای گفتن ندارد. این فیلم در ایام جشنواره نیز در رسانهها مورد انتقاد قرار گرفت که «نسبت این فیلم با ماموریت فارابی چیست!؟». این بنیاد نیز جوابیهای کلی و غیرقابل قبول ارائه داد که خلاصه آن، این عبارت بود: لزوم تنوع ژانر و تکثر مخاطب در سینمای ایران!در مجموع، شش فیلم فوق، سبد «متنوع و رنگارنگ» بنیاد فارابی در جشنواره چهل و چهارم فیلم فجر بودهاند. نقطه اشتراک تحلیل مدیریتی اکثرقریببهاتفاق فیلمهای فوق، شفافنبودن نسبت آن با ماموریت بنیاد فارابی در تولید آثار متناسب با فرهنگ ایرانی و اهداف انقلاب اسلامی است. گویا سیاست شکلی و فرمی «تنوع ژانر»، رهزن مدیران بنیاد فارابی در پرداختن به اصل قضیه یعنی، پیامها و مضامین شده است.به طور کلی هیچ ژانر و گونهای خوب یا بد نیست. تمامی ژانرها و گونهها ظرفیت انتقال مضامین رحمانی یا شیطانی را بالقوه دارند. لذا اصل تنوع ژانر، به خودی خودی سیاستی درست یا نادرست نیست. درستی یا نادرستی آن بستگی به این دارد که آثار در خدمت القای پیام مفید قرار گرفته یا پیام مضر. ای بسا ده فیلم جذاب درست در یک ژانر، بهتر از ده فیلم غیرجذاب نادرست اما با ژانرهای گوناگون! همچنین پرداختن به سوژه جنگ 12 روزه که از اهداف این بنیاد پس از جنگ 12 روزه اعلام شد و اقدام مثبتی هم بود، در آثار مورد حمایت بنیاد فارابی به چشم میخورد. در این خصوص نیز، صرف پرداختن به یک سوژه، مثل جنگ 12 روزه به خودی خود، خوب یا بد نیست؛ خوب یا بد بودن آن بستگی به نحوه پرداختن به موضوع و نهایتاً تاثیر مثبت یا منفیای که روی مخاطب میگذارد دارد.در نهایت میتوان گفت، جایگزینی «تمرکز بر پیامهای اولویت دار و توجه به تاثیر آن بر مخاطب» به جای سیاستهای شکلی و فرمی همچون تنوع ژانر، اصل اول برای نزدیک شدن عملکرد مهمترین بازوی فیلمسازی جمهوری اسلامی به ماموریت خود، در ادامه مسیر است.
...
فکروذکر | سیدعلی شریعت @fekrozekr110
...
۱۷:۰۷
فکروذکر | سیدعلی شریعت
خواندن مقاله از فایل pdf دشوار است!؟ ان شا الله این مقاله در 12 بخش، در کانال قرار داده میشود.
در وبگاه این موسسه که مدیریت آن را سرکار خانم پیکاری به عهده دارد، به اختصار و اجمال در خصوص ماموریت این نهاد آمده است که «موسسه تصویر شهر در راستای سیاستهای حمایتی خود در طول سال اقدام به حمایت معنوی و مشارکت مادی در تولید آثار سینمایی فاخر و ارزشی و همچنین فیلمهای تلویزیونی همسو با ارزشهای نظام مقدس اسلامی مینماید.» طبیعتاً توقع میرود این موسسه که از شهرداری تهران ارتزاق میکند، به تولید و حمایت از فیلمهایی که روایتگر قهرمان شهر تهران - چه از بعد سختِ مدیریت شهری و چه از بعد نرم و فرهنگی شهر- است، و یا فیلمهایی که نمایشگر جلوههای پیشرفت شهر تهران، به عنوان پایتخت جمهوری اسلامی ایران و قلب امالقرای جهان اسلام است بپردازد.سرزمین فرشتهها، فیلمی در خصوص جنگ غزه و روایت یک زن و چند بچه برای زنده ماندن و زندگی کردن در این محیط است و در ادامه بیشتر به آن پرداخته خواهد شد. این فیلم، ارتباط خاصی با ماموریت مشخص شهرداری تهران و موسسه تصویر شهر ندارد؛ فیلم، در پرداختن به سوژه خود قابل قبول است و نسبت به ماموریت سازمان حامی دیگر (حوزه هنری) قابل تقدیر است اما از نظر تحلیل مدیریتی، چندان توجیهی برای شهرداری تهران ندارد.نیمشب، فیلمی که به سوژه بمب عمل نکردة رژیم صهیونیستی در نزدیکی یک بیمارستان و یک پارک در شهر تهران میپردازد. این فیلم نیز، فیلم قابل قبولی بوده که به خودی خود نادرست نیست اما ارتباط خاصی هم با ماموریت شهرداری، مقوله شهر و شهرسازی و پیشرفتهای شهری در آن دیده نمیشود و دلیل خاصی برای حمایت شهرداری از این اثر نمیتوان یافت.قایقسواری در تهران، نیم شب، اردوبهشت، و سرزمین فرشتهها چهار محصول این موسسه بوده (شاید بتوان فیلم پل با حمایت شهرداری کرج را نیز به این فهرست اضافه کرد) که از نظر کمیت نیز قابل تامل است. در حالی که موسسات هنری و سینمایی، بنا بر محدودیت بودجه، به کارنامهی کمتری اکتفا کردهاند، عملاً بودجه شهرداری، موسسه تصویر شهر را به دومین بازیگر عرصه سینما تبدیل کرده است. قایقسواری در تهران، هرچند در نام خود، اسم «تهران» را گنجانده است و بخشهایی از شهر تهران -همچون خیابانهای شیک، اداره پست و... – که در کشورهای دیگر نیز وجود دارد و مزیت خاصی محسوب نمیشود را به تصویر میکشد، اما اولاً در جنبههای سخت، جلوههای شهرسازی مختلفی که به لحاظ کمی و کیفی مهمتر بودهاند (برج میلاد، پارکها، موزهها، و...) را نشان نمیدهد. ثانیاً در جنبههای نرم، تصویر مثبتی از فرهنگ مردم تهران، سبکزندگی مردمان اصیل آن که هنوز دستخوش فرهنگ غربی نشده است، نشان نمیدهد؛ مردم به هم دروغ میگویند، در ترافیک بی اعصاب اند، ورود ممنوع میروند، پشت آمبولانس راه میافتند، و...؛ لذا برای مخاطبی که تهران را تاکنون ندیده، دیدن این فیلم، تصویر چندان جذابی از تهران نشان نمیدهد. در مجموع، این اثر در مجموعه از نظر مدیریتی، فیلم چندان ارزشمندی برای روایت خدمات شهرداری به نظر نمیرسد.اردوبهشت، منفیترین کارنامه موسسه تصویر شهر است. فیلمی درباره ماجرای غرق شدن چند دختربچه در یکی از پارکهای تهران که هر چه فیلم رو به جلو میرود، تقصیر مسئول شهرداری بیشتر محرض میشود و تنفر مخاطب از او بیشتر میشود! احتمالاً تصمیمگیران شهرداری را توجیه کردهاند که فیلم، عدم کفایت مسئولین شهرداری وقت، در دولت اصلاحات را نشان میدهد و مخاطب در ذهن خود، آنها را با مسئولین خدوم فعلی شهرداری مقایسه میکند! در حالی که مخاطب نه تنها مسئول شهرداری آن زمان و این زمان را تفکیک نمیکند، بلکه کاراکتر او را به عنوان یک «مسئول نظام جمهوری اسلامی» به دیگران نیز تعمیم میدهد.در مجموع، داشتن بودجه و قدرت تولید، به مزیت این موسسه در عرصه سینما تبدیل شده است اما اگر این سازمان به جای حمایت از تولیدات مختلف با مضامین پراکنده، طی یک برنامه بلندمدت چند ساله، به عنوان ماموریت خود، ترسیم تصویر آرمانشهر تهران را در پیش بگیرد، قطعاً از منظر راهبردی به صواب نزدیکتر است.
...
۱۸:۵۰