عکس پروفایل در آن نیامده ایامد
۲ هزار عضو

در آن نیامده ایام

«ای با همه در حدیث و گوش همه کر وی با همه در حضور و چشم همه کور»
...(در اینستاگرام، تلگرام و ایتا هم با همین نشانی FihMaFih)
در آن نیامده ایام
undefinedقصهٔ انحلال ساختارها | قسمت دوم: شورای نگهبان (خطاب بیست‌ودوم درباب تفرقه و جهالت) در تاریخ انقلاب خیزشی درمورد انحلال رسمی شورای نگهبان نبوده، ولی برای تضعیفش تلاش‌های زیادی انجام شده. دو دلیل داشته که با اینکه این ساختار هم مثل ارتش جزو منابع مهم قدرت و امنیت کشور است و از این نظر همواره هدف تخاصم استعمار بوده، هیچگاه به طور رسمی سخن از انحلالش نرفته؛ یکی اینکه شورای نگهبان مثل ارتش نبود که پیشینهٔ شاهی داشته باشد و معارضان بتوانند با این بهانه تخریبش کنند و دوم اینکه جزو ساخته‌ها، ساختارها و یادگارهای خود امام و انقلاب است و اساس حفاظت از قانون و دین در برابر سیاست‌ورزی محسوب می‌شود. به همین دو دلیل حتی وقیح‌ترین منافقان هم رسماً سخن از انحلال شورای نگهبان نگفته‌اند چون می‌دانند حذف ساختارهای اساسی نظام یعنی حذف جمهوری اسلامی و این یک کنش براندازانه است نه منتقدانه. ولی تلاش برای انحلال غیررسمی یعنی بی‌اثرسازی این نهاد از اوایل انقلاب با هدایت استعمار همواره در بین گروه‌های مختلف جریان داشته. چه اینکه چنین سازوکاری قهرا کار را برای مدیریت استعمار بر کشورهای مورد طمعش دشوار می‌کند. مهمترین ابزار شورای نگهبان برای حفاظت از امر سیاسی در کشور «نظارت استصوابی» است؛ شورای نگهبان (فارغ از اینکه در طی ادوار چقدر از این اهرم به درستی استفاده کرده) با این اهرم می‌تواند استانداردی از سلامت و توانمندی حاکمان سرنوشت مردم ایران را حفظ کند، به همین دلیل نظارت استصوابی موضوع تخریب و تهاجم گروه‌ها و گروهک‌ها بوده. چون شورای نگهبان بدون نظارت استصوابی دیگر شیر بی‌یال‌ودم‌واشکم می‌شود. تاریخ اولین مخالفت‌ها با نظارت شورای نگهبان با تاریخ اولین ردصلاحیت‌ها در مجلس یکی‌ست: دهه۶۰. اولین گروه جریان‌های مارکسیستی بودند، بیش از همه حزب توده که رسما خدا را منکر بود و طبق قانون اساسی نمی‌توانست وارد مجلس شود و بعد دیگر گروهک‌های چپ مثل سازمان تروریستی مجاهدین. پس از این جریان نهضت آزادی و جریانات ملی مذهبی بودند که به‌ویژه از ۱۳۷۰ که شورای نگهبان تفسیر خود را از نظارت استصوابی منتشر کرد با آن مخالفت کردند. و گروه سوم و پرسروصداتر و با مخالفت اساسی‌تر همواره اصلاح‌طلبان بوده‌اند که اوج مخالفتشان با نظارت استصوابی و تلاششان برای تضعیف شورای نگهبان در مجلس ششم (اوایل دهه ۸۰) بود. در این دوره نمایندگان اصلاح‌طلب در اعتراض به رد صلاحیت جمعی از نامزدهایشان، هم سعی کردند با تصویب طرحی نظارت استصوابی را لغو کنند و هم وقتی طرح به جایی نرسید دست به تحصن و در ادامه تهدید حکومت زدند. این عملیات تمامیت‌خواهانه علی‌‌رغم همۀ سروصداهای شدیدش با عدم همراهی مردم سرانجام شکست خورد. (البته که روند تضعیف شورا در شکل‌های دیگری هم توسط اصلاح‌طلبان تکرار شد، مثل ماجرای ۸۸). اما در دهه ۹۰ چهرۀ شاخص در تضعیف شورای نگهبان یک نفر بود: احمدی‌نژاد. اگر خودمان را جای گروه‌های رد صلاحیت‌شده بگذاریم شاید بهشان حق بدهیم خشمگین شوند. تو با هزار آرزو برای خودت یا تیمت آمادۀ کارزار انتخابات می‌شوی، به نظر خودت هم صلاحیت و آمادگی داری، ناگهان با فیلتری مواجه می‌شوی که معصوم هم نیست، ممکن است خطا کند و این خطا هزینه‌اش مرگ حیات سیاسی تو می‌شود. تویی که شاید با نهایت دلسوزی برای ملت سمت انتخابات آمدی. یک نمونۀ آشکارش شهید لاریجانی بود، که دوبار قطعا با ظلم و بهتان از سوی شورای نگهبان رد صلاحیت شد، کار به دادگاه هم رسید و لاریجانی در دادگاه بر شورا پیروز شد و شورا باز تغییر رویه نداد، رهبر شهید با ناراحتی تذکر به جبران داد و شورا سمعاوطاعتا گفت ولی باز جبران نکرد (یا روایتی که از انتقاد رهبری نسبت به ردصلاحیت پزشکیان وجود دارد) ولی دقیق‌تر که نگاه کنیم نمی‌شود حق داد. فلسفۀ قانون همین است، در بدترین حالت: دفع افسد به فاسد. هیچ قانونی بی‌نقص نیست و هیچ مجری قانونی هم بی‌خطا، ولی قانون بد از بی‌قانونی بهتر است. فرض کنیم فیلتر شورای نگهبان نباشد؛ تتلو هم می‌تواند نامزد شود و با جودادن و تبلیغات استعمار رای هم می‌آورد، ترامپ هم. یعنی این ساختار هم سخن دین هم حکم قطعی عقل است؛ به همین دلیل مشابهش همه جا هست، فرانسه هم مدل خودش را دارد. جدا از اینکه اکثر رئیس جمهورها اتفاقا اصلاح‌طلب بوده‌اند و همین شورا تاییدشان کرده! (شورای نگهبان در حقیقت شکل پیشرفته و میراث خون شیخ فضل الله نوری است، وقتی اصل طراز را در مشروطه پیشنهاد و تصویب کرد: پنج مجتهد مراقبت کنند قوانین مجلس خلاف قوانین خدا نباشد. ساده‌ترش: شورای نگهبان در ایران هست تا دلقکی مثل زلنسکی که بازیگر آثار مستهجن است با تکیه بر تبلیغات و هیجانات عمومی اصلا اجازۀ شرکت در انتخابات پیدا نکند). و اما چه کسانی دربرابر امواج مختلف تخریب و توطئۀ استعمار علیه شورای نگهبان ایستادند؟ = بیش از همه دو رهبر فقید و شهید ایران. @FihMaFih
thumbnail
پیوست‌ها برای خطاب بیست‌ودوم در باب جهالت و تفرقه
۱. امام خمینی؛ خرداد ۱۳۶۰ :«نمی‌شود از شما پذیرفت که ما قانون را قبول نداریم. غلط می‌کنی قانون را قبول نداری، قانون تو را قبول ندارد. نباید از مردم پذیرفت، از کسی پذیرفت، که ما شورای نگهبان را قبول نداریم. نمی‌توانی قبول نداشته باشی. مردم رای دادند به این‌ها، مردم شانزده میلیون تقریباً یا یک قدری بیشتر رای دادند به قانون اساسی. مردمی که به قانون اساسی رای دادند منتظرند که قانون اساسی اجرا بشود؛ نه هر کس از هر جا صبح بلند می‌شود بگوید من شورای نگهبان را قبول ندارم، من قانون اساسی را قبول ندارم، من مجلس را قبول ندارم، من رئیس جمهور را قبول ندارم، من دولت را قبول ندارم. نه! همه باید مقید به این باشید که قانون را بپذیرید، و لو بر خلاف رای شما باشد. باید بپذیرید».
۲. امام خمینی؛ اردیبهشت ۱۳۶۳ :«هشدار مى‌‏دهم که تضعیف و توهین به فقهاى شوراى نگهبان امرى خطرناک براى کشور و اسلام است».
۳. رهبر شهید؛ شهریور ۱۳۹۴ :« شورای نگهبان، چشم بینای نظام برای انتخابات است؛ در همه‌ی دنیا هم یک چنین چیزی وجود دارد -حالا اسمش چیز دیگر است؛ اینجا اسمش شورای نگهبان است- مراقبند، ببینند آن کسی که وارد میدان انتخابات می‌شود آیا صلاحیّت دارد یا نه؛ اگر دیدند آدمی که صلاحیّت ندارد وارد شده، جلویش را می‌گیرند؛ این حقّ قانونی و عقلی و منطقی آن‌ها است؛ بعضی بیخود ایراد می‌کنند. بخشی از این حقّ‌النّاس، همین حقّ رأی شورای نگهبان است؛ همین حقّ نظارت استصوابی و مؤثّر شورای نگهبان است؛ این جزو حق‌النّاس است، این را باید رعایت کرد.»
۴. رهبر شهید؛ آذر ‌۱۳۷۸ :«نظارت استصوابی یک قانون است و نبایستی کسی از عمل به قانون گله‌ای داشته باشد. این نظارت شورای نگهبان، طبق قانون و متکی به قانون اساسی است... این برای آن است که یک آدم ناباب، یک آدم مضر و یک آدم بد، به این مرکزِ حساس وارد نشود. حالا شما ببینید یک آدم حرافِ پشت‌هم‌اندازی که از خارج هم حمایت شود و پول فراوانی هم داشته باشد و خودش را به شکل‌های گوناگونی بیآراید و این‌جا بیاید و کاندیدا شود و اکثریتی را هم ببرد و رئیس‌جمهور شود، تکلیف مملکت چه می‌شود؟! نظارت استصوابی برای همین است که جلوِ آدم‌هایی که بر طبق قوانین کشور، صلاحیت آمدن به این منصبِ حساس را ندارند - چه مجلس، چه ریاست جمهوری و چه در بقیه جاهایی که این نظارت وجود دارد؛ مثل مجلس خبرگان و دیگر جاها - گرفته شود و این‌ها نتوانند وارد این مراکز حساس شوند».
@FihMaFih
undefined۲۳
undefined۱

۲K

۱۵:۵۷