عکس پروفایل در آن نیامده ایامد
۲ هزار عضو

در آن نیامده ایام

«ای با همه در حدیث و گوش همه کر وی با همه در حضور و چشم همه کور»
...(در اینستاگرام، تلگرام و ایتا هم با همین نشانی FihMaFih)
در آن نیامده ایام
undefined undefinedصلح با معاویه یا فتح خیبر؟ (خطاب پنجم در باب تفرقه و جهالت) چیزی که در سخنان حضرات همواره ناامیدِ تفرقه‌ساز برایم عجیب است این است که ایشان همچنان طوری استدلال می‌کنند و تاریخ اسلام را نخوانده به هم می‌بافند و شباهت‌یابی‌های احمقانه می‌کنند که انگار ایران نه حتی در شرایط اُحد یا حتی شعب، بلکه در شرایط صلح امام حسن علیه‌السلام است! طبیعتاً وقتی خود را در موقعیت صلح معاویه یا حتی حکمیت صفین ببینی ناخواسته برای تکمیل پازل ذهنیت دنبال خائن می‌گردی، آن‌هم در جایی که نباید! چون خودت را معصوم می‌بینی هرگز تردید نمی‌کنی نکند خودت و تفکر جاهلانه‌ات ریشه‌اش به اهل نهروان برسد که با بی‌صبری‌ها، جهالت‌ها و ظاهربینی‌هایشان کمر امام را شکستند. اینجور‌ استدلال‌های مسموم و مأیوس اینان در تصور وضعیت ایران را مقایسه کنید با روایت رهبر شهید و صادق ایران،‌ که نه امروز و‌ دیروز، نه در این اقتدارها و پیروزی‌های چشمگیر نظامی سال‌های اخیر که غرور ایرانیان را به اوج رساند و چشم جهانیان را خیره کرد، بلکه پانزده سال پیش، در موقعیت‌های سخت آن دوره فرمودند ما امروز در وضعیت بدر و خیبریم! بخوانید: این روسیاه‌های بدمحاسبه‌گر خیال می‌کنند ما امروز در شرائط شِعبِ ابی‌طالبیم. اینجور نیست. ما امروز در شرائط شِعب ابی‌طالب نیستیم؛ ما در شرائط بدر و خیبریم. ما در شرائطی هستیم که ملت ما نشانه‌های پیروزی را به چشم دیده است؛ به آن‌ها نزدیک شده است؛ به بسیاری از مراحل پیروزی، با سرافرازی دست پیدا کرده است ... «قل هذه سبیلی ادعوا الی الله علی بصیرة انا و من اتّبعنی»؛ این راهی است که با بصیرت انتخاب شده است، این راهی است که با مجاهدت باز شده است، این راهی است که با خون عزیزترین‌ها هموار شده است. (رهبر شهید، ۱۳۹۰/۱۰/۱۹) #روایت_جنگ @FihMaFih
undefinedليَهلِكَ مَن هَلَكَ عَن بَيّنَةٍ
و يَحيى مَن حَيَّ عَن بَيّنَةٍ
(خطاب ششم در باب تفرقه و جهالت)[صفحه ۱/۲]
جدا از بحث‌های منطقی که کرده‌ایم و باز هم خواهیم کرد به امید خدا، این یک بحث معنوی است (ولو از حد بنده خیلی بزرگتر) :
«.‌.. يُبَيِّنُ لَكُمْ عَلَىٰ فَتْرَةٍ مِّنَ الرُّسُلِ أَن تَقُولُوا مَا جَاءَنَا مِن بَشِيرٍ وَلَا نَذِيرٍ ۖ فَقَدْ جَاءَكُم بَشِيرٌ وَنَذِيرٌ ۗ ...» (مائده-۱۹)
هر شهیدی اتمام حجت خدا با گروهی است، اما خدا در نهم اسفند ۱۴۰۴ با شهادت عظیم رهبر عظیم‌الشأن ایران با همهٔ مردم ایران و جهان اتمام حجت کرد. صدای سرخ خون مقدس او به همه جای عالم رسید. هر انسانی که اندکی صاحب وجدان و انصاف و خرد بوده‌باشد، هم زیبایی و ‌عظمت شهادت این مرد را دید و تاحدی درک کرد، هم در درون خود این فرصت را یافت ببیند چقدر با او فاصلهٔ وجودی دارد. بعد از این خون بزرگ دیگر کسی در این روزگار بهانهٔ «خب نمی‌دونستم» و «حواسم نبود» و «دیدگاهم فرق داشت» و ... را دست‌کم در امور سیاسی اجتماعی ندارد.
اما داشتم فکر می‌کردم خدا برای یک گروه دیگر یک اتمام حجت دیگر هم فرستاد. چه گروهی؟ برای همین بی‌صبرها و هیجانی‌های عموما تندرو و بعضاً تفرقه‌طلب. چرا؟ چون بین این جماعت آدم‌های خیلی زیادی بودند که واقعاً اهل ایمان بودند و از شدت سادگی (در برابر پیچیدگی مسائل روزگار) دچار ظاهربینی، تعصب و خامی شده بودند. یعنی خباثت و خیانتی یا بر خلاف بعضی مشاهیرشان حتی طلب قدرت و ریاستی در دل خیلی از ایشان نبود؛ اما بالاخره عمیق فکرنکردن و دقیق مطالعه‌نکردن باعث شد ویروسِ این جهالت و اشتباه مبنایی فکری عظیم (یعنی بدبینی به دوستان، یعنی بی‌صبری و ندیدن ظواهر پنهان امور، یعنی بهانه‌گیری‌های بنی اسرائیلی به اسم مطالبه‌گری، یعنی دنبال وضعیت‌های خیالی بی‌نقص و با خلوص محض بودن، یعنی از دیگران آرمان‌خواهی صددرصد طلب‌کردن و از خود به ادعا و دعوا راضی‌بودن و...) در ذهن‌شان بنشیند و جا هم خوش کند. ویروسی که بارها (مثلا به‌ویژه در دیدار دانشجویان) ناراحتی و تذکر رهبر شهید را برانگیخت، اما باز هم ادامه پیدا کرد.
اما آن اتمام حجت آخر و ویژه چه بود؟آن اتمام حجت پس از توضیحات و تذکرهای مداوم رهبر شهید و‌ آن اتمام حجت پس از شهادت عظیم و جهان‌گیر رهبر ایران چه بود؟
آن واپسین اتمام حجت، شهادت بندهٔ خدا #علی_لاریجانی بود. این آخرین اتمام حجت قطعی خداوند با این گروه به نظر می‌رسد. که خیلی‌هایشان هم بیدار شدند، یا حداقل تکان خوردند، «چه شد که ما هنوز هستیم و او شهید شد»؟ «چه شد که او قبل از فلانی که مقدس‌ترش می‌پنداشتیم توانست پرواز کند و به منزل برسد»؟ «مگر خائن‌ها هم شهید می‌شوند»؟ البته که خیلی از دل‌ها هم تکانی نخوردند و پوسته‌ای دیگر از توجیهی تازه پیرامونشان را فراگرفت؛ «فهی کالحجارة او أشد قسوة».
[ ادامه undefined]@FihMaFih
undefined۳۴
undefined۷
undefined۵
undefined۲

۵.۸K

۵:۴۳