عکس پروفایل در آن نیامده ایامد
۲ هزار عضو

در آن نیامده ایام

«ای با همه در حدیث و گوش همه کر وی با همه در حضور و چشم همه کور»
...(در اینستاگرام، تلگرام و ایتا هم با همین نشانی FihMaFih)
در آن نیامده ایام
undefinedپس چرا سازش نکردیم؟! (خطاب چهارم در باب تفرقه و جهالت) دو طرف می‌گویند ما پیروزیم. حالا پیروز به کنار، داشتم فکر می‌کردم مذاکرات تا الآن (جدا از دشمن خارجی به‌نظرم) یک بازندهٔ قطعی داخلی داشته: کسانی که در طی این چندروز در ایران به جای حمایت از فرماندهان نبرد و حمله به دشمن، به مسئولان کشور خودشان حمله کردند و آن‌ها را «سازشکار» نامیدند، «مرگ بر سازشکار» گفتند، سناریوهای دروغین و آسمان‌ریسمانی درمورد خیانت و وطن‌فروشی ساختند و بافتند و شایع کردند، شرایط کشور را در وضعیت برتری قطعی سیاسی و نظامی به شرایط سخت و پرمحدودیت در تاریخ اسلام تشبیه کردند و سعی کردند همانطور که اسرائیل می‌خواست این اتحاد مقدس و این اراده‌های یک‌صدا بشکند، دو صدا شود و در صف مستحکم ملت ایران دو دستگی پیدا شود. اما چرا باخت قطعی؟ مذاکرات منطقا (ولو به فرض محال) سه نتیجه می‌توانست داشته باشد: حالت اول: کاملا شکست بخورد. همانطور که این‌ها پیش‌بینی می‌کردند، یعنی مثلاً هیئت ایرانی برود و عزت ملت ایران را بفروشد، خودش و کشورش را خوار کند و دشمن را پیروز کند. در آن صورت طبیعتا این بلندگوها پیروز می‌شدند و می‌گفتند «دیدید گفتیم؟ دیدید مسئولان ایرانی سازشکارند»! حالت دوم: پیروز شود. یعنی برخلاف پیشینی این‌ها هیئت مذاکرهٔ ایران بخش عمده‌ای از شروط مهم خود را در توافق نهایی محقق کند. آن‌موقع چه اتفاقی می‌افتاد؟ اصلا گیریم تمام شروط پیشنهادی ایران را محقق می‌کردند، اصلا گیریم چند دستاورد عظیم دیگر هم اضافه می‌کردند! آن موقع این اهل شقاق و تفرقه چه می‌گفتند؟! آیا عذرخواهی می‌کردند از تهمت‌هایی که زدند و به ملت ایران تبریک می‌گفتند؟! تجربه که چنینی چیزی نشان نداده‌! آن‌ها چون ابطال‌پذیر سخن نمی‌گویند و حرف روی زمینی ندارند هیچوقت، قطعاً می‌گفتند «نه! باز هم کافی نیست! حتما وطن‌فروشی شده، حتما می‌شد بهتر باشد، اگر مذاکره نمی‌شد بهتر بود، ما خون شهیدان را فروختیم، ما بازنده‌ایم، ایران بازنده است،‌ این مسئولان و همه به جز خود ما سازشکارند، نباید این توافق امضا می‌شد و... دیدید پیش‌بینی ما درست بود و این‌ها سازشکارند؟!» حالت سوم: توافقی صورت نگیرد. یعنی اتفاقی که افتاد. ایران با همه اختیارات و همه توان در میدان مذاکره حاضر شد،‌ هم انعطاف‌های ممکن را نشان داد، هم از حق و عزت ملت ایران آن‌هم در وضعیت برتر نظامی و موقعیت پیروزی کوتاه نیامد و دشمن زیاده‌خواه نتوانست ارادهٔ خود را تحمیل کند و نخواست فعلا کوتاه بیاید. این حالت سوم تنها حالتی است که تفرقه‌افکن کاملا باخته! چون پیش‌بینی‌اش، چه در مدل منصفانه (حالت یک) چه در مدل دبه‌کردن و‌ جرزنی (حالت دو) درست از آب درنیامده و دروغش آشکار شده. چطور؟ فرماندهان ایرانی یک‌بار در این خطرناک‌ترین حالت خطر ترور مسئولان (آن‌هم اولویت اول ترور) جمع شدند رفتند پاکستان؛ سخت‌تر برای آمریکایی‌ها بود که آن جماعت عظیم سیصدنفر از آن طرف کرهٔ زمین کوبیدند آمدند اینجا، بعد چهل روز جنگ یکبار آتش بس قبول شده، یک‌بار همهٔ تفرقه‌افکنان و جاهلان فحش‌های صلح تحمیلی و سازششان را شلیک کرده‌اند و هزینه‌های انجام مذاکره پرداخت شده، تمام خشم و احتیاج آمریکا بازشدن تنگه هرمز بوده و... خب بزرگوار! اگر این‌ها سازشکار بودند، اگر قرار بود سازشکاری کنند الآن بهترین و بلکه تنها وقت برای سازش و صلح تحمیلی بود، پس چرا سازش نکردند؟! که بیایند دوباره تهران، خطر جنگ جدید پررنگ‌تر بشود، تنگه هرمز بسته بماند، چه‌بسا چندتای دیگرشان ترور شوند تازه بعدش بروند سازش کنند؟؟! نه دوستان! به لطف خدا به لطف خدا، با آنچه پیش آمد پیش‌بینی و غیب‌گویی تفرقه‌افکنان و جهالت‌سواران باطل شد و آبرویشان پیش کسی که چشم بصیرت و عبرت داشته باشد رفت. چون در بهترین و شاید تنها فرصت سازش هم سازشی صورت نگرفت. حال آیا آنانکه باید، درس گرفتند و فهمیدند نباید به صداهای مسموم و مشکوک (با هر ظاهر موجهی) گوش کنند؟ فهمیدند باید به کشور خودشان اعتماد کنند؟! #روایت_جنگ @FihMaFih
thumbnail
undefinedصلح با معاویه یا فتح خیبر؟(خطاب پنجم در باب تفرقه و جهالت)
چیزی که در سخنان حضرات همواره ناامیدِ تفرقه‌ساز برایم عجیب است این است که ایشان همچنان طوری استدلال می‌کنند و تاریخ اسلام را نخوانده به هم می‌بافند و شباهت‌یابی‌های احمقانه می‌کنند که انگار ایران نه حتی در شرایط اُحد یا حتی شعب، بلکه در شرایط صلح امام حسن علیه‌السلام است!
طبیعتاً وقتی خود را در موقعیت صلح معاویه یا حتی حکمیت صفین ببینی ناخواسته برای تکمیل پازل ذهنیت دنبال خائن می‌گردی، آن‌هم در جایی که نباید! چون خودت را معصوم می‌بینی هرگز تردید نمی‌کنی نکند خودت و تفکر جاهلانه‌ات ریشه‌اش به اهل نهروان برسد که با بی‌صبری‌ها، جهالت‌ها و ظاهربینی‌هایشان کمر امام را شکستند.
اینجور‌ استدلال‌های مسموم و مأیوس اینان در تصور وضعیت ایران را مقایسه کنید با روایت رهبر شهید و صادق ایران،‌ که نه امروز و‌ دیروز، نه در این اقتدارها و پیروزی‌های چشمگیر نظامی سال‌های اخیر که غرور ایرانیان را به اوج رساند و چشم جهانیان را خیره کرد، بلکه پانزده سال پیش، در موقعیت‌های سخت آن دوره فرمودند ما امروز در وضعیت بدر و خیبریم!
بخوانید:
این روسیاه‌های بدمحاسبه‌گر خیال می‌کنند ما امروز در شرائط شِعبِ ابی‌طالبیم. اینجور نیست. ما امروز در شرائط شِعب ابی‌طالب نیستیم؛ ما در شرائط بدر و خیبریم. ما در شرائطی هستیم که ملت ما نشانه‌های پیروزی را به چشم دیده است؛ به آن‌ها نزدیک شده است؛ به بسیاری از مراحل پیروزی، با سرافرازی دست پیدا کرده است ...

«قل هذه سبیلی ادعوا الی الله علی بصیرة انا و من اتّبعنی»؛ این راهی است که با بصیرت انتخاب شده است، این راهی است که با مجاهدت باز شده است، این راهی است که با خون عزیزترین‌ها هموار شده است.

(رهبر شهید، ۱۳۹۰/۱۰/۱۹)
#روایت_جنگ@FihMaFih
undefined۴۳
undefined۱۳

۵.۶K

۲۳:۳۴