چیزی که در سخنان حضرات همواره ناامیدِ تفرقهساز برایم عجیب است این است که ایشان همچنان طوری استدلال میکنند و تاریخ اسلام را نخوانده به هم میبافند و شباهتیابیهای احمقانه میکنند که انگار ایران نه حتی در شرایط اُحد یا حتی شعب، بلکه در شرایط صلح امام حسن علیهالسلام است!
طبیعتاً وقتی خود را در موقعیت صلح معاویه یا حتی حکمیت صفین ببینی ناخواسته برای تکمیل پازل ذهنیت دنبال خائن میگردی، آنهم در جایی که نباید! چون خودت را معصوم میبینی هرگز تردید نمیکنی نکند خودت و تفکر جاهلانهات ریشهاش به اهل نهروان برسد که با بیصبریها، جهالتها و ظاهربینیهایشان کمر امام را شکستند.
اینجور استدلالهای مسموم و مأیوس اینان در تصور وضعیت ایران را مقایسه کنید با روایت رهبر شهید و صادق ایران، که نه امروز و دیروز، نه در این اقتدارها و پیروزیهای چشمگیر نظامی سالهای اخیر که غرور ایرانیان را به اوج رساند و چشم جهانیان را خیره کرد، بلکه پانزده سال پیش، در موقعیتهای سخت آن دوره فرمودند ما امروز در وضعیت بدر و خیبریم!
بخوانید:
این روسیاههای بدمحاسبهگر خیال میکنند ما امروز در شرائط شِعبِ ابیطالبیم. اینجور نیست. ما امروز در شرائط شِعب ابیطالب نیستیم؛ ما در شرائط بدر و خیبریم. ما در شرائطی هستیم که ملت ما نشانههای پیروزی را به چشم دیده است؛ به آنها نزدیک شده است؛ به بسیاری از مراحل پیروزی، با سرافرازی دست پیدا کرده است ...
«قل هذه سبیلی ادعوا الی الله علی بصیرة انا و من اتّبعنی»؛ این راهی است که با بصیرت انتخاب شده است، این راهی است که با مجاهدت باز شده است، این راهی است که با خون عزیزترینها هموار شده است.
(رهبر شهید، ۱۳۹۰/۱۰/۱۹)
#روایت_جنگ@FihMaFih
۵.۶K
۲۳:۳۴